بصیرت با اعمال شاقه

|

carton

مخالفانی که توافق کرده اند تا به توافق نرسند

علوم سیاسی یکی از واحدهای درسی من در این ترم است. اوایل ترم بود که استاد مربوط به تمارین درسی Tutorial برای آشنایی با دانشجویان خود آنها را در گروههای پنج نفره در یکی از کافی شاپهای دانشگاه دعوت میکرد. وقتی فهمید ایرانی هستم خوشحال شد چرا که بیشتر حرف و حدیث و گپ زدنهای ما حول وضع فعلی خاورمیانه میچرخید. دیگر دانشجویان هم وقتی از او سئوالی در رابطه با خاورمیانه میپرسیدند پاسخ را به من محول میکرد. در رابطه با ایران بود که از من پرسید چرا مخالفان در مصر و تونس موفق به تغییر رژیم سیاسی شدند اما در ایران چنین اتفاقی نیافتاد؟ سریعترین و خلاصه ترین پاسخی که به ذهنم رسید این بود که؛ مخالفان ایرانی به دسته هایی تقسیم شده اند که حاضر به همکاری با یکدیگر نیستند. او هم گوئیکه فهمید چه میگویم و دلیل را به اندازه کافی مهم دانسته و شرح بیشتری نخواست. در سه شنبه های اعتراض هم که فعلا گل گرفته شده است, آقای موسوی هم سالی یکبار روز تولد دارند و پدر ایشان هم فقط یکبار میمیرند, پس فعلا در این قحطی بهانه و اهداف برای جنبش اخبار لیبی, سوریه و یمن را پیگیری کنیم تا ببینیم چه میشود.

رهبری که همواره سیلی می زد

بعضی ها فکر می کنند که رهبر ما آن جوان پانزده ساله ای است که با نارنجک زیر تانک عراقی رفت, یا شاید بعضی دیگر فکر کنند که رهبر ما میرحسین موسوی است یا مثلا کروبی و در این اواخر هم بعضی ها گفته اند رضا پهلوی پتانسیل رهبری را دارد یا عاقلترها گفته اند باید یک شورای رهبری که نماینده اکثر طیفها و گرایشهای ایرانی است تشکیل شود, درصورتیکه همه این گمانه زنی ها اشتباه است. رهبر ما آن کسی است که دو روز پیش به یکی از فرماندهان سپاهش گفته است شما با دستگیری ملوانان انگلیسی سه تا سیلی به انگلیس زدید. حالا اگر این فرمانده آدم حسابی بود و یکم معنی و مفاهیم واژه ها را درک میکرد و میگفت چرا هرچه کار زشت است می اندازید گردن ما و خود رهبرت برو سیلی بزن.. میامد پشت تریبون نماز جمعه, گریه میکرد و میگفت جان علیلی دارد.

حالا این را هم که بگذاریم به حساب بصیرتش به این مساله میرسیم که رهبر ما اخیرا خدا را هم به مخمصه انداخته است. ایشان گفته اند "امیدوارم خداوند متعال برای ملتهای بحرین, یمن و لیبی فرج عاجلی برساند" ناقلا بحرینش را هم اول از همه گفته است. جدا از اینکه یکدانه فرج سرکوهی بود که آن هم در زندانهای همین رهبر دقمرگ شد, حالا خدا از کجا فرج عاجل بیاورد, خداوند از آن بالا دارد سوریه و ایران را هم می بیند. پس به رسم خداوندی چیکار کند, فرج عاجل قرض کند به اینها بدهد و به آن دو ندهد هم که نمی شود. این رهبر قبلا دعا میکرد فقط ما را دچار مشکل میکرد حالا خداوند متعال را هم با دعاهایش دچار مشکل کرده است!

مجاهدین و نسلی که مجاهد نیست اما حق مجاهد را محترم میشمار

شاید گونه مشابه مجاهدین در قرارگاه اشرف را فقط بتوان در قرارگاههای سپاه پاسداران و پایگاههای بسیج یافت. انسانهائیکه تنها روزنه تغذیه فکری آنها پریشان گوئی رهبر آنها است, برای خود و دیگران حق و یا حتی موجودیتی قائل نبوده و در پیروی از رهبر عقیدتی خود حاضر به ارتکاب تمامی زشتی ها هستند. انسانهائیکه از جهان عقب مانده و در کانتینر کوچکی بنام ایدئولوژی محبوس شده اند… بله مجاهدین تمامی اینها هستند, اما هجوم به مجاهدین و کشتار آنها یک مسائله حقوق بشری صرف است. مجاهدین هم مثل بسیجی ها حق زندگی کردن دارند, آنها جزئی هرچند کوچک از خانواده ای بنام ایران هستند. واکنشهای اخیر هموطنان, حداقل در اینترنت, و دفاع از حقوق انسانی مجاهدین توسط آنان شگفت زده ام کرد. این را می بایست که به فال نیک گرفت, اندیشه شهروند ایرانی رشد کرده و قادر به خلق محتوایی تازه است. ما نیازمند این محتوا بر سر سفره برادری هستیم.

1 سخن شما:

Reza گفت...

آفرین
قسمت آخر ِ نوشته ات عالی بود
قبلیاش هم بامزه .