نامه ای از سوی یکی از سران فتنه بدست صادق لاریجانی میرسد: … صادق تو میتونی!.. امام خودش گفته که قوه قضائیه چیز خوبیه.. برو و پادرمیانی کن…
کنش و واکنشی در درون صادق رخ می دهد, همان انقلاب خودمان چون ما امتی انقلابی هستیم ماشاءالله, بسوی آینه میرود و خود را براندازی نرم می کند, پس از چند دقیقه زل زدن در آینه, نتیجه به او می رسد که او می تواند پادرمیانی کند.
{اوین یک روز بعد}
شهلا اینطرف, سکینه آنطرف.. ابطحی در استخر جکوزی مشغول لاغر شدن, نوید محبی از پنکه آویزان است و مجید توکلی اصلا معلوم نیست کجاست چون هفته دیگر 16 آذز است.. خلاصه چشم هزاران زندانی مضطرب به صادق دوخته شده است.
صادق لاریجانی در حالیکه چشمش برق می زند نگاه معنی داری به زندانیان کرده و سپس رو به دوربین می کند: خب, پایم را در میان کدامیکی بگذارم؟

0 سخن شما:
ارسال يک نظر