our great thanks to The New Zealand Pen Center for joining in the struggle for freedom with the Iranians
پیشآپیش از بازدیدکنندگان عزیز معذرت می خواهم که این حادثه را حداقل یک ماه دیرتر در این وبلاگ انعکاس می دهم! راستش را بخواهید به وقتش من هم مثل هزاران و یا حتی میلیونها ایرانی دیگر از آنچه که در روز 22 بهمن در میهن اتفاق افتاد دیپرس شده بودم! که آن حادثه نیز گویی سبب خیر و مقطعی است برای فتوحات آینده جنبش ملی ایران بسمت دموکراسی حقیقی. در این روزها هم که درس تمام وقت در دانشگاه و دو روز کار کردن در تعطیلات باقیمانده آخر هفته وقت کمتری را برای من باقی می گذارد تا در ضیافت شما عزیزان باشم.
ایرانیان نیوزیلند همگام با اتحاد جهانی برای ایران در روز 22 بهمن تحصن در برابر سفارت جمهوری اسلامی در "ولینگتون" پایتخت این کشور را برگزیدند. ایرانیان در این کشور شهر ولینگتون را برای سکونت انتخاب نمی کنند و معمولا شهر اوکلند به شهری که ایرانیان زیادی در آن زندگی می کنند معروف است. با تشکر از تمامی هموطنانی که کیلومترها راه را از اقصا نقاط جزیره شمالی نیوزیلند پیموده و هموطنانی که با هواپیما مسافت جزیره جنوبی این کشور را بسمت ولینگتون طی کرده تا در این روز صدای خود را با صدای هموطنان درون میهن بر علیه دیکتاتور یکی کنند. و همچنین تشکر بخصوص از "کانون قلم نیوزیلند" و نماینده آن نهاد آقای "نلسون واتی" که در این روز درد آزادی را با ایرانیان سهیم شد و در نهایت تشکری باز هم بخصوص از سرکاره خانم "فریبا هشترودی" نوه آیت الله هشترودی و روزنامه نگار مقیم فرانسه که فعالیتهای اعتراضی ایرانیان نیوزیلند را در این روز جهت پوشش خبری انتخاب نموده و میهمان ارزنده ما در نیوزیلند بود.
***
فصل الخطاب فوری و آنی مقام عظمی به سفیر خود در "ولینگتون"
"الیس النجات فی خشتک محمود" آیا به شما عقل دادیم تا راه نجات را در خشتک محمود بجوئید!؟ (سوره خواص)
سفیر مفت خور ما در آن سرزمین استکباری ته دنیا
صحنه را که در اوتاوا دیدم از شدت قر کمر بر خود لرزیدم, اما این چه صحنه هائی بود که در ولینگتون دیدم!؟ عنایت به خیلی عظمی بودن ما مراتب نگرانی ما را سریعا پاسخ داده و مراتب خود را سریعا به حاج آقا حجازی رئیس دفتر ما گزارش دهید:
1- آن مستکبرین چرا فارسی هم بلد بودند و با زبان فارسی هم پشت و روی ما را یکی می کردند؟
2- خواهران چرا حجاب نداشتند؟ گشت ارشادتان آنجا چه غلطی می کرد؟
3- چرا سرودهای موسوم به ملی به جای نوحه آهنگران و فصل الخطابهای ما از بلندگوها پخش می شد؟ لباس شخصی هایتان آنجا چه غلطی می کردند؟
4- وقتی برایت پتیشن امضا کرده می آوردند مشت محکمت را سگ خورده بود؟ شنیده ام آنجا بجای سگ, پنگوئن دارند شاید هم مشت محکمت را پنگوئن خورده بود!
خدا با ما است, خودم شیشه پارسی کولا دستش دیدم, من الله التوفیق




1 سخن شما:
این زلاند نو مرا به خاطرات قدیم میبره ، موقعی که دوست مکاتبه ای مد شده بود و من کلی دوست مکاتبه ای داشتم یکی هم از زلاندنو بود که هرچی جانور بود تو دنیا ، در خانه اش نگهداری میکرد . دختر خیلی مهربان و خوبی بود، یادش بخیر.
این حکومت ترس و لرز در هیچ جای دنیا در امان نیست . خسته نباشید .
در بالاترین لینک میدم ، البته اگه تا حالا نداده باشند .
ارسال يک نظر