دفاعیه خداوند در باب خلقت مموتی

|

mahmot میکائیل با پژوی سازمانی وارد محوطه بارگاه الهی میشود. صندوق پژو را باز می کند و با عصبانیت دو گونی پر از نامه و رنجنامه و درخواست برمیدارد و وارد بارگاه میشود. خداوند بر اریکه خلقت تکیه زده و تا میکائیل را گونی بدست می بیند, می گوید:

خداوند: مژده بده میکائیل, امروز چند نفر به حبل المتین چنگ زدند؟

میکائیل با صورتی کشیده: از دست کی چنگ بزنند قبله عالم! باز هم ایرانیها هرچی سئوال و درخواست و تقاضا داشتن به حبل المتین ما چسبوندن. طبق معمول دیگه جائی برای چنگ زدن بقیه نمونده. باز هم دلیل خلقت مموتی رو از شما پرسیده بودن تازه دیشب سقراط و افلاطون هم به من ایمیل زده بودن و همین سئوال رو پرسیده بودن.

خداوند با کلافگی پیشانیش را روی کف دستش تکیه می دهد و با خود می گوید: همش تقصیر این ابلیس بود که موقع خلقت این مموتی توی خاک رسش شاشید من هم عجله داشتم خاکش رو عوض نکردم بنده ما اینشکلی دراومد. (با حالتی رمانتیک و گوئی که چیزی را کشف کرده باشد ناگهان سرش را بلند می کند و رو به میکائیل) : تو که می دونی من توی خلقت استادم, بنده ای رو که درست می کنم اینجوری نیست, میکی جون انا جمیل و احب الجمال (با صدائی دلبرانه) یادته نیکول کیدمن رو چطوری درستش کردم؟

میکائیل و همه نگهبانان و دربانان و طوطی سخنگوی داخل قفس و فیلمبردار و نورپرداز و خلاصه همه با هم میرن توی حس: آآآآآآه وا الاها, گفتی و کردی کبابم

خداوند: یا مثلا اون آنجلینا جولی رو یادتونه؟

همه با هم: آآآآآآه و الاها, یادمون ننداز

خداوند: همین گوگوش رو قبل از انقلاب, خودمون درستش کردیم که یارو اومد و زد اونشکلیش کرد دیگه, مگه یادتون رفته؟

همه با هم: آآآآآآه و الاها, یادش بخیر. حسرتش موند توی دل نسل بعد از انقلاب (یکی از نگهبانان از بس که توی حس میرود قش می کند و برایش آب و بادبزن می آورند)

خداوند: حالا شما اصلا باورتون میشه که این مموتی هم کار خود من باشه؟

همه شروع می کنند به اخ و تف و صرفه کردن و خود را به آن در زدن.

خداوند: این چه مصیبتیه که ما گرفتارش شدیم! به جان خودم از دست ایرانیها ترک اینترنت کردم. ایمیلامو باز می کنم ببینم بندگان چه دعائی, تقاضائی, شکری یا چیزی از من دارن هی چندین میلیون ایمیل از ایران باید دلیت کنم که چرا مموتی رو خلق کردم!؟ برم فیس بوک باز از دست ایرانیها آسایش ندارم, تویتر و فریند فید هم به همین ترتیب. (رو به میکائیل) الان یکساله که وبلاگمو آپ نکردم و کامنتی رو تائید نکردم, از بس که این ایرانیها میان کامنت میزارن گاها فحش خواهر و مادر هم میدن! انقدر مشغول این کیس ایران شدم که از بقیه جاهای دنیا غافل شدم, اون از زلزله هائیتی این از زلزله ژاپن حالا هم لکه نفتی توی خلیج مکزیک... چه کنم میکائیل؟

میکائیل ناگهان فکر بکری به کله اش میزند و به خداوند میگوید: یافتم ای قبله عالم, ای مقام معظم, ای ولی تام الاختیار فقیه, ای رهبر فرزانه, یک آیه جدید نازل کنید و بگوید که خلقت مموتی نیز نشانه ای از رحمت شما بر بندگان بوده.

خداوند: ولی الان هزار و خورده ای سال میگذره که من پیامبری نفرستادم, همون آخری رو هم که فرستادم ملت تا الان از دست رسالتش دارن باتوم و شیشه نوشابه میخورن. چطوری آیه نازل کنم آخه !!؟

میکائیل: کاری نداره, آیه رو به یکی از وبلاگها ایمیل کنید خودش نازل میشه...

و بدین سان این آیه نازل شد

ا.ن 1 با دیپلوماسی های فراوان 2 از دهانش نهرها جاری 3 وزارت کشورش پر از صندوقهای رای دست نخورده 4 و بندگان دلیل خلقت مموتی را جویا شدند 5 از کی تا حالا بندگان جویا شدند!؟ 6 مگر این نائب بر حق امام زمان ما به آنها شیر فهم نکرده که پرسش مستوجب شک است و شک و پرسش هر دو با هم حرام!؟ 7 قسم به خرطوم فیرو آبادی 8 و تو چه دانی که چیست خرطوم فیروز آبادی 9 همانا مموتی را دلیلی برای ارحم الراحمین بودنمان خلق کردیم 10 و گرنه ما به این بچه نه قیافه دادیم و نه حرفه و نه عقل درست و حسابی 11 تا قبل از انقلاب هم نمی دانیم مشغول شاگردی در نزد کدام دکانداری بود 12 بعد از انقلاب بود که او حرفه ای پیدا کرد و سخت کوشید 13 از دیوار سفارت آمریکا در تهران بالا رفت و کلی سفیر و دیپلمات گروگان گرفت و برای مملکت آبروداری کرد 14 پس از آن نیز زحمت کشید و چاقو بدست از دانشگاه شیراز گرفته تا دانشگاه تهران دانشگاههای بسیاری تعطیل کرد 15 خدا قوت تا الان هم دست از یقه دانشجو و دانشگاه و زن و مرد و پیر و جوان و دختر و پسر بر نداشته است 16 و بدینسان بود که رحمتی بر او نازل کردیم تا رنجهایش به پایان رسیده و نظرش به نظر آقا و تمساح همی نزدیکتر گشته و پرزیدنتی در میان پرزیدنتها باشد 17 و موسی پرسید 18 موسی غلط کرد پرسید 19 شما ایرانی ها هم دست از سر ما بردارید و اینهمه نپرسید دیگه 19 یا چند قرن همه ساکت می شید و چیزی نمی پرسید یا وقتی می پرسید همه با هم می پرسید!

1 سخن شما:

ناشناس گفت...

اشتباه املایی
حسرت درست است، نه حصرت
------ در این جمله
همه با هم: آآآآآآه و الاها, یادش بخیر. حصرتش موند توی دل نسل بعد از انقلاب