دلهای به درد آمده (قسمت دوم و پایانی)

|

bikh

گوینده صدا و سیما از لابلای سنگفرشی از عکسهای جرخورده آقا امام زمان و آقا امام خامنه ای و آقا امام خمینی و آقا امام حسین شریعتمداری و بقیه, میکروفون بدست و با زگیلهای بهم فشرده و دهانی تا بنا گوش باز(یعنی مثلا در حال لبخند است) قدم زنان: این همه دل به درد آمده, به عشق یک چیزی به درد آمده. ملت غیور طرفدار دولت که همه شما را امروز یکجا دیدیم با ما باشید تا ببینیم دل این مردم از اهانتی که مردم به ساحت مقدس آقا کردند چقدر به درد آمده.

گوینده صدا و سیما رو به یک جواد: جواد دل تو چقدر به درد آمده که امروز در صحنه حاضر شدی؟

جواد: با سلام به ارواح طیبه و اینا والله هنوز به طور کامل به درد نیامده, جز یک پاکت شیر چیزی گیرم نیومد. از سر و کول غلام و عباس رفتم بالا همین پاکت شیر رو از دست برادر غاپیدم خواستم کیکش رو هم بگیرم یه دفه دیدم زری و مشهدی حسین از سر و کول من رفتن بالا و کیک رو غاپیدن. حالا منتظرم تا یه فرصتی گیرم بیاد حسابی دلم رو به درد بیارم.

گوینده صدا و سیما: شور حسینی ات را من نمودم ای شب زنده دار رهبر, مرحبا. بریم سراغ یک دل به درد آمده دیگر که از قضا وبلاگ نویس است و در وبلاگ محبوب خاکستان کارشناسی های فنی متعددی در زمینه جلبکها و چیزهای سبز به ثبت رسانده است. لطفا کارشناسانه به ما بگوئید دلتان چقدر به درد آمده است؟

وبلاگ نویس: با سلام به ارواح طیبه و همه اینائیکه اینجا میبینی. من ویبلاگ نویسم و در ویبلاگ خیلی ها هم برای من نظر می نویسند و فحش خواهر مادر می دهند من هم روز بعد می رم توی خیابون خواهر و مادر آنها را به باتوم می بندم. اهانت به ساحت مقدس خیلی درد آور بود و هنوز هم جایش درد می کند.

گوینده صدا و سیما: نظر کارشناسانه وبلاگنویس خاکستان که خودش نماینده 63 درصد از وبلاگهای کل جهان و ایران است را در حمایت از ساحت مقدس به درد آمده شنیدیم. اکنون بصورت خود جوش از این برادر سئوال میکنیم. برادر لطفا بصورت خودجوش به مردم بگو که راهپیمائی بدون باتوم و یگان ویژه و زنجیر و پنجه بوکس و قمه و گلوله و اینا صفائی هم دارد؟

برادر خودجوش: ها؟ من خودم دوتا باتوم دارد, یکی اونجا (باتومش را کیف سامسونایتش در می آورد) یکی هم اینجا (زیپ شلوارش را باز می کند)

گوینده صدا و سیما: لطفا بدون نشان دادن اونجا ما خودمون می دونیم شما دوتا باتوم دارد. حالا بگو صفا هم دارد؟

برادر خودجوش: خیلی صفا دارد. مثلا اونروز منو صفر و سید یکی از همین دخترای بدحجاب رو که در حالت عادی محل سگمون هم نمی گذارن گوشه خیابون گیر اورده بودیم, حالا بزن کی بزن دوباره بزن. خلاصه مردیم از صفا. همش هم مثل الان خودجوش بود.

گوینده صدا و سیما: این همه خودجوش آمده به عشق رهبر آمده. حالا میرویم سراغ یکی از خواهران خوشتیپ که اگر در این راهپیمائی خودجوش نمی بود حتما در یکی از ونهای مخصوص طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی می بود گفتگو کنیم. لطفا دل شما دیگر چرا به درد آمده؟

خواهر خوشتیپ: دل من از این راهپیمائی بی نمک به درد آمده. پریروز با بچه های سبز تظاهرات می کردم چه صفائی داشت. یکی گاز اشکاور می زد, از اونور چند نفر دنبالمون می کردن, بعد ما دنبالشون می کردیم. همه موبایل به دست فیلمبرداری می کردن. چندتا باتوم خوردم و خلاصه همه چیز زنده و طبیعی بود. حالا هم بابائی گفت واسه اداره محل کارش بخشنامه اومده بیائید این یکی راهپیمائی رو هم بریم شاید اضافه حقوقی چیزی دادن وگرنه مالی نیست. من تا حالا این همه دهن گشاد رو یکجا ندیده بودم. حالا از کجا اوردینشون؟

گوینده صدا و سیما: بله, این همه خواهر خوشتیپ آمده به عشق پدر و رهبر آمده. ماشاءالله. این جمع میلیونی و خودجوش پیامی است برای سران فتنه که دوباره به آغوش رهبر بازگردنند و توبه کنند و صبر کنید این کاغذ رو ورق بزنم آخه این صفحه تموم شد…

سریال دلهای به درد آمده (قسمت اول)

|

niro

هرکسی از اینا بیاد دم در خونه اش و با دل به درد آمده نیاد خیابون خیلی نامرده, آقا هم دیگه دوسش نداره

گوینده صدا و سیما در حالیکه حقوق ماهیانه اش مثلا خیلی حلال است و با لهجه ای جدی و به خشم آمده تصویر آتش زدن یکجائی را صدبار نشان می دهد و می گوید: پنج نفر از عزاداران غریب کربلا دیروز غرق در ماتم دیگری بودند (عکس پاره آقا از آن بالا می افتد پایین) جماعتی فریب خورده که دیروز در همه خیابانها بودند (میله خیابان خامنه ای آن گوشه افتاده است) سوت و کف می زدند و باعث خوشحالی خودشان می شدند (احمدی مقدم کمی آنورتر در جوب آب افتاده است) و همچنین باعث خوشحالی شیش میلیون از دشمنان قسم خورده نظام در خارج (چند تن از خواهران خوشکل موشکل با تاپ سبز و برمودای جینز در حالیکه داد میزنند رای مرا پس بگیر) شدند و باعث خوشحالی جهانیان هم شدند (همه جهانیان در تصویر) و دل مردم به درد آمد.

گوینده صدا و سیما: قلی بیا اینجا ببینم, بگو چطوری دلت به درد آمد؟

قلی: دل من خیلی به درد آمد. اینها اگر خدا را می شناختند از این کارها نمی کردند. مردم تا حالا خیلی صبر کردن نباید بیشتر صبر کنن و باید موسوی و کروبی رو دستگیر کنن.

گوینده صدا و سیما: ببینید دل قلی هم به درد آمد. مردم اینبار ساکت نمی نشینند و از مردم انتقام خون سیدالشهدا را می گیرند. فاطی پلنگ بیا اینجا ببینم. به مردم بگو که چطوری مردم دلت را به درد آوردند؟

فاطی پلنگ: بله خدا شاهده من دیشب خیلی گریه ام گرفت و گریه کردم و از این چیزا دیگه, بخاطر همینه که الان زور زدم گریه ام نیومد. اینا نمی دونن که خون سیدالشهدا را بریزن خدا زمین و زمان را بهم می کوبه. اینها سوت زدن, کف زدن, حالا ای کاش بجای کف یه چیز دیگه می زدن, خدا ذلیلشون کنه. اینا منو هم زدن. پس موسوی و کروبی رو باید دستگیر کنن.

گوینده صدا و سیما: لطفا بگو چطوری تو رو زدن؟

فاطی پلنگ: منصور تو خودت می دونی که پای چپم دیاسپام داره, دیاسپامش هم خونیه. منو از پایین زدن یکی هم از اینور زد.

گوینده صدا و سیما: لطفا علاوه بر پایین از کدومور زد؟

فاطی پلنگ: اه! خب برو گمشو سراغ یکی دیگه تو هم! صد هزار تومن دادی می خوای اینور و اونورشو هم ببینی!؟

گوینده صدا و سیما: ای وای علاوه بر فاطی پلنگ آرمانهای خمینی کبیر را هم زدند. والبته ماهیت این جریان هم آشکار شد و بگذارید از همین مردم (یک بسیجی که روی تخت خواب بیمارستان لم داده است) سئوال کنم که چطوری مردم دلش را به درد آوردند و موسوی و کروبی باید دستگیر شوند. خدا قوت برادر لطفا بگو علاوه بر دلت کجایت را به درد آوردند؟

بسیجی (مثلا از شدت ضربات به زور حرف می زند): تا قبل از اینکه دلم را به درد آورند شک داشتم که دل هم دارم. یکی با قمه زد و دلم را درد آورد, یکی هم شیشه نوشابه فرو کرد اون یکی هم باتوم. بقیه احتمالا پنجه بوکس و زنجیر بودن که من یادم نیست اما موسوی و کروبی باید دستگیر بشن.

گوینده صدا و سیما: با چشم خود شنیدید که آن شهید زنده چه گفت حالا بگردم یک دل به درد آمده دیگر پیدا کنم. آقا بیا اینجا ببینم من که می دونم با این عینکی که نصف صورتت رو پوشونده اصلا خودت یکی از همونائی بودی که عکس آقا رو پاره کردی و دل مردم را به درد آوردی اما به ما بگو که چطوری دلت به درد آمد؟

آقای عینک پوش: اینها میگن مرگ بر اصل ولایت فقیه. اصل ولایت فقیه اصل امام زمانه, حالا اگه چینی یا تقلبی بود باز یک چیزی اما بدبختی اینه که اصل اصله پس دل من خیلی بدرد آمد و با اینکه موسوی و کروبی دستگیر بشن مردم قیامت میشن اما باید دستگیر بشن.

گوینده صدا و سیما: ای وای ببینید دل این بچه سوسول هم به درد آمد. حوادث دیروز پر از تذکر و عبرت بود. عبرت برای مردم که باید جلوی مردم را بگیرند و سران فتنه به جرم سوت و کف زدن و به شهادت رساندن ابا عبدالله دستگیر بشن.

پایش را گذاشته است توی یک کفش که محمود نیست و یک منتخب است!

|

lolo

داری کارای بدبد میکنی که سرت رو پایین نگه داشتی شیطون!؟

پایش را گذاشته است توی یک کفش که محمود نیست و یک منتخب است! حالا انگار منتخب برای انتخاب شدن سیب زمینی پخش می کند. یا مثلا وقتی به تبریز و مشهد و اصفهان می رود قیمت تی تاب و ساندیس بعلت کمیاب شدن در کشور دوبرابر می شود و هرچه بچه مدرسه ای و بسیجی گشنه است را جمع می کند تا بچه های کیهان از یک زوایای عجیب از مردم عکس بگیرند و بگوید ببینید اینها برای من آمده اند پس من منتخبم, یا مثلا یک منتخب 99 درصد آدم حسابی های مملکت با او مخالف هستند و او را آدم حسابی فرض نمی کنند, یا اینکه یک منتخب از راهپیمائی رم می کند و مردم را به گلوله و باتوم و کهریزک و رادان می بندد… خب همین کارها را کردید که هرچه آدم منتخب توی دنیا از اوباما و گوردن براون گرفته تا راینفلت و آنگلا مرکل حالش بهم خورد و برای کله پا کردن منتخبتان هفتا گوسفند چاق و چله نذر کرد.

در این راستا خشتک روز عاشورایشان هنوز وصله نخورده آمده اند باز همان پیرپاتالهایی که برای پاره کردن عکس امام جمع کرده بودند را دوباره جمع کنند و باز به دنیا یادآور بشوند در ایران همه زیبا و خوشتیپ نیستند بلکه خداوند آن روی سکه را هم آفریده است. اصلا هم به فکر کمبود بنزین و تحریمات آتی نیستند و هی اتوبوسها را پر از تی تاب و ساندیس می کنند و این چهار پنجتا مخلوق را اینور و آنور می چرخوانند انگار که کفتر بازی است. مثلا فیروز آبادی روز عاشورا چهارتا کفتر پراند حسین شریعتمداری باید روز بعدش شیش تا بپراند. تازه اینها کفتر هم ندارند آن لباس شخصی هائیکه ما دیدیم خروس جنگی بودند و اصلا هم برای پراندن و پزدادن مناسب نیستند.

سئوال اینجاست که این کارها را برای چه کسی می کنند و این چهارتا آدمی که پایشان مثل رهبرشان لب گور است را چرا هی اذیت می کنند و اینور و آنور می چرخوانند؟ اگر برای محکوم کردن اهانتهای روز عاشورا است که آن رهبر یزیدیشان دیگر اهانتی باقی نگذاشت که انجام نداده باشد و بجای محکوم کردن مردم زد و آنها را به گلوله بست. اگر برای مصرف داخلی است که داخلی ها انقدر مصرف کردند که الان به آنها گلوله هم شلیک بکنی باز می روند و یگان ویژه را با لباس شخصی اش خلع سلاح می کنند. اگر برای مصرف خارجی است که خارجی ها آنقدر از سبزها کالای مصرفی گرفته اند که تا چند سال دیگر ملات روزنامه هایشان فراهم باشد. اگر برای مصرف حسین شریعتمداری و کیهان است که طرف همینجوری هم مصرفش بالا است اصلا هم بفکر سال اصلاح الگوی مصرف نیست.

خامنه ای قاتله ولایتش هم که هنگ کرده

|

gurd1

تصویری از مقتل عاشورای سبز در 1800 سال بعد

در راستای اینکه قول داده بودیم مقتل خوانی شماره 2 را هم برای مومنان سبز بخوانیم و فرصتی را بهتر از همین عاشورای خودمان نیافتیم از قوه تخیل خود استفاده کرده و تصور کنید 1800 سال بعد چند تن از برادران ارزشی در یکی از غارهای کوههای مابین افغانستان و پاکستان جمهوری عدل آقا را برقرار کرده و در چنین روزی مشغول مقتل خوانی روز عاشورا نیز هستند:

مقتل خوان: ابولمشنگ ضرغامی در کتاب موثوق "الصدق فی الصداوسیما" ادامه می دهد که "و خرج الاحمدی مقدم و معاهو رادان" یعنی احمدی مقدم, رادان بدست از خیمه خارج شد "و قال یا آقا انا بزار قانونی برخورد کنم" یعنی پدر اگر تا حالا قرار بود کسی توجیه شود تا حالا توجیه شده بود پس بزار با سبزها قانونی برخورد کنم "وقال رادانهو نعم نعم" و رادانش گفت آره آره راست میگه. در اینجا علمای غار دو روایت از رادان نقل می کنند, برخی ها معتقدند رادان نوعی باتوم بوده که همیشه در نیام احمدی مقدم غلاف میشده و برخی او را سگ وفادار خیمه ولایت می دانند که حتی پس از فلنگ بستن آقا بسمت میدان ونزوئلا هم می آمد و در حب آقا ستون خیمه ولایت را لیس میزد. "فاذن له و خرج احمدی مقدم" آقا مخالفتی نکرد و تا لحظه آخری که احمدی مقدم از دیده آقا محو می شد و در عده قلیل چند میلیونی سبزها ناپدید می شد به او نگاه می کرد. علمای غار این فاصله را برابر با دوسانتی متر ارزیابی میکنند چون آقا بیشتر از دوسانتی متر را نمی توانست ببیند.

حضار: واااا احمدی مقدمااااا, هرکسی احمدیه هاله نورش از خامنه ایه (گریه ممتد حضار)

مقتل خوان: "و قاتل احمدی مقدم بوانت نیروی انتظامی" یعنی احمدی مقدم با وانت نیروی انتظامی یکی از سبزها را زیر کرد و خیلی قتال سختی کرد "ثم غاب و والزره و الباتوم و رادان مع السبزها" اینجا بود که با به آتش کشیدن وانت احمدی مقدم و سبز شدن حتی نیروهای انتظامی که همان کوفیان هستند و پا به فرار گذاشتن و تسلیم شدن دیگر یگانهای ویژه احمدی مقدم غایب شد. علما بر این باورند که این سردار در یکی از صده های هجری از ونزوئلا دوباره ظهور خواهد کرد و برخورد قانونی خواهد کرد.

حضار: احمدی ما غایبه, ظهورش واجبه (گریه ممتد)

مقتل خوان: "و خرج الآقا بلهلی کوپتر" یعنی آقا سوار شتر شد " قال لهو فیروز آبادی منو تنها نزار رو قلبم پانزار" یعنی آقا منو هم با خودت ببر " قال الآقا هذا هلی کوپتر لیس یدک کش" یعنی این شتر است و آنفولانزا دارد تاب دو نفر را ندارد فرزندم می خواهی خودت سوارش شو تا همینجا از شتر بودنش اظهار ندامت کند. آقا حتی موقعه فرار هم بفکر یارانش بود.

حضار: وااااا آقا, عده قلیلی له الفدا (گریه ممتد) آقای ما فراریه, سپاهش هم تو خالیه (گریه ممتد)

مقتل خوان: "وخرج لباس شخصی و تی تابه معه" یعنی لباس شخصی تی تاب بدست از خیمه خارج شد. "قال یا ابتا بزار بجنگم و انا به عشق رهبر آمده" یعنی پدر من ولایتمدارم و با نشان دادن تی تاب (گریه و فغان مقتل خوان) این هم سندش. پس بزار بجنگم…

حضار: روحی فداء لک یا لباس شخصی, لعنت الله علی السبز (گریه ممتد) این همه لباس شخصی آمده, تی تاب و ساندیس خورده آمده (گریه ممتد)

مقتل خوان: و آقا فرمود "نخیر! انا پول نفتو ریختم تو حلقومت انت نمی خوای بجنگی!" یعنی آقا با چشم گریان به دردانه های خودش رخصت قتال داد. "فاذن له" در روایتهای عدیدی آمده است که در روز عاشورا "لباس شخصی کان مثل توپ بستکتبال و سبزها او را الپرتاب توی سبد بلوار میرداماد و میدان امام حسین" یعنی لباس شخصی مثل توپ بسکتبال جنگید و با همان توپ به شهادت رسید. واااا لباس شخصیااااا (جیغ مقتل خوان)

حضار: باتومی له الفداء, لعنت الله علی البستکبال (گریه ممتد) آقای ما بسیجی رو فرمت نکرده, ولایتش هنگ کرده (گریه ممتد)

جنگ تمام عیاری بود که اینبار هم مردم پیروز شدند

|

gurd3

خامنه ای خیلی پیش از اینها با آن فصل الخطاب خنده دارتر از خودش جنگ خود را بر علیه مردم شروع کرد. از آن زمان که مردم راه خیابان را بلد شدند و پس از آن هیچگاه به خانه بازنگشتند. از آن زمان که مردم بجای تظاهرات راهپیمائی می کردند و تنها سراغ رای های دزدیده شده خود را می گرفتند.

اصلولا برای پرت بودن آدم می توان حد و مرزی متصور شد اما برای پرت بودن خامنه ای نمی توان آن حد و مرز را متصور شد. به گلوله و باتوم بستن زنان و مردان و سپس کیهان و فارس نویسی کردن جنایتها نسبت به اینکه مردم به دست خود کشته شده اند اگر قرار بود جواب بدهد همان روزهای اول می داد و مردمی را که می دانند برای چه به خیابان آمده اند را عصبانی تر و مصمم تر نمی کرد! میانپرده اشک تمساح ریزان بر عکس خمینی اگر جواب می داد روز بعد همان اشک تمساح ریزان مجبور به حمله به بیت و حسینیه همان خمینی نمی شدند! …

ظرفیت تحمل مردم اینبار به تنگ آمد و علاوه بر نسخه پیچی برخی دوستان اونلاین راضی نشدند تا ابد الدهر استخوان زیر باتوم خورد کنند و کهریزک و اوین و دیگر سیاهچالها را بشکلی دیمی آباد کنند و با طاقت بسر آمده راه حمله به زره پوشان آقا و به آتش کشیدن خودروهای پلیس را هم بلد شدند. مردمی که در خیابان دیدیم از مرز بی باکی هم گذشته اند. این را حتی ماموران نیروی انتظامی که به مردم پیوسته و یا از دستورات سرپیچی کرده و یا بهمراه لباس شخصی ها پا به فرار گذاشته اند نیز دیده و فهمیده اند. گمان نمی کنم که خامنه ای برخلاف روال طبیعی کائنات این مساله ساده را دیده و یا فهمیده باشد, اگر چنین است که باید منتظر پوزش خواهی و کناره گیری اش باشیم اگر نه که او می بایست منتظر سر رسیدن مردم به درهای بیت خود باشد.

عاشورای ایران یک نبرد واقعی بود که مردم اما پیروز شدند. رژیم آقا با تمامی هارت و پورتهایش در فاصله 6 ماه تمامی صحنه های کتاب تاریخ انقلاب 57 را بصورت زنده برای جهانیان به نمایش گذاشت. با این تفاوت که نه درنده خوئی این رژیم را می توان با رژیم گذشته مقایسه کرد و نه مردم ایران اینبار مجاهد و ولایتمدار و کمونیست نارنجک و کوکتل مولتوف بدست در حال به آتش کشیدن سرنوشت خود هستند. از دل دریائی و دریای طوفانی این ملت می توان به یک ایران سربلند دل بست و امیدوار بود.

عاشورا کار را تمام کرد, آقا رفتنی است. به ایران بدون ولی فقیه باید اندیشید.

محمودی چاقوکش قصد زنجان همی کرد!

|

Zanjanحمید رسائی را گویند طلبه ای بود با خرقه ای مرقع به دستمالهای یزدی, خم و دلا شونده بسمت قبله دولت و رایحه خوش خدمتی اش به همان دولت هفت آسمان مجلس لاریجانی و بیت رهبری را پرکرده, دولا دولا همی شتابان قصد جایی را میکرد. خلایق را در شگفت آمد و از او همی پرسیدند: کجا چنین دولا دولا شتابان؟

حمید رسائی: قصد قزوین میکنم.

خلایق: قزوین را دانشگاهی است بس با پاچه خواران دولت در تضاد. تو هم گر پاچه ای نخوری شب همی نخوابی. با این حال و روز و خم و دولا شدنهایت گردیم خبرت در قزوین یوهووو کنان از شهر همی خارج گردی!

حمید رسائی را گوش از حکیمان سبز خرقه تهی بود و با همان مرغ تک پایش از دروازه قزوین همی آنورتر پاگذاشت. البته در پی آن واقعه همان مرغ تک پا با پرهای کنده شده, لخت و عریان حمید را در میدان قزوین تنها گذاشت و سینه خیز از معرکه فرار کرد. حمید را آنچنان که رسائی وارد قزوین شد نارسا از قزوین خارج شد و تابکنون نیز کسی یوهووویش را هم نشنید! خدا نصیب هیچ بنده خدائی نکند.

و اما محمود را گویند پسری بود مجهول الپدر. چرکولک و ژولیده حال, آب از بینی سرازیر و خرقه از زیر بغل پاره, چاقوی زنجان بدست و الهم عجل لمحمودک الفرج کنان قصد جائی میکرد.

خلایق را باز در شگفت آمدندی و از محمود بپرسیدندی: هان ای مجموعه فولهای هر دو عالم, ای تنها دلیل جایزالخطا بودن خداوند, ای تو معلول همه علتهای تخمی, صاحب گم کرده ای؟ با این ریخت کجا چنین شتابان؟ با دستگیری مجید توکلی همه مردان حجاب پوشیدند, اقلا تو هم می پوشیدی تا اشتهای خلایق دوباره سرجایش برگردد!

و محمود همی گفت: قصد زنجان می کنم, این چاقوی زنجان که می بینید هم میوه را پوست میکند و هم دست دشمنان را قطع میکند.

خلایق: بابا بی خیال, تو چاقو بدست قصد زنجان می کنی ای آب نطلبیده!؟ میگرند دمت را با همین چاقوی زنجان می برند ها, از ما گفتن بودن و از زنجانی ها دم بریدن…

و محمود را در زنجان چاقو کارساز نشد و از گلوله و باروت استفاده همی نمود تا از شر زنجانی ها رهائی یابد. دمش که هیچ شرتش هم در میدان زنجان جا ماند.

امروز را مورخان مصادف همی دانند با نهم محرم سبز. در چنین روزی یزید خامنه ای را هیچ مامنی در ایران زمین نبود. محمود و کیهان و عده قلیلی از لباس شخصیان بر گرد او همی حلقه زده و خیمه های یزیدیش یکی پس از دیگری مرگ بر دیکتاتور کنان بدست مردم سبز سقوط همی کردندی.

اعتبار رئیس جمهور آقا بیشتر است یا اسکناسهای نوشته دار!؟

|
این پست کاری مشترک با دوست عزیز فرهاد حیرانی (وبلاگ تقویم تبعید) مجری تلویزیونی, نویسنده و طنزپرداز مبتکر است. اسکناسها کار فرهاد است. واقعیتی عریان و طنزآمیز از بلائی که بر سر جمهوریت و مدنیت و حتی اسلامیت این جمهوری مزعوم آمده است را می توانید در کار فرهاد ببینید. لذا دو تصویر نخست از فرهاد است و فتوکاتورهای بعدی کار بنده.








اظهارات احمدی مقدم جهت هرگونه بهره برداری در تاسوعا و عاشورای سبز

|

shora

نظر به اینکه احمدی مقدم گفته است"اگر قدر حکومت را ندانید اشرار و بیگانگان بر شما حکومت میکنند" و ادامه داده است که "دیگر ضرورتی ندارد که زمان و فرصت دهیم" و همچنان گفته است "اگر کسی قرار بود توجیه شود تا کنون توجیه شده بود" ما که نفهمیدیم منظور طرف چیست, شما همکاری کنید به ما بگوئید منظور طرف کدامیک از گزینه های زیر بوده است.

الف: طرف اگر حرف نمی زد ثواب سبز کردن تاسوعا و عاشورا مثل بازار مسکن راکد و کم رونق میشد.

ب: طرف حرف نمی زد مردم فراموش می کردند که حکومت همین الان هم در دست اشرار و بیگانگان است.

ج: اصولا علم روانشناسی ثابت کرده است اگر یک نفر فکر کند هفتاد میلیون توجیه نشده اند و خود او توجیه شده است حقیقت برعکس پنداشت او است.

د: طرف خودی است, همیشه پنج دقیقه مانده به هر تجمع میلیونی سبزها, لباس عید تن رادان میکند و هر دو اظهاراتی میکنند تا سبزها بهانه کم نداشته باشند.

ذ: چیز مهمی نیست. حرف زده است تا یادآوری کند که سردار است.

میگم خره میگه بدوش!

|

sohraber

خب شما که از عکس او هم می ترسید چرا او را کشتید!؟

آمریکا آمریکا مذاکره نمیکنیم ها

در عرض و پهنای مگس پرانی در وزارت امور خارجه محمود و قطع هرگونه ارتباط این وزارتخانه با توده های ایران و ایجاد شدیدترین ارتباطها از نوع (حبل المتین) با توده های جهان

جلیلی در جمع خبرنگاران ژاپنی: اصلا و ابدا با آمریکا مذاکره نمیکنیم

یک ژاپنی سبز که بی صبرانه در انتظار تاسوعا و عاشورا است رو به این دیپلمات عجیب القیافه: ببخشید آمریکا قرار هم نیست با شما مذاکره کنه, الان وزارت امور خارجه آمریکا داره اضافه کاری هم میکنه که در اوایل همین سال 2010 یک قطعنامه و تحریمات جدید بر علیه شما صادر بکنه

علی لاریجانی در مصر: البرادعی آخرین میخ را بر تابوت ان.پی.تی زد پس ما اصلا با آمریکا مذاکره نمیکنیم

همان سبز: تو دیگه چطوری ویزای مصر رو گرفتی!؟ پسرم, عزیزم, کسیکه میخواد قطعنامه و تحریم صادر کنه قطعا نمی خواد مذاکره کنه. بفهم اینو. تازه شما که محمودتون تا همین شیراز هم بخواد بره باید حرارت کره زمین رو تا 2 برابر و دروغهای کره زمین رو تا 4 برابر افزایش بده و به محض رسیدن به شیراز کلیه تیم سازنده نرم افزار فتوشاپ بر هفت جد آبادش لعنت بفرسته که چرا این نرم افزار رو ساخته تا دست شما هم بیافته.. آخه تو مگه قیافت به یک مذاکره کننده با آمریکا میخوره!؟

کیهان: با آمریکا و سران فتنه مذاکره نمی کنیم

همان سبز: برو بابا, تو که اصلا مهم نیستی

خامنه ای: دشمن بداند که نور ایمان در دلها و ما و دشمن اصلا با دشمن و آمریکا مذاکره نمی کنیم. دشمن

سبز: عجب گیری افتادیم ها

میگم خره میگه بدوش

آقا جان پروفسور ترین آدم در جمع این نظرهای نزدیک خره. شما حالا هی بگو اخلاق مداری نمی کنی, ساختارشکنی می کنی, از مسیر گفتگو منحرف شدی! این هم اسناد دال بر این ادعا

1- محمودشون که خره, تازه عقده ای هم بار اومده. آژانس با رای قاطع به محمود میگه دروغگو, محمود کله میکنه, الدیبلوماسیه در میکنه و میگه 10تا سایت غنی سازی دیگه هم درست میکنیم. حالا انگار اون سایتی که 18 سال پیش شروع کرده رو تونسته تموم کنه که 10تای دیگه هم بسازه. از اینور دهن حسین شریعتمداری و مقام متوهم رهبری از صدور فرمان حمله کف کرد و در نهایت نتونستن موسوی و کروبی رو بازداشت کنن, محمود کله کرد, قهر کرد, انگشت توی بینیش گذاشت, دو سه تا جفتک زد و میرحسین موسوی رو از ریاست فرهنگستان هنر عزل کرد. یکی نیست بگه تو که داری میری و بغچه ات در کنار بغچه رهبری آماده هم هست, حالا ریاست فرهنگستان هنر هم مال تو.

2- اون جمعیتی که برای تشیع جنازه آیت الله منتظری و جمعیتی که در نجف آباد و در دانشگاهها و غیره برای وداع با آیت الله و برکناری دیکتاتور به خیابان آمده بودند حتی خود سبزها را هم که خیابان مال آنها بود به وحشت می انداخت. حال برای درافتادن با آن جمعیت یا آدم می بایست دل شیر داشته باشد که حسین شریعتمداری و رهبرش اصلا دل ندارند, یا باید چهارتا پا و دو تا گوش دراز داشته باشد. خب خره دیگه, خر نبود چهارتا بسیجی رو نمی فرستاد مجلس ختم آیت الله منتظری را در مسجد قم بر هم بریزند. حساب و کتابش را هرجوری بالا پایین کنی به حساب و کتاب یک آدم حالا عاقل هم نباشد نمیخورد.

3- اگر نمی خواستند مادری را عزادار کنند و ملتی را سوگوار چرا سهراب اعرابی را کشتند؟ حالا که کشتند چرا به خانه مادر آن شهید حمله می کنند و عکسهایش را پاره می کنند. اینها زیر بازداشت کروبی و موسوی 12 قلو زائیده اند, خب مادر سهراب و مادر ندا می توانند جمعیتی دوبرابر آنچه که موسوی و کروبی به خیابان می آورند را بیاورند. حالا کار نداریم که لیاقت رهبر چیزی جز حمله متوحشانه به منزل یک مادر داغدار و پاره کردن عکسهای فرزند او نیست اما اینها چطوری حساب و کتاب کردند که به منزل مادر سهراب حمله کرده و عکسهای سهراب این ملت را هم پاره کرده و رفتند که تی تاب و ساندیس خود را بخورند!؟ خب خره دیگه.

درگذشت آیت الله به مناسبتی برای آزادی تبدیل شد

|

mont

چه کسی حتی فکرش را می کرد که نجف آباد یکپارچه عکسهای آیت الله منتظری بدست به خیابان بیاید؟

حضرات فکر می کردند که قم از آن آنهاست, هرازگاهی هم میانپرده ای با حضور بی ترمزان حوزه و آغشته ای از لباس شخصی های بی صاحب را در قم اجرا می کردند. چه کسی فکر می کرد که قم از آن آیت الله منتظری و آزادی و ایران باشد؟

بانگ خامنه ای قاتله ولایتش باطله در حرم حضرت معصومه هم رساتر از همیشه شنیده شد. آیت الله تا وقتی که زنده بود طمئنینه ای برای آزادی خواهان بود. اینک با پیکر بی جانش نیز آزادی را در دوردست ترین افق آزادی خواهی ایران زمین به دوش میکشد.

آیت الله یک تنه تمامی ملعبه های دیکتاتور و شیپور بدستان صدا وسیمائی و خیابانیش را برهم زد. آیت الله با مرگش یک قدم دیگر ایران را به دموکراسی نزدیکتر ساخت.

تمامی این معجزه و دستاوردها تنها از عهده پیکر بی جان آیت الله منتظری بر می آمد .

روحش شاد و یادش گرامی و ایران همواره سلامت و سربلند باد.

ای آیت خداوندی سفر خدائیت بخیر

|

ayat

خبر رحلت آیت الله منتظری بخصوص در این ایامی که جنبش شدیدا به او نیاز داشت بسیار دردآور است. او با شجاعت بی نظیرش حامی بزرگی برای جنبش بود.

بعقیده من جامعه روحانیت میبایست در صف اول سوگواری برای این مرد بزرگ قرار گیرد, چرا که با رحلت ایشان آبروی روحانیت نیز با او رحلت نمود.

آیت الله منتظری برای دفاع از حق مظلومان مرزبندی نمی کرد و ساختاری در دفاع از حق بر علیه باطل را به رسمیت نمی شناخت. او آیتی از خدا بود که سبک بال و آسوده بسوی خدا نیز پر گشود.

روحش شاد و یادش همواره گرامی باد

از شوی ضرغامی تا لوله شدن صادق توسط شیخ مهدی

|

fars

این یکی را ما ندیدیم, فارس نیوزی که آورده بودش از او عکس هم گرفت

هــا؟ چیــه؟ چه خبره؟ خب گربه دم هم داره دیگه, اما قرار نبود از دمبش تعجب هم بکنه! سپاه و حوزه و بسیج (به استثنای آدم حسابی هائی که در بینشون پیدا میشه) از همون اول پایه ثابت کودتا بودن, ریختینشون توی خیابون که بگید ایرانیا اینشکلی هم هستن!؟ یعنی محمودتون کافی نبود؟ البته هر از گاهی چند تن از برادران نیروی انتظامی هم در بین جمعیت دیده می شدند که هربار دوربین میومد سمتشون سرشون رو پایین می انداختن, یکی نیست به این برادرا بگه آخه تو که خجالت هم میکشی چرا هر خاکی که آقا بهت میده میریزی توی سرت؟ بچه مدرسه ای ها هم که اصلا به حساب نمیان, ما هم بچه بودیم به صفمون میکردن و میبردن راهپیمائی کلی مرگ و مرگ بگیم, البته نامردا به ما تی تاب و ساندیس نمی دادن فقط میگفتن هر کی فرار کنه نمره انظباطش کم میشه. همون بچه مدرسه ایا هم به 18 سال نرسیده دارن میگن مرگ بر دیکتاتور و معلم با غیرت حمایت حمایت… خودم توی یوتیوب دیدم.

در این راستا دیروز شبکه خبر صدا و سیما را تماشا میکردم دیدم تعداد پیر پاتالهائیکه با اتوبوس به مشکین شهر آورده بودند و شعار آقا کوثر است و امام جمعه اش فاکر است می دادند از تعداد جمعیت کل شهرستان مشکین شهر هم بیشتر است! پرسیدیم گفتند نشد از تظاهرات سبزها چند صحنه ای را با تکرار صحنه های Made in Zarghami میکس و مونتاژ کنیم تا چندتا آدم جوون هم در مشکین شهر اختراع بشن, آخه تظاهرات سبزها همش گاز اشکاور و باتوم و زنجیر و قمه و موتور سیکلت و لباس شخصی و اینا بود.

شبکه دوم صدا و سیما را گرفتیم دیدیم یک تحلیل سیاسی درباره فیلهای بورکینافاسو است. گفتیم اقلا این یکی صحنه هایش مونتاژ و میکس و دروغ نیست, چندتا فیل ببینیم. دیدیم نخیر, تحلیل گر سیاسی سیما بهمراه میهمانش که ریشش تا نافش میرسید و باتومش را هم همان دم در بهمراه کفش خود در قسمت امانات گذاشته بود رفتند که باز صحنه هائی از حضور پرشور دو هزار تفری حامیان ولایت در مشکین شهر را ببینند. باز روز از نو روزی از نو! آقایشان کوثر است, امام جمعه شان فاکر است…

شبکه 3 سیما را گرفتم دیدم آشپزی است. گفتم خوبه, توی این غربت بلد نیستیم غذای ایرونی که روحی له الفدا درست کنیم اقلا از صرف این همه وقت گرانبها بر شبکه های سیما پشیمان نشویم. وسط آشپزی باز آشپز سر از جمعیت دو هزار نفری حامیان ولایت در مشکین شهر در آورد…

شبکه 4 سیما را گرفتم دیدم سه نفر مرد گنده داشتند توسط جمع دو هزار نفری حامیان ولایت در مشکین شهر به استقبال محرم می رفتند…

در روزنامه های دولتی هم کربلای محشر مشابهی بود حالا انگار چه شده است! به خیابان ریختن چند هزار آدم مواجب گیر آن هم در راهپیمائی که نه پلیس دارد و نه لباس شخصی و نه باتوم و شیشه نوشابه و کهریزک و لباس شخصی و … هنر که ندارد هیچ, متعه و صفا هم ندارد. درست مثل اینکه یک حسین شریعتمداری را به عینه رویت کرده باشی. 30 سال است که با این بازی ها آشنا هستیم با این تفاوت که حکومت در این برهه حتی از سازماندهی شیپوربدستانش هم عاجز و درمانده است. همین جمع چند هزار نفری را هم مدیون عدم حضور میلیونی سبزها در خیابان هستند. راستش را بخواهید دچار پارگی شدن عکس امام آن هم با آن ریخت مشبوه و مشکوک برای سبزها نه انگیزه می شود نه بهانه. تازه محرم ده روز است حضرات روز اولش را نشاشیدند, روز دومش هم بهمین منوال, 8 روز دیگرش را میخواهند چیکار کنند!؟ تظاهرات و جمع میلیونی و حامیان واقعی هم در راهند. باشد که صدا و سیما آرشیو راز بقایش را از همین الان آماده نگه دارد.

در این راستا و پس از جمع چند هزار نفری تی تاب خوران دولت چند نفر از جمله صادق لاریجانی آلزایمرشان دوباره اوت کرده و شیر شده و دست به اظهاراتی زده اند. شیخ مهدی کروبی هم با چک کردن دندان های شیری صادق لاریجانی به این آیت الله فرمود: تا آنجائیکه به یاد دارم تو در دامان مادر مکرمه داشتی شیر میخوردی, شیر را هم که ول کردی دستمال دستت گرفتی. حالا سری بعد خواستی زنگ خانه ما را بزنی و فرار کنی حداقل تا دهم محرم صبر کن بعد دست به این خودزنی بزن.

من به فتوشاپ کیهان گرفتار شدم.. صفحه اولش را دیدم و بیمار شدم

|

soti

غلط املائی و دیگر غلطها و بزودی زودش جملگی کیهانی است

روزی به یک میهمانی دعوت شده بودم و بهمراه دوستی که خدا نصیبتان نکند جزو اولین کسانی بودیم که به جلسه میهمانی رسیدیم. از قضا دوست دیگری که هر دو او را می شناختیم به آن میهمانی دعوت شده و زودتر از ما در همان مجلس حضور داشت. خدا زد پس گردنمان و از سر قحطی موضوع هم که شده از او پرسیدم راستی کی ازدواج می کنی انشاءالله؟ حال نامزدت چطوره؟ گفت ای بابا کدوم ازدواج! بدلایل مالی همین روزاست که طرف با شخص دیگری ازدواج می کند. این دوست همراه ما یک دفعه تبدیل به چیزی در مایه های میکس دون ژوان و ژان والژان شد و به دوست مشترکمون گفت: یعنی میشه کسی عشقش رو به پول بفروشه!؟ من و پسره گفتیم خوب شده دیگه. میهمان بعدی از راه رسید. بعد از احوالپرسی این دوست ما به او گفت ببین داستان این دوستمون اینشکلیه, یعنی میشه کسی عشقش رو به پول بفروشه!؟ من و پسره گفتیم, آقا جان بی خیال, دیدی که شده. دو نفر بعدی هم از راه رسیدند و باز دوست ما همین مساله را تکرار کرد و پرسید: یعنی میشه کسی عشقش رو به پول بفروشه!؟ ایندفعه موهامونو با دست کندیم و گفتیم آقا رضایت بده, شده دیگه, غلط کردیم, بی خیال… یکم شعور داشته باش.

حالا شما از من نشنیده بگیرید و بروید نسخه همین فردای کیهان را نگاهی بیندازید, حتما همان بالای صفحه اول خواهید دید که از قول حسین شریعتمداری یک بلائی بر سر صعده یمن آمده است. البته آن پایین هم یک آه و فغانی است که چرا صادق لاریجانی سران فتنه را بازداشت نمی کند؟

در این راستا کل استان صعده یمن چیزی حدود 72هزار نفر جمعیت دارد. یعنی تعداد تماشاچیان بازی پرسپولیس و استقلال در استادیوم آزادی از جمعیت کل این استان بیشتر است. حالا الحوثی یک غلطی کرد و شیعه شد و با عربستانی ها درافتاد, حسین شریعتمداری یک ماه است که در کیهان یکبار به نیابت از عربستانی ها بر صعده بمب سمی میریزد ( انگار که سمپاشی مزرعه است) یکبار بمب خوشه ای میریزد (حالا درست است که کیهان را هر صبح به صبح به ارگانهای سپاه و قوه قضائیه می اندازند اما خدائیش ممکنه یک آدم عاقل پیدا بشه و بفهمه جز اسرائیل کشور دیگه ای در منطقه بمب خوشه ای نداره) یکبار بر سر صعده بمب گاز اشکاور می اندازد… دیروز هم همه اسلحه هائیکه حسین بلد بود تموم شده بودند و گفت عربستان حمله هواپیمائی کرده است… آقا جان اصلا الحوثی خودکشی کرد, حسین رضایت بده. اونجور که تو یکماهه بکوب داری صعده رو بمباران میکنی اگه جمهوری خلق چین هم بود تا حالا محو شده بود.

در راستائی دیگر حسین ولکن معامله صادق لاریجانی نیست. هی به این بچه مردم که آمده است در سایه رهبری به یک نان و نوائی برسد گیر میدهد که چرا سران فتنه را دستگیر نمی کنی؟ حسین تو اصلا وقتی مصرفت در سال اصلاح الگوی مصرف بالا بره برجک خودی و غیر خودی رو باهم میزنی. صادق لاریجانی همون موقع که بدون ترمز اومده بود گفت کسی انتظار رافت و عطوفت نداشته باشه و من قانون یعنی همون زیاده خوری های آقا در شب قبل را بدون چون و چرا اجرا می کنم و سران فتنه را بازداشت میکنم و هلدر و بلدر رو با هم میکنم. پریروز هم که تازه لنت عوض کرده بود گفت سران فتنه رافت و عطوفت مارو که میبینن سوء استفاده نکنن. خب حسین جان نمیتونه بازداشت کنه, انقدر اذیت نکن بچه مردمو!

در همین زمینه و بمناسبت دچار پارگی شدن عکس امام کیهان جمعیت میلیونی جهت اعتراض به ملت ایران ترتیب داده است که غزل زیر شرح حال یک بسیجی جگرسوخته از این ماجرا است:

من به فتوشاپ کیهان گرفتار شدم.. صفحه اولش را دیدم و بیمار شدم

یک وجب هم نبودم یک میلیون شدم.. تی تاب را دیدم و بی اختیار شدم

پنهان بدم نظام آمد عیان شدم.. اینجوری نگام نکن, کار نبود که رفیق کیهان شدم

پنجه بوکس و زنجیر و باتوم بدست.. به امر سید علی راهی کهریزک و خیابان شدم

و دریافتیم که صادق لاریجانی همچنان زنده است!

|





مقتل خوانی محرم سبز در 1800 سال بعد

|

alice4

مقتل خوان حتی 1800 سال بعد هم چیزی توی همین مایه ها خواهد بود

در سال 3809 میلادی در یکی از غارهای کوههای ما بین افغانستان و پاکستان جمهوری عدل علی پس از انقلابی بر علیه خفاشهای غار برپا شده و تنی چند از برادران ارزشی در آن حکمرانی میکنند. مقتل خوان وقت بالای چند پاره سنگ بعنوان منبر بالا رفته و قرار است برای حضار مقتل محرم سبز را که 1800 سال پیش بر علیه آقا و محمود صغیرش رخ داده است را بخواند:

مقتل خوان: همه حوادث عاشورای سبز گریه آور و دردناک است. هر بخشی رو شما بگیرید از ساعتی که صادق محصولی 10 میلیون از رای کوفیان را جابجا کرد تا فصل الخطاب مظلوم آقا تا به شهادت رسیدن بسیجیان همگی درد ناک و گریه آور است.

من الان این مقتل رو از کتاب موثوق ابولمشنگ ضرغامی برای شما می خوانم. ضرغامی یکی از علمای راستگوی شیعه و پایه روایتهای ثقه تاریخی و منابع و مصادر موثوق یعنی اجمعهم بلثقه هستش, کتاب 63 درصد محمود در صدا و سیما از جمله کتابهایی است که مورد اجماع و تائید علمای غار است. ایشان روایت می کنند که آقا بهمراه 72 تن از یارانش تنها مانده بود. می فرمایند " فلم یبقی معهو الا اهل السپاه و الحوزه " یعنی جمعا هفتاد و دو نفر با آقا روحی له الفدا باقی مانده بودند " خرج حمید رسائی (ع) " یعنی حمید رسائی از خیمه خارج شد " وکان اجملهم حمید رسائی" یعنی زیباترین یارن آقا همین حمید رسائی بود " و اشبههم به سنگ پای قزوین" و شبیهترین شخص بود به سنگ پای قزوین " فاستاذن اباه بلقتال مع الدانشجو" و به ابویش فرمود ای پدر ( اینجا مداح بغض می کند) اجازه بده برم بجنگم. " و قال اباه نخیر بیا منو بر و بر نگاه کن! خب برو قتال کن دیگه" یعنی پدر مخالفتی نکرد و گفت ای فرزند برو بجنگ. "فاذن له" یعنی زود باش برو

حضار: اهو اهو اهووووو ( گریه ای ممتد )

مقتل خوان: حمید پاره تن اوست, جگر گوشه اوست. اما باز آقا مخالفتی نکرد ( اهو اهو اهو گریه مقتل خوان ) اما همین که حمید رسائی بسمت دانشگاه قدم گذاشت " ثم نظر الیه نظر یائسا منه" یعنی یک نگاهی از روی نا امیدی به قد و قامت حمید انداخت ( گریه حضار ) آخه می دونست دانشگاه, دانشگاه قزوینه, ای کاش که اصفهان بود! ( گریه حضار ) راوی ادامه میده که " حمید رسائی قاتل افضل قتال" یعنی حمید رسائی به سختی جنگید " و ثم استشهد بلنگه کفش " و سپس با لنگ کفشی از سوی دانشجویان به شهادت رسید.. ای وااااا حمیدااااااااااااااا ( گریه مقتل خوان )

حضار: ( در حال گریه شدید ) لعنت الله علی الدانشجو

مقتل خوان: " ثم خرج الفیروز آبادی " سپس فیروز آبادی از خیمه خارج شد به آقا فرمود "یا ابتا بزار بجنگم" آقا فرمود تو تا به دانشگاه برسی ما صد کفن پوسانده ایم, بگذار یکنفر سریعتر از تو بیاید (گریه حضار) و اینگونه بود که "و خرج المحمووووود" (گریه شدید حضار, یکی داشت سرش را محکم به دیوار غار میکوباند) محمود از خیمه خارج شد و فرمود پدر بزار بجنگم. آقا فرمود "انا عجب غلطی کردم انت نظر النزدیک" یعنی تو که نظرت به من نزدیکه برو بجنگ فرزندم "فاذن له"

حضار: شصت و سه درصدی له الفدا اهو اهو اهووو (گریه شدید)

مقتل خوان: و محمود شیشه نوشابه بدست شتابان بسمت میدان ونزوئلا دوید (گریه حضار) سبزها به او گفتند میدان از اینور است(گریه حضار) محمود فرمود نخیر از اونور است(گریه حضار) "واستشهد المحمود بلمرگ بر دیکتاتور و الکثیر من الاسلحه الگرم" و بدینوسیله محمود با مرگ بر دیکتاتور و دروغگو شصت و سه درصدت کو و پول نفت چی شده؟ خرج بسیجی شده! به مظلومانه ترین شکل و با اسلحه های متعدد به شهادت رسید. وااااا محموداااااااااااا ( گریه مقتل خوان )

حضار: (در حال گریه شدید) لعنت الله علی السبز

ما جائی نداریم بکشیم کنار, شما بکشید کنار که تاریخ کنار کشیدنتون خیلی وقته گذشته

|

dictator

تا چشم کار می کرد آدم سبز دیده می شد. برخی ها سبز و سفید و قرمز بودند اما باز هم سبز بودند. تا فرصتی پیدا می شد یه شیر و خورشید خوشتیپ هم لای سبزهای خوشتیپ سرکی می کشید و توی سر ایلنا می زد و باز دوباره غیب می شد , اتفاقا اون هم با همه شیطونی هاش سبز سبز بود. یه دختر دانشجو اونورتر خشتک صادق لاریجانی رو دو شقه کرده بود و هی میگقت زود باش رای منو پس بده, صادق هم خودش یور, عینکش یور, نعلینش اونور, له له میزد و میگفت: بخدا رسیدگی می شود, برخورد میشود, و همونجور که لای علفها می گشت میگفت: فقط به من بگو این احمد جنتی ما کجاست!؟ یکنفر هی میپرید وسط و میگفت: بعد از احمدی نژاد امام زمان ظهور میکنه. هیچکس توجهی نمیکرد, همینجور یک عده قلیل چند میلیونی سبز میآمد و یک کف روی آب چند میلیونی سبز میرفت, عکس امام به تقلید مغلوط از انقلاب 57 پاره میشد و نخبگان و خواص حرف که میزدند سبزها بیشتر میشدند حرف که نمی زدند سبزها بیشترتر میشدند. دوباره همان یکنفر آمد وسط و گفت: بعد از احمدی نژاد امام زمان ظهور میکنه. یکی از سبزها دلش سوخت اومد سمت همون یکنفر و بهش گفت: کوچولو نمی ترسی این وسط له بشی!؟ اسمت چیه؟ اون یکنفر گفت: عسگر اولادی. سبز گفت: خب پسرم تو اصلا مهم نیستی برو خونه بگیر بخواب, اتفاق خاصی نیافتاده, احمدی نژاد که فرصت ظهور پیدا نکرده حالا هروقت ظهور کرد و غیب شد بعدا درباره ظهور امام زمان هم یه فکری میکنیم… تا چشم کار می کرد آدم سبز دیده می شد اما یکی از چشمها اصلا کار نمیکرد.

در این گیر و دار بود که آقا گفت: بکش کنار

خلایق: کجا بکشیم کنار؟

آقا: گفتم بکشید کنار

خلایق: 6 میلیون نفر قبلا کشید کنار رفت خارج پناهده شد. الان به کسی ویزا نمیدن که بکشیم کنار. تازه 70 میلیون آدم کجا بکشه کنار؟ واسه کنار کشیدن یه ایران دیگه لازم داریم

آقا: من نمی دونم, انتخابات تموم شده, گفتم بکشید کنار

خلایق: ما هم می دونیم که تو نمی دونی, ما که 70 میلیون نفریم جا نداریم بکشیم کنار, همینجوریش هم فرزاد نبوی تا از خونه بیاد بیرون ترافیک میشه و بعد باید بره زندان, حالا بجاش واسه شما که واجد الشرایط هم هستید یه جا پیدا میکنیم تا بکشید کنار, تازه تا همین الانش هم با تقلب نکشیدی کنار, تاریخ کنار کشیدنت خیلی وقته گذشته

آقا: ها؟ نمی کشید کنار؟ دیگه دوستون ندارم

عکس امام چه پاره شود چه نشود, انقلابی و ضد انقلاب در محرم همه سبزیم و پر رو

|

dictator2

عکس امام را پاره کردند(گریه حضار) فردوسی را سبز کردند(گریه حضار) خودشان هم که سبز هستند(گریه حضار)

در بم زلزله ای به شدت چند ریشتر آمد و شهری را با 50000 آدم تا همین لحظه با خاک یکسان کرد, در جنوب لبنان جنگی 30 روزه رخ داد و اسرائیل جنوب لبنان را مثل بم شخم زد اما لبنان به سرعت چند ریشتر آباد شد, عوارض ناشی از ارتفاع حرارت زمین بقدری جدی شده است که نشست سران جهان در این رابطه هر بار جدی تر از دوره قبل برگزار می شود… و در این راستا عکس امام هم پاره شد.

اصولا ما در ایران چیزی حدود 72 میلیون جمعیت داریم و چیزی حدود 172 میلیون عکس امام داریم. یک کودک نیوزیلندی وقتی به دنیا می آید اگر حقوق والدین او بقدری نباشد که مخارج وی را پوشش دهد دولت ملزم است تا آخرین لحظه که این کودک مخارج ضروریش تامین شود, کلیه مخارج ضروری وی را پرداخت کند. در این راستا این کودک صبح توسط سرویس دولتی به مدرسه می رود و در مدرسه الزاما میبایست از استانداردترین برنامه های غذائی تهیه شده تغذیه کند و روزی حداقل 30 دقیقه ورزشی به انتخاب خود و تحت نظارت مربی انجام دهد و تا مقطع دیپلم مدرسه وی مجانی باشد و در مقطع دانشگاهی در صورت عدم توانائی پرداخت مخارج دانشگاه از وام تحصیلی و مخارج هفتگی بلاعوض بهره مند گردد…

در همین زمینه کودک ایرانی با عکس امامی در بالای تخت مادرش در زایشگاه به دنیا می آید. وقتی به مدرسه می رود عکس امام و مقام عظمی در صفحه اول تمامی کتابهای درسی اش هنرنمائی می کند. وقتی اسکناسی از جیبش بیرون می آورد عکس امام همواره زینت بخش اسکناس است. وقتی تلویزیون نگاه می کند در فاصله 5 دقیقه 6تا عکس امام می بیند… خب در این گیر و دار یکی از عکسهای امام پاره شد, لایه اوزون که پاره نشد!

تازه خود امام را کار نداریم که در دوران خودش لیبرال نبود اما لیبرالها را خیلی دوست می داشت اما امامی که جانشینش در روز روشن ندا را می کشد و شاهد قتلش را بعنوان قاتل از انگلیس طلب می کند می خواهد عکسش پاره هم نشود!؟

حسین شریعتمداری ترش کرده است که عکس امام را پاره کردند و سران فتنه هم مسئول بوده اند. اصلا به حسین شریعتمداری چه مربوط که سبزها چیکار می کنند یا نمی کنند! اگر او خیلی آدم حسابی بود که با لباس زنانه به تن مجید توکلی کردن باعث حجاب زنانه پوشیدن همه مردان ایران نمی شد که!

مجید توکلی عزیز تکثیرت مبارک

|


دائی جان ناپلئون از آن یکی در وارد می شود

|

napelon

قبلا کار کار انگلیسی ها بود الان کار کار وزارت اطلاعات است

راست و دروغش بر گردن گویا نیوزش اما ما اینهمه دسته گل برای برادران بسیجی و سپاهی و نیروی انتظامی بردیم و در عوضش باتوم و شیشه نوشابه و کهریزک خوردیم, حالا هم که به راست یا دروغ بیانیه ای از ارتش صادر شده که ارتش در این روزها حامی مردم و بر علیه دستگاه سرکوبگر سپاه است رگ ناپلئونی برخی ها گل کرده و کار را کار وزارت اطلاعات می دانند. حالا انگار وزارت اطلاعات برای برخورد با هر بنی بشری از ابطحی گرفته تا فرماندهان ارتش تا ترانه موسوی و ندا و غیره منتظر انتشار چنین بیانیه ای بود! یا مثلا وزارت اطلاعات تا حالا می توانست جنبش سبز را سرکوب کند اما فقط همین یک بیانیه را کم داشت! حالا اگر هم راست راسکی دو یا سه نفر از افسران ارتش بخواهند حامی مردم بشوند ناپلئونی های جدید نمی گذارند!

یک عمر هر چه می خواستیم اصلاح و تغییر و تحول کنیم به سد ولایت فقیه میخورد و کمونه میکرد و به ما برمی گشت و در عوض یک لشکر روزنامه نگار و اصلاح طلب و دانشجو و زن و کارگر زندانی و تبعیدی روی دستمان می گذاشت, ما هم رویمان را می کردیم آنور و کجدار و مریض از رئیس جمهور به پایین را نشانه می رفتیم, حالا که مردم از روی عکس ولایت فقیه رژه رفتند و چپ و راست در خیابانها بر علیه ایشان شعار می دهند و مراجع عظامی مثل آیت الله منتظری ولایت ایشان را به استناد هزار و یک دلیل فقهی و شرعی باطل می دانند باز دائی جان ناپلئونی های جدید توطئه کشف کرده و فغان برآورده اند: ببینید… عکس امام را پاره کرده اند, برای صدا و سیما ملات ساخته اند, وای خشونت کرده اند, به هوش باشید که جنبش منحرف شد, کار کار وزارت اطلاعات است… برای اینکه دهن دیگران را ببندند هم می گویند ببینید دستگیر کردند, بردند, زندانی شدند, بهانه برای سرکوب دادند… حالا انگار وقتی مردم به نماز جمعه آیت الله رفسنجانی که 30 سال تمام بکوب مجوز دولتی هم داشت می رفتند سرکوب نشدند و به ترانه موسوی تجاوز نشد و بعد از تجاوز جسدش سوزانده نشد! یا مثلا صدا و سیما ملات نداشته باشد دیگر سناریوی قتل ندا را به انگلیس و آمریکا ختم نمی دهد! آن موقع که خلاف کوچیک انقلابیون کوکتل مولتوف بود و از آموزشهای تروریستی در پایگاههای فلسطین و لبنان و لیبی گرفته تا آدم ربائی و سینما آتش زدن در خیابانهای ایران انقلاب 57 را به خوردمان می دادند رگ ضد خشونتشان خواب بود. حالا که مردم با مسالمت آمیزترین شیوه ها ارزش رای خود را می دانند و با استفاده از راههای ارتباطی و فکری اینترنت و دانشگاه و موبایل و اس ام اس و غیره خواسته های به حق خود را طلب می کنند و خشونت طلبی در میان آنان به کلی مطرود و منزوی است دایی جان ناپلئونی های جدید برای آنها توطئه های خشونت اختراع می کنند! من نمی دانم که آلمانی ها با آتش زدن عکس هیتلر و تخریب مجسمه های او و تمامی نمادهای نازی و تخریب دیوار برلین با بلدوزرهای خشن چگونه به دام خشونت نیافتادند که تا همین الا هم داشتن عکس هیتلر در آلمان یک جرم محسوب میشود!

جدیدترین توطئه وزارت اطلاعات بر علیه هاشمی رفسنجانی است, نمی دانم که بهانه این توطئه را چه کسی بدست وزارت اطلاعات داده است. شاید مهدی هاشمی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی که بجای رفتن به اوین به انگلیس و لبنان و امارات رفت! اما این دائی جان ناپلئونی ها همینجوری پیش بروند باید از این ببعد روزنامه کیهان بدست روبروی تلویزیون صدا و سیما بنشینند تا ببینند دقیقا چه چیزی بهانه بدست صدا و سیما نمی دهد و بعد آن را برای جنبش هم تجویز کنند.

از خودنویس تا رکورد شکنی آقا در کسب یک مقام بین المللی

|

KhodnevisA

خودنویس آمد, خودنویس باید می آمد

خودنویس به همت بازوان توانمند نیک آهنگ کوثر به میدان آمد. نیک آهنگ باید بیشتر از اینها می آمد که اینبار با خودنویس آمد. به فال نیکش گیرید و از همین الان بروید عضو شوید. البته خود من هم که الان طبل بدست درحال تبلیغ خودنویس هستم 3 روز است که عضو شده و قرار است برایم یک لینک فعال کننده اکانت بفرستند که تا حالا نرسیده است! اما نیک آهنگ تاکید کرده که مجموعه ای از مهندسین در حال رفع نواقص فنی خودنویس هستند. حتما سر بزنید, خود نویس چیز خوبی خواهد شد و حرفهای تازه ای خواهد زد. از همین الان هم خودمانی شروع کرده است.

آقا هم عنوانی بین المللی کسب کرد

به: آقا

از: دانشگاه بین المللی اسلو

موضوع: امید است پس از کسب این جایزه دیگر جایزه های مردم را ندزدی

جناب معظم و مقام و اینا بدینوسیله ما یک غلطی کردیم جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی دادیم که آن را هم شما زهرمارش کردید. یکبار فرزندان مومنتان را دم در خانه آن خانم فرستادی تا با ایمان کامل تابلوی وکالت را از جا کنده و در و دیوار خانه اش را شعار نویسی کنند. املائشان هم طبق معمول همش آکسفوردی و غلط بود. باری دیگر همان فرزندان مومن را فرستادی تا دفتر آن خانم را پلمپ کنند. این اواخر هم برای جایزه اش مالیات بریدی و بعد هم خود جایزه و مدال را دزدیدی. آخر سر هم که دیدی جایزه دزدی برای آدم جایزه نمی شود و دستان مبارکتان بسان آن گربه به انگور نرسید گفتی پیف پیف و جوایز اسکار و نوبل بی ارزش است تا یک جایزه ارزشمند عمار یاسر را به مصباح یزدی بدهی.

برادر جان شما چرا هی اصرار داری لقمه را مارپیچی بخوری؟ مگر وقتی مثل همه خلایق لقمه را حلال و مستقیم بخوری خدای ناکرده به کما میروی؟ اگر خیلی جایزه دوست داشتی میرفتی مثل شیرین عبادی درس می خواندی از حقوق انسانها دفاع می کردی و چندتا کتاب در زمینه حقوق بشر و حقوق کودکان منتشر می کردی. تو هم می خواهی مقام عظمی باشی و هم کودکان را اعدام کنی و هم رای مردم را بدزدی و هم نوشابه را از سر بخوری و و از ته به خورد مردم بدهی آنوقت اگر به کسی جایزه دادیم قهر بکنی و جایزه اش را بدزدی! مگر تو دزد سر گردنه هستی برادر من که از علوم انسانی گرفته تا جوایز مردم و خورد و خوراکشان تا میزان نور ایمان در دلهایشان با همه چیزشان سر و کار داری!؟ ای کاش هم بلد بودی!

دیر سید علی

طول و کشش نمی دهم, با بچه ها نشستیم کلی فکر کردیم گفتیم چه جایزه ای برایت تعیین کنیم. در این راستا هرچی بچه خلاف کار توی دنیا از کیم جونگ گرفته تا موگابه همه را در کنار تو گذاشتیم تا نگوئی به تو ظلم کردیم. شب رفتیم خوابیدیم صبح بیدار شدیم دیدیم تمامی موجودات زنده در اسلو تو را بعنوان دیکتاتور سال انتخاب کردند و یک تنه 5000 تا رای آوردی. سید علی تو در این زمینه بی نظیر بودی, اصلا ما فکر می کردیم فقط مردم ایران تو را بعنوان دیکتاتور می شناسند نگو تو در نروژ هم این همه مرگ بر دیکتاتور خورت ملس بود و ما تشنه لبان دیکتاتوری را در کوزه رئیس جمهور سودان جستجو می کردیم.

بهر حال کانگرتیولیشن یا همون تبریکات ما را پذیرا باشید

من الگاد التوفیق

حاج آقا یوهانسن

حراست دانشگاه بین المللی اسلو

مجید را تنها نگذارید تا تنها نماند

|

majid

هر چه هست جای زخمش عمیق و کاری است. دیروز و در حالیکه هزاران مجید توکلی در خیابان آزادی خود را فریاد می زدند, فارس و رجا و کیهان نیوز از خوشحالی دستگیری مجید توکلی نمی دانستند کدامین سناریو را ببافند تا گنجیده و نگنجیده شرح حال شوریده آنها باشد. آنطور که به عقل حسین شریعتمداری رسید به عقل کفتر بازترین کفتربازان ابرقو هم نرسید تا سناریوی لباس زنانه پوشیدن مجید توکلی را کیهان و فالس نویسی کند.

همین دیروز بود که پرسیدیم شما که دست به فتوشاپتان خوب است اقلا یک عکس فتوشاپی از مجید می دادید بیرون تا ما ببینیم طرف چگونه با لباس زنانه فرار کرده است. آنها هم امروز نامردی نکردند و رفتند دقیقا چهره یکی از خواهران زینب را برش و دلیت کرده و چهره مجید توکلی را بجایش کپی پیست کرده اند!

همه اینها مهم نیست, طرف حسین شریعتمداری است, یکدفعه دیدید جفتک هم زد, حسین است دیگر کاریش نمی شود کرد. اما مهم این است که مجید توکلی را هم مثل بقیه در لیست هپلی هپول شده ها فراموش نکنیم. احسان فتاحی اعدام شد, گفتیم چرا به اشتباه هم که شده اسم او را در سایتها و روزنامه هایتان قید نمی کنید؟ گفتند طرف مسلح بود, از گروههای حمل کننده اسلحه حمایت میکرد, تجزیه طلب بود. پنج نفر دیگر به اعدام محکوم شدند گفتیم از آنها یادی بکنید, گفتند اینها انجمن پادشاهی و مجاهدین و بقیه بودند. خلاصه همینجور هرکس اصلاح طلب نباشد حکم اعدامش اشکال شرعی نداشته باشد تا فردا دیگر کسی باقی نمی ماند و احتمالا همین شما باید به اسم مجاهد و انجمن پادشاهی چوبه دار خور و چادر پوشیدنتان ملس شود.

با یکی از دوستان اصلاح طلب صحبت می کردم می گفت: مجید تند رفته است و در سخنرانی خود بر علیه آقا هم صحبت کرده است. امیدوارم آزاد شود اما خیلی ها هستند که سخنرانی معقولی می کنند و از آقا هم یادی نمی کنند و همچنان موثر در صحنه هستند (یعنی اینکه تقصیر مجید بود اونجوری سخنرانی کرد)… شما بخوانید مجید هپل هپول شد رفت! قرار نیست دوستان از او حمایت کنند. البته خدا کند من اشتباه فهمیده باشم.

آگاهان می دانند که مجید مستقل است یا به گفته برخی مجید متمایل به چپ است. خدا این کابوس را بخصوص در این ایام مزین شده به جنبش از سر ما ایرانیان بزداید که برای همدردی با یکدیگر انقدر عقاید همدیگر را تفتیش نکنیم!

پ.ن

دوست عزیزی که بدون ذکر نام در این پست از ایشان نقل قولی کرده بودم توضیحات بیشتری درباره دیدگاه خود داده است که می توانید با مراجعه به بخش نظرات این پست توضیحات ایشان را نیز بخوانید.

ارمغانهای 16 آذر و فغان نیوزیهای آقا

|

azar4

شکوفه باران نهال سبز را پایانی نیست

16 آذر با شکوه هرچه تمامتر برگزار شد. جمله ناقص بود؟ حتما ناقص بود دیگه, وقتی علاوه بر ممنوعیت 3 روزه تمامی رسانه ها برای پوشش رخدادهای 16 آذر 2000 رسانه در جهان این حادثه مهم را گزارش کرده و بگویند دولت از سرکوب مخالفان عاجز است حتما جمله ناقص بود. مردم باید به دانشجویان می پیوستند که پیوستند. اعتراضات در شهرستانها می بایست نهادینه می شد که شد. مردم باید تکلیف خود را بیش از پیش با رهبر متقلبین جهان روشن می ساختند و چشم انداز جنبش را روشنتر و واضحتر به تصویر می کشیدند که کشیدند. در این راستا میرحسین موسوی گفت که مشکل مردم چیزی فراتر از انتخابات و یا تقلب در انتخابات است. محسن سازگارا هم همین دیروز گفت وقتی مردم در 16 آذر 80 درصد لطف و عنایتشان شامل حال شخص رهبری است ما چرا تعارف کنیم؟ اصلا مشکل ولایت فقیه است که او هم باید به همین زودی ها برود. در ابعاد بین المللی نیز 16 آذر موضع گیری سریع آمریکا و بریتانیا در قبال سرکوب مردم توسط نیروهای سرکوبگر رژیم را به ارمغان آورد که این نیز در طی 6 ماه گذشته بی سابقه بوده است.

همینجوریا بود که روزی شخصی داشت خودش را دار می زد, از او پرسیدند چرا خودت را دار میزنی؟ گفت: طناب مجانی پیدا کردم! رجا نیوز گفت 4000 دانشجوی بسیجی در جلوی درب دانشگاه امیرکبیر تجمع کرده و نقشه تنی چند از خودفروختگان را که از قضا دانشجو هم نبودند اما در امیرکبیر درس می خواندند خنثی کرده و در همین راستا مجید توکلی را که در دستشوئی دانشگاه صورت خود را اصلاح و آرایش کرده و با لباس زنانه از دانشگاه فرار کرده بود دستگیر کردند. فارس نیوز گفت مجید توکلی لباس زنانه دزدیده و آرایش کرده و از دانشگاه فرار کرده بود که توسط دانشجویان دستگیر شد. کیهان گفت مجید ت یکی از خواهران زینب را کتک زده, کیف و لباسش را از تنش درآورده و از دانشگاه فرار کرده که چون ریش تراش نداشته و دستش روی سبیلش بوده شناسائی شده و توسط دانشجویان که همه آنها برادران زینب بوده دستگیر شده است.

حالا دولت و رسانه های دولتی مجانی, در دیزی هم باز و شما هم که صد درصد حیا ندارید اما جان آدم که مجانی نیست اینهمه بکوب در حال خفه کردن خود هستید! تازه فتوشاپتان هنگ کرده بود یا وقت نداشتید عکس مجید توکلی را فتوشاپی کنید ما ببینیم لباس زنانه را چه شکلی پوشیده و فرار کرده است؟ شوربختی شما هم که یکی و دوتا نیست. 30 سال پیش که بجای کیهان و رجا نویسی داشتید مردم را در خیابان سلاخی می کردید گفتید طرف خیانت کرد و لباس زنانه پوشید و فرار کرد پاریس. پاریس هم که صدا و سیما ندارد آدم بفهمد طرف به چی خیانت کرد و چرا فرار کرد و یه جورائی برای کسائی قضیه ماسمالی شد و رفت. حالا مگر قوه تخیلتان کم آورده است که باز همان سناریو را اینبار برای مجید توکلی ساخته اید!؟ طرف بعنوان دانشجو توی همان دانشگاه بود و بعد هم آمد بیرون دانشجویان شما دستگیرش کردند, حالا فردا نکشیدش بگوئید قرص خورد خودکشی شد.

در همین زمینه روزنامه حیات نو نیز که بر خلاف رجا و فارس و کیهان نیوز مثل تمامی موجودات زنده جهان اعتراضات گسترده مردم را در تهران و شهرستانها دیده و از برخی درگیریها بین پلیس و لباس شخصیها با تجمع کنندگان خبر داده بود توقیف شد.

فردا دانشجو را تنها نمی گذاریم

|

azar

دولت پس از 13 آبان بمدت یک ماه و سه روز وقت داشت تا بر خلاف انتظار واقعیتی را ببیند و برای پذیرفتنش فکر هم بکند. در این مدت خامنه ای و ورشکستگانی که به دور خود جمع کرده است نه تنها دوباره به ندیدن ما تظاهر کردند بلکه بیش از پیش دروغ گفتند, به جایگاه و اعتبار ایران و ما مردم ایران لطمه بیشتری زدند, باعث و بانی صدور قطعنامه ای بین المللی که خود زمینه ای برای اعمال فشارهای افزونتر بر مردم ایران است شدند, یکبار دیگر دنیا را نه از دریچه صلح و دوستی بلکه از دریچه خصومت و دشمنی بر علیه ایران متفق القول کردند و شهروندان بیشتری را یا به قتل رسانده و یا بشکلی دیمی بازداشت نمودند… این حکومت مشخصات کامل حکومتی که در حال بدرود گفتن است را دارا می باشد.

فردا روزی است که شهرها را دوباره شهروندان اداره میکنند. فردا یک گام دیگر به پیروزی نزدیک می شویم. مهم نیست که دانشجو باشیم یا نه, رای داده باشیم یا نداده باشیم, سبزیم یا سرخ یا سه رنگ شیروخورشید نشان, سکولاریم یا مذهبی, اصولا قرار بود ما بمدت 30 سال بدگوئی یکدیگر را بکنیم, قرار بود به یکدیگر اعتماد نداشته باشیم, اعتماد نیز همانند جمهوریت و مدنیت و هر آنچه که لازمه شهروندی است باتوم و گلوله خورد اما توانستیم تمامی این زخمها را تنها بمدت چند ماه و شاید هم یک شبه ترمیم کنیم, بله ما می توانیم با یکدیگر سخن بگوئیم, درد و زبان یکدیگر را بفهمیم و از غیر ممکنها عبور کنیم… فردا روز ایران است و ما برای ایران به خیابان میآئیم. در کنار دانشجو برای جارو کردن بقایای دیکتاتوری از سنگفرشهای زیبای ایران بانگ برمی آوریم. فردا برای نجات ایران دانشجو را تنها نمی گذاریم.

سند محمود در رابطه با جلوگیری آمریکا از ظهور امام زمان

|

out آمریکا توسط یک خانم ایرانی در حال جلوگیری از ظهور امام زمان

در راستای اینکه ما فکر می کردیم محمود رفته است اصفهان بگوید دموکراسی لیبرال به پایان رسیده و بجایش محمود به آغاز رسیده است اما نگو طرف رفته بود افشاگری کند که: آمریکا می خواهد جلوی ظهور امام زمان رابگیرد و اسنادش موجود است.

قبل از اینکه سند محمود که عبارت است از نامه ارسال شده آقای باراک اوباما به آقا امام زمان است را در اینجا ذکر کنیم باید بگویم که محمود همینجوری پیش برود ما دو راه بیشتر نداریم, یا اینکه در اسرع وقت طرف را به همان تیمارستانی که از آن فرار کرده است برگردانیم یا توکل به خدا کنیم و هر کس از ما پرسید کجائی هستید؟ بگوئیم اهل جزایر کومور هستیم. حداقل کلاسش بیشتر است.

و اما سند محمود:

به: آقا امام زمان

از: پرزیدنت باراک اوباما

موضوع: یوقت خر نشی ظهور کنی ها

جناب لورد مهدی ملغب به امام زمان بدینوسیله همان چاه جمکرانی که در آن غیب شده ای صد شرف دارد به آن تپه های فتح شده پاستور. شاید در آنجا امکانات کافی برای مطلع شدن از اوضاع را نداشته باشی, فیس بوک و تویتر و یوتیوب هم که فیلتر است. لذا بنده با اتکا بر سازمان اطلاعاتی و پرسرعتترین اینترنت جهان به شما هشدار می دهم که اوضاع بدجوری پس است. محمود همه جا پخش کرده است که تو با او پسرخاله هستی. چند وقت پیش هم که فیروز آبادی برایت نامه نوشته بود. فاطی رجبی هم یک جمله پنج کلمه ای صحبت کند شیشتایش فحش است و هفتمی این است که ایشان دختر خاله شما است, فقط همین مانده که فردا زری پنزاری و عباس بنگی هم بگویند شب با تو پاسور بازی می کنند. خلاصه تر زدند به تمامی تاریخ و دست آوردهای چندصد ساله شیعیان آنهم بدجور و بدرقم.

مای دیر مهدی

گفته بودی هر وقت جهان پر از جور و فساد شد ظهور می کنی. جهان هیچ طوریش نیست بخدا, اتحادیه اروپا روز به روز وسیعتر می شود. سازمان ملل روز به روز مقتدر تر می شود. هر ده سال هم یک غول اقتصادی صنعتی وارد صحنه جهان میشود که بعد از کره جنوبی و چین آخرینهایش همین مالزی و امارات بود, از رکود اقتصادی جهانی هم در حال عبور هستیم و خدا را شکر هیچ رئیس جمهوری با اتوبوس و تی تاب و ساندیس بچه مدرسه ای ها و بسیجی ها را جمع نمی کند که زورکی بگوید رئیس جمهور است الا همین محمود که می گوید پسرخاله تو هم هست. تازه این بچه حاضر است هووو بشود, کفش بخورد, خانه نشین شود, مسخره عالم و آدم شود, برای صندلی ها سخنرانی کند, یک گردهمائی میلیونی با فتوشاپ داشته باشد… اما یک حرف راست نزند. لذا مای دیر مهدی, هر چه در جمکران به تو بگویند باور نکن. آنجا که پر از ظلم و جور قتل و غارت و تجاوز و فساد است ایران مبتلا به محمود و رهبر محمودترش است, خودت چندین قرن عمر داری و حتما جغرافی خوانده ای و میدانی که ایران جهان نیست. لذا نیازی هم به ظهور تو نیست و سبزها خودشان می دانند با محمودها و جوادهای آقا چیکار کنند.

سویت متی

همانطور که می بینی هر چه نامه به جلوتر می رود با تو ندارتر میشوم تا بهتر حقایق را برایت بازگو کنم. متی اینها اصلا اگر حرف راست بگویند آبله مرغون میگیرند لذا اتوماتیک وار هرچه بگویند دروغ است. شاید بگوئی باراک کلاغ دارد لاف میزند, در صورتیکه من آبادانی نیستم. برای اینکه به تو ثابت کنم اینها اگر راست بگویند قوزک پایشان ورم می کند همین کافی است که بگویم آنسری که آمده بودند نیویورک به دانشگاه کلمبیا 400 هزار دلار پول دادند تا فقط محمودشان بیاید دروغ بگوید و هووو بشود و برود. یا مثلا اینها یک سازمان صدا و سیما درست می کنند با چند صد هزار کارمند و کارگر که فقط دروغ بگویند. وقتی هم یاد می گیرند چطوری در اینترنت صحبت کنند و سایت و وبلاگ بزنند باز هم می آیند و دروغ می گویند.. خب خدا وکیلی در همان عهد اموی, خلیفه ای که از دستش فرار کردی و غیب شدی تا دوباره ظهور کنی انقدر دروغ می گفت که تو حالا می خواهی ظهور هم بکنی؟

او مای گاد متی جان

نیا, عزیز من نیا, تو چند قرن نبودی آشنا نیستی, هنوز اطلاعات مربوط به ظلم و تقلب توی ذهنت مربوط به عهد امویان است, ورژن تو قیدیمی است مهدی جان. میگیرن شیشه نوشابه رو برعکس به خوردت میدن ها. نیا.

Meti do not ever think about that

رگاردس

باراک اوباما

درگیر ندای تقلبیتم آشپاله نیوز!

|








در 16 آذر همه دانشجو هستیم

|

danesh

شاید بگوئید چه فایده؟ 5 روز بیشتر به 16 آذر نمانده است, نه احمد خاتمی حرف زد نه احمد جنتی و نه هیچکدام از لاریجانی ها, آقا هم که رهنمود کرد گفت اسکار و نوبل بی ارزش است نگفت حضور سبزها در 16 آذر بی ارزش است. احمدی مقدم هم چه بگوید از پلیسی کردن فضا واهمه ندارد چه نگوید که اصلا مهم نیست… خب حالا به چه امیدی باید برویم 16 آذر را کربلاتر از 13 آبانش کنیم؟

در پاسخ به این سئوال حیاتی دو نکته محورهای زیادی دارد. نکته اول اینکه محمود در این زمینه تلاشهای بسیاری کرده است. باور بفرمائید در فاصله یک ماه طرح هدفمند کردن یارانه ها را پیاده کردن و تورم اقتصادی را از 20 تا 60 درصد افزایش دادن و یک قطعنامه بی سابقه بین المللی را بر علیه ایران بار زدن و کشور مقتدر گامبیا را کشف کردن و نفت بر سر سفره آنها فرستادن و ایران را در رتبه 168مین کشور سالم دنیا نشاندن و… کارهائی است که فقط از دست محمود بر می آید. بیخود نبود آقا به وزرای معرفی شده به مجلس رهنمود کرد که این محمود بچه خدوم و پرکاری است, خدا به شما انرژی کافی را بدهد که بتوانید پابه پایش حرکت کنید. قبل از آن هم که رای مردم را دزدیده بود و بقیه داستان را هم خودتان می دانید. با این وصف گربه وقتی ماست را می ریزد میرود یک گوشه برای خود نرم نرمک آه و ناله می کند, اما این محمود برای چه رفت اصفهان؟ اصلا رفت که چه بگوید؟ میخواست بگوید دموکراسی لیبرال به انتها رسیده؟ آن را که قبلا در تبریز گفته بود. قبل از آن هم هزار بار اینور و آنور گفته بود. حالا دوباره 16 آذر می شود و ملت از همان تبریز و اصفهان گرفته تا تهران و اهواز و بندرعباس به خیابان می ریزند و میگویند آقا جان مرگ بر دیکتاتور, چرا حالیت نیست!؟.. بعد دوباره روز از نو روزی از نو. محمود به سفر استانی میرود, پول یارانه را هم می دهد تی تاب و ساندیس و فتوشاپ برای بسیجی های استقبال کننده.

خب با این وصف فهمیدیم اگر بهانه کافی برای حضور در 16 آذر نداشتیم همین کافی است که تصویری از محمود را در ذهنمان مجسم کنیم. این یک فقره را که انجام دادیم بعدش خودمان را اتوماتیک وار در خیابان می بینیم.

اما مساله دوم که از همه اینها مهمتر است این است که معجزه آفرینی دانشجویان را پایانی نیست, دانشجویان به دفعات بیانیه داده و از مردم خواسته اند تا در 16 آذر در کنار دانشجویان به خیابان بیایند. مردم که از قبل خود را آماده چنین روزی کرده بودند اما دعوتهای گوناگون دانشجویان برای حضور مردم اهمیت بسیاری دارد. از این بابت که ارتباط بین بخشها و اقشار مختلف جنبش مرحله به مرحله شکلی منسجم تر به خود میگیرد. جنبش از آن حالت اتکا به دعوت آقایان کروبی یا موسوی و خاتمی که از قضا همیشه این فرصت برای آنها مهیا نیست خارج شده و علاوه بر شخصیتهای وجهه دار جنبش گروهها و اقشار نیز اعتماد بنفس لازم را کسب کرده و در هدایت جنبشی که خود بخشی از آن هستند سهیم می شوند. همین کار را زنان هم انجام بدهند, کارگران هم بی نصیب نمانند, هنرمندان و در کل هر کسی که خود را جزئی از این جنبش می داند چه برای 16 آذر چه مناسبتهای آتی از مخاطبان خود بخواهد که هرچه منسجمتر وارد صحنه شوند. از دل تمامی اینها چیزهای خوبی بیرون می آید. این یعنی اینکه ما فاصله های بین خود را به حداقل رسانده ایم.

آقا این ملوانان انگلیسی سوغاتی نخوان باید کی رو ببینن!؟

|

malavan

محمود و دوستان در حال دیدن چهار انگلیسی

در راستای اینکه سری قبل تونی بلر کتبا بخاطر ربودن 4 نفر از ملوانان انگلیسی کشور مطبوعش معذرت خواسته بود و اسنادش هم در وزارت امور خارجه محمود موجود است اینبار 5 نفر از ملوانان انگلیسی از یکی دو متر آنورتر آبهای ایران سر از هتل استقلال و لاله زار و اینا درآوردند تا اینبار گوردون براون کتبا معذرت بخواهد. ما هم در اینجا مصاحبه ای با یکی از ملوانان داشته ایم که شرحش می آید.

ما: لطفا خودتان را معرفی کنید.

ملوان: های, من ملوان هستم از انگلستان

ما: لطفا چطور شد که اینطرفا پیداتون شد؟

ملوان: پیدامون نشد, پیدامون کردن. داشتیم از بحرین میرفتیم دبی یهو چندتا قایق گازوئیلی از برادران سپاه ما رو متوقف کردن اسلحه گرفتن گفتن اینجا آبهای ایرانه یس پلیز با ما بیاید بهتون کت و شلوار و سوغاتی می دیم.

ما: احیانا واکنش شما چی بود؟

ملوان: ما گفتیم آبهای ایرانه, مثلث برمودا که نیست. داریم رد میشیم میریم دبی. توی آب هم که مرکز غنی سازی نگذاشتید ما جاسوسی کنیم! قربون مرامتون ما اصلا کت و شلوار پوش نیستیم, میبینی که با شورت و ریخت اسپورت داریم قایق سواری میکنیم, سوهان و سوغاتی هم نمی خوایم. محمود و منوچتون هم انگلیسی ندیده بودن که اون سری دیدن و کلی هم بهاشون عکس گرفتن. حالا کار نداری ما بریم.

ما: اصولا رفتار برادران سپاه با شما چطور بود؟ آیا شیشه نوشابه را هم در دست برادران مشاهده کردید؟

ملوان: نه خداوکیلی ما کم کم داشتیم شک میکردیم نکنه ندا رو واقعا ما کشتیم و خبر نداشتیم. رفتار برادران کاملا توام با رافت اسلامی بود. خدا وکیلی از اماراتی ها بیشتر مایه گذاشتن. توی امارات باید پول هتل رو میدادیم اینا ما رو به زور کشوندن توی هتل مجانی و پذیرائی و این چیزا. هر چی هم میگفتیم نو نو اینا میگفتن یس, هپی نیو یر. بقیش رو هم با یه زبان دیگه میگفتن که ما نمی فهمیدیم.

ما: شما حالا کم و کاستی چیزی ندارید الحمدلله؟

ملوان: آقا از اولش هم نداشتیم. چه دردیه آخه؟ هر کی میاد میپرسه کم و کاستی نداریم؟ میخوایم بریم سر خونه و زندگیمون. شما این همه زورکی انگلیس نوازید برید مردم خودتون رو بنوازید.

ما: اونم درست میشه. آخه محمود تازه با حمایت قاطع گامبیا یک قطعنامه تحریمی بار کرده هنوز جا برای آبرو ریزی مونده. یه چندتا عکس با شما بگیره و یکم سوغاتی و یه دست کت و شلوار به شما بده بعد میرید همون لندنتون.

ملوان با چشمهای بحت زده به خبرنگار ما می نگرد و هنوز از یافتن پاسخی برای این سئوال فلسفی عاجز است که: واقعا کجا اومده !؟