شرکت زرین باتوم بهمراه کهریزک کولا شما را به ادامه این قسمت دعوت می کند؛ کهریزک کولا حافظ اقتدار شما
خانم سیبیلو بی حوصله در کلاس دینی نشسته و غافل از کلاس و همکلاسی ها بفکر پسر ولایتمدار بود که آیا فردا که 18 تیر است به برخی از سبزهای لجنی و مفتون به سران فتنه تجاوز خواهد کرد یا خیر؟
معلم دینی: خب بچه ها در اینجا حضرت جنتی به حضرت سلیمان می فرماید, مورچه ها را فرمان ده از سر و کول ما بالا نروند, ناسلامتی رئیس شورای نگهبان ماموتهائیم. اینگونه نشود مجبوریم با اقتدار با آنها برخورد کنیم. پس حضرت سلیمان از آنجا که می دانست مورچه ها تاب و توان نوشابه خوردن ندارند فرمان همی داد که به سوراخ امنیتی خود بازگشته و بیرون نیایند و از اینرو آن حضرت نسل مورچگان را تا به امروز حفظ کرد…
زنگ آخر, خانم سیبیلو با لگد زدن به تنی چند از همکلاسی های لجنی خود که نه سبیل داشتند و نه حجاب را رعایت می کردند بسمت خانه پسر ولایتمدار دوید.
از آنسو پدر پسر ولایتمدار خانه خالی گیر آورده بود و ماهواره شیطانی را از انبار بیرون کشیده و با رمز یا زهرا کانالهای مبتذل را رمزگشائی کرده و تنهائی در حال تماشای صحنه ها بود: تف به این شانص! اینها فقط شب لخت میشن! چقدر هم با تلفن صحبت میکنه, اون دو تیکه ای که پوشیدی رو هم بکن دیگه. ااااااه {و خواهر میتذل گوئیکه برای حالگیری آنجا نشسته پس از دو ساعت حرف زدن و تلفن را گذاشتن اینبار پا می شود و می رقصد و روی اعصاب پدر پسر ولایتمدار راه می رود} او اینبار کانالهای لوس آنجلسی را می گیرد تا بلکه بهنگام بازگشت به آن کانال مبتذل آن ضعیفه لخت شده باشد: این ضد انقلابها چه موشکهائی دارن, یا ابالفضل {کانال تپش را می گفت}
ناگهان صدائی مثل زهرمار وارد خانه می شود: پدر پسر ولایتمدار, پدر پسر ولایتمدار
با دستپاچگی لحاف را روی ماهواره و تلویزیون پرتاب می کند و بر میخیزد: جــــــــــونم؟ اه ببخشید منظورم اینه که چیه دخترم؟
خانم سیبیلو: این هدایت کننده {رموت کنترل مد نظر است} چیه دستتون؟
پدر پسر ولایتمدار: هیچی دخترم این دستگاه جدیدیه که از مقر اوردم. نمیشه بگم جزو اسرار محرمانه نظامه
خانم سبیلو: خب پس مواظب باشید کروبی نبینه و اکاذیب محظ درباره نظام نشر نکنه. پسر ولایتمدار کجاست؟
پدر پسر ولایتمدار: موتورش رو برداشت رفت پایگاه, آماده باش دارن, آخه فردا 18 تیره, التماس دعا کن تا چندین سر از سران فتنه رو بشکنه. البته احتمالا از همسایه بغلیمون شروع کنه, اونا هم پسرشون دانشجوه هم به موسوی رای دادن هم شبا میرن بالای پشتبوم الله و اکبر می گن. نگران نباش خدمت مقدسش همین دور ورا توی منطقه است. نگران اون بچه هائیم که از ممسنی و علی گودرز میان تا اقتدار نظام رو حفظ کنن. ساندیس چی میخوری دخترم؟
خانم سیبیلو: انار لطفا

1 سخن شما:
دمت گرم
ارسال يک نظر