تا اطلاع ثانوی خلخال آن زن یهودی در صدر اسلام را بیخیال شوید. به این معاویه و یزید هم کمتر گیر بدهید که خداوکیلی دم هردویشان خیلی هم گرم بوده. آخر کجا خوانده و یا شنیده اید که یزید سربازان گمنام خود را با پنجه بوکس و باتوم فرستاد تا شکم حضرت زینب را بخاطر افشا گری پاره کنند یا به صورت آن حضرت سجاد بیمار حتی یک سیلی بزنند. بنده های خدا راحت افشاگریشان را میکردند و کسی هم به آنها نگفت بالای چشمتان ابروست. خلاصه از کتابهای دینی و بینش اسلامی و این چیزها بیائید بیرون که فعلا ایران خودمان هم کربلا و مدینه است, هم نوار غزه و سی دی فلسطین اشغالی.
اوضاع امیدوار کننده ای را پشت سر میگذاریم. در پی فراخوان شورای هماهنگی و کلا همه آنچیزهائیکه به خدا و پیغمبر وجودشان عینهو عدمشان است و بنا بر گزارش تلویزیون رسا بانوان عزادار و غیور ما در مجلس عزاداری شهید هاله سحابی مرد و مردانه با سربازان نچندان گمنام آقا امام زمان درگیر شدند. حالا درست است که حق ارث این بانوان نصف مردان و حق حضانت فرزند و سفر و طلاق و کار و اینها را ندارند و در کل عقلشان ناقص است اما خدا وکیلی دست به درگیریشان خیلی خوب و موجب تسلی خاطر است. بگذریم که حالا اگر این بانوان بانوان سوری بودند تا الان دوازده تا خشتک بر سر بشار اسد بادبان میشد اما در کل طی این درگیری یکی از سربازان آقا که عظیم الجثه بودنش شدیدا گمنام بودنش را زیر سئوال میبرد گلوی خانم محکامه سحابی (عروس خانواده سحابی) را فشرده آن را چند متر از زمین بلند کرده و سپس با تخصص ایشان را پرتاب کرده است. البته جای نگرانی نیست چرا که خانمها زهره سحابی (خواهر مرحوم سحابی) و زهره امانی (عروس خانواده طالقانی) طی اقدامی ساختار شکنانه بسرعت به کمک ایشان شتافتند. که باز هم البته این اقدام متهورانه نیز مورد مهرورزی واقع شده و کله خانم زهره سحابی را با باتوم شکستند و زهره امانی که مخالف سلیقه آقا است اما بنده خدا مومن نیست زیر مشت و لگد سرباز گمنام له شد و در این اثنا چادر و روسری ایشان هم از سر کشیده شده و به دور انداخته شد!!!! اه
آخه سرباز, بابا گمنام, ای تا دسته با بصیرت ای خفته در آغوش آن رهبر فرزانه و اینها, ای پیرو سید علی … آخه چرا انقدر سکسی! از کجا اوردنت؟ چرا انقدر مریض؟ تو که میخواستی روسری بکشی چرا روسری اون پیرزن, زهره سحابی, رو نکشیدی؟ تو که داشتی زیر دست و پا لهش میکردی, اقلا چشاتو مثل چشای آقا درویش میکردی!…. بگذریم
بله, در این درگیری بانوی چهارمی هم به جمع درگیر شدگان اضافه شده که ایشان هم به سرنوشت دیگران دچار و همگی برای مدتی نقش بر کف زمین بودند تا اینکه ماشین نیروی انتظامی آمد و آنها را برد. این پیروزی را فعلا تبریک بگوئیم تا ببینیم شاید سری بعد کودکان جنبش هم وارد عمل شدند و اینگونه درگیر شدند و خلاصه پیروزی آفریدند. تا برنامه بعد حال ما فعلا خرابه.

