آقای سپاه محمد رسول الله دقیقا روز 22 بهمن روز اعتراض میلیونی ما است

|

22b

همدانی فرمانده سپاه محمد رسول الله که تا حالا به چشم خواهر و برادری فقط چندین فقره تجاوز با ادواتی چون آلتهای قتاله برادران گمنام و باتوم و دسته بیل و داس و کلنگ و تبر و پل عابر پیاده و شیشه نوشابه و امثالهم با کفار جنگ بدر و خندق و حنین که همان ملت سابق ایران باشند داشته, گفته است: روز 22 بهمن روز ملی ماست و هر صدا، رنگ و حركتی كه غیر از صدای ملت ایران و انقلاب اسلامی باشد، باید از صف مردم ما بیرون رانده شود و قطعا چنین حركتی را هم شاهد نخواهیم بود و اگر هم عده قلیلی باشند كه حركتی انجام دهند، به شدت برخورد خواهیم كرد.

عنایت به اینکه کلاه آقای همدانی به حدی گشاد بوده که جلوی چشم و دید ایشان را گرفته و شواهد و قرائن نشان میدهند که این فرد مذکور اصلا هم قصد ندارد کلاه خود را عقبتر بگذارد, بر آن شدیم تا پاره ای از علتهائیکه ثابت میکنند همدانی در این کره خاکی سیر نمی کند را در اینجا ذکر کنیم.

1- اول اینکه روز 22 بهمن اصلا هم روز ملی ما نیست و اگر خدا بخواهد از این ببعد قرار است به روز ملی ما تبدیل شود. چه روزی از این ملی تر که همدانی و ساندیس دهنده اش سایه سنگین خود را از سر ملت و تمامی نمادهای ملی ما کم کنند.

2- تازه داشتیم با هم پسرخاله میشدیم, چی چی رو کسی اعتراض نکند وگرنه با عده قلیل برخورد خواهیم کرد؟ همین دیروز دو نفر رو اعدام کردید. تازه علاوه بر جنتی, حسنی رو هم اوردید حرف بزنه و خواهر مادر بازار فیلمهای وحشتناک را با هم یکی کردید. دلیل برای اعتراض ملی از این عیانتر؟

3- اعتراض نکنیم که باز هم اعداممان کنید یا کشور را سوخته و ویران شده دست آمریکائیها بدهید تا سوراخهای ایران را یکی یکی بگردند شما را از اندرونشان بیرون بیاورند؟ نمی خواهید یک دست سواری هم به شما بدهیم؟ خجالت نکشید, ما گوش درازهای خوبی هستیم ها! به کسی هم چیزی نمیگیم!

4- صف مردم شما یک مجتبی دارد و یک محمود و مصباح یزدی و احمد خاتمی که میشوند چهارنفر به اضافه فیروزآبادی جمعا صفتان میشود پنجاه نفر در صورتیکه همه دنیا میداند صف مردم ایران هیچی نباشد هفتاد میلیون نفری هست. چطوری حساب کردی که یک صف هفتاد میلیونی باید از یک صف پنجاه نفری رانده شود؟

5- دقیقا شما بخاطر تبدیل کردن ایران به یک زباله دانی بزرگ که از تقلب و کودتا گرفته تا ورشکستگی و قتل و اعدام و فقر و فلاکت و محمود و تروریست و دروغ و بهتان و مافیا و علم الهدا و دزدی و رشوه و صدا و سیما و … در آن یافت میشود. در یوم الله 22 بهمن شاهد اعتراضات گسترده و میلیونی مردم خواهید بود و البته برخورد هم خواهید کرد.

6- آقاتون دو روز قبل اومده بود گفته بود باج نمی دهد و همچنان به باج گیری ادامه میدهد. حالا هم شما اومدی تریبون مفت گیر آورده و به حنجره ای که مفت نیست رحم نکرده و عرعر را با صدای بلند تلاوت کردید, انشاءالله تا همین چند روز باقیمانده به دهه سبز دیگه کی قراره بیاد تا بگه که باج نمیده؟

ما میگیم ولی فقیه نمی خوایم هموطنمون اعدام میشه!

|

dictator

کبوتر با کبوتر معظم با معظم کند رهبر بازی (قطعه شعری بدون عروض و قافیه از اصغر)

محمدرضا علی زمانی را که اصلا قبل از انتخابات دستگیر کرده بودند و پس از انتخابات در قبال اجرای نمایش دادگاه و اعترافات به او وعده آزادی داده بودند که در نهایت پس از تمرین و اجرای اعتراف به او حکم اعدام دادند. خواهر باردارش را هم دستگیر کرده بودند که پس از آزاد کردنش فوری سقط جنین کرد. آرش رحمانی پور را هم در اعتراضات پس از 30 خرداد در خیابان دستگیر کرده بودند و باز هم به وعده آزاد کردنش نطق اعترافی به او داده تا از رویش تمرین کرده و اعتراف کند. به گفته برادرش او حتی بلد نبود کوکتل مولوتوف را تلفظ کند چه رسد به اینکه آن را درست کرده و به کار ببرد! تازه شیوه اعتراضات مردم هم شیوه کوکتل مولوتوفی نیست. آقایان انقلاب کوکتل مولوتوفی کردند حالا هم دارند جوانهای ما را کوکتل مولوتوفی اعدام می کنند.

مقام پرت رهبری این دو جوان را بی سرو صدا اعدام کرد تا با سرو صدا مردم را از اعتراضات دهه فجر بترساند. حالا انگار مردم اعتراض کرده اند که آقا اعدام کند و آنها بترسند! خب مردم اعتراض کرده اند که اعدام نباشد, تقلب و دروغ و ریا نباشد, ولی فقیه نباشد و بجای تمامی اینها قانون باشد. مگر فهمیدن این چند کلمه چقدر هنر می خواهد که آقا و پیرپاتالهایش یک ذره اش را هم ندارند؟

هفت ماه است که پایش را گذاشته است توی یک کفش که الا و بلا رهبر است و قاتل نیست. خب رهبر که آدم نمیکشد قاتل آدم میکشد. اگر هم خلایق به او بگویند خ.ر ناراحت میشود و میگوید خواص دو پهلو حرف نزنند. حالا انگار وقتی خواص یک پهلو حرف زدند او فهمید جریان چیست!

یکی نیست به این پیرمرد زوال در رفته بگوید آخه تو که بلد نیستی رهبر بازی کنی چرا مردم را میکشی؟ آقا نکش این جوونای مردم رو, صاحب دارن بخدا. همون که نقدی رو میاری تهدید کنه کسی نیاد خیابون اعتراض کنه وگرنه ما قهر میکنیم خودش به اندازه پنجتا اعدامه واسه این مردم. سردار نقدی که آنگلا مرکل نیست آدم تا چهره نورانی ایشون رو ببینه شب راحت بخوابه که آره مملکتش دست چندتا آدم حسابی اداره میشه و صدتا فحش خواهر مادر به رائی که داده نده.

هفت ماه است که بکوب مثل عقب افتاده ها سرش را میاندازد پایین و یک مسیر را طی میکند. هی آدم وحشتناکهای بیعت کرده با تی تاب و ساندیس را میآورد تا مردم را کتک بزنند و آنها را بکشند. خب مردم هم بلدند کتک بزنند. وقتی هم روز عاشورا خوب کتک خورد و عکسهایش جر خورد طبق معمول آمد صدا و سیما گریه و زاری که دلش به درد آمده و اینبار سهمیه تی تاب و ساندیس را افزایش داد و 9 دی چند هزارتا آدمی که همیشه زیر بغلش جا داده را دوباره انداخت بیرون که بله من رهبرم این هم سندش. آقا جان نکن این کارها رو, به زور و کتک کاری و خشونت هم که باشه به حضرت عباس جون سالم به در نمی بری ها. نکن این کارها رو… آخه مگه مرض داری بچه؟

شوی این هفته با هنرمندی جوات و آقایش

|

javat

جوات در جستجوی کاکا سیاه

در هفته ای که گذشت یکی از جواتهای لاریجانی حرف زد که آگاهان در پی این واقعه تا دو روز دست روی بینی خود گذاشته و پس از آن ماسک پوشیدند. تا قبل از حرف زدن جوات باستان شناسان بر این عقیده بودند که این پدیده زیر خاکی به دوران حجاز صدر اسلام و اونطرفها بر می گردد اما جوات با "کاکا سیاه" خواندن رئیس جمهور یکی از معتبرترین کشورهای جهان شایستگی خود را به اثبات رسانده و بر تمامی ضن و گمانها خط بطلان کشیده و نشان داد که می تواند به دهه چهل و یا پنجاه میلادی هم تعلق داشته باشد.

در همین راستا آقا در جمع ساندیس خوران غیور مازندران باز هم خطبه ای قرائت کرده و امت چند میلیاردی بسیج را برای هزار و نهصد و نود و نهمین بار از دشمن برحذر کرد. آقا در این خطابه نیز باز هم تاکید کرد که به دشمن باج نمی دهد و همچنان به باج گیری ادامه خواهد داد. این در حالی است که دشمن آماده می شود یکبار دیگر حضور قاطعانه و میلیونی خود را در یوم الله 22 بهمن به رخ آقا بکشد.

اصغر یکی از متخصصان امور باج که اخیرا طی صدور بیانیه ای کف مطالبات خود را اعلام کرده بود به خبرنگار ما گفت: کلا و اصولا آقا همیشه همچین مواقعی به دشمن باج نمی دهد اما با فصل الخطاب خود باعث لشکر کشی دشمن به خیابانها می شود و دست آخر گریه می کند و می گوید جسم ناقص و جان علیلی دارد.

تحلیل اصغر از این حیث حائز اهمیت است که آقا همواره یک هفته قبل از 30 خرداد و 13 آبان و 16 آذر و عاشورا قرار بود باج ندهد و بجایش باج بگیرد.

دشمن پیش بینی میکند که در این یک هفته باقی مانده به دهه سبز پس از آقا نقدی و احمدی مقدم و نجار و زری پلنگ و قاسم آش فروش و متی قمه زن و شهید زنده جنتی و بقیه بچه خلافها هم هرکدام به نوبت بیایند و بگویند که باج نمی دهند.

دهه سبزی بیاد ماندنی خواهد بود

|

22b

در فاصله بین عاشورای سبز تا دهه سبز (دهه فجر سابق) فرصتی بوجود آمد تا طیفهای مختلف این جنبش گسترده و همه گیر با یکدیگر به گفتگو بنشینند. در این میان بیانیه های مختلفی صادر شده و برخی یا از مواضع خود عدول کرده و یا در صدد توضیح آنها برآمدند. نقطه مشترک تمامی بیانیه ها و یا تصحیح پس از صدور آنها علیرغم تمامی بحث و جدلها در جذب حداکثری و فراگیر بودن آنها بود. فرصتی بوجود آمد تا دوستانی که از خشونتهای بوجود آمده در روز عاشورا شگفت زده ناقوس خطر را به صدا درآورند و دوستانیکه با مشاهده این خشونتها و ریزش سریع نیروها در بین سرکوبگران سراسیمه به تجویز خشونتها پناه ببرند بیشتر همدیگر را بفهمند. ابتکار عمل از این هم فراتر رفته و اینبار جنبش با نظر سنجی های مختلف از نظرسنجی انجمن پژوهشگران مستقل گرفته تا دوستان درون میهن که نتیجه نظر سنجی های استانی خود را به آقای محسن سازگارا ارائه کرده تا ایشان آنها را در وسیعترین شکل ممکن منتشر کند, آشنا شد. فرصتی پیش آمد تا اینبار جنبش استراتژی خود را بر اساس خواسته های مردم طراحی کرده و در کل کفه ترازوی جنبش از سمت اشخاص به سمت منافع عمومی و ایران سنگینی کند.

تمامی این مسائل جنبش را پخته تر و آبدیده تر کرده و به آن هویت می بخشد. اینها تفاوتهای امروز جنبش با انقلاب کور 57 است. مردمی که قادر به گفتگو هستند و فراتر از آن هفت ماه تمام در برابر یکی از خشنترین نظامهای سرکوبگر جهان قاطعانه و با شگفت انگیزترین سازماندهی های ممکن و البته خلاقانه بر خواسته های مشروع خود تاکید و ایستادگی می کنند, علیرغم ضن و گمان برخی از دوستان هم می دانند چه نمی خواهند و هم می دانند که چه می خواهند.

در این میان پایه های سست و شکننده نظام مبتنی بر یکی از سنتی ترین نوع دیکتاتوری جهان بیش از پیش لرزان شده و علیرغم عدم حضور موقتی مردم در خیابان نشانه های این لرزش از ریزش نیرو ها و پناهندگی دیپلماتها و ورزشکاران در خارج گرفته تا تورم متصاعد و ورشکستگی بانکها قابل رویت است. بانکهای کشور عملا قادر نیستند پول متقاضیان را به آنها پرداختند کنند. این به این معنی است که بانکها یا با بحران نقدینگی روبرو شده یا از پرداخت اموال متقاضیانی که برای دریافت وجوه خود به بانکها هجوم آورده اند وحشت دارند که در هر دو صورت قادر به انجام وظایف نبوده و در ورشکستگی بسر می برند. جنبش سبز با هوشیاری و انسجام به مرحله ای رسیده که خود قادر است بجای نهادهای اجرائی بین المللی رژیم کودتا را در سختترین تحریمها غوطه ور سازد… بچه های ما از موضع بالا و با داشتن راهکارهای متعدد آنطور که می خواهند رژیم را بازی می دهند و این رژیم در برابر آنها حربه ای بغیر از سرکوب ندارد. همان حربه ای که در فاصله هفت ماه گذشته به کرات آن را دیده ایم.

فاصله بین عاشورای سبز تا دهه سبز جنبش به خوبی شیوه های دیگر مبارزه را ادامه داده و یا امتحان کرد. در زمینه مبارزه تبلیغاتی و رسانه ای رژیم کودتا تا حدی دستپاچه و با تصمیمات خلق الساعه ای عمل کرد که حتی تا به همین لحظه هم تفسیر مشخصی برای برگزاری و سپس قطع رویه برنامه های رو به فردا وجود ندارد! بلکه چه عقب نشینی کند و چه با دستگاه دروغ پردازی خود پیش رود این جنبش است که شعله های سبزش بیش از پبش زبانه میکشد.

همه چیز مهیای این است که جنبش سبز در دهه سبز و بخصوص 22 بهمن روز دیگری را برای ایران بدون دیکتاتور رغم بزند. روز 22 بهمن جنبش قویتر خواهد بود و رژیم ضعیفتر. نشانه های قوت جنبش و ضعف رژیم را در همین روزها می توان به عینه مشاهده کرد. 

دو روی یک سکه در استارباکس

|

christchurch

Christchurch the city that is far from home

بغیر از یک خانوار و دو دانشجوئی که در دانشگاه با آنها آشنا شدم ایرانی دیگری را در شهر کرایست چرچ نمی شناسم. آنها هم اگر ماهی یکبار مرا ببینند همانند راه گم کردگان در صحرای نقب اسرائیل که خدا فلسطینی های بدوی آنها را نشانتان ندهد اخبار ایران را از من می پرسند. من هم هنوز یکی دو جمله از حوادث ایران را به آنها نگفته نیم ساعت تحلیل قمر اندر عقرب از آنها بار میکنم و اگر شانص بیاورم در فاصله همان نیم ساعت از آنها خداحافظی میکنم.

با دلی گرفته در استارباکس نشسته بودم و مثل بچه های خوب صفحه های اینترنت را در لب تاپ برانداز می کردم که دیدم علی از کلن آلمان اونلاین شد. داشتیم با هم چت میکردیم و احوال همدیگر را می پرسیدیم. او منتظر تغییر رژیم بود که به ایران برگردد و طبعا هرکسی که میخواهد به ایران برگردد سوای از اینکه منتظر تغییر رژیم باشد یا نه دوست خوب من است.

چه دوست نازنینی است این علی, دقیقا بیاد داشت که چند وقت است مرا ندیده اما من بیاد نداشتم که چند وقت است او را ندیده بودم (شرمنده علی و حضار) تا اینکه فهمید چیزی حدود بیست روز دیگر به شروع ترم جدید دانشگاهی ما باقی مانده و از من خواست در این فاصله به آلمان آمده تا از تنهائی دربیایم. قطعا من در فاصله این بیست روز بار 18 ساعت پرواز تا فرانکفورت را بر دوش نخواهم کشید اما اگر تا تعطیلات دیگر هنوز ایران رفتنمان با اوین رفتنمان یکی بود حتما دوباره مزاحم علی می شوم و البته اینبار از خجالت مجید و فرهاد عزیز که هر دو از وبلاگنویسان خوب ما در آلمان هستند هم در خواهم آمد.

در این خش و بش شیرین و با حال بودیم که یک دفعه صدائی شنیدم که به زبان انگلیسی به دختر صندوقدار استارباکس میگفت که پرژن (ایرانی) است. سرم را از لب تاپ بالا گرفته و یک جوان ایرانی دیدم که میخواست سفارش یک قهوه بدهد. دخترک صندوقدار نیز به محض شنیدن ایرانی بودن آن جوان زود به من که تقریبا یکی از مشتریان کهنه کار و دانه پنج آن استارباکس بودم نگاهی انداخت و گفت: اتفاقا آن آقائی که آنجا نشسته هم پرژن است. و البته چهره بنده را هم مجسم کنید که نیشم تا بنا گوش باز بود.

به آقای ایرانی سلام کردم و او هم از همانجا جواب سلامم را به انگلیسی داد که تمام دیالوگ ما هم در فاصله همان یکی دو دقیقه به انگلیسی شروع و ختم شد.

گفتم: اسم من کریم است اسم شما چیست؟

گفت: پورشی

گفتم: تا حالا نشنیده بودم

گفت: اسم زرتشتی است البته من الان مسیحی هستم

گفتم: خوبه. اما من هنوز زرتشتی هستم

گفت: چند ساله اینجائی؟

گفتم: یه چند سالی میشه

گفت: پس خوبه, زود از شر اونجا (ایران) راحت شدی. من که از بچگی بهمراه خونواده اومدم اینجا

گفتم: خوبه. اما من تا درسم تموم بشه برمی گردم اونجا (ایران)

با حالتی از تعجب و در حالیکه کماکان زور میزد تا انگلیسی را به لهجه غلیضتر از خود نیوزیلندیها صحبت کند رو به دختر صندوقدار گفت: اینو یه چکش بکنید ببینید حالش خوبه!

من هم با همان لبخندی که در طول دیالوگ تغییری نکرد بی خیال آن بی ادبی شدم و دوباره سرم را در لب تاپ فرو بردم .

از قدیم گفته اند محمود که دوپینگی باشد از وزنه بردارش انتظاری نیست

|

reza

این تصویر هنری محصولی از گفتگوی دوپینگها است

از قدیم گفته اند محمود که دوپینگی باشد از وزنه بردارش انتظاری نیست

در راستای تحقق آرمان مقدس انقلاب که می فرماید "هر کس که جواته با احمدی نژاده" کمیته کشف و برخورد با دوپینگ المپیک چند سال تحقیق و تفحص کرد تا بفهمد علاوه بر پسرعموی ابولفضل که همان رضازاده خودمان باشد بقیه تیم ملی وزنه برداری محمود هم مثل خودش دوپینگی و تقلبی از آب درآمده و در این راستا 200هزار دلار بی زبان را در کت دولت نمود.

این اقدام سبوعانه در حالی صورت گرفته است که اصلا از همان اول تابلو بود طرف کاسه ای زیر نیم کاسه دارد. وگرنه آدمی که حسابش پاک باشد میرود به نمایندگی از کشوری روی پیراهنش ابولفضل بنویسد و وزنه بلند کند؟ آن هم ابولفضلی که هر دو بازویش قطع بوده و در حالت دو دوتا چهارتا قادر به بلند کردن دمبل هم نمی باشد؟ از این گذشته آدم عاقل و البته بالغ پس از کسب مقام قهرمانی جهان میرود و اینبار بجای ابولفضل از هسته های محمود آویزان می شود؟ خب دوپینگی بود دیگه, اگه نبود که اینکارها را نمی کرد.

محمود و فاصله ها

خب دوباره برگردیم به فرموده اخیر محمود که گفته است "فاصله جهان پر مهر ما با جهان کنونی زمین تا آسمان است" در این راستا تحقیق کردیم دیدیم:

فاصله چندین میلیارد تومان پول خزانه مملکت با شعله کبریت محمود اندازه همین بند انگشت بود که فاصله موجود رفع شد

فاصله جایگاه و آبرو و اعتبار ایران با بی آبروئی و بی اعتباری به اندازه حدود شرعی فرو کردن یک باتوم بود که آن هم رفع شد

فاصله نشان دادن چهره ای از ایران که رهبرانی دیوانه بر آن حکمرانی می کنند با عدم نشان دادن آن به اندازه بند تمبان آقا بود که آن هم رفع شد

فاصله بازگشت ایران به دوران ماقبل از اختراع اینترنت و موبایل و مایکرویف و پودر محمود شوئی با دوران بعد از اختراع این ادوات به اندازه یک تار مو بود که رفع شد

فاصله تحول اجتماعی از طریق تکاپوی موجود در دانشگاهها و افزایش فارغ التحصیلان و توسعه صنعتی و اقتصادی و سیاسی با یک مصیبت اجتماعی غیر قابل پیش بینی بود که آن هم در عرض چهار سال رفع شد

فاصله ریاست جمهوری محمود در کشور ایران با حقیقت در حیطه تخیلات مادر محمود هم نمی گنجید که رفع شد و گنجید

فاصله کشور ایران با رتبه های آخر تمامی آمارهای بین المللی یکم زیاد بود که رفع شد

فاصله صدا و سیما بعنوان رسانه ای که روزانه فقط 80 درصد دروغ میگفت با رسانه ای که روزانه 100 درصد دروغ میگوید از همینجا تا همونجا بود که رفع شد

فاصله جمهوری مبتنی بر قتل و غارت و دروغ و نیرنگ و ریا با فروپاشی چیز زیادی نیست که مقداری از آن الان هفت ماه است که رفع شده است

بقیه فاصله ها را خودتان بنویسید و توسط یک غاطر هوشمند آن را به بیت آقا بفرستید. چون بیتی که حقوق شخصی افراد و دستآوردهای بشری از جمله اس ام اس و ایمیل را به رسمیت نمی شناسد احتمالا کد پستی هم ندارد.

دستآورد

|

محمود گفت: فاصله جهان پر مهر ما با جهان کنونی زمین تا آسمان است.

- اشکالی نداره, در عوض فاصله جهان پر مهر شما با فروپاشی از اینجا تا اونجاست.

اشکال از شفاف سازی است یا از آقا؟

|

shafaf

اتفاقا در صدر اسلام هم اینگونه شفاف سازی ها برای خلفا جواب نمی داد (اسنادش موجوده)

گفتند: محمود نمی خواهیم پس به صندوقهای رای حمله کرده و به موسوی و کروبی رای می دهیم

گفت: شفاف سازی کنید. حالا که نمی کنید رایتان را بسود مشروعیت خودم می دزدم و محمود را خاری در چشمانتان از صندوق بیرون می آوردم

گفتند: رای ما را پس بده

گفت: شفاف سازی کنید. حالا که نمی کنید شما را به گلوله و باتوم و شیشه نوشابه و طائب می بندم

گفتند: تو قاتلی, ولایتت هم باطله

گفت: شفاف سازی کنید. حالا که نمی کنید جسم ناقصی دارم, جان علیلی دارم و یکم گریه کرد

گفتند: استقلال آزادی جمهوری ایرانی

گفت: شفاف سازی کنید. حالا که نمی کنید می دهم ضرغامی در صدا و سیما پینوکیو سازی کند

گفتند: ننگ ما رهبر از مرحله پرت ما

گفت: شفاف سازی کنید. حالا که نمی کنید شوخی شوخی چادر سر مجید توکلی میکنم و به هشت سال و چهار ماه زندان محکومش میکنم

گفتند: این آخرین پیام است و ملت سبز ایران آماده قیام است. و شمه ای از قیام را در روز عاشورا نشان دادند

گفت: شفاف سازی کنید. حالا که نمی کنید خواص شفاف سازی کنند

گفتند: بی خیال, امیدی به بهبودی نیست. دهه مبارک سبز را بچسبیم, شفاف سازی بماند برای بعد…

بزغاله های بدون ساندیس

|







نامه سرگشاده بیل گیتس به احمدی مقدم

|

ahmadi

در پرتو تعالیم الهی و سال اصلاح الگوی فیروزآبادی شرکت ریبن آبادان هرگونه ارتباط خود با احمدی مقدم را تکذیب می کند

"وخلقنا المحمود وانا لخلقتنا نادمین" و علت خلقت محمود همچنان نامعلوم است (سوره مدیریت جهان, آیه 63درصد)

به: برادر گروهبان احمدی مقدم

از: بیل گیتس و شرکا

موضوع: آن ساندیس است که تو میخوری یا الکل گندم داروخانه سر کوچمون!؟

برادر گروهبان احمدی مقدم بدینوسیله من هر وقت تو را می بینم این دعای ندبه را می خوانم که ای کاش من هم باجناق محمود بودم که در پی این واقعه خداوند سریعا به من ایمیلی فرستاده و می فرمایند "ولکن انا مدیر جهان هستم نه مدیر باغ وحش, یک دعائی بخوان که بگنجه"

مای دیر احمدی مقدم, تو نمی دانی زندگی کردن در یک کشور استکباری که محمود آن را مدیریت نمی کند چقدر سخت است. اینجا من باید دوران جوانی خود را صرف اختراعات و ابتکارات نرم افزاری میکردم و در دهه هفتاد میلادی از انباری خانه خود شروع میکردم تا امروزه مایکروسافت یک غول اقتصادی و نرم افزاری بزرگی در جهان باشد در صورتیکه در نظام اسلامی شما که اینک عرصه کیان مقدس آن برای مدیریت محمود بسی تنگ و کوچک شده و ایشان عرصه جهان را برای مدیریت لازم دارند افرادی مثل جنابعالی یکشبه سردار و رئیس پلیس می شوند و برخوردهای قانونی می کنند. مشغول ارائه ویندوز جدیدمان که همان ویندوز 7 باشد بودیم که دیدیم یکی مثل جنابعالی باز هم حرف زد. شما هم که در آن نظام مقدس هروقت خواسته اید حرف بزنید بجایش تر زده اید.

گروهبان عزیز گفته بودی اس ام اس و ایمیلهای خلایق را کنترل می کنی یادم آمد در این کشور استکباری جورج بوش خواست مکالمه تلفنی دو تن از برادران پاکستانی را که می خواستند با بمب ما را ارشاد کنند شنود کند که اغتشاشگران روبروی کاخ سفید تا هفت جد آبادش را هم به فاک عظما دادند. حالا تلفن و اس ام اس را می گوئیم ملک پدریتان که همان آقای عظما باشد است و شما می توانید آنها را شنود و کنترل کنید. اصلا از وقتی که تلفن افتاد دست شما الکساندر گراهامبل خدابیامرز هر شب به خواب من می آید و شبی هفت بار اختراع تلفن توسط خودش را تکذیب می کند. اما در رابطه با کنترل ایمیلها نمی خواهی با هم یک استکان چائی هم بخوریم؟ اصلا دست عیالت را بگیر و خودت بیا بجای من در مایکروسافت بشین. من هم قول می دهم به بچه ها سفارش کنم شیوه چت کردن در یاهو مسنجر را یادت بدهند!

گروهبان عزیز, می دانم اونی که تو داری رو نیست بلکه حمید رسایی در دانشگاه قزوین است. لذا در همین راستا خواستم به تو بگویم که ایمیل چیزی متفاوت با صندوق انتخابات و دستشوئی است. دو پدیده آخر را شما می توانید هر وقت اراده کنید باز کرده و یک محمود از اندرونش بیرون بیاورید درصورتیکه ایمیل امروزه یکی از امنترین شیوه های مراسله در جهان الکترونیکی است و دولتهائیکه بخت ولایتمدار شدن را نداشته اند در تمامی ارگانها و نهادهای خود از ایمیل برای ارتباط با شهروندان و متقاضیان و مشتریان استفاده می کنند. اینجانب بیل گیتس کاملا واقف هستم شما ایمیل را با رادان اشتباهی گرفتید که چنان گنده گوزیده بودید. لذا طی این نامه به شما اطمینان می دهم که اتفاق خاصی نیافتاده و شما بجای اظهار نظرهای عجیب در این قحطی سیفون بروید و با وانتهای خود اغتشاشگران را زیر کنید که این عمل انقلابی اسلامی برای شما بسی برازنده تر از ور رفتن با ایمیل و چیزهای ناشناخته است.

اجرکم عندالله

بیل گیتس

این مطلب در خبر نت

مستند سازی پاره شدن خشتک آقا

|

agha31

تا قبل از اختراع این تصویر در صده ششم هجری کسی نمی دانست که آقا فکر هم می کند

عنایت به اینکه دهه مقدس فجر بدجوری نزدیک است و این دهه بجز همین دفعه هیچوقت بدجوری مقدس نبود و سبزها کاری خواهند کرد کارستان, تلفنهای مشکوک و از جاهای نامعلومی که نمی خواهیم اسم آنها را ذکر کنیم و اگر می خواستیم ذکر کنیم حتما می گفتیم از بیت رهبری است با آقای پینوکیو ضرغامی تماس نصف شبی گرفته و گفته آقا ما به یک استراتژی تاکتیکی الدیپلماتیکی برای کاهش خشم سبزها رسیدیم و شما بزار همان مطهری و کواکبیان و اطاعت یک چیزهائی به حسین شریعتمداری بگویند تا دل مردم خنک شود و انقدر نیایند خیابان بگویند ولایت ما باطل است. ما هم از آنطرف محارب بازی و برخوردهای مر قانونیمان را به راه می اندازیم تا منگنه شوند! حالا انگار دو سه نفر آمدند صدا و سیما گفتند اشتباهاتی شده و این هم سند عقب نشینی آقا ما دیگر دهه فجر را دهه سبز نمی کنیم! خب بیشتر سبزش میکنیم دیگر, مگر ما مثل شما آلزایمر داریم آخه! به حق چیزهای ندیده و نشنیده!

در این راستا پینوکیو ضرغامی از بازی کردن با هسته ها و دستمالها کمی دست شسته و رفته است با دم شیر بازی کند. آن هم چه شیری, ندا آقا سلطان! ما نیز با توجه به اینکه پینوکیو توطئه قتل ندا آقا سلطان را توسط خودش مستند سازی کرده است تصمیم گرفتیم تا دقیقا به همان شیوه پاره شدن خشتک آقا را با بی ادبی تمام برای امت همیشه در صحنه و پرت از سفره مستند سازی کنیم.

(واقعه مهیب 13 آبان) در این تصویر کاملا مشخص است که رنگ این قسمت از خشتک با رنگ بقیه خشتک فرق می کند. این به این معنی است که این قسمت از خشتک یه وصله است که پس از پاره شدن خشتک به آن دوخته شده است. در این تصویر رنگ این قسمت از خشتک فرق میکند در تصویر قبل رنگ خشتک فرق نمی کند. در این تصویر فرق می کند در آن تصویر فرق نمی کند.

(واقعه مهیب 16 آذر) به این قسمت 8 سانتی متری از خشتک آقا توجه کنید. در این تصویر تفاوت دوخت در قسمت 8سانتی متری با بقیه دوخت خشتک کاملا نمایان است. در این تصویر فرق می کند در تصویر ما قبل فرقی نمی کند. حالا به این تصویر نگاه کنید. این شخصی که به خشتک آقا آویزان است مجید توکلی است و آن یکی هم یکی دیگر از دانشجویان است که همیشه عادت دارند به خشتک آقا آویزان شوند. حالا در این تصویر کاملا مشخص است که این خشتک در اثر آویزان شدن دانشجویان پاره می شود. اما در این تصویر کاملا مشخص است که طائب و نقدی در حال دوختن خشتک هستند. پس خشتک پاره شده بود. اینجا پاره شده بود در تصویر قبل پاره نشده بود. اینجا پاره شده بود آنجا پاره نشده بود.

(واقعه مهیب عاشورا) به تصویر خشتک نگاهی دقیق بیاندازید, البته تصویر این خشتک برای افراد زیر 16 سال و کسانیکه دارای ناراحتی قلبی یا ناراحتی بسیجی و لباس شخصی هستند مضر است. در اینجا خشتک آقا راه راه است درصورتیکه همه امت همیشه در صحنه می دانند که خشتک آقا چهارخانه بود. پس خشتک قبل پس از پاره شدن عوض شده است. اینجا و در این تصویر شما یک جنتی را در خشتک آقا می بینید, جنتی می گوید باید با مفسدین فی الارض همانند سال 57 برخورد بی رحمانه ای شود در صورتیکه همه جهانیان می دانند که جنتی قادر به فکر کردن نیست پس این حرفها ناشی از پاره شدن خشتک آقا است. در این تصویر پاره شده است, در آن تصویر وصله خورده است. اینجا پاره شده است آنجا وصله خورده است.

خب حالا که همه مستند پاره شدن خشتک آقا را دیدیم تا مستند سازی دیگری از برادر پینوکیو ضرغامی شما را به خدای بزرگ می سپاریم

احوالات المحمودیه فی اهواز سبز

|

ahvaz1

اهواز بزرگتر از آن است که مرهم دردهای خود و ایران را در دروغهای محمود جستجو کند

شک ندارم اینک اهوازی ها که Okahwaz نازنین یکی از آنها است از شیلنگ آباد و فلکه آبادان گرفته تا چهارراه نادری و فلکه چهارشیر و گلستان و کورش و کیان پارس از شدت خجالت به ندرت از خانه بیرون می آیند و در این میان چه قرارها که با زیدها بهم نخورده و چه آهنگهای غمگین داریوش که فضای کوچه و خیابان را پر نکرده و چه عرق سگی ها که مصرف نشده است! شاید آنها در این فکر هستند که سبزها و جهانیان درباره اهوازی ها چه فکری می کنند؟ حتما فکر می کنند که واقعا اهوازی ها از محمود استقبال کردند!

در صورتیکه اصلا جای نگرانی نیست, سبزها و جهانیان مثل محمود دچار پریشانی همه جانبه نیستند آنها می دانند که چه می بینند و چه می شنوند و چه می گویند و از همه مهمتر قیافه درست و حسابی هم دارند. ما روحیه شکست ناپذیر اهوازی ها را تا رسیدن به نوک قله دموکراسی که مرهم دردهای همه ما است نیاز داریم. کسی فراموش نکرده است که حمید رسایی اولین کفش را در دانشگاه چمران اهواز نوش جان کرد و با اردنگی از دانشگاه اهواز تحویل دانشگاه قزوین داده شد. کسی خونگرمی و البته مظلومیت کارگران اهوازی را در مطالبات مدنی حقوق پایمال شده خود از یاد نبرده است. و هموطنان ما در تهران همواره با دلگرمی حظور اهوازی ها و اصفهانی ها و شیرازی ها و مشهدی ها و تبریزی ها در صف اول اعتراضات در مقابل دیکتاتور قد علم می کنند. کسی یعقوب بروایه و مادر داغدارش را و در نهایت کسی اهواز هشت سال جنگ و استقامت را از یاد نبرده است. سازماندهی و اردو کشی بچه های مدارس و بسیج ارگانها و فتوشاپ و مردم فقیری که از سر ناچاری به هوای اعطای نامه ای و بهبودی وضع بغرنجی خود را جلوی ماشین آن محمود پریشان حال می اندازند چیزی از شایستگی اهوازی ها کم نمی کند.

اصولا انسان با نخستین فشاری که بر مغز خود وارد می آورد به این سئوال منطقی دست پیدا می کند که محمود رفته بود به اهوازی ها چه بگوید؟ آن هم اهوازی هائیکه انشاء نویسان محمود بدون آنکه از بزرگی آنها چیزی بدانند در هر خط از سخنرانی آن محمود پنج بار از بزرگی آنها یاد کرده اند! از آنجائیکه شما یک محمود نیستید پاسخ سئوالهای ساده را به سرعت می یابید و برای معزل مثلا تورم در ایران سر از هولوکاست درنمی آورید. اصولا محمود هر جا می رود چیزهائی می گوید و همانطور که شرط نیست بداند چه می گوید پس فرقی هم نمی کند که آنجا اهواز باشد یا خانه و رو در روی اهل بیت خود.

محمود در اهواز گفت "ملت ایران(یعنی همان محمود احمدی نژاد) از آمریکا گرفته تا ژاپن مدیریت تمامی جهان را زیر سئوال برده است" و همچنین "پس از طرح هدفمند کردن (حذف کردن) یارانه ها تا 3 سال دیگر فقیر و بی کار در کشور وجود نخواهد داشت"

اگر سرعت اینترنت و البته فشار خون شما مناسب است پیشنهاد میکنم این ویدئو را ببینید. در این ویدئو می توان گوشه ای از مردم فقیر و بیچاره ای را دید که چگونه به شیوه قرون وسطائی کمکهای مالی از والی و یا پادشاه خود که همان محمود است را ملتمسانه طلب می کنند. حذف یارانه به این معنی است که نسبت اشتغال و درآمد مردم یک کشور متناسب با مخارج آن است و دولت نیازی به اعطای یارانه ندارد بلکه با مالیاتی که از مردم می گیرد تمامی سیستم و سیاستهای داخلی و خارجی کشور را در جهت کار و درآمد آفرینی برای مردم به کار می برد تا نسبت مالیات دهندگان افزایش یافته و دولت ورشکست نشود. با این حجم بالای بیکاری و فقری که نمودار آن روز به روز در جامعه بالاتر می رود دولت آقای الدیبلوماسیه و مدیریت جهانی او در کشور عملا نه تنها درآمدی ندارد بلکه حتی نمی داند درآمد مالیاتی چیست و در سیستم حکومتی به چه کاری می آید! دولتی که درآمد مالیاتی ندارد و ککش نمی گزد و قلدری و هارت و پورتش هفت آسمان را خفه کرده است دست در چپاول و غارت ثروتهای بی حساب و کتاب مملکتی دارد. کشور ما با هردمبیلترین مدیریت ممکن از سوی محمود روز به روز فقیرتر می شود و جیب مافیا و دلالان داخلی و خارجی آن که خارج از هرگونه حسابرسی هستند روز به روز حجیمتر می شود.

صلی علی محمد.. کامران دوماد خوش آمد

|

sanad

ترجمه انگلیسی سند آقای دوماد

در راستای اینکه حضرات اگر دین و مذهبشان هم دروغکی نباشد سگ آنها را گاز می گیرد با آقای کامران دانشجو مصاحبه ای داشتیم که متن آن بشرح زیر میباشد

ما: احتراما خودتان بگوئید کجاهای شما راست راسکی است تا ما انقدر دچار زحمت نشویم؟

دوماد: بنده کامران دانشجو دارای تخصصهای تخصصی و فوق تخصصی و مافوق تخصصی از دانشگاه منچستر یونایتد چلسی لیورپول لندن هستم اما خودم هوادار تیم پرسپولیسم و بعد از وزارت علوم و اینا حاضرم ریاست آن باشگاه محترمه را بعد از سعیدلو در مسئولیت خود بنمایم

ما: قاعدتا چه رابطه ای بین ممنوع الورود شدن شما به قاطبه کشورهای یک قاره به آن بزرگی که همان اروپا باشد و مقاله و مدرک دزدی شما وجود دارد؟

دوماد: اینها همه اش شایعات فریبخوردگان است. وگرنه چه رابطه ای می تواند بین اجرام فضائی و آتش زدن مراکز پلیس در روز عاشورا وجود داشته باشد جز فتنه برخی از فتنه گران؟ همین حرفها را برای دکتر کردان هم درآوردند اما دیدیم که ایشان مظلوم از دنیا رفت و حتی شماره حساب بانکی اش هم دربین دیگر حسابهای مسئولین لو نرفت. باور نمی کنید بروید ببینید چند بسیجی در این اغتشاشات به شهادت رسیده اند

ما: حالا که دیانت شما هم تقلبی از آب درآمد بفرمائید آن رهبر فرزانه و محمود نزدیکترش چگونه به این نتیجه رسیدند که شما بهترین گزینه برای اسلامی کردن دانشگاهها و محو علوم انسانی از آنها هستید؟

دوماد: ببینید ما همه ولایتمداریم و خدمتگذار. البته احیانا اگر خدمتها تمام شد یک چیز دیگر را تا دسته می گذاریم. پس در نظام مقدس هیچگاه دیانت افراد معیار نبوده بلکه شایسته سالاری حرف اول را میزند

ما: بدینوسیله شما توی عمرت یه ولگا خانم دیدی رفتی صدتا سند امضا کردی دارو ندارت رو به یه ولگا فروختی, آیا علت فرار کردن دختران یونانی از جوانان غیور ایرانی نتیجه تعامل انقلابی شما با ولگا بوده است یا فیلم 300 ؟

دوماد: قطعا در این رابطه نمی توان اظهار نظر کرد. تحقیقات در وزارت علوم و فناوردی همچنان ادامه دارد

آقای جرس شما دیگر چرا !؟

|

jaras

همچنان سبز باقی بمانیم

سایت جنبش راه سبز (جرس) با دستپاچگی و طی یک خبر اختصاصی و البته فوری اعلام کرد که "انجمن پادشاهی مسئولیت ترور امروز صبح تهران را بر عهده گرفت" این خبر که به نقل از سایت انجمن پادشاهی بود می توانست لینکی هم داشته باشد که نشان دهد خبر چندان هم از سوی سایت انجمن پادشاهی نبوده و بنده کار را برای دوستان آسانتر کرده و لینک سایت مذکور را که با نام "تکاوران تندر انجمن پادشاهی ایران" است قید میکنم.

دو ساعت پس از انتشار این خبر از سوی جرس از فارس نیوز گرفته تا گویا اکثر سایتهای خبری این خبر را به نام انجمن پادشاهی ایران انعکاس دادند. در صورتیکه سایت اصلی و رادیوئی انجمن پادشاهی ایران این لینک است و سایت این انجمن علیرغم سمت و سو و لهجه تند و رادیکالش نه تنها کسی را تشویق به بمبگذاری نمی کند بلکه حتی خبر انفجار حسینیه شیراز را که قبل از این نیز دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی به این انجمن نسبت داده بود را رد کرده اند.

لینکی که دوستان جرس به آن اشاره کرده اند عبارت است از یک وبلاگ تک صفحه ای و بدون تاریخ و یا حتی آرشیو و البته بدون ذکر حتی یک نام واقعی از سوی اداره کنندگان آن! یعنی اگر من فردا به اسم حمید رسائی وبلاگی درست کنم و انفجار را بر عهده بگیرم احتمالا حمید رسائی متهم اول آن بمبگذاری خواهد بود!

تمامی این حرف و حدیثها که با یک گوگل گردی ساده قابل دسترسی است نه برای حمایت از انجمن پادشاهی که آنان نیز احتمالا دیر یا زود موضع خود را در قبال این خبرها اعلام خواهند کرد بلکه برای هیزمی است که دوستان جرسی ما به آتش کودتاچیان می ریزند. خب حالا که قرار است این انفجار و ترور یک دانشمند هسته ای! کار انجمن پادشاهی باشد و پروژه اتهام سازی کودتاچیان نباشد پس لابد از فردا قرار است همه سبزها در ایران انجمن پادشاهی باشند و حکم به رگبار بستن آنها هم از قبل صادر شده باشد. یا اینکه قرار است به بهانه انجمن پادشاهی بودن سبزها اینبار یک گردان اعدامی داشته باشیم… دوستان جرسی که هر دو روز یکبار ملت را از پاپوش کودتاچیان برحذر می کنند مواظب باشند خود به پاپوش کودتاچیان گرفتار نیایند. دوستان برای دست اول باقی ماندن در تهیه و انتشار خبرها که نباید به جان و مال یک جنبش آتش بزنند!  

پ.ن

"انجمن پادشاهی ایران" ترور مسعود علی محمدی را تکذیب کرده و آن را "شبيه سازی سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی" خواند

رژیمی که دربدر به دنبال بمب است

|

basij

پرسیدیم چرا پستونک این بچه رو گرفتید اسلحه دستش دادید؟ گفتند تازه بلد است بمب هم بکارد!

اصلا داستان تابلوی تابلو بود, درست مثل قیافه حسین شریعتمداری که انسان تا او را ببیند یاد کیهان می افتد. شیوه بمب گذاری اش هم دقیقا مثل شیوه های بمب گذاری در بغداد و اونطرفا بود. حکم مفسد فی الارض و پنجاه و هفتی کردن موضوع را هم که مصباح و جنتی و نجار و رهبر فرزانه پیشآپیش داده بودند و فقط مانده بود صحنه اش تداعی شود که شد. طبق معمول اینجا هم پینوکیو بازی درآورده بودند. رفته اند یک استاد فیزیک از همه جا بی خبر را شناسائی کرده و با بمبی که حکایت عهد پنجاه و هفتی بودن حضرات را می نماید آن بنده خدا را فرستادند هوا. بعد هم هنوز طرف بطور کامل قبض روح نشده آمدند و گفتند دانشمند هسته ای بود و حامی دولت. در صورتیکه دانشمند هسته ای نبود و استاد فیزیک بود, حامی دولت نبود و در لیست استادان دانشگاه حامی میرحسین موسوی قرار داشت. دمت گرم آقای خامنه ای از کیسه خلیفه می بخشی؟

اینها را نگفتیم که خبرگزاری کرده باشیم. بلکه گفتیم تا نیروهای امنیتی بحث را برای یافتن تروریستها ادامه ندهند و فردا پنج نفر دیگر را بدون اعلام حتی اسامی آنها به اعدام محکوم نکنند. اگر خیلی دست به ادامه دادن و یافتن شان خوب است بروند خشتک رهبری را بگردند که آنجا از تروریست گرفته تا شیر مرغ تا جان آدمیزاد همه چیز را می یابند.

دنده مبارک آقا طوری در سال 57 گیر کرده که عوض کردنش کار فیروزآبادی هم نیست. طوری پایش را گذاشته است توی یک کفش که الا و بلا باید بمبگذاری شود و آدم کشی راه بیافتد و حضرت جیمزباند ظهور کند که حالا انگار اگر خشونت شد طرف جان سالم هم به در می برد! در آن جمع بشکن زنان ولایت هم که یک آدم حسابی پیدا نمی شود به این آقای جامع المصائب بگوید پدر جان من از سال 1357 و آن دوران شیرین هفتیر بازی هایت 30 سال گذشته است. نسلها عوض شده اند و کشور دیگر مجاهد ندارد, عراق چندتا مجاهد دارد که آنها هم یک من خاک رویشان نشسته و آن یکی رهبر فرزانه اشان تنهایشان گذاشته و فرار کرده است. کشور ما یک مجاهد دارد که آن هم جنابعالی هستید. جنابعالی هم که باید بروید.

تئوری های ضد انقلابی یک فیلسوف

|

doktaran-nezami

ضایعات انقلاب آقای فیلسوف در پرده ماقبل از باتوم و شیشه نوشابه

همین دیروز بود که در گویا یک سکولار دیدیم معده ما در جا تعجب کرد. گفتیم نکند اشتباهی صورت گرفته! یعنی می شود یک سکولار حداقل در یک سایتی حرفی بزند!؟ رفتیم و از خواندن مطلبش کلی به انشعاف رسیدیم که دیدیم لینکی هم داده است به یک مقاله کاملا علمی کله ملقی از دکتر فلان چگوارای سکولار, هنوز مقاله علمی تاکتیکی استراتژیکی را باز نکرده دیدیم هرچه انقلاب و بزن بکوب و بکش بکش بود از همان دو خط اول به اسم سکولار ریخت روی سرمان. خب همین کارها را می کنید آدم رویش نمی شود بگوید سکولار است دیگر! حالا آقای سکولار باشد برای پستهای بعدی. اینک دریابید آقای فیلسوف را در تئوری های گاندی وار…

آقای فیلسوف در دانشگاه پرورش خرچنگ اوتاوا-کانادا: بسم الله الرحمن ارحیم, مهدی اخوان ثالث در فلان شعرش خیلی معلوم است دوران ستمشاهی سراسر خواری و شکست بود ما خودمان انقلاب را پیروز کردیم اما شما الان انقلاب نکنید ها, انقلاب خوب نیست و مثل کسی می مانید که چاله ای میکند و برای خاک کردن خاکش چاله ای دیگر می کند. حالا فکر نکنید چاله اول را ما کندیم و شما در چال کردن خاکش خاک بر سر شدید اما خدائیش این تسلل باطل نیست؟ این خروش معلولها بر علتها نیست؟ انقلاب چیز خوبی نیست خودم میدونم که میگم خوب نیست. اما انقلاب 57 خیلی خوب بود بعدا منحرف شد. حالا نه اینکه خودم عضو شورای انقلاب فرهنگی اش بودم این حرفها را میزنم ها, نه. کلا انقلاب ما اصلا قرار نبود منحرف شود بعضی ها منحرفش کردند.

شاید همین الان برخی ها بگویند خوب این حرف من چه تفاوتی با حرف افراطیونی دارد که می گویند انقلاب درست بود اما خمینی بر امواج انقلاب سوار شد؟ نه. این دقیقا همان خروش معلولها بر علتها است چونکه خمینی با ما بود یا ما با او بودیم پس سوار چیزی نشد و انقلاب 57 توپ توپ بود. اما اگه شما همین الان بخواید انقلاب کنید معلولها بر علتها خروش می کنند و این کار درستی نیست.

انقلاب ما انقدر خوب بود که همان دوران اول نمی دانستیم اصلاحات خوردنی است یا نوشیدنی, باید بیش از یک میلیون ایرانی نفله می شد تا ما هم فیلسوف شویم و هم اصلاح طلب و هم اینکه دوباره برگردیم انحراف انقلاب 57 را درستش کنیم تا شما هم شیرفهم شوید که انقلاب خوب نیست. انقلاب ما انقدر خوب بود که اصلا شما فراموش کنید خلخالی و ری شهری و فلاحیان و بروبچ از همان روز اول چند نفر ایرانی بلعیدند؟ خب آن دوران انقلاب بود و انقلاب ببلع ببلع است دیگر, ما می کشتیم آنها می کشتند بعد ما می کشتیم آنوقت آنها هم می کشتند بعد ما می کشتیم آنها رفتند عراق پیش صدام. در آن دوره هم همه مشغول پیروزی حق بر علیه باطل بودند و بجز "روبرت ویسک" کسی بکش بکش را ندید او هم که خبرنگار روزنامه معلوم الحال ایندپندنت است و تازه یک انگلیسی خبیث! اصلا مهم هم نیست چه دید و چه گفت. بعد هم که به لطف انقلاب جنگ شد و جنگ هم هشت سال رفت توی کتتون این وسطا یک سال 68 هم چند هزار نفر اعدام شدن, قتلهای زنجیره ای هم که همیشه به لطف انقلاب یار و یاور شما بودن الان هم انقلاب با تقلب و شیشه نوشابه و باتوم در خدمت شما است. حالا کجای انقلاب ما بد بود که بعضی ها می گویند باید انقلاب کرد؟ انقلاب نکنید, انقلاب چیز بدی است. حالا درست است که انقلاب ما خوب بود بعد منحرف شد و اصلا قرار نبود آزادی ها گرفته شوند اما شما هم انقلاب نکنید…

پ.ن

هر کس فهمید آقای فیلسوف کیست به او یک جلد کتاب "همه انقلابها در آخر بچه بازی می شود اما قرار نبود انقلاب ما بچه بازی شود" هدیه داده خواهد شد

باز آقا حرف زد و آلودگی صوتی هر دو عالم را دو برابر کرد!

|

kh

حضرت آیت الله امام خامنه ای که اگر چند روز مرگ بر خامنه ای بشنود و دیپرس شود و حرف نزند تعداد تجاوزها در سطح جهان به صفر و دروغهای هر دو عالم به زیر پنجاه درصد و نمودار آدمکشی در جهان به پایین ترین حد ممکن می رسد و پرندگان در آسمان به پرواز درمی آیند و رودها و آبشارها دوباره به جریان می افتند و جیرجیکها نوید یک زندگی دوباره به موجودات زنده می دهند اخیرا دوباره حرفهائی زده است که در پی این واقعه چند تن از برادران سوفور شهرداری های مختلف جهان از ترس اضافه کاری مفرط خودکشی کردند.

این رهبر فرزانه که اخیرا منجر به پناهندگی گرفتن و گلوله و باتوم خوردن 95 درصد از فرزانه های ایران و ساندیس خوردن و شعار "وای اگر خامنه ای جرم دهد" دادن 5 درصد باقیمانده فرزانه ها شده است فرمود: در این شرایط غبار آلود با احتیاط معترضین را با وانت نیروی انتظامی زیر کنید, مبادا درحالیکه با دنده سه یکی از فتنه گران را زیر میکنید و محض احتیاط از له و لورده شدنش دنده عقب می زنید و دوباره از روی جنازه اش رد می شوید مستقیم دنده را از 3 به عقب بزنید بلکه برای مراعات حال موتور وانت یکی دو ثانیه ترمز کنید بعد دنده عقب بزنید.

حضرت آیت الله بدون اینکه بگوید مسئول چه چیزی در کجاست؟ ادامه را اینگونه نمود: افرادی که مسئولیت و وظیفه قانونی و سلاح سازمانی ندارند نباید در این قضایا دخالت کنند. 6 ماهه که هر بار حرف زدم گفتم دخالت نکنند هی دخالت میکنند, خب دخالت نکنند دیگه. مگر نمی بینند که فعلا دخالت دارد ما را می کند, دخالت نکن آقا مگه مرض داری؟

امام خامنه ای (رحمه الله علیه) ضمن قدردانی از آحاد ملت پنجاه هزار نفری ایران که در یوم الله نهم دی با ایمان کامل ساندیس را خورده بودند ادامه را فرمود: بعضی ها خباثت می کنند و بعضی ها حمایت می کنند, در اینجا شاید برخی از نیروهای سست ایمان فکر کنند خب پس تمام شد همین خباثت کننده ها و حمایت کننده ها خودشان هفتاد میلیون نفرند در صورتیکه این وسط من هم هستم, مجتبی هست, طائب و نقدی هم هستند این یعنی 65 میلیون ملت غیور به اضافه فیروزآبادی جمعا می شویم 130 میلیون ملت غیور. پس ما بیشماریم و باید با خباثتها با قاطعیت برخورد کرد.

علمدار لباس شخصی ها و شعبان بی مخ و زری پلنگ و گادفاذر و حسین شریعتمداری و ترمیناتور و رادان و شمر و دیگر بروبچ مثبت با قاطعیت فرمود: مسئولان قوه قضائیه مثل خود من دیدند مردم چه می خواهند پس باید به وظایف قانونی خود عمل کرده و اگر در روز عاشورا 37 نفر را کشته و بیش از هزار نفر را زندانی کردند, دمشون گرم میخوام روز 22 بهمن به مفسدین فی الارض در تهران شیمیائی بزنن تا دیگه مجبور هم نباشند کسی را دستگیر کنند و از این رو نور ایمان در دلها مستقر گردد.

شایان ذکر است که در پی این فصل الخطاب مرحوم پولپوت و هیتلر و استالین و صدام حسین هرکدام هفتا فاتحه برای اموات آیت الله خوانده و چند جعبه سوهان قم به ثواب اموات ایشان در بین فقرای جهنم توزیع کردند. چرا که هربار آن حضرت فصل الخطاب میکند تعداد لعن و نفرین بر قبور این اموات از روزی یک میلیون لعنت به روزی دوتا لعنت کاهش می یابد.

نقش دیکتاتورها در موفقیت انقلابهای رنگی (قسمت اول فیلیپین)

|

philippines

تا قبل از تحقیق درباره این مطلب من نیز همانند بسیاری فکر می کردم تاریخ ثبت انقلابهای رنگی و یا مخملی از انقلاب نارنجی اوکراین در سال 2004 شروع شد در صورتیکه با مراجعه به انقلاب زرد فیلیپین در سال 1986 به این نتیجه می رسیم که این انقلاب نیز تمامی ویژگی های یک انقلاب مسالمت آمیز و مخملی را دارا است.

درک این مطلب که بهترین و مداومترین شیوه تغییر همواره تغییرهای مسالمت آمیز و بلعکس بدترین شیوه های تغییر همواره تغییر خشونت آمیز است چندان دشوار نیست. به سادگی هر چه تمامتر رویکرد خشونت آمیز, پتانسیل هر انقلاب حتی معاصری است و برای ابراز این خشونتها تفاوتی نمی کند که رشد دانش اجتماعی و بضاعت فرهنگی یک جامعه تا چه حدی است. چرا که در هر انقلاب و یا جنبشی ما با توده های انبوهی از مردم معترض و عصبانی سروکار داریم و درست همینجا است که ماهیت دیکتاتورها و تصمیمات آنها در لحظه های آخر برای به خشونت کشیدن انقلاب و جنبشی و یا پیروزی مسالمت آمیز آن سرنوشت ساز جلوه می کند. با خانم جنویو گراوا استاد جامعه شناسی در دانشگاه کانتربری شهر کرایست طی 2 روز بحثهای مختلفی درباره انقلاب زرد فیلیپین داشتم و نقاط اشتراک و البته تفاوتهای عمده بسیاری را با جنبش سبز ایران یافتم که شرح این گفتگوها خالی از لطف نیست.

این استاد دانشگاه آمریکائی و فیلیپینی تبار که در دهه هشتاد خود نیز در فیلیپین حضور داشته است دوران حکومت "مارکوس" دیکتاتور مشهور فیلیپین را همانند دیگر دیکتاتورها دورانی سراسر سرکوب و خفقان و پسرفت در تمامی زمینه ها می داند. به گفته ایشان در آن دوران افراد ناگهان غیب می شدند, از منرل ربوده می شدند و هیچگاه کسی از سرنوشت آنها مطلع نمی شد. تعداد پناهندگان سیاسی به خارج از کشور و بخصوص کشور آمریکا که خانواده گراوا یکی از آنها بود در آن دوران بیش از هر دوران دیگری بود. در بین پناهندگان روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر تعداد بسیار بالائی داشتند. سرانجام دولت نظامی مارکوس در سال 1983 و تحت فشار آمریکائی ها حاضر به برگزاری انتخاباتی ولو فرمایشی می شود. "نینوی آکینو" یکی از رهبران اپوزیسیون فیلیپین بود که در آمریکا در تبعید بسر میبرد. نینوی آکینو که از محبوبیت بسیار بالائی در بین مردم فیلیپین برخوردار بود در سال 1983 و پس از اینکه مارکوس به انتخابات تن می دهد علی رغم تهدیدات دولت نظامی وقت جهت کاندید شدن و شرکت در انتخابات به فیلیپین باز می گردد که بهنگام بازگشت در فرودگاه مانیل ترور می شود و همان فرودگاه بعدها به نام "فرودگاه بین المللی نینوی آکینو" تغییر نام داده می شود.

ترور نینوی آکینو بر خشم مردم به تنگ آمده از حکومت دیکتاتوری مارکوس خشمها افزود. همسر نینوی آکینو "کورازون اکینو" در پی قتل همسرش وارد صحنه سیاسی و اپوزیسیون می شود و در انتخابات سال 1986 خود را در رقابت با مارکوس کاندید می کند. او که بلطبع از محبوبیت و مقبولیت بسیار بالائی در بین مردم فیلیپین برخوردار بود رنگ زرد را برای پوشش و رنگ انتخاباتی خود برگزید و از آن دوران ترانه "روبان زرد" را که آمریکائی ها برای بازگشت فرزندانشان از جبهه های جنگ می خواندند, در فیلیپین بیشتر از هرجای دیگر شهرت یافت.

در نتیجه انتخابات سال 1986 مارکوس دیکتاتور منفور فیلیپین برنده اعلام شده و حضور مردم فیلیپین در پای صندوقهای رای برای ایجاد تغییر مسالمت آمیز در کشورشان به باد مسخره گرفته می شود. اما این نهایت ماجرا نبود و میلیونها فیلیپینی در پی این واقعه به خیابانها ریخته و نتیجه انتخابات را پذیرا نشدند.

تا همینجا حادثه شباهتهای بسیاری با جنبش ایران دارد بلکه علی رغم عدم وجود رسانه ای بنام اینترنت این کلیسای فیلیپین بود که با توجه به جایگاه اجتماعی بسیار بالا و مقبولیتش حتی رادیوهای محلی خود را به خدمت جنبش فیلیپین گماشت و از مردم می خواست تا در خیابانها حضور یابند, با بستن رادیوی رسمی کلیسا آنها از ایستگاه ذخیره استفاده کرده و با بسته شدن آن ایستگاه از ایستگاههای سیار استفاده کردند.

قطعا دولت وقت پاسخ معترضان را با باتوم و ماشینهای آبپاش داده و مستقیما تسلیم خواسته آنها نشد. اما حادثه مهم از آنجا رقم خورد که علی رغم توصیه های فرماندهان نظامی مارکوس نسبت به گسترش خشونتها بر علیه معترضان و استفاده از راهکارهای خشنتر این مارکوس دیکتاتور بود که به فرماندهان خود دستور داد هرکاری که می کنید بکنید اما بسوی مردم شلیک نکنید. این نرمش باعث شد تا نیمی از اعضای معترض پارلمان جرات کنند تا بسود جنبش استعفا داده و پایگاههای نظامی به مردم بپیوندند و اعتصابات گسترده دولت را چنان فلج کند که جنبش زرد فیلیپین در همان سال 1986 پیروز شود.

خانم گراوا معتقد است مارکوس با اینکه یکی از دیکتاتورهای طراز اول جهان بشمار می رفت اما با عدم تقابل خشونت آمیز با معترضان باعث پیروزی یکی از مسالمت آمیزترین جنبشها در جهان شد و خواسته یا ناخواسته فیلیپین را از یک جنگ خانمان سوز داخلی که پتانسیل آن با وجود تجزیه طلبان مسلمان ماندناو در جنوب فیلیپین و کمونیستهای مسلح بلقوه وجود داشت نجات داد.

با اینکه در حال حاضر کشور فیلیپین از مشکلات اقتصادی, آموزشی, بهداشتی و فساد دولتی بیشماری رنج میبرد اما در پی آن واقعه دوران دیکتاتوری برای همیشه از فیلیپین رخت بر بست. در حال حاضر دو مجلس منتخب "سنا" و "کنگره" در نظام سیاسی فیلیپین وجود دارد و رئیس جمهور که بالاترین مقام آن کشور است برای دوره های چهارساله از سوی مردم انتخاب می شود.

این مطلب را ننوشته ام تا چیز زیادی از خود بر آن بیافزایم بلکه تحلیل و تطبیق مطلب بر حوادث کنونی کشورمان برعهده مخاطبان است.

پروژه های بعدی کودتاچیان لو رفت

|

mahmod

قبلا همه اش زیر سر انگلیس بود الان همه اش زیر سر محموده

طبق گزارشهای واصله و مستقیم از خشتک رهبری که در این روزها اگر خیلی پروژه و لالائی میداشت حتما خودش استفاده میکرد تا خوابش ببرد پس از دسیسه پاره کردن عکس امام (ره) جهت منعکس کردن این موضوع که سبزهائیکه خودشان من اعوذ بلله با پاره کردن عکس امام مشکل ناموسی دارند عکس امام (ره) را پاره کرده اند و متعاقبا برای افزایش خشونتها مجوزی در دست بگیرند (حالا انگار احمد خاتمی میداند مجوز را با ج جیمی می نویسیند یا ج دوچشم) و عنایت به اینکه موضوع بدجوری دارد بچه بازی می شود اینک پروژه های دیگری از سوی کودتاچیان برای ضربه زدن به جنبش در دست اجرا است که نمونه های آن متعاقبا برای هوشیار باش شما می آید:

1- قرار است تعدادی از خواهران معلوم الحال کشف حجاب کنند تا بگویند جنبش سبز با حجاب اجباری مخالف است و خشونتها را زیاد کنند (پدرسوخته ها)

2- قرار است خودشان "خامنه ای قاتله ولایتش باطله" بگویند تا سبزها را متهم به عناد با رهبری کنند و خشونتها را زیاد کنند (ای بی همه چیزا)

3- قرار است عکس داریوش و گوگوش و هایده بگیرند و در خیابان بیایند تا بگویند سبزها موسیقی لوس آنجلسی و ساختارشکنانه گوش می دهند و خشونتها را زیاد کنند (بی شرفا)

4- قرار است پلاکاردهای ساختگی به دست بگیرند و بگویند با اعدام و سنگسار مخالفند تا سبزها را به خواسته های رادیکال متهم کنند و خشونت اختراع کنند (الهی بمیرن)

5- قرار است انجیل و اوستا و تورات و نمادهای فرقه ضاله بهائیت و خرقه دراویشی بدست بگیرند و راهپیمائی کنند تا بگویند جنبش سبز از این چیزها هم دارد من اعوذبلله (کور خوندن)

6- قرار است منشور حقوق بشر بدست بگیرند و خواسته های دموکراتیک در صدا و سیما رواج دهند تا سبزها را به دموکراسی خواهی متهم کنند و خشونتها را زیاد کنند (بی ناموسا) 

7- قرار است خودشان شعار ساختار شکنانه "جمهوری ایرانی" سر دهند تا سبزها را به محارب متهم کنند (هوشیار باشید)

8- قرار است خودشان به خودشان اعتراض کنند بعد بگویند ما اعتراض کردیم و خشونت کنند (به جائی نمی رسن)

من نیز محاربم و محاربها با صلحی که در وجود تو نیست پیروز خواهند شد

|

sabz

محاربم, همانگونه که خطابم میکنی. محاربم چون نمی خواهم برادر و یا خواهر دیگری از برادران و خواهرانم را بر چوبه دار ببینم. محاربم چون نمی خواهم آنها را سنگسار کنی. ایران من با کوهساران و جنگلهایش, با کویر و رودهایش, با مردم شاد و صلح دوستش زیباترین حق در بین حقوق بیشمار ما است. با تو محاربم چون از لحظه ای که آمدی ایران ما را با چوبه های دار و باتوم و گلوله ها و وجودت زشت کردی. محاربم چون نبودن تو حق من است. پیروزی حق من است و ایران حق من.

کریم پورحمزاوی

کوچکترین محارب در جمع محاربین بیشمار

اندر احوالات کاسه های واجبی آقا

|







چه غریبند واژه های "آشتی" و "ملی" در کیهان

|

hussain

همواره بهترین شیوه نوشتن درباره مطلبی ابتدا درک آن مطلب است. حالا نه بخاطر اینکه تسلسلوار قرار است سر از کیهان دربیاورم به این نظر معتقدم. خیر, بلکه حتی برخی از دوستان که اخیرا کار و بارشان فقط تبدیل به رمز گشائی از بیانیه های مهندس میرحسین موسوی شده است نیز از این قاعده مستثنی نیستند. همان برخی از دوستان نیز آنچنان بی ترمز حتی احیانا بیانیه را نخوانده تفاسیر عجیب و غریبی در هواداری از میرحسین موسوی که اکثر قریب به اتفاق ما نیز اتفاقا هوادار او هستیم می گویند که آدم در این هپروت فرو می رود که نکند همین 2 روز دیگر عکس میر حسین را هم در ماه ببینند! بنده خدا مارکس فیلسوف خوبی بود اما مارکسیستها خرابش کردند. خوب این حرفها را نگفتیم که یوقت کسی فکر کند بیانیه شماره 17 مهندس هم خدای ناکرده طور خاصی اش است, خیر. اتفاقا بسیار معقول و متین و وزین, همانطوریکه از یک سیاستمدار دور اندیش انتظار میرفت.

در راستای چاه گشائی و سخن پراکنی در اردوی توفان زده کودتاچیان عسگراولادی نامی وجود دارد که طبق آمار بدست آمده این شخص زنده تا حالا 2 بار در زندگی اش از کلمه "وحدت ملی" استفاده کرده است که هر دو بار را با این پسوند بکار برده است "وحدت ملی در میان نیروهای انقلاب" حالا اینکه جمله اخیر سوای از بکارگیری اصطلاحات سیاسی نامربوط و درک پریشان از واژه ها و عدم در نظر گرفتن این اصل که هرجائی هر سخنی نمی بایست گفت و غیره, اینکه جمله اخیر از حیث قواعد زبان و ادبیات فارسی صحیح است یا خیر را شما خودتان قضاوت کنید.

حالا شاید فکر کنید فقط عسگر اولادی اینشکلی است در حالیکه اصلا اینگونه نیست و همه همینشکلی هستند. مثلا وزیر امور خارجه قاعدتا کسی است که با خارجی ها بیشتر از داخلی ها سروکار دارد. به همین خاطر حتی صدام حسین خدابیامرز که خیلی صدام بود معمولا وزیر امور خارجه را فردی خوشتیپ, موقر و مودب و دیپلمات انتخاب می کرد تا چهره متفاوتی نسبت به آنچه که در داخل عراق و سیستم حکومتی آن میگذشت را به جهانیان نشان بدهد. در این راستا ویژگی خوشتیپ بودن را از منوچ متکی خودمان بی خیال شوید و اصلا هم به این فکر نکنید که طرف خیلی شبیه قصابهای چاله میدان است, همه اینها را فراموش کنید. ایشان طی یکی از اظهارات سیاسی هنری دیپلماتیک اش در واکنش به بریتانیا گفته است"بریتانیا باید خفه شود وگرنه تودهنی سختی از ایران می خورد…"

محمودشان که اصلا از قیافه گرفته تا چاه گشائی و سخن پراکنی مجموعه فول است, رهبرشان هم می گوید فرزانه است اما اخیرا داراکولا هم راضی نشده است تا وجه تشابهی با او داشته باشد. نمایندگانش هم یکی پشت تریبون خرخره می جود و آن یکی گوساله و بزغاله می چراند. احمد خاتمی را هم که از خیابان آورده اند چاقو و زنجیر و قمه و تیله هایش را گرفته و آیت الله اش کرده اند. جنتی که صد درصد درک صحیحی از آنچه که می گوید ندارد, این مساله را قوانین فیزیک هم ثابت کرده اند. علی و جوات و صادق لاریجانی هم که پایشان را گذاشته اند توی یک کفش که اگر ولایت فقیه نمی بود ایران بسمت دیکتاتوری پیش می رفت. اگر هم از آنها بپرسید اسم 3 نفر دیکتاتوری را که می شناسید نام ببرید می گویند: شاه و پدر شاه و خود شاه.

در فلک عدم درک صحیح از مطلبی و خودزنی بصورت نوشتن درباره آن مطلب, کیهان بیانیه شماره 17 میرحسین موسوی را به ایجاد فتنه جدید در پوشش پروژه آشتی ملی تعبیر کرده است. چاه کیهان خیلی عمیق است و بدبو بهمین خاطر بقیه آنچه که به اینور و آنور پراکنده است را نمی گوئیم. اما شما دریابید غربت این دو واژه "آشتی" و "ملی" را در جمعی با مشخصات یاد شده!

سقوط و سرنگونی این رژیم خیلی آسانتر از جایگزینی یک فرهنگ سیاسی نوین در ایران است. می توان یک شبه این رژیم را با استفاده از عکملکرد قرون وسطائی خودش سرنگون کرد این را همه ما در روز عاشورا دیدیم اما ما خیلی بیشتر از سرنگونی این رژیم نیازمند صفحه جدیدی در تاریخ استبداد زده سیاسی خود هستیم. نیازمند آنیم که مثل رژیم نباشیم و به موازات حرص و ولع این رژیم به خشونت با عقلانیت و بردباری یک ایران تندرست را از رژیم پس بگیریم. ایرانی واکسینه شده در برابر استبداد و خشونتهای راکد شده در بستر فرهنگ سیاسی ما.

لبیک آقا به کف مطالبات ملاحسنی

|

molla

میخ اسلام تیز است.. ملا حسنی پیروز است (جمعی از ولایتمداران ملا)

در پی اتمام حجت ملا حسنی با مقام معظم رهبری و صدور بیانیه ای در رابطه با اعلام کف مطالبات و خواسته های حداقلی آن حضرت برای برون رفت از بحران کنونی, حجت الاسلام حجازی رئیس دفتر آقا طی ارسال فکسی به وبلاگ ما که خود یکی از پایه ها و ارکان در یکجائی است مطالبات آن بزرگوار را لبیک گفته که ما نیز متن فکس ارسالی را عینا در اینجا جهت اطلاع امت همیشه در صحنه و غایب از سفره درج می نمائیم.

"بنام آنکه محمود را از صندوق بیرون کشید" مقام عظما انا للاه تعالی

رشادت شما را در تورینتو دیدم

الحق که نفس راحتی کشیدم

در جمع این همه ملای پخمه

ملائی به این ذکاوت ندیده بودم

ملا حسنی دامت برکاته و دشمن هیچ غلطی نمی تواند بکند, بنده ضمن برحذر داشتن کلیه مسلمانان و موجودات زنده کره زمین از دشمن پیرو راه حلهای ارزنده و دشمن شکن شما برای برون رفت از بحرانی که دشمن برای نظام تدارک دیده بود به ندای دشمن کوب شما لبیک دشمن شکنی می دهم تا دشمن و دشمنان هیچ غلطی نتوانند بکنند. (دشمن به توان 1000)

1- همانطور که فرموده بودید بنده می روم, بین خودمان باشد به دمشق می روم تا دشمن خوشحال نباشد.

2- محمود می ماند تا دشمن خوشحال باشد. ما که جز بدبختی از این بچه چیزی ندیدیم مگر اینکه برای شما و دشمن اسباب مزاح و خنده باشد تا از اینرو نور ایمان در دلها مزین گردد.

3- اصولا وقتی ما به دمشق برویم تمام امدادهای غیبی امام زمان هم با ما به دمشق می روند, اما شما همچنان از دشمن برحذر باشید. لذا هرگونه رفراندومی که خواستید انجام دهید تا دشمن هیچ غلطی نتواند بکند.

4- دیشب خوابیده بودم دشمن مرا بیدار کرد گفت زیاد خمیازه میکشی ما که کفر نکردیم زن تو شدیم! لذا با رفتن ما اصلا صدا و سیما همش مال شما اما از من به تو نصیحت به اسم ملا برای مردم سخنرانی نکن چون بجای اتمام حجت مردم با نظام جدید میآیند و خشتک جنابعالی را دشمنوار بر سرت عمامه می کنند.

5- بیاد دارم یکروز دشمن خواست فیلتر وبلاگ "گنجشکها پرواز می کنند" را باز کند اشتباها فیلتر وبلاگ شما باز شد که همان روز تعداد سوتین و ممه و کاندوم و ادوات مشابه در کشور به دو برابر رسید. برادر حسنی اجازه بده موقعه رفتن حتما فیلتر وبلاگ شما را هم باز می کنم چون الان حتی برادران گشت ارشاد را هم برای سرکوب دشمن نیاز دارم.

6- رشادتهای شما در شهر دشمن پرور تورینتو واقعا قابل تحسین است. طیب الله آلتکم. بنده شنیده بودم که هوای این تورینتو از رودهن هم سردتر است. برای ارتفاع حرارت و سوراخ نمودن سقف آسمان و بالا بردن فشار خون و این قبیل مسائل چاره ای ندارم جز اینکه یک شعبه از صدا و سیما را در سرزمین دشمن دایر کرده و یا اینکه انتخاباتی در آنجا برگذار کنم.

7- دادم بچه ها به دور از چشم دشمن از خانم همسایه شما استعلام کردند. ضعیفه مومنی است ماشاءلله. شماره آن نیز در اسرع وقت برای برون رفت از بحران در اختیار شما قرار خواهد گرفت. باشد که پرچم اسلام را آنطور که باید و شاید در سرزمین کفر بکوبید.

استودعکم الله

سید علی خامنه ای

دشمن

نه دیکتاتور و نه ایران آتش گرفته در شعله های نفرت

|

bokhorbokhor4

نخستین حکمت فلسفی که با دیدن این تصویر به ذهن انسان خطور می کند: تفاوتی را می بایست, میان من و او

در راستای اینکه ما حکومت استبدادی نمی خواهیم اما قرار هم نیست ایران و حکومت استبدادی را هر دو با هم آتش بزنیم و اینکه درست است که دیکتاتور نمی خواهیم اما در عوض یک ایران تندرست هم می خواهیم اینجا با یکی از برادران بسیجی مصاحبه کرده ایم تا هم حقیقت را از زبان بچه بشنویم و هم یک چیزهائی دستگیرمان شود.

ما: کلا و اصولا چه مرگت بود که بسیجی شدی؟

بسیجی: خب ما توی ابرقو آب و برق قطع, اینترنت فیلتر شده, زوزه های گرگ از اونطرف, عکس امام بالای رخت خواب بابا و مامان, نمره های مدرسه همه زیر 10 سرفلکه هم که بایستی یه روز عملگی هست 10 روز نیست, قیافه هم که معرف حضور, جیبها پر از تسبیح و چاقو و پنجه بوکس… پس نخیر می خواستی خلبان بشم!؟

ما: لطفا الان 6 ماهه که ساندیس میخوری و مردم رو باتوم میزنی, اگه خدای نکرده یکبار ساندیس بخوری و ببینی مردم چی میگن انشاءالله چلاق میشی؟

بسیجی: درگیر چیز گفتناتم وبلاگنویس! ای گفتگو! ای فیلسوف! رنه و دکارت منی, اصلا تو سیم کارت منی گاندی, نلسون ماندلا بازیت منو کشته!

ما: اصولا حالا که از این حرفها هم بلدی جواب سئوال قبلی ما رو بده بی زحمت.

بسیجی: حالا گیریم که من بسیجی و غیر از باتوم زدن چیزی بلد نیستم. تو چه مرگته که هر چند دهه وقتی به کله ات میزنه سیستم سیاسی کشور رو عوض کنی تر و خشک رو با هم میسوزونی؟ یکجوری پرسیدی چرا به حرف مردم گوش نمیدم که انگار شما صبح تا شب مشغول گوش دادن به حرف همدیگه اید و با هم گفتگو می کنید و حتی برای حمایت از زندانیان و اعدامیان هم پارتی بازی نمی کنید.

ما: اٍه! ما فکر کردیم شما این چیزارو نمی دونی. خب حالا که داریم با هم پسرخاله میشیم شما هم کمتر این ملت رو به باتوم ببند تا اونا هم کمتر عصبانی بشن و بقیه هم بجای دندون تیز کردن بر علیه همدیگه یکم گفتگو کنن.

بسیجی: وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد, هم ساندیس و هم تی تابم دهد, کوبیده را با ماست موسیرش دهد, موتور سیکلت را با باک پر بنزینش دهد. ما اهل کوفه نیستیم با شما توی یه صف بایستیم.

ما: احیانا همین الان حال شما یکم خوب بود. چی شد ناگهانا؟

بسیجی در حالیکه گاز موتور سیکلتش را تا آخر گرفته است: خامنه ای برای هزارمین بار حکم جهادم داد. باید بروم

اعدامیان را دریابید

|

dar

خیلی ساده و کوتاه, محسنی اژه ای: 3 تن از آشوبگران در حوادث اخیر محارب شناخته شده و به اعدام محکوم شدند که به زودی حکم اعدام آنها نیز اجرا می شود!

کسی می داند اسم این 3 نفر محارب چیست؟ با دیگران چه تفاوتی داشته و یا اصلا جرم آنها چیست؟ چرا به اعدام محکوم شده و چرا کسی از آنها یادی نمی کند؟ پس از این 3 نفر قرار است چه کسی در خیابان دستگیر و سپس اعدام شود؟

آیت الفسیل جنتی سرعت دانشجو 220کیلومتر در ساعته ها, نگید نگفتیم!

|

daneshjo

شاید برخی ها فکر کنند که ماجرا خلق یک چیز ادبی و هنری است. مثلا زنان کاشان در فلان عهد ساسانی تق و توق بزنند و زحمت بکشند و در فاصله چند روز یک قالیچه ببافند. (تا همینجای کار شاهد هنر بافندگی بودیم) بعدش نویسنده ای پیدا شود و با خلاقیت هنری دیگری بزند و همان قالیچه کاشانی را زیر پای سندباد بیاندازد و آن را به پرواز دربیاورد. بعد هم در قرن ششم هجری علی ظهیری سمرقندی همان داستان را از زبان پهلوی به فارسی روانتری ترجمه کند و از دل تمامی این خلایق هنری هزاران داستان و فیلم و کارتون خلق شود…

در صورتیکه آن برخی ها کاملا اشتباه می کنند. ماجرا یک خلق ادبی و هنری نیست بلکه یک خلق صدا و سیمائی و ابتکاری از ضرغامی است. اینکه در تجمع دانشگاه مشهد 6 تن از دانشجویان توسط لباس شخصی ها قمه بخورند و لت و پار شوند و بعد در صدا وسیما 6 تن از لباس شخصیها را ببینیم که قمه خورده اند و لت و پار شده اند موضوعی است که هیچ ربطی به هنر و خلاقیت و اینا ندارد. خیلی ربط داشته باشد به ضرغامی و بیت رهبری مربوط است. گناهش را گردن هنر هفتم و دوربین و ادیسون و بچه های مثبت نیاندازید. 

در این راستا برخی ها گفته بودند اعتصابات را شروع کنیم, برخی ها گفته بودند خفه شوید مگه شما خارج از کشور نیستید چرا می گوئید اعتصاب کنیم؟ همان برخی ها گفتند آقا ما داخل کشوریم پس بزار اعتصاب کنیم, برخی ها گفتند مشخصه که خارج از کشوری همین که میگی بزار اعتصاب کنیم یعنی اینکه خارج از کشوری, و باز برخی ها گفتند آقا جان ما بخوایم اعتصاب کنیم باید داخل کشور باشیم که بتونیم اعتصاب کنیم. اگه خارج باشیم که نمی تونیم اعتصاب کنیم, و باز برخی ادامه دادند پس اعتراف می کنید که خارج از کشورید؟… در این این گیر و دار دانشجویان با صدور بیانیه ای اعتصابات خود را آغاز کردند. احیانا عقل حکم میکند برای نوش جان نکردن مقادیر زیادی از گرد و خاک هم که شده نباید عقب تر از دانشجویان حرکت کرد.

همه اینها را گفتیم که به نوعی با آیت الفسیل جنتی هم که شده اتمام حجت کنیم. شما تصور کنید که جنتی هنوز برخی از برخوردها را در خشتک غایم کرده و آنها را در نیاورده است که میخواهد با دانشجویان برخورد بی رحمانه ای بکند. حالا دانشجو اصلا کیست؟ دانشجو همان کسی است که آقای خاتمی هنوز "ت" اصلاحات را کامل نطق نکرده به بالای ساختمان رسید. هر چه هم به او گفتند آقا یواش یواش, گاماس گاماس, اصلا ما شوخی کردیم با این سرعتی که تو میری ما دو روز بعد باید بازار بورس نیویورک رو توی تهران بنا کنیم, نداریم از کجا بیاریم!؟ آخر سر هم از بالای ساختمان پرتش کردن و توی میدان تنها گذاشتنش و خلاصه یه طوری شد که قضیه سر هم اومد. در همین انتخابات اخیر فکر می کنید دفتر تحکیم وحدت الکی از شیخ مهدی کروبی حمایت کرد؟ خب این شیخ مهدی کروبی زیر عبا و عمامه اش یک موتور لامبورگینی آپدیت شده داره. روزی هفتا افشاگری میکنه و حداقل 3 ساعت با حسین شریعتمداری بستکتبال بازی میکنه و قاضی مرتضوی و صادق لاریجانی خلال دندون شیخه… در همین زمینه جنتی که به غاطر ماشین سمند می گوید کلی زور زده و خشتکش را سیرچ کرده و گفته است رحم نکنید, برای مفسدین فی الارض احکام پنجاه و هفتی صادر کنید!