در پی پخش ویدیوئی ضرغامی شده از سوی برنامه 20:30 که همواره کوشیده است فنون دروغهای منسوخ و غیر منسوخ را یکجا به مخاطب ایرانی غالب کند برخی از دوستان واکنشهائی نشان داده و بحثی را پیش کشیده اند که در نوع خود مهم و حیاتی است.
آرش کمانگیر طبق معمول معتدل و متین میانه سمت و سوها را انتخاب کرده و آنجا ایستاده است. دیگر دوست نازنین آرمان امیری اما همچون نیما بر رادیکال بودن و جنایتکار بودن مجاهدین خلق تاکید کرده و از این رو جمعبندی خود را به دیدگاهی حذفی نسبت به آن گروه خاتمه می دهد.
این یکی دوست ما نیز ضمن تاکید بر راهکارهای مسالمت آمیز خطوط قرمز را یادآور می شود و منافقین (مجاهدین) را جزئی از آن خطوط قرمز دانسته و بدون اینکه به ما بگوید که این چه راهکار مسالمت آمیزی است که خطوط قرمز هم دارد و قرار است که برخی از ایرانیان (که احتمالا این لیست تنها شامل مجاهدین نخواهد بود) را در آنسوی خطوط قرمز رها کرده و به پروسه مسالمت آمیز خود نیز ادامه دهد!؟
بنده بر خلاف عقیده آرمان حتی به سازمان بودن مجاهدین خلق هم باوری ندارم, لذا این حقیقت که این گروه آنروی سکه نظام ولایت فقیه است بر کسی پوشیده نیست. و بر خلاف ادعای آرش نازنین تعداد قابل توجهی از ایرانیان عضو این گروه نیستند و چه بهتر آنکه خود همان گروه آماری نسبت به تعداد طرفداران و یا اعضای خود را به رسانه ها می داد تا ما هم دقیقتر حرف بزنیم… بله, مشکل این گروه با جمهوری اسلامی یک مشکل شخصی است و رهبران هر دو طرف در قتل نیروهای همدیگر مسئول هستند. رادیکال بودن گروه مجاهدین خلق بر کسی پوشیده نیست و جوانان امروزی تفاوتی بین سخنرانی آیت الله احمد خاتمی و یکی از مسئولین مجاهدین نمی بینند, حوصله آنها از هر دو طرف سر می رود و شاید از هر دو طرف نیز بیزارند. هر دو گروه بیش از سه دهه فرصت داشتند تا تغییر کنند اما نه تنها تغییر نکردند بلکه در برابر تغییرات دنیای خارج از خود نیز مقاومت کرده و عقبگردی بیش از پیش داشته اند…
تمامی اینها را همه ما می دانیم, اما آیا فکر نمی کنید که به اندازه کافی خط و خطوط قرمز کشیده ایم که به اینجا رسیده ایم؟ این مبحث را دال بر دفاع از مجاهدین خلق تصور نکنید که آرشیف این وبلاگ خود گویای ذکر خیرهای بیشماری درمورد مجاهدین خلق است! اما فکر می کنید خطوط قرمز در سال 57 به مجاهدین و یا امثال مجاهدین مشروعیت داد یا آنها را حذف کرد؟ بنده بر این باورم که دقیقا به آنها مشروعیت داد. کماکه بر این باورم که بهترین شیوه برای مقابله با رادیکالیزم همان دموکراسی و مشارکت است. کدام جامعه دموکراتیک را سراغ دارید که خالی از رادیکالیزم است؟ اما رادیکالیزم جز انزوا چه چیزی توانسته در جوامعی مثل انگلستان, فرانسه و یا آمریکا را از آن خود کند؟ گروههائی همچون مجاهدین نیز با توجه به جامعه نوین و همواره در حال تغییر ایران چیزی جز انزوا نمی توانند از آن خود کنند. بس کنید این خطوط قرمز و سیاه را. بله ایران برای همه ایرانیان است و همه ایرانیان الزاما آنهائی نیستند که ما دوست داریم آنگونه باشند.
قضاوت برخی دوستان درمورد سخنان خانم فاطمه حقیقت جو و با استناد به رسانه ملی آقای ضرغامی کمی عجولانه بود. همچنان بر این باورم که خانم حقیقت جو شهامتی بیش از دیگران در اعلام مواضع دارد. فیلم غیر ضرغامی شده خانم حقیقت جو را از اینجا ببینید.


3 سخن شما:
ممنون رفیق. حرف می زنیم.
ممنون رفیق. من کلی دنبال این ویدئو گشتم و نتونستم پیداش کنم.
بله آرش عزیز, حرف زدن بهترین کاریه که میتونیم انجام بدیم. ممنون از حضورت
خواهش میکنم آزاده خانم. خوشحالم که مفید واقع بود.
ارسال يک نظر