چند وقت پیش برای مدت ده روز به مالزی سفر کرده بودم. از منابع و مصادر گذشته, اگر به مشاهدات عینی خود اکتفا کنم باید بگویم که از رانندگان تاکسی گرفته تا فروشندگان کالاهای مختلف و متصدیان هتل و گردانندگان رستورانها کمتر کسی را در آن کشور یافتم که بنوعی کلاهبردار نباشد. قبلا شنیده بودم که تعداد ایرانیان در مالزی بسیار است اما باید اعتراف کنم که علیرغم شنیده ها با دیدن آنهمه ایرانی در کوالالامپور شگفت زده شدم. جالب اینجاست که اکثر این هموطنان برای تحصیل به آن کشور آمده اند. درست نمی دانم در کشوری که بطور کلی طرز نگاه به یک توریست اینگونه است که تا میتوان باید یک توریست را تیغ زد چه درسی میتوان خواند اما برخی از آنها میگفتند که در مالزی آزادی دارند. درست نمیدانم که آیا واقعا در مالزی آزاد بودند یا ادای آزادی را درمیآوردند اما از آن گذشته راننده تاکسی که مرا از هتل به فرودگاه میبرد و طبق گفته خود در تهران کارمند بوده و اکنون به دنبال همسر فوق لیسانسش به مالزی آمده تا از آنجا به بیرون (خارج) بروند! “همه ایرانیانی که به مالزی می آیند به قصد خارج رفتن به اینجا میآیند”.
و باز درست نمی دانم سفارتخانه هائیکه در تهران به شهروند ایرانی ویزا نمی دهند چرا باید در مالزی به همان شهروند ویزا بدهند اما این هموطن ما به این موضوع اشاره کرد که قرار است با قایق خود را از مالزی (شاید هم اندونزی) به استرالیا برساند. لحظه پرواز خود از کرایست چرچ نیوزیلند به کوالالامپور را بیاد آوردم و اینکه چگونه دوازده ساعت تمام را بر فراز اقیانوس آرام پرواز کرده بودیم. حتی تصور کردن اینکه کسی قرار است این همه راه را با قایق و آنهم بشکلی قاچاق و غیر مشروع طی کند برایم سخت و دشوار بود… اما جریان هرچه بود, بغرنج یا درد آور و پیچیده, حکایت از آن داشت که اوضاع داخل کشورمان بقدری دشوار است که هموطنان ما تن به اینچنین ریسکهای خطرناک میزنند.
و اما سفارت انگلستان و شیرینکاری اخیر آقای فرزانه. تنی چند از همکلاسی های ما در یکی از دروس علوم سیاسی و در این ترم تابستانی از ما دلیل اینگونه برخورد کردن با یک سفارتخانه خارجی در تهران را میپرسند. راستش را بخواهید پرسش یک پرسش بسیار منطقی است, اما دشواری در اینجاست که به این دوستان خوارج بفهمانی که پرسش منطقی درباره سیاستی که هیچگونه پشتوانه منطقی بهمراه ندارد خود بنوعی پرسشی غیر منطقی است. وگرنه از اقدام اخیر نه ایران و ملت ایران ذینفع هستند, نه سپاه و بسیج, نه آقای فرزانه. تازه پرچمهای یا حسین را هم آورده بودند, مبادا مذهب تشیع در جهان و توسط گندکاری های حضرات کم لجنمال شده باشد.
صاحب این مملکت که ملت همیشه در صحنه نیست, آقای فرزانه هم که نیست, اما ای کاش صاحبش پیدا میشد و ما هم میفهمیدیم ایده گند زدن به هر دوی ایران و سفارت انگلستان توسط کدام کسینجر نظام ابداع شده بود تا اقلا خیالمان راحت شود.

0 سخن شما:
ارسال يک نظر