محمود مفت خر می شود, امتحانات کنکور هم که از این ببعد در مساجد برگزار میشود!

|

mamoti

هفته گذشته هم طبق معمول هفته خنده داری بود. من کم کم به این نتیجه رسیده ام که دیگر از مجمع الاسکلهای دولت انتظار این را نداشته باشم که نصف جمعیت جهان را مثل ایران که کاملا آزاد است نصف جمعیتش بیکار باشد تصور نکنند, بلکه امت جهانی علاوه بر خندیدن کلی کار و بار در چین دارد که علاوه بر تولید کردن لوازم مصرفی جهان, لوازم بنجلش را هم به ما بیاندازد و در عوض محمود با هیاتی 200 نفره در چین چندتا عکس بیاندازد. یا مثلا آلمانی ها علاوه بر خندیدن به وزیر علوم ما کلی مشغول هستند تا باکیفیت ترین محصولات جهان را گر و گر با قیمتهای بالا به بازار بدهند و الان هم کم کم خبرها حاکی است که قرار است دستی بر تولیدات الکترونیکی هم بکشند و خلاصه ما که هیچ, فوق فوقش پول داشته باشیم میخریم, اما خدا رحم کند به این الکترونیک جات کره و چین و این اواخر مالزی و اندونزی...

در این حین و بین بجای برق ما را چراغ نفتی بگیرد اشکالی ندارد, بخدا به شمع هم راضی هستیم, اما در بین این همه دستاوردهای جهانی, دستهای خالی دولت مهرورز میآید و زبانم لال هر هفته به هفته انگشتی هم در راستاهائی می کند که آدم از گفتنش خجالت می کشد, فوق فوقش آدم با رمز و کد هم که صحبت کند یا پوست آرنج خود را نشان می دهد یا بجایش عکس مشائی را میگیرد که بالایش نوشته شده است "به نقل از حاج منصور ارضی".

مثلا همین محمودشان خود تجلی آن حدیث ملکوتی است که می فرماید "میمون به چشم مادر خود آهوئی تیزپا است". وگرنه همان سری اول که سوار سقف ماشین شد و با دهانی تا بناگوش باز آمد و دستی تکان داد و جفتکی زد خلایق پرسیدند: این موجود چیست؟ منبع او کجاست و صاحبش کیست؟ آیا جان اف کندی است که با ماشینی بدون سقف در میان شور و شعف انبوهی از هواداران و دوستدارانش ظاهر شده است؟ اما جان اف کندی که دم از تغییر و برابری و رفع تبعیض زد, آخرش هم بجای ترقه گلوله خورد و ما ماندیم و میلونها کتاب و فیلم درباره او و سیرت حسنه اشت. این بابا سیره حسنه اش کجا بود!؟

در یک سفر استانی دیگر باز خلایقی دیگر پرسیدند: این سیه و یا قهوه ای چرده کیست؟ مصدرش کجاست و چند بخش است؟ آیا نلسون ماندلا است که در میان انبوهی از عاشقان سیرتش اینگونه با ماشینی بدون سقف ظاهر شده و دست تکان می دهد؟ اما ماندلا که با متمدنانه ترین شیوه های ممکن کمر وحشی ترین آپارتاید موجود در جهان را شکست و کشوری که با کله به قعر نابودی و تجزیه می رفت را نجات داد. این بابا که هنوز نمی داند انگلیس در قاره آفریقا است یا اروپا!

در سفر استانی دیگری باز هم خلایقی پرسیدند: این کیست که کاپشنش از زیر بغل پاره است؟ فلسفه اش چیست و موضع او کجای اوست؟ نکند گاندی است که اینگونه دست علم کرده و آمده است تا از دنیای استعمار و استثمار و قتل و غارت دنیائی بهتر بسازد؟ اما نه, این بابا یک شب دروغ نگوید شب خواب مدیریت جهان نمی بیند! تازه قیافه اش هم به این حرفها نمی خورد...

خلاصه در همین گیر و دار بود که معاون ارتباطات, استانها, انجمنها, امور جعل مفاخر, همسایه مموتی در آرادان, رئیس کنگره فضل و غیره گفت که مموتی بعنوان یکی از مفاخر فرهنگی کشور در یکجائی ثبت شد, سیفونش را هم دادیم از بیخ بکنند تا ضد انقلابها متعمدا بر این فخر فرهنگی سیفون نکشند. خلاصه دهان ما تا یک متر همینجور متعجب و آویزان ماند, هیچ, قبر کورش و فردوسی و مصدق و صادق هدایت و دیگر بچه ها هم تا خود استرالیا لرزید!

هنوز خوشبو کننده های ما برای رفع آلودگی های حادثه قبل اثر و عمل نکرده وزیر علوم مموتی و آقای وحدت طلبش طی اظهاری آکادمیک و علمی گفت: دانشگاهی که در آن مراسم مذهبی برگزار نشود و صدای اذان در آن شنیده نشود را با خاک یکسان می کند!

شما هم که تا حالا موفق به خروج از کشور نشدید و همچنان قصد دارید ادامه تحصیل بدهید لطف کرده و سری بعد امتحان کنکور را در مسجد محله خود داده و همانجا انشاءالله تعالی به درس خواندن ادامه دهید. 

0 سخن شما: