جغرافيا (1)

|

معلم: خب بچه ها اگه گفتيد برزيل چيست?


دانش اموزان: برزيل نور چشم ماست

معلم: نه. منظورم اينه كه اين كشور بلحاظ تاريخي چه رويكردي داشته?

دانش اموزان: اقا, نور چشم ما بوده.

16 آذر همگام با دانشجویان خستگی ناپذیر

|

azar

از آنجائیکه دیپلوماسی کماکان جزو اقلام حیاتی در کشور بشمار رفته و همه, از بقال سر کوچه و احمدی نژاد گرفته تا رهبر جمهوری اسلامی از آن دم می زنند الا دیپلوماتهائیکه در حصر خانگی بسر می برند بیائید تا دسته جمعی مثل همین دانشجویانی که در تصویر بالا می بینید برخی از پدیده ها را با هم مقایسه کرده تا در آخر خدا را چه دیدی بلکه در 16 آذر همه با هم, دانشجو و غیر دانشجو, داخل و خارج, سبز و قرمز به خیابانها ریخته و برخی شائبه ها را زدودیم.

1- رهبری که چاک دهانش را نمی بنند, رهبری که دهانش را به موقع باز می کند

بنظر من وقتی آدم نمی تواند رهبرش را انتخاب کند درست مثل این می ماند که بخواهد از طریق چت در یاهو مسنجر زن بگیرد. حالا بستگی به شانص شما دارد گاها تصویر نیکول کیدمن دریافت می کنید اما با جواد یساری ازدواج می کنید و در برخی موارد اگر اشتباهی رخ بدهد شاید با همان نیکول کیدمن ازداج کنید! ما هم که از ابد الدهر شانص این را نداشتیم تا مثل آفریقای جنوبی رهبری به تورمان بخورد که تا دهان باز کند گفته و فلسفه هایش در علوم اجتماعی دانشگاهها از نیوزلند و استرالیا گرفته تا سوئد و نروژ و کانادا و آمریکا تدریس شود, نه, هر چه هست همینی است که می بینید. تا دهان باز می کند یا دنیا ما را تحریم می کند یا هند کاردار ما را احضار کرده و در مجمع عمومی سازمان ملل بر علیه ما رای ممتنع صادر می کند. حالا این رهبر ما چرا کماکان چاک دهانش را نمی بندد و سرو صورت ما را با دیپلوماسی هایش زخمی می کند خود معضل دیگری است. اما از آنجائیکه "گر ببندد دری بگشاید دیگری" هم یک ضرب المثل ایرانی است, میر حسین موسوی, یعنی همان کسیکه ویژگیهای یک رهبر واقعی را دارد و هم بلد است کی دهانش را ببندد و کی آن را با متانت باز کند گفت: شکست در کار جنبش ما نیست, در این راه همه با هم هستیم و 16 آذر هم همین دو هفته دیگر است. وقت داریم خودمان را آماده کنیم. مثلا خود من وقت دارم تا در این دو هفته با امنستی اینترناشنال هماهنگ کنم, با دوستان و استادان دانشگاهم قول و قرار بگذارم و در 16 آذر همگی خوشتیپ و متین و وزین همگام با مردم ایران در 16 آذر چهره واقعی ایران را به دنیا نشان داده و یک گام به حق و حقوق شهروندی خود نزدیکتر شویم.

2- از هر طرف گیری سوراخ است اما دانشجو بیدار بیدار است

با توجه به پاراگراف فوق شاید بعضی ها فکر کنند لایه اوزون در ایران فقط بسمت بیت رهبری و آنطرفها سوراخ است. در صورتیکه این یک تصور اشتباه است. لایه اوزون بسمت خیابان پاستور و ریاست جمهوری که پاره است بوی آن هم همه را خفه کرده, بسمت شورای نگهبان هم اصلا لایه ای وجود ندارد چون جنتی هیچ واکنشی نسبت به تعشعات فیلتر نشده نور آفتاب نشان نمی دهد, او فقط به بدحجابها و محاربین و کسانیکه در انتخابات شرکت می کنند واکنش نشان می دهد, تازه اگر قرار بود از اشعه ماورای بنفش بمیرد همان عصر یخبندان که همه دائیناسورها مردند او هم می مرد, لذا تا اطلاع ثانوی ایشان فقط به اشعه ماورای سبز حساس است که آن هم در 16 آذر در راه است. در همین راستا کارشناسان در حال بررسی لایه اوزون و چگونگی تشعشع آفتاب بر فراز آسمان نیلگون نیویورک هستند تا ببینند چه چیزی باعث شده جوات لاریجانی فکر کند در ایران حقوق بشر وجود خارجی هم دارد!

3- کاهش و افزایش اختیارات

تا قبل از نوشتن این مطلب محض احتیاط و برای اینکه به کسی ظلم نشود یکبار دیگر رفتم و در آینه گوشهایم را چک کردم, خدا وکیلی دراز نشده بودند. شما هم محض احتیاط بروید همین کار را بکنید تا با هم ببینیم این رئیس جمهوری که بقول صاحبش حرف گوش کن است و تضاد نمی آفریند, این قوه قضائیه ای که دارد به زمین و زمان قسم می خورد که بدون موافقت رهبری دست به سیاه و سفید نمی زند و سر کسی را در چاه توالت نمی کند و این مجلسی که وقتی مردم در خیابان راهپیمائی اعتراضی می کنند نمایندگان همان مردم در مجلس بر علیه همان مردم راهپیمائی کرده و عکس صاحبشان را بالا می گیرند... کاهش و افزایش اختیارات می خواهند چیکار که اخیرا شورای نگهبان از رهبری خواسته تا اختیارات مموتی را افزایش دهد! یک انتخابات داشتیم که آن را هم بالا کشیدید حالا دو هفته مانده به 16 آذر کمتر از شاخه ها آویزان شوید تا موز هم از اینی که هست گرانتر نشود.

راستی میر حسین موسوی گفت: نشانی از بصیرت برای بازگشت اینها بسوی مردم نیست. یعنی همان وعده ما در 16 آذر.. خودتون که بهتر می دونید معنیش چیه... عجب فتنه گری هستم من!

پاسخ دندان شکن به معدنچیان شیلی

|

29 تن از معدنچیان غیور نیوزیلند در اقدامی بی سابقه و پاسخی دندانشکن به معدنچیان شیلی, دیروز در معدن خود گیر کردند.

احساسات متفاوت دو رهبر

|

احساس آیت الله خمینی بهنگام بازگشت به ایران پس از سالها تبعید:

احساس نلسون ماندلا پس از آزادی از سالها زندان:

- احساس آیت الله خمینی در صادقانه ترین تعبیر همان “هیچ” است

- نلسون ماندلا خوشحالی خود را غیر قابل توصیف می داند. از تعداد زیاد سفید پوستان (همان کسانیکه دولتشان او را سالها به زندان انداخت) در آفریقای جنوبی خوشحال است. او سراسر ایده است برای بازگرداندن صلح و آرامش به آفریقای جنوبی و رفتن بسمت آفریقایی که سفید پوستان و سیاهپوستان را در کنار یکدیگر جای دهد. او کینه هیچکس را به دل ندارد…

واکنش چهره های ماندگار موسیقی به افتخاری!

|

mosi تصویری دیگر به دستمان رسید که گفتیم باز هم با شما قسمت کنیم. اگر جمله ها بدلیل سایز تصویر واضح نیستند آنها را در اینجا باز نویسی کرده ام.

علیرضا افتخاری: خوب بالاخره ما هم ماندگار شدیم. می شه بفرمائید کجا مستقر شم!؟

یکی از چهره های ماندگار موسیقی در پاسخ: آقا اشتباهی اومدی, صف ساندیس خورا اینجا نیست: محمد جون (اشاره به شجریان) تو که زنده ای حالیش کن.

با تشکر از نازنینی که زحمت کشیدن این کارتنها را می کشد و برای من می فرستد. به ایشان پیشنهاد میکنم هرچه زودتر بفکر یک وبلاگ برای کارهای پرمحتوای خود باشد و نگذارد بنده بیش از این نان هنر او را بخورم!

حدیث روز (1)

|

kiwi خداوند لعنت کند کسیکه اسرار محرمانه این مملکت را به دشمن داد. حالا همه میخوان بیان اینجا!!!

بالاترین از نگاهی دیگر

|

شخص نازنینی این تصویر را کشیده و برایم فرستاده بود. دلم نیامد با شما قسمت نکنم. بهرحال برای کشیدنش زحمت کشیده و امیدوارم ادامه بدهد.

bal

اسم شریف (1)

|

- اسم شریف شما؟

- من اسم شریف ندارم

- خب اسم غیر شریف شما؟

- تو محله سید علی صدام میکنن

اعتراض بچه ها در بالاترین قشنگ بود

|

bala

عقل مصباح و ارزیابی ابعاد و زوایا

مصباح یزدی طی اظهار نظری که موجب ایجاد بحران در عرضه و تقاضای دستمالهای یزدی در کشور شد فرمود "مقام معظم رهبری فرزند پیامبر اکرم, یک نقطه تاریک در زندگیش نیست" حالا انگار خودش یک چراغ قوه است یا مثلا اگر فردا کسی یک نقطه تاریک در زندگی این فرزند پیامبر اکرم کشف کرده و برای مصباح بیاورد, مصباح او را نمی خورد.

همین حرفها را سید حسن نصرالله هم می زند, اتفاقا او هم از آن فرزند پیامبر اکرم پول و امتیاز می گیرد, در نتیجه موضوع هیچ ربطی به نقاط تاریک و روشن نداشته, بلکه هرکسی پول بگیرد از این چیزها هم می گوید.

مموتی از مدیریت جهان تا مدیریت بانک مرکزی

بلاخره چند نفر آدم عاقل پیدا شد که بفهمند اقتصاد توپ پلاستیکی سوراخ شده مموتی نیست که هر روز بهمراه هیات دولتش با آن دوگل کوچیک بازی کند. البته الان سبو هزار تکه شده و آب هم ریخته و اتفاقا تبخیر هم شده و واقعا کاریش نمیشه کرد و ماهی را درست در این وقت که از آب بگیری اصلا تازه نیست و کلی هم تحریمات اقتصادی و بدبختی های هدفمند شده مردم را بهمراه دارد. لذا بیائید دسته جمعی فراموش کنیم آن چند نفر اقتصاددان که در پی برکناری مموتی از ریاست مجمع عمومی بانک مرکزی وارد همان بانک شدند قرار است با این همه تقسیمات مافیایی اقتصاد کشور فی مابین سپاه و بیت و دولت چه خاکی بر سرشان بریزند, بلکه بیائید با قلبی مزین به نور ایمان به ترانه ذیل توجه کنیم:

اسفند رحیم مشا: مموتی آی مموتی.. ریاست بانکو بردن

دانشجو: ریاست بانک جهنم.. دانشگاه مارو بردن

زن: بانک و دانشگاه جهنم.. حق و حقوق مارو بردن

اسفند رحیم مشا: مموتی آی مموتی.. ریاست بانکو بردن

کارگر: ریاست بانک جهنم.. حاصل کار مارو بردن

ملت: یارانه و حاصل کار جهنم.. زندگی مارو بردن

سید حسن نصرالله: فرزانه سر کیستو بتکون.. فرزانه انقده مارو سر ندون

اسفند رحیم مشا: مموتی آی مموتی.. ریاست بانکو بردن

جعفر پناهی: ریاست بانک جهنم.. سینمای مارو بردن

نیک آهنگ کوثر: بانک و سینما جهنم.. روزنامه مارو بردن

علیرضا رضائی: بابا همه اینا جهنم.. سبیل مارو بردن

مقام معظم رهبری: انشاءالله دشمن از این چیزهائیکه برده است.. کدامیکی را پس داده است؟

اعتراض بچه ها در بالاترین قشنگ بود

شخصا توهین به هیچ عقیده و مسلکی را نمی پسندم و در یک آن واحد انتظار ندارم که همه مثل من فکر کنند. این انتظار هم که تمامی اقشار جامعه می بایست یکنواخت از سطح بالای اندیشه, صبر و حتی ادب و نزاکت برخوردار باشند نیز انتظاری عبث و بیهوده است, به این نشان که در جنبش حقوق مدنی آمریکا همه مارتین لوتر کینگ نبودند بلکه هیپی ها هم با آن شیوه معروف بخود آنچنان تاثیری بر جنبش گذاشتند که امروزه بررسی آن جنبش بدون بررسی نقش هیپی ها غیر ممکن است. این را نمی گویم که خدای ناکرده منتقدین دین و یا کسانیکه به دین ستیز معروف هستند را با هیپی ها مقایسه کنم چرا که آنها هم جایگاه ویژه خود را در جامعه ایران و یا حتی جایگاه شناخته شده خود را در جهان دارا هستند.

تصمیم جدید بالاترین برای حذف لینکهای این افراد به داعیه توهین به ادیان یک تبعیض آشکار و حد و مرز کشی جدیدی بین اندیشه افراد است, بخصوص اینکه چه کسی قرار است توهین آمیز بودن و یا نبودن اندیشه کسی بر علیه دین را تعیین کند؟

از طرفی الان دو روز است که این افراد یا افرادی که با محدودیت در تعامل با آزادی اندیشه ناراضی هستند حرکت اعتراضی جالبی را در بالاترین براه انداختند. به این ترتیب که لینکهای مذهبی یا در برخی موارد در انتقاد از مذهب را مدام به بالاترین لینک کرده و اعتراض خود را از این طریق بیان می کنند. تعدادشان هم گوئی کم نیست. یا حداقل من در این اواخر موضوع داغی را با این همه لینک پشتیبان ندیده ام. این حرکت و یا این شیوه از اعتراض قشنگ و توام با خلاقیت است. نباید از اینگونه اعتراضها ناراحت شد, این همان تمرین ما برای جایگزین کردن راهکارهای مسالمت آمیز بجای آن تاریخ خشن است. فرقی هم نمی کند کدام گروه و نماینده کدام اندیشه دست به این ابتکارات زده تا صدای خود را به مخاطب برساند. حرکت را جرکت قشنگی می بینم.

بیچاره زندانیانی که برای مرخصی می بایست به احمد جنتی هم جواب پس بدهند!

|

ice_age

تنها تصویری که از دوران کودکی احمد جنتی باقی مانده است

از آنجائیکه اخیرا احمد جنتی فرموده است "به برخی زندانیان مرخصی ندهید چون (احتمالا) با یکدیگر جلسه می گذارند!" و این اظهار نظر عجیب و مبتنی بر کلیه مبانی و موازین حقوقی برخی از شهروندان را نیز متعاقبا به تعجب وا داشت, اینجا بر آن شدیم تا با ارائه برخی از اظهار نظرها و واکنشهای احتمالی مقامات جمهوری اسلامی کلیه شائبه ها را از سر و روی ملت گاز اشکاور خورده در صحنه بزدائیم.

احمد خاتمی- به حضور ایشان تشریف فرما شده و بدون نگاه کردن به چهره مغضوب ایشان می فرمائید: مونتسکیو در قرن هفدهم میلادی از تفکیک قوا سخن گفته و اقوام و ملل از همان زمان ببعد شروع به تفکیک قوا و تقسیم وظائف کرده اند, انشاءالله شما حالتون خوبه حاج آفا؟

واکنش احتمالی احمد خاتمی: شما و مونتسکیو را با هم میخورد.

مصباح یزدی- کلیه لوازمی که برای در امان ماندن از شر یک تمساح لازم است را با خود حمل کرده و به ایشان می فرمائید: مطابق ماده 24 قانون اساسی, مطبوعات تا آنجائیکه موجب ارتکاب اعمال خشونت آمیز بر علیه جمهوری اسلامی نشوند حق برخورداری از آزادی در نشر و بیان را دارند. (مصباح همچنان به چهره شما زل زده است) ادامه می دهید: بیخیال, این چندتا روزنامه نگار زندانی رو مرخصی بهشون بدید خدا رو یکم خوش بیاد.

واکنش احتمالی مصباح یزدی- واکنش خاصی لازم نیست, خودبخود خودتان را طبق فتوای آن حضرت و مطابق تبصره "د" و "ی" ماده دوم همان قانون مطبوعات در حال تجاوز شدن می بینید.

آیت الله خامنه ای- قلبتان را مملو از نور ایمان کرده, یک چفیه بدور گردن انداخته, در جیب سمت راست یک چاقوی ضامندار قرار داده و در جیب سمت چپ یک عدد پنجه بوکس, زنجیر را می توانید در دست نگهدارید اما قمه را حتما باید در جیب پشتی شلوار بگذارید. سپس به آن حضرت می فرمائید: دشمن (در اینجا منظور "فینس" حقوقدان و فیلسوف برجسته است) در قرن هجدهم گفته است قانون می بایست بر مبنای دلایلی معقول و اخلاقی طراحی شود, در غیر اینصورت درخواست یک حاکم ستمگر از مردم نسبت به پرداخت مالیات با درخواست یک دزد بانک تفاوتی ندارد.

واکنش احتمالی آیت الله خامنه ای- با بصیرتی خاص یک بطری نوشابه به شما تقدیم می کند تا برای خوردن آن در کهریزک از تمامی خلاقیتهای آبا و اجدادی خود کمک بگیرید.

خب چون می دانم به خواندن مطالب بلند علاقه چندانی ندارید تا همینجا کافی است. بقیه را خودتان حدث بزنید.

چیست این حشین.. که سلطان شکر خواران است حشین

|

kay

اگر از رو برود یک عدد سنگ پای قزوین پیش من جایزه دارد

برادر حسین شریعتمداری که هرکاری کردیم محترم بشوی همچنان پایت را در یک کفش کرده و غیر محترم باقی مانده ای.. سلام علیکم

بدینوسیله اینبار سهم ما را افزایش داده و طی دو مطلب + + خود را خفه کرده و ما را به منوشه امیر و بقیه بچه محلهایت نسبت داده ای, چه خبر است برادر؟ اتفاقی افتاده؟ باز هم از آیت التمساح فتوی گرفته ای تا گاز گرفتگی خلایق را در کیهان پیش بینی کنی؟ کار خوب که بلد نیستی بکنی اما سری بعد که رئیس جمهور محبوبت به باراک اوباما نامه بی پاسخ نوشت یا آن اسفندیار رحیم مشائیتان از زیر و زبر میز با اسرائیلی ها مراوده ای داشت بی زحمت به این منوشه امیر هم بگوئید حق الزحمه ما را بدهد تا بلکه ما هم از حق الزحمه های اینشکلی کیهان دار شدیم!

طوری هم نوشته بودی "این ضد انقلاب" که خدای ناکرده هرکس ما را نشناسد می گوید من هم مثل جنابعالی و مسعود رجوی و ریگی و بقیه همکارانتان انقلابی هستم! 

برادر شلغم مداری, حالا ما اینجا نوشته ایم "استناد به مطالب این وبلاگ اشکال شرعی ندارد" اما شما انشاءالله بمیری این برای کسانی است که از شریعت و اصول چیزی حالیشان بشود نه اینکه جنابعالی هی دم به دم اینجا را کپی کرده و در کیهان منتشر کنی, تازه ما می نویسیم تا جنابعالی منتشر کنی بلکه دو سه نفر از آن سرباز وظیفه هائی که نه اینترنت دارند و نه فیلتر شکن تا مطالب ما را بخوانند, بوقت استفاده بهینه از روزنامه کیهان بعنوان سفره غذا در واحدهای خود نگاهشان به مطالب ما بیافتد و آنها را بخوانند, حالا تو چرا خر میشوی و منتشر می کنی؟ جای شکر و تقدیرش هم باقی است که جنابعالی مشکل فونت این وبلاگ را هم حل کرده و با فونت درشت تری مطالب بنده را منتشر می کنی. راستی آخرین بار گفته بودی سردبیری؟ بگذریم.

از ریزش نیرو در بین همقطاران بنده صحبت کرده و باز تنت را به تن چند نفر آدم حسابی از جمله ابراهیم نبوی و نیک آهنگ کوثر و اکبر گنجی مالیده ای, خب این نهایتا مشکل مازوخیزمی جنابعالی را حل می کند و با خوردن چند هزار فحش بیشتر از خلق الله شب را راحت تر می خوابی اما حقیقتا حاکمیت تا وقتیکه جنابعالی را دارد ریزش نیرویش تا چند قرن دیگر در کتابهای تاریخ هم تامین است الحمد لله, حالا خودت برو یک چرتکه بگیر و حساب و کتاب کن که چقدر محبوب هستی بحول الله. از طرفی ما با خم و دلا شدن نان درنمی آوریم, کار می کنیم و از هنر و حرفه خود استفاده می کنیم و بجای فرمانبرداری, با همدیگر صحبت و احیانا گلایه و انتقاد هم می کنیم, خیلی هم بچه های مثبت و اتفاقا محبوبی هستیم, خونی هم که در رگ ما است مال خود ما است, به هیچکس هم نمی دهیم اش, فوق فوق اش اگر خیلی ضروری بود و کاریش هم نمی شد کرد آن را به ایران می دهیم, حالا جنابعالی این وسط چیکاره ای برادر من؟ برو غدیر قم ات را بچسب که همین روزها به مقصد میرسی انشاءالله.

از آنجائیکه به گفت و شنود هم علاقه خاصی داری برایت گفت و شنود گذاشته ام تا نگی کریم نامردی کرد:

گفت: حسین گفته تو نویسنده بالاترینی!

گفتم: حسینه دیگه, یدفعه دیدی پرواز کرد

...

در نهایت سلام مرا به صاحب ات برسان

ای کاش صنعت نفت آبادان به لیگ برتر صعود نمی کرد!

|

sana

این تصویر زشت تر از ویرانه های بجا مانده از زمان جنگ در شهر ما آبادان است

چیز زیادی نمی توان گفت. نیمکتهای پارک معلم و صفا و صمیمیت بحثهای داغ, عشق و شادی, گله و انتقاد با دوستان و یاران را نیز نمی توان بیاد آورد. از این هم نمی توان خوشحال بود که صعود تیم صنعت نفت آبادان که می توانست مرهمی بر دردهای چندین دهه آبادان باشد و نبود آب آشامیدنی و گاز و آن گرانی و تورم مهلک را بر خانواده هائیکه اغلب یا کم درآمد هستند و یا درآمدی ندارند را اندکی تسکین دهد. صعود صنعت نفت آبادان به لیگ برتر می توانست این مساله را ثابت کند که آبادان بغییر از جنگ و شهادت هنر دیگری هم دارد... اما نه با تصویری که در بالا می بینیم. این تصویر مایه شرم آبادان و در کل ایران است.

یکی از هواداران تیم مخالف, احتمالا تنها بجرم تشویق تیمی بغییر از تیم صنعت نفت در استادیوم آبادان اینگونه ناجوانمردانه و بدور از هرگونه اصول اخلاقی و مروت مورد هجوم جمعی از هواداران تیم صنعت قرار گرفته و از پشت چاقو میخورد! او مثل بقیه نمی اندیشید و در گرداب خشونت فرو رفت!

نه و هزار نه, این آن چیزی نیست که بر سر سفره خانواده هایمان به ما یاد داده باشند, این آنچیزی نیست که در کوچه و پسکوچه های آبادان یاد گرفته باشیم, در کلاسهای درس مدارس آبادان هم چنین چیزی یادمان ندادند... ما را چه میشود دوستان که همچنان از لت و پار کردن همدیگر خسته نشده ایم؟ ما را چه میشود که کماکان از خون و خونریزی شرممان نمی شود؟ ما در کوچه و خیابان و استادیومها همدیگر را لت و پار می کنیم و حاکمیت هم با همان چاقو و زنجیر و زندان و مسئولین لات و لوت خود مخالفینش را لت و پار می کند. مخالفین و روشنفکران ما هم با هزار مرز و محدوده همین بلا را با تهمت و پرونده سازی بر سر همدیگر می آورند تا این گردونه را پایانی نباشد!

ما را چه میشود دوستان که دسته جمعی شرم نمی کنیم؟

روز ملی آتو ندادن به کیهان!

|

kay

من نمی دانم که کیهان این همه خواننده آنهم معترض را از کجا آورد!؟ یا اینکه کیهان چرا یکدفعه مهم شد!؟ البته هرکس که جواب را می داند بی زحمت یکی از دلایلش را به من هم بگوید. یا اینکه چقدر دشوار است که بدانیم حسین شریعتمداری با قرار دادن بعضی از ما در برابر بعضی دیگر مشغول چه کاری است!؟ البته من هم اگر امروز مطلبی را به راست و دروغ به اکبر گنجی یا نیک آهنگ کوثر نسبت می دادم و فردایش نصف خلایق را می دیدم که بسیجی وار به گنجی و نیک آهنگ مزدور می گویند دقیقا همین کار کیهان را می کردم و هر روز تفرقه بیشتری بین معترضان می انداختم!

درست نمی دانم که بعضی از این شیرخوارانی که کار و بارشان فقط شده است یقه روزنامه نگاران و هنرمندان و وبلاگنویسان را گرفتن که حرفی نزنید تا مبادا به کیهان آتو بدهید چقدر جدی هستند! اگر واقعا مشکلشان آتو ندادن به کیهان است که این کیهان 30 سال تمام ملات خود را از وهم و خیال و با آن شیوه آشنا به حلقوم مخاطبین می ریزد و نیازی به آتوی کسی هم ندارد, از این گذشته مهملات کیهانی که بدون توجه به اینکه شاید یکی از مخاطبینش از نخوه کارکرد سایت بالاترین اطلاعی داشته باشد یک روز مدیریت این سایت را به منوشه امیر نسبت می دهد و در روز دیگر مدیریتش را به یکی از وبلاگنویسان! چه اهمیتی می تواند داشته باشد؟ اگر مشکل شما حرف زدن دیگران و ابراز نظر مخالف آنها است که اشتباه کرده اید شعار "زنده باد مخالف من" را سر داده و مردم را به خیابانها کشیده اید اما ظرفیت تحمل دوتا کاریکاتور را ندارید. اشتباه مضاعف کرده اید که از تخریب شخصیت و اتهام زنی عوامل کودتا ناله می کنید و خود دست کمی از آنها ندارید. اشتباه را دبل ایکس لارج نموده اید که چپهای خارج نشین را مسخره می کنید که همه را مزدور می بینند و اگر دو نفر هم باشند باز هم انشقاق می کنند چرا که شما چندان هم از آنها بهتر نیستید...

نمی دانم این "ریزش نیرو" شاخ و دم دارد یا فقط وقتی به ما می رسد شاخ و دم پیدا می کند؟ دلمان خوش است که جناح حاکم در حال ریزش نیرو است و امروزه از نخست وزیر سابقش گرفته تا رئیس و اعضای مجلس و رئسای جمهور سابق آن در دایره فتنه و نفاق قرار گرفته اند, خب نگاهی هم به خودمان بیاندازیم تا ببینیم وضع ما چندان هم از آن حاکمیت بهتر نیست. خارج کشوری هائیکه مثل ما نباشند جلو جلو فسیل و خارج از گود هستند, داخل کشوری هائیکه شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" یا "جمهوری ایرانی" را بدهند که ساختار شکن و منحرف هستند, علی افشاری از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت هم چون گفت من اصلاح طلب حکومتی نیستم روز بعد فتوای برانداز بودنش صادر شد, نیک آهنگ کوثر با آن همه سابقه همکاری با نشریات داخل کشور هم اگر با آر پی جی مورد حمله قرار نگیرد شانص آورده است, اکبر گنجی هم که اخیرا کشف شده از زمان خود عقب است و ...

حالا آن کیهانی که به ریشتان یا به ریش همه ما می خندد هیچ اما با این وضع یکی به ما بگوید این تغییری که همه خواهان آن بوده و از آن دم می زنند بی زحمت چه شکلی است و با وضعیت کنونی چقدر متفاوت است؟

آقا باز هم بصیرت در کرد!

|

حضرت آیت الله خامنه ای در حالیکه یک جوان هم در جمع مخاطبین سخنرانی, نظام مقدس ایشان, اطرافیان ایشان, کسانیکه ایشان آنها را می شناسد و یا آنها ایشان را از نزدیک می شناسد و ... وجود نداشته و ندارد گفت "فتنه 88 را جوانان مهار کردند"

در همین رابطه کارشناسانی که همینک در کوههای کردستان عراق منتظر قاطر هستند تا به اروپا پناهنده شوند پس از چند بار نگاه کردن در صورت همدیگر اظهار داشتند "احتمالا فتنه 88 را خردسالان به پا کرده بودند که جوانان آنها را مهار کردند"

حالا هی قرصهای طرف را به موقع به ایشان ندهید!

پشم و پیل این قدرتها چرا ریخته است؟

|

almamot

هرچقدر سعی کردم افاضات اخیر رئیس جمهور را به انگلیسی ترجمه کنم نشد که نشد. نه دیکشنری آکسفورد جوابگو بود و نه دیکشنری مافیا. بهرحال این موضوع مورد بحث ما نیست, موضوع و مورد و بحث در حال حاضر هرسه تایشان هرکدام یک کیسه یخ روی سر گذاشته و تا اطلاع ثانوی از اظهارات اخیر رئیس جمهوری دهانشان تا یک متر باز است. خلاصه امر اینکه مموتی که هربار دهن باز کند تعداد تولید فیلمهای سرشناس درباره هولوکاست از سالی 2 فیلم به سالی 20 فیلم افزایش یافته, و همزمان با دهان گشودن آن موجود تمامی دولتهای دموکرات و معتدل از اسرائیل و آمریکا گرفته تا کانادا و ژاپن جای خود را به جمهوری خواهان و جنگ افروزان و خشتک پاره کنان می دهند و از قضا دقیقا پنج دقیقه بعد از حرف زدن همین مموتی نصف سلاحهای عهد بوق و رادارهای روسیه و آمریکا در منطقه به فروش می رسد و دیروز همین مموتی یکبار دیگر در جمع ملت شریف و نامه بدست بجنورد افاضاتی کرد... الان مجموعه سئوالهائی طراحی کردیم که پاسخ دادن به آنها زیاد هم ضروری نیست:

1- چرا پشم و پیل قدرتهای بزرگ ریخته است؟

الف: چون در حال حاضر همه پشمها در ایران است

ب: مموتی پشم و پیل قدرتهای بزرگ را با پشم و پیل خود سنجیده است و طبعا قدرتهای بزرگ هفته ای چند بار به حمام می روند

د: پشم و پیلشان ریخته است که در روز روشن طبق معمول پول را گرفتند و به مموتی موشک ندادند

ج: اصولا قدرتهای بزرگ مثل مموتی با پشم و پیل سروکار ندارند

2- حالا که فهمیدیم چرا پشم و پیلها ریخته شده پس ملت شریف بجنورد چرا بیخودی برای پشم و پیل هورا می کشیدند؟

الف: برای یک لحظه احساس کردند رئیس جمهورشان از جنس موادفروشان دم فلکه شهرشان است

ب: چون احساس کردند رئیس جمهورشان هم مثل خود آنها پشم و پیلش را نمی ریزد

ج: آنها که طرف را جدی نگرفته و نیامده بودند تا به سخنرانی یک رئیس جمهور گوش کنند, اصولا برای یک نامه و تقاضای کمک دادن زیاد هم فرقی نمی کند برای چه چیزی هورا بکشند

د: چون ما فکر می کنیم اگر مموتی ادب خانوادگی اش را تقدیم حضار کرد خیلی بد است اما اگر بقیه برایش هورا بکشند اشکالی ندارد

3- جدای از شوخی این اکبر گنجی باید چیکار کند؟

الف: هرچه سریعتر به سازمان کرو لال های آمریکا مراجعه کرده و نام خود را ثبت کند تا مبادا کیهان از حرفهای او خوراکی تهیه کند

ب: قبلا گفته بودیم برای برون رفت از بحران باید برقصد, تقصیر خودش است که نرقصید و ابراهیم نبوی هم ثابت کرد که او همیشه از بقیه عقب است که نمی رقصد

ج: مهم نیست که اکبر گنجی چه کاری بکند مهم این است که در شرایط فعلی کسی حرفی نزند, فکر زیادی هم نکند و بجایش جرس بخواند که ساقی را عشق است

د: تا اطلاع ثانوی در پرتو ابهام فرو برود

چگونه در ایران یک دیپلمات محبوب باشیم؟

|

mir

نمونه ای از دو عدد دیپلمات محبوب و نادر در ایران

از آنجائیکه دیپلماسی در کشور مثل گوشت و علوم انسانی جزو اقلام ضروری, نایاب و کمی تا حدودی تخیلی است و نبود آن دقیقا هیچ پیامدی ندارد مگر همین حال و روز کنونی کشورمان, بر آن شدیم تا برخی از راهکارهای رسیدن به یک دیپلماسی موفق را در اینجا برای عزیزان لگد خورده از صحنه بیان کنیم.

اصولا ایران از جمله معدود کشورهائی است که برای آموزش دیپلماسی در آن نیازی به سخت کوشی و خرخوانی و موارد مشابه نیست. اصلا هم لازم نیست آدم در این کشور سر خود را با کتابهای علوم سیاسی و روابط بین الملل و سیستمهای سیاسی و قوانین و معاهدات ... به درد بیاورد بلکه کافی است ببیند دولتمردان و سیاستمداران کنونی کشور چه می گویند و دقیقا عکس آنها را بگوید. جهت هرچه بهتر شدن شیوه آموزش مثالهائی برای شما می آوریم:

دولت به اضافه آن آقائیکه خودمان هم تا حالا نفهمیدیم چیکاره است: ملت خس و خاشاک, گوساله, میکروب, دشمن, آلت استکبار... است.

شیوه صحیح بیان: همه ملت عزیز و دارای حقوق شهروندی هستند. (به نقل از موسوی و کروبی)

دولت: آن ممه را لولو برد, آب را جائی بریز که میسوزه.

شیوه صحیح بیان: در انتخابات تقلب شده, آن یک ذره جمهوریت دست و پا شکسته را هم ولی امر اسلام و المسلمین برد. آب را نریز, در مصرف آب صرفه جوئی کن.

دولت: مرده شور میزشون رو ببرن.

شیوه صحیح بیان: به اندازه تمام آرائیکه با یک دستخط برای احمدی نژاد رای نوشیم به اوباما نامه دادیم آخرش هم ما را روی میز خود ننشاند.

دولت: هاله ای در سازمان ملل دوروبرمان را احاطه کرد و خودمان هم متوجه شدیم.

شیوه صحیح بیان: رئیس جمهور ما بیمار روانی است.

دولت: دانشگاه معترض را با خاک یکسان می کنیم.

شیوه صحیح بیان: وزیر علوم ما راننده بلدوزر است.

آقا: بصیرت داشته باشید.

شیوه صحیح بیان: در غیر اینصورت برای خوردن بطری نوشابه در کهریزک خلاقیت بخرج بدهید.

برای بکارگیری هرچه بهتر دیپلماسی, دقیقا مابقیه اظهارات دولتمردان را به همین شیوه وارونه کرده تا انشاءالله به یک دیپلماسی موفق در تمامی عرصه ها دست پیدا کنید.