نمونه ای از دو عدد دیپلمات محبوب و نادر در ایران
از آنجائیکه دیپلماسی در کشور مثل گوشت و علوم انسانی جزو اقلام ضروری, نایاب و کمی تا حدودی تخیلی است و نبود آن دقیقا هیچ پیامدی ندارد مگر همین حال و روز کنونی کشورمان, بر آن شدیم تا برخی از راهکارهای رسیدن به یک دیپلماسی موفق را در اینجا برای عزیزان لگد خورده از صحنه بیان کنیم.
اصولا ایران از جمله معدود کشورهائی است که برای آموزش دیپلماسی در آن نیازی به سخت کوشی و خرخوانی و موارد مشابه نیست. اصلا هم لازم نیست آدم در این کشور سر خود را با کتابهای علوم سیاسی و روابط بین الملل و سیستمهای سیاسی و قوانین و معاهدات ... به درد بیاورد بلکه کافی است ببیند دولتمردان و سیاستمداران کنونی کشور چه می گویند و دقیقا عکس آنها را بگوید. جهت هرچه بهتر شدن شیوه آموزش مثالهائی برای شما می آوریم:
دولت به اضافه آن آقائیکه خودمان هم تا حالا نفهمیدیم چیکاره است: ملت خس و خاشاک, گوساله, میکروب, دشمن, آلت استکبار... است.
شیوه صحیح بیان: همه ملت عزیز و دارای حقوق شهروندی هستند. (به نقل از موسوی و کروبی)
دولت: آن ممه را لولو برد, آب را جائی بریز که میسوزه.
شیوه صحیح بیان: در انتخابات تقلب شده, آن یک ذره جمهوریت دست و پا شکسته را هم ولی امر اسلام و المسلمین برد. آب را نریز, در مصرف آب صرفه جوئی کن.
دولت: مرده شور میزشون رو ببرن.
شیوه صحیح بیان: به اندازه تمام آرائیکه با یک دستخط برای احمدی نژاد رای نوشیم به اوباما نامه دادیم آخرش هم ما را روی میز خود ننشاند.
دولت: هاله ای در سازمان ملل دوروبرمان را احاطه کرد و خودمان هم متوجه شدیم.
شیوه صحیح بیان: رئیس جمهور ما بیمار روانی است.
دولت: دانشگاه معترض را با خاک یکسان می کنیم.
شیوه صحیح بیان: وزیر علوم ما راننده بلدوزر است.
آقا: بصیرت داشته باشید.
شیوه صحیح بیان: در غیر اینصورت برای خوردن بطری نوشابه در کهریزک خلاقیت بخرج بدهید.
برای بکارگیری هرچه بهتر دیپلماسی, دقیقا مابقیه اظهارات دولتمردان را به همین شیوه وارونه کرده تا انشاءالله به یک دیپلماسی موفق در تمامی عرصه ها دست پیدا کنید.

1 سخن شما:
ااای کریم جون
خنده ام نمی گیره چرا؟ می دونم تو هم ننوشنی برای خندیدن ولی گزندگی اش بیشتره از طنزش.
ارسال يک نظر