برادر و همکار ارجمند, رئیس جمهور منتخب لیبی, سرهنگ معمر القذافی سلام علکیم
بعد از الهم اشفع لولیک و این حرفها دیدم خودم بزور از پاستور تا بیت رهبری را با هلی کوپتر پرواز می کنم چه رسد به لیبی که اوضاعش پستر از اوضاع کنونی ما است, لذا فرصت را مغتنم شمرده و طی این نامه توصیه های لازم را محض خنده عالمیان خدمت شما ارائه می دهم؛
برادر معمر, به خواسته مردم خود تن در ده, مبادا کهریزکی برای آنها بنا کرده و طرز استفاده از بطری نوشابه را بشکلی شگرف و عمیق به آنان یاد بدهی. اینجانب کاملا درک میکنم که انتخاب شما مثل بنده 63 درصدی نبوده, لذا هیچگاه مردم خود را در خیابانها به گلوله نبند و قتلی که سربازان گمنام شما مرتکب شده را گردن سربازان صاحب نام بی بی سی, وی او ای و رادیو زمانه و بقیه بچه ها نیانداز.
یا اخی القذافی, صندلی ریاست آنقدر ارزش ندارد که شما جلوی یک انقلاب اسلامی دیگر را اینبار در لیبی بگیرید. بقول آقایمان و مولایمان بصیرت داشته و افرادی مثل حسین شریعتمداری را بجان روزنامه یا تلویزیون نیانداخته تا ملت از آنی که هست دیوانه تر نگشته و با دیدن حسین شریعتمداری عزم واژگون کردن نظامشان دوچندان نگردد. آدم حسابی های مملکت را هم زندان نکن, دقیقا مثل ما عمل کن که وقتی من می گویم کشور ما دارای آزادی مطلق است همه باور می کنند. در نهایت برای هدایت شما, نظر بی بصیرتتان را به مقطعی از این سوره شریفه جلب می کنم تا نوری باشد برای هدایت شما تا دسته؛
خ.ر (1) و نظرش را نزدیک کرد به ا.ن (2) همانا خود هم ندانست که در پس این واقعه چه چیزی خورد (3) عالمیان قیام همی کردند (4) خاورمیانه زیر و زبر شد (4) خ.ر پایش را کرد توی کفش بن علی (5) که الا و بلا عالمیان بی بصیرتند و ما بصیرت داریم (6) همانا او خ.ر بود (7) قسم به سه شنبه ها (8) و فریاد مرگ بر دیکتاتور (9) ای کسانیکه میگوئید قذافی هذیان می گوید (10) مگر خ.ر مثنوی خسر و شیرین می گوید؟ (11) و ما از هرکدام از این جانوران جفتی خلق کرده و سوار کشتی نوح کردیم (12) هیچ انسان عاقلی پذیرای محموله کشتی نشد پس همه را با هم در خاورمیانه خالی کردیم (13) باور ندارید از جنتی بپرسید (14) او در آنزمان جشن تولد 900 سالگی اش را می گرفت و کماکان از سینه دائیناسورها شیر میخورد (15) حالا یک حکمت از ما گوش کنید تا کفبر شوید که ما چقدر حکیم تشریف داریم (16) روز آفتابی است و شب ستاره باران (17) پس برای خ.ر یک مموتی فرستادیم تا او را بجای گوسفند زبانبسته قربانی کند (18) ایشان هم فرمود بنده جسم ناقصی دارم و باج نمی دهم (19) پس مورد غضب ما واقع شد و امیدواریم آنقدر بصیرت داشته باشد که حداقل سوراخ پناهگاه خود را در قزوین حفر نکند

2 سخن شما:
باشد که آن جسمِ ناقص از گوشدرازی کناره گیرد
و در دهمِ اسپند عبرتی خواهد بود برای مردمهراسان
be ghole temsahe yazyduy bayad shokre neamat kard ke khoda be seyed aly khamaneheye khaqr sakh nadadeh vaela ham joftak my zaqd va hamba shakh myzad hala khobe ke in olaghe az yek dast cholaghe ghyafeash mesle kalagheghoh mykhore bamalghemytarse byron nemyad az otaghe
ارسال يک نظر