فیروز آبادی: شیخ شجاعشون مثل موش غایم شده بود.. هاهاها
عزیز جعفری: بچه های ما هم مثل شیر در و پنجره و برگهای درختان رو خوردن, اما حیف غلط املائی روی در و دیوار زیاد داشتن.. هاهاها
حشین شلغم مداری: گفت شنیدی یکی از سران فتنه غایم شده؟ گفتم از ترس مردم غایم شده.. (همگی دزدان با هم) هاهاها
علی آقا: خب بچه ها امروز مموتی ما دوباره اقتدار کرده (مموتی صورتش سرخ می شود اما از بس سیاه است معلوم نمی شود)
صادق لاریجانی: الهی قربونش برم بچمونو, بازم برای صندلی ها سخنرانی کرده؟
شمقدری: من بگم, من بگم.. بازم گشته از توی نقشه متحد استراتژیک توی آفریقا پیدا کرده
مشائی: بازم جادو کرده, چند میلیارد دلار خزانه رو غیب کرده
علی آقا: نه دوستان گلم, مموتی اینبار.. بگم؟.. بگم؟.. براتون منشور حقوق بشر اورده
همگی چهل دزد تهران با هم: هوررراااااااا
علی آقا طی مراسم باشکوهی در غار از منشور حقوق بشر کورش پرده برداری می کند. همگی دزدان با تعجب به منشور زل می زنند.
ضرغامی: این که طلا نیست, نفت هم که نیست. خوردنیه؟
مصباح: مشروعیت الهیه؟ میشه بهاش رای دزدید؟
ده نمکی کارگردان علی آقا و چهل دزد تهران: آقا کات, کات. واقعا این چیه؟ مسخرمون کردید؟ اینو از کجا دزدیدید؟
احمد جنتی: احیم.. احووم.. احوم (صدایی نیز از ته شنیده می شود که متعاقبا حضار جلوی بینی خود را می گیرند) من که می گم شکستنیه, باید روی سر تک تک سران فتنه و بدحجابها و ضد انقلابها و منافقان و مستکبرین و مردم جهان .. احوو.. احوو (باز هم همان صدا از ته) شکسته بشه.
همگی رو به جنتی می کنند: تو اینجا چیکار میکنی؟ تو الان باید توی شیشه نوشابه جادویی باشی!
احمد جنتی: آخرین باری که منو با ورد و جادو بیرون اوردید فراموش کردید دوباره منو برگردونید.
علی آقا: اتفاقا بهتر شد. شاید لازم باشد شما که از عهد باستان تا بکنون همینطور یکراست از تمامی دوره های تکامل زمین و جوامع بشری تجارب خاصی کسب کرده اید, نقوش حک شده بر این منشور را هم برای ما بخوانید.
احمد جنتی: ها؟ من فارسی رو هم عربی میخونم, تازه ددمنشنانای معروف رو هم خودم بعنوان یک اثر طنز جاودانه در تاریخ 2500 ساله ایران آهنگسازی کردم. نگاه نکنید من رئیس شورای نگهبانم, اونجا که از سواد و اینجور چیزا استفاده نمی کنیم, اونجا همینجوری گاز می گیریم میریم جلو, دندون باید تیز باشه, نه عقل.
علی آقا: ای بابا, خب پرفوسور ما شما بودید, حالا که نمی توانید بخوانید حتما بقیه خواص هم نمی توانند بخوانند. (رو به نقدی) فرزند چند پاکت ساندیس و یک عدد باتوم بردار برو ده یک نفر را پیدا کن بتواند این نقوش را برای ما بخواند. اگر با تب 39 درجه به ساندیس راضی شد و آمد که آمد, نیامد هم از وسیله وزین باتوم استفاده کنید. بجنبید فرزند, تبارک الله.
بعد از چند ساعت نقدی بهمراه یک باستان شناس وارد می شود. علی آقا از باستان شناس می خواهد اسم رمز را بگوید. باستان شناس هم می گوید: تاریخ 2500 ساله دسیسه استکبار و صهیونیستها است.
لبخند رضایت بر لبان همه نشسته و مترجم شروع می کند به ترجمه: فرمان دادیم..
گل از روی علی آقا می شکفد و با لبخندی که خاص آن حضرت است: ما را می گوید. احسنتم, بله ما فرمان می دهیم.
مترجم: مردمی که قلمرو آنها تحت تصرف ما است ادیان خود را حفظ نمایند..
علی آقا: چه شد!؟؟ چه چیزی را حفظ نمایند!؟؟
مترجم: بر زبان و مسلک خود باقی مانده و آنچه که مسلک پارسیان است بر آنها تحمیل نگردد..
علی آقا: ما فرمان دادیم اما یادمان نمی آید همچین غلطی کرده باشیم! تحمیل نگردد چیست دیگر! باید تحمیل گردد, ایشان کیست که در صدد فتنه است؟
مترجم: قربان, اینجا نوشته کورش بزرگ
علی آقا: ایشان هیچ غلطی نمی توانند بکنند, بنده جسم ناقصی دارم, نقدی, طائب, رادان, قلی, نقی, تقی, ناصر, کاظم, جاسم, عبود... بروید این منافق را پیدا کنید ببینید در کدام روزنامه دشمن از این غلطهای گنده می نویسد, ببریدش همان کهریزک من بعدا می گویم غیر استاندارد بود, خاطرتان جمع.
همهمه ای در بین دزدان براه می افتد و جملگی با شیشه نوشابه و گاز اشکاور و باتوم به منشور حقوق بشر کورش حمله می کنند: من از همون اولش گفته بودم کار دشمنه... من توی کیهان پیش بینی کرده بودم که براندازی نرمه... آقا اینو بنیاد عبدالصمد سیروس از طریق خاتمی وارد کرده بوده... کار کار موسویه...
ادامه دارد