یکی از سخنرانی های تهوع آور اخیر قذافی را به یکی از دوستان نشان میدادم که قذافی در آن به هواداران خود میگفت “از بمبهای هواپیماهای ناتو نترسید, این بمبها برای کشتن شما نیست, این بمبها تنها بمبهای صدا است”. تصور کنید که شما یک شهروند لیبی باشید و با صدای مهیب هر انفجار خانه خود را در حال لرزش ببینید و با خروج از خانه ویرانه های بجا مانده از بمبها را ببینید و بعد سخنرانی قذافی را در این رابطه بشنوید!
دوست ما با شنیدن این سخنرانی کلی خندید و گفت این یکی دیکتاتور خیلی پرت است. اما در حقیقت همه دیکتاتور ها پرت هستند. بیاد دارم که قبل از سقوط صدام حسین در یکی از کشورهای عربی وارد کتابخانه ای شدم که تقریبا 30 جلد کتاب از یک موضوع در اختیار داشت که تمامی آنها تالیف صدام حسین بودند. راستش را بخواهید تعجب کردم و بخود گفتم اگر کسی قرار است 30 جلد کتاب بنویسد وقت نمی کند صدام حسین بشود. یکی از کتابها را برداشته و از سر کنجکاوی هم که شده چند برگه از آن را ورق زدم. نکته اولی که دستگیرم شد این بود که این 30 جلد کتاب تالیف صدام حسین نیست و مجموعه سخنرانی های او است که اطرافیانش هرجا که دهان باز کرده آن را بصورت یک فصل جداگانه نوشته اند. اما یکی از حکمتهای صدام حسین در کتاب این بود که اقتصاد عراق در فلان سال از اقتصاد سوئد پیشی گرفته است چراکه عراق در آن سال موفق شد چندین هزار گلوله خمپاره بیشتر از سوئد تولید کند. حالا جدا از اینکه کشورهای پیشرفته در حال حاضر از خمپاره و گلوله خمپاره استفاده هم می کنند تا آن را تولید کنند باز یک شهروند عراقی را متصور شوید که در زمان صدام حسین با شکم گرسنه و هزار تو سری از خدا و رهبر مقدس بر سر خورده از خانه بیرون بیاید و فلا سخنرانی رهبرش را بشنود و اوضاع پیشرفته تر خود را با سوئدی ها مقایسه کند!
اگر باور نمی کنید که همه دیکتاتورها به اندازه همان قذافی پرت هستند و یک عمر در حبابی شکننده زندگی کرده اند همین رهبر فرزانه خود را تصور کنید که راست راست در دوربینهای صدا و سیما نگاه می کند و می گوید نظام تحت رهبریش برای مردم شادابی آورده است. حالا شخص دیگری را متصور نشوید چون خودتان شهروند ایرانی هستید. اگر شادابی دیدید به ما هم نشان دهید و اگر ندیدید یقینا رهبر ما هم دست کمی از قذافی ندارد.
شادابیی که دست آخر ما را خواهد کشت؛
به اخبار نگاه می کنی می بینی چین که هیچ, هند دومین کشور جهان است که در این رکود اقتصادی به دیگر کشورها وام قرض می دهد. این هند همین امروز یک قرارداد چندین میلیارد دلاری با ژاپن بست که این کشور ساخت و ساز امور زیربنایی هند را بر عهده بگیرد. راستش را بخواهید با شنیدن واژه "امور زیربنایی" بیاد مقاله دانیل ایکنسون افتادم که لب کلامش این بود که: کشورهای توسعه نیافته می توانند با اصلاحات در امور اداری و بهبودی امور زیربنایی مثل جاده, امور حمل و نقل و وسایل ارتباطات و غیره بشکلی فعال در تجارت آزاد جهانی شرکت کرده و اقتصاد خود را رونق دهند.
حالا باور بفرمایید که نظریه های این صاحب نظران هم مثل باران یکجا نعمت است و جای دیگر سیل و بلا. در هند نعمت است اما در کشور ما چند نفر آدم نظریه ندیده آن بالا نشسته اند که تا هانتینگتون دهان باز کرد و چیزی گفت آنچنان بر علیه جنگ نرم سیاستگذاری بلند مدتی کنند و کشور را با مردمش پانصد سال به عقب بکشند و همه را یا زندانی یا فراری دهند که دو سال بعد که صحت نظریه های مذکور بکلی رد شد, آقایان جایی برای اصلاح شکر خورده اشان نداشته باشند. بلکه محمود را در حلق که خوب است تا معده مردم هم فرو کرده باشند.
بهرحال, ما که مثل چینی ها شانص حکومتی را نداشتیم که حداقل اگر توی سرمان بزند ما را در امور اقتصادی تنها بگذارد. خیر, دار و ندار مملکت یکجا دست سپاه است. آقایان هم که بر بحران اقتصادی اروپا و جهان سرمایه گذاری کرده اند. حالا انگار اروپاییها هم مثل مقام معظم خودمان دست به باج دادنشان باز است.
اینبار قرار است صادرات نفت ایران را تحریم کنند. عربستان هم تعهد داد که کمبود صادرات نفت ناشی از تحریم ایران را تک و تنها جبران کند. مقام معظم رهبری هم که نه در عربستان و نه در هیچ جای جهان یک تپه گلکاری نشده باقی نگذاشته است نه برای خود فروشی دختران ایرانی, نه برای کلیه فروشی شهروندان ایرانی, نه برای بیدادی فقر و نداری که اینها جملگی جزو شادابی نظام اسلامی است, بلکه حالا که قرار است صادرات نفت تحریم شود و سپاه در تنگدستی بیافتد میخواهد تنگه هرمز را با آن چهارتا قایق روسی ببندد. یکی نیست بگوید تا این تنگه هرمز ما هم تنگه عبدالجبار نشده جل و پلاس مبارک را جمع کن که دار بستن با تگه هرمز بستن فرق می کند.

5 سخن شما:
خیلی غم انگیزه اوضاع کریم :( کاش مردم داخل هم همینقدر از اینکه اوضاع خرابه خبر داشتند
داستان "تنگه عبدالجبار" چیه؟
دوست ناشناس
همونطور که خلیج فارس در بسیاری از محافل به خلیج عربی تبدیل شد, از سر بی لیاقتی مدیریت در ایران تنگه هرمز هم به تنگه عبدالجبار تبدیل بشه. کنایه به این منظور بود
دوستان لطف کنید این مطلب را به بالاترین بفرستید:
http://i40.tinypic.com/14wwvaf.jpg
-------------
سه اسطوره بزرگ ايراني که در خانه هاي همه مسيحيان جهان حضور دارند و مايه سرفرازي ايرانيان هستند!
اين مطلب از طرف يک دانشجوي ايراني کارشناسي ارشد در کشور زيبا و بي نظير سوئد تقديم شما مي شود. عکسي که مشاهده مي کنيد را از منزل صاحبخانه سوئدي خودم گرفتم که در آستانه کريسمس اين عيد بزرگ مسيحي را در منزل خود با تزئينات خاصي جشن گرفته است. او با اشتياق تمام سه نفري را که در سمت راست مشاهده مي کنيد و لباس سفيد بر تن و هدايايي در دست دارند را به من نشان مي دهد و مي گويد اين سه مرد ايراني اولين کساني هستند که به مسيح ايمان آوردند و هنگام تولد وی هدايايي پيشکش او کردند! باور کنيد اين حرف در زمانه اي که همه راديوها و تلويزيون هاي جهان پر از اخبار بد درباره ايران و حکومتش است، مرا به تفکر عميق فرو مي برد که ما مردم ايران به واسطه گذشته خود چه پتانسيل هاي بزرگي در برقراري رابطه خوب با همه دنيا داريم و آنها را فراموش کرده ايم، و به واسطه عملکرد ناشايست و ضد ملی حکومت جمهوری اسلامي، به جاي اينکه از مردم ايران در دنيا به نيکي ياد شود همه جا پر از سخن هاي بد و ناروا نسبت به ماست. به صاحبخانه سوئدي مي گويم که ما ايرانيان به مسيح احترام فراوان مي گذاريم و حتي در ادبيات کهن خودمان شاعران بزرگي داريم که همگي از مسيح به بزرگي ياد کرده اند و شعر: "مژده اي دل که مسيحا نفسي مي آيد" از حافظ را برايش مثال مي آورم! او در نهايت مي گويد ايرانيان مردم قابل احترامي هستند چون بعد از حوادث 11 سپتامبر همانند برخي کشورهاي عربي به خيابان نريختند که از مرگ ديگران شادماني کنند! اين مرد 55 ساله سوئدي، همه سياستمداران ايران نظير پهلوي ها، رفسنجاني، خاتمي و ... را به خوبي مي شناسد! حتي باور کنيد اولين بار من از اين صاحبخانه سوئدي فهميدم که نام اصلي فرح پهلوي همسر شاه سابق، فرح ديبا است! اينها همه را می گويم تا نشان دهم که چقدر ما بايد در رفتار خودمان در درون و بيرون کشورمان مراقب باشيم، چون همه مردم دنيا با رسانه ها و مطبوعات و اينترنت، يکديگر را زير نظر دارند و حرکت هاي خوب يا زشت همديگر را به خاطر مي سپارند. به عنوان مثال اين حرکت ضد ملی اخير حکومت خودکامه در حمله به سفارت انگلستان با نام دانشجو هم تنها و تنها آبرو و حيثيت ما دانشجويان خارج از کشور را برده و روز نيست که ما مجبوريم براي دوستانمان توضيح دهيم که اين وحشي گري ها ربطي به دانشجويان ايراني ندارد و از طرف خود حکومت برنامه ريزي مي شود... باری، بياييد به دوران باشکوه و پر از افتخار ايرانی خودمان برگرديم! ارزش ما بيش از اين حرفاست! به خودمان بياييم! لعنت خداوند بر آنهايي که ما را با مردم دنيا دشمن کردند! نگذاريم مشتي بي فرهنگ و بي شرم و بي حيا، نام نيک ايران ما را در جهان از بين ببرند و ما را مضحکه عام و خاص نمايند. دست از خودزني هاي سياسي و مذهبي هم برداريم! همه جا مردم آرام و خون گرم و خوش برخورد و با صفا باشيم و به جامعه جهاني بپيونديم و سعي کنيم همه جا نام نيک از ايرانيان به جاي بگذاريم که مثل اين سه مرد ايراني پر افتخار تا هزاران سال بعد جاودان در يادها و ذهن هاي مردم کشورهاي ديگر باقي بمانيم.
از دیروز تا به حال که این عنتر تنگش گرفت دارنده گان سوخت نفتی، پنج سنت رو بنزین کشیدن مخصوصان وقتی مانور سربازان پاسدار را در داخل آن چند لگن رو آبی و یکدانهلگن زیر آبی در داخل خبر ها نشان مردم دادند؛ به قول معروف بهانه برای ماتهت پنچر اینها و بالا کشیدن میلیونها دلار در ساعت، همین دو کلوم حرف احمدی بود که ورد جادوئی چُش(تنگه را میبندیم) را قرا ئت کردند. یاد هم نوع قادصی ایشان حضرت شیخ ال امثال، صدام _ المُتوفی الال خصوص، حاضر افتادم که با تکان دادن دُم تا لحظه آخر هم دو پایش را در یک لنگهء اُرسی کرده بود و میپنداشت، که گوئی یک نسیم وزین، به قائدهء یک چُس افسانه ای از فراخ فرشته ای شاید که در هنگام تکلیف در کهکشان رها شده باشد، و میتواند بوی بدیئی را در مشام مردم بیندازد، که ایشان هم یه گُهی هستند
در موال ِ تاریخ _ تکرار مکرر، از همین احشام است، که قرن ها و هزاران هزار بار تعفن شیطانی را به جای پیف پاف فرشته ها به مردم خودشان غالب میکنند
دامون
ارسال يک نظر