استراتژیتو از رو دل ما وردار, خفه شدیم!

|

jonbesh

من به نتیجه ای نرسیدم بلکه نتیجه خودش خود بخود رسیده بود که هر جنبشی توسط نسل جوان صورت می گیرد و اتفاقا هدایت هم می شود. این نسل جوان است که با خود ایده های جوان و جدید می آورد و با ایده های سنتی ما قبل از خود احساس بیگانگی می کند و در نتیجه آنها را با موج برخواسته از خود عوض هم می کند. در همین راستا بچه هائیکه به امید پول نفت و آب و برق مجانی و مابقی عرایض در آواخر دهه پنجاه و امتداد دهه شصت چپ و راست به دنیا آمدند الان با اجازه بزرگترها در خیابان نوشابه و باتوم میخورند تا شکر خوری مضاعف نسلهای ماقبل از خود را جبران کنند. پیرپاتالهای انقلابی و چریک سابق هم دستشان درد نکند که سرشان به یکجائی خورد و فهمیدند خشونت خوب نیست و اصلاح چیز خوبی است, اما از طرفی این کشف نیوتونی را هم هی در چشم ما فرو نکنند و ما را بیش از پیش خجالت زده اخلاق انقلابی سابق و ورزشی حال حاضرشان نکنند چون این نسل را از بالا بیاندازی و یا از پایین وارونه کنی خشونت طلب نمی شود و اتفاقا علاوه بر فیلمها و کتابهای گانگستری کلی فیلمهای تایتانیک هم دیده است...

در همین راستا رهبران قرصهایشان را به موقع بخورند و آکسیونها و استراتژی هایشان را یکم آنطرفتر بگیرند تا ما بتوانیم علاوه بر دیپرس شدن از جمال روی محمود و دوستان نفس هم بکشیم. مواد الحاقی ذیل نیز جهت برداشتن هرگونه استراتژی از روی دلمان ضمیمه می گردد:

1- معمولا در هر جنبشی سخنگویان و تئوریسنها و بعدها نیز مورخین از فیلمهای مستند گرفته تا سرود و موسیقی و اسناد دسته اول و دست دوم, دست به دامن همه چیز می شوند تا ثابت کنند تغییر شگرفی در جامعه رخ داده و نسل معترض مذکور خود را با آرمانها و ارزشهای رایج بیگانه می بیند و از اینرو حاکمیت می بایست که به خواسته آن تن در دهد. در جنبش ما که بطور آشکار دارای نسلی جوان و بسیار متفاوت با نسل ماقبل خود است سخنگویان و تئوریسیانها که از قضا سنشان هم همسن جنتی است دست به اسناد که نه بلکه دست به یک چیز دیگر می شوند که هنوز بخشی از جامعه (که آماری هم از آن در دست نیست) سنتی است, لذا جنبش (هر بخش از جامعه را هم که تشکیل بدهد) باید خود را کوک آن بخش از جامعه بکند که اصلا نه اعتراضی بر روند کنونی دارد و نه حتی نیازی به تغییر می بیند!

2- معمولا هر جنبشی آمده است تا ساختارهای موجود را بشکند و به یک مرحله بالاتر ارتقا پیدا کند, نسل جوان در کشورهای غربی (بخصوص آمریکا) پس از جنگ جهانی دوم و دقیقا در دهه شصت میلادی ساختار سنتی حاکمیت خود را شکست, بعد هم همان جنبش در آمریکا ساختار جنگ ویتنام را شکست, جنبش آفریقای جنوبی ساختار آپارتاید را شکست, در قاره اقیانوسیه نیز بومی ها ساختار تبعیض و حاشیه نشینی خود در کشور مادریشان را شکستند... در هیچکدام از این جنبشها هم انقلابی صورت نگرفت و تمامی آنها از دم جنبشهای مدنی بودند. در جنبش ما نسل معترض هنوز چیزی نشکسته رهبران فرموند ساختار شکنی نکنید,  خب مگه اومدیم سیزده به در! ساختار نشکنیم پس چی بشکنیم آقای عزیز!؟

3- معمولا تمامی جنبشهای مدنی در سطح جامعه فراگیر هستند, اگر هم نباشند معترضین کوشش می کنند تا فراگیرش کنند, در آمریکا جنبش دانشجوئی به یاری جنبش سیاهپوستان شتافت, همانگونه که سیاهپوستان تاکتیکهای مبارزات مدنی خود را به دانشجویان عرضه کردند, در همین گیر و دار جنبش زنان, گی ها, بومیان آمریکائی و غیره به جنبش پیوستند. در آفریقای جنوبی نیز کنگره ملی آفریقا کاری از پیش نبرد مگر اینکه مبارزه بر علیه آپارتاید را بعنوان یک هدف ملی مجسم کرده و مابقی معترضان بر علیه آپارتاید را با خود همراه ساخت. همین کار را هم گاندی در هند انجام داد... جنبش ما نیز تمامی ویژگی های یک جنبش فراگیر را داشته و دارد اما تئوریسینهای عهد بوقی ما هنوز نیامده ایرانی داخل کشور را با توصل به هزار و یک زور و ضرب فلسفی از ایرانی خارج از کشور جدا کردند, بعد هم ساختار شکنان را جدا کردند, بعدش هم مخالفان را جدا کردند, وقتی هم تنها عمه من با رهبران در میدان باقی ماند یکی از رهبران گفت که عمه من نمی تواند ادعای جنبش سبز را داشته باشد!

4- معمولا شعارهای هر جنبشی برگرفته از نیاز آن جنبش است, این شعارها علاوه بر ارزش فکری ارزش تاریخی هم داشته و مورخان به آنها استناد می کنند, مثلا شعار hay hay LBJ how many have you killed today هی هی جانسون, امروز چند نفر را کشتی؟ شعاری است که دانشجویان معترض آمریکائی در زمان جنگ ویتنام بر علیه پرزیدنت جانسون سر می دادند, اینکه جانسون چند سال قبلش برای خود یک میرحسین موسوی در آمریکا بوده است نیز چیزی از ارزش تاریخی این شعار را کم نمی کند. در جنبش ما یکی از رهبران در روز روشن و بصورت پخش مستقیم یکی از شعارهای معروفی که حداقل هشتاد ویدئو از آن در یوتیوب موجود است را طبق نظر خود تغییر می دهد و بعد هم در توجیه این عمل می گوید من شعار مردم را انحرافی می دانم! حالا انگار فقط همین یکی مانده که مردم قطبنمای زندگی خود را با خط فکری ایشان تنظیم کنند تا مبادا منحرف بشوند!

... آقا جان استراتژیکتان را یکم آنورتر بگیرید بی زحمت ما یکم نفس بکشیم!