اصولا در دانشگاه انتخاب واحد نموده شد یا محمود؟

|
Daneshgah

 اینجا مکان آدم حسابی ها است, ورود محمود و موجودات مشابه به این مکان مطلقا ممنوع است

این پست به توصیه یکی از بازدیدکنندگان و دانشجویان عزیز است

در راستای اینکه چرا خائن ترسو است, و ترسو دروغگو است, و دروغگو پا به دانشگاه نمی گذارد؟ ضمن تذکر اینکه شما چه با دمب شیر بازی کنید چه با دمب دانشجو در هر دو صورت یک فعل را مرتکب شده اید, اینجا محض خوشنودی ملتی که در انتخابات کاملا آزاد و با شکوه شرکت نمود, بررسی و محمود را هر دو با هم مینمائیم

سئوال سیاسی عبادی نخست این است که مگر کامران دانشجو وزیر علوم نیست؟ پس چرا دانشجویان او را به دانشگاه راه نمی دهند؟

خیلی ببخشید, مگر دانشجویان مغز خر خورده اند!؟ کامران دانشجو نه تنها وزیر نیست بلکه آدم حسابی هم نیست, رئیس کامران دانشجو هم نه تنها رئیس نیست بلکه تنها یک محمود است. خیلی هم مورد استفاده قرار بگیرد میتوان با مواد تشکیل دهنده او یک جوک ساخت و برای ملت تعریف کرد. کامران مثل بقیه وزرای محمود قانون کپی رایت را رعایت نمیکند و می خواهد با مقاله های دیگران پز بدهد و بگوید که آدم حسابی است. تازه ورود این کامران به قاطبه کشورهای اتحادیه اروپا ممنوع است. وقتیکه یک قاره به آن بزرگی وجود کامران را بر خاک خود خطرناک قلمداد کند مگر زبانم لال گوش دانشجوهای ما دراز شده است که وجود کامران را در دانشگاه بی خطر تصور کنند!؟

در پی رهنودهای آقا نسبت به جایگزینی علوم مصباحی حیوانی بجای علوم انسانی در دانشگاهها چرا اساتید چپ و راست اخراج می شوند؟

خدا خیرم بدهد! من هم سئوال میکنم و هم جواب را در سئوال مینویسم, خب اگر تا حالا همه این علوم مصباحی حیوانی به خورد دانشجویان داده شده و باز هم صدای مرگ بر دیکتاتور گوش فلک را کر کرده است حتما اشکال از دانشجو و استاد است دیگر. اصولا آقا همیشه همینطور رهنمود میکند. 40 میلیون انسان به صندوق رای حمله میکند تا از شر محمود و نظر نزدیک به او راحت بشود, آقا ضمن تقلب رهنمود میکند این 40 میلیون نفر عاشق او بوده اند و نظرش را به محمود نزدیکتر میکند. رهنمودهای او کافی است تا 70 میلیون آدم را در ایران و چند میلیارد آدم را در جهان به خیابان بکشد, از آنور میگوید رهنمودها کافی نیست و خواص هم باید رهنمود کنند… کلا طرف سرو تهش با هم پنالتی میزند شما جدی نگیرید. در این زمینه میبایست بیشتر از دانشجویان و اساتید اخراج شده و علوم انسانی حمایت کرد.

سئوال علمی تخصصی دیگر اینکه محمود مگر کارکشته ترین خبرنگاران آمریکائی را در نیویورک ضربه فنی نکرد؟ پس چرا از ورود به دانشگاه ترسید؟

اول اینکه این سئوال علمی تخصصی نبود و خیلی فضائی تخیلی بود. دوم اینکه مستکبرین یک سال پر مشقت و توام با رکود اقتصادی را پشت سر گذاشته بودند و لازم بود محمود و قذافی به نیویورک بروند تا مستکبرین را کمی بخندانند. سوم اینکه دانشگاه اگر صاحب ندارد, دانشجو دارد و دانشجو مادرزاد علوم انسانی خوانده است. کسی هم که مادرزاد علوم انسانی خوانده باشد برای انتخاب واحد هم که شده وقتی پا به دانشگاه میگذارد شعار مرگ بر دیکتاتور, ما همه ندائیم سهرابیم.. همه همصدائیم, وکیل ضد ملت خجالت خجالت… سر میدهد. 63 درصد محمود هم همه از دانشجو و اساتید اخراجی حمایت میکنند آنوقت شما توقع دارید محمود نترسد؟ او وقتی داشت به داشجویان میسونا و حلبی آباد آمریکا شام میداد تا با آنها عکس بگیرد به محض دیدن یک ایرانی در بین آنها نزدیک بود درجا فصل الخطاب کند و بگوید جان علیلی دارد! تا اینکه ماموران امنیتی آن دانشجوی ایرانی را از سالن اخراج کردند. حالا شما توقع دارید محمود اینبار بیاید و خود را وسط آن همه دانشجو بیاندازد؟ مگر طرف حسین فهمیده است!؟ حالا سری بعد به چند نفر از این لباس شخصیها مرخصی میدهند و چوب و چماقشان را میگیرند تا بعنوان دانشجو محمود برایشان سخنرانی کند. شما هم توقعات بی جا از پرزیدنت آقا نداشته باشید دیگه!

یک لاریجانی دیگر در نظام کشف شد!

|

قبل از اختراع ماشین ریش تراش فیلیپس توسط هلندی ها, انسان به این شکل بود

شب بود, کودتا بود, اغتشاش بود, گودزیلا بود, حسن فیروز آبادی بود, صدای زوزه های گرگ از بیت رهبری شنیده میشد, خس و خاشاک همه جا بودند, بانگ مرگ بر دیکتاتور از هر طرف شنیده میشد, آب و برق قطع, نظر رهبر به نظر محمود نزدیک, کروبی تشنه لب وسط میدان حسین شریعتمداری را له و لورده میکرد, جنتی میخواست حرفی بزند اما صدایش در آن همهمه شنیده نمی شد, دیپلماسی موفق محمود بود که از هر طرف گهی جهانیان را از خنده روده بر میکرد و گهی به سر و صورت مردم میخورد و آنها را غرق در خون نقش بر زمین میکرد.. کربلائی بود که بیا و ببین, شمر و یزید و معاویه هم آمده بودند و در کنار مردم مرگ بر دیکتاتور میگفتند تا بلکه انقدر این مقام عظمی را به آنها منتسب نکنند و از این پس کپه مرگشان را راحت در گور بگذارند.. شیشه نوشابه بود, باتوم بود, کهریزک از آن طرف و خلاصه انشقاقی صورت گرفته بود…

در این حین و بین بود که ناگهان گوله پشمی بر خلایق ظاهر شد, همه ایستادند و گوله پشم را به تماشا نشستند, چیزی در پس آن در حال تقلا بود, ناگهان عینکی پدیدار گشت و پس از آن دماغی, دماغ گفت: کذب محض است.. و دوباره در پس گوله پشم محو شد!

خلایق به یکدیگر نگاهی انداختند و از هم پرسیدند این دیگر چه بود؟ شخص آگاهی از آنسوی گفت: چیز مهمی نبود, علی لاریجانی بود. به جنبشمان ادامه دهیم.

و باز خلایق براه افتادند, مجتبی بمیری رهبری رو نبینی بود که از هر طرف در آسمان کربلا طنین میانداخت. البته از بالای پشت بامها بیشتر الله و اکبر و مرگ بر دیکتاتور شنیده میشد. بیانیه های موسوی برای جبران بیست سال بیانیه ندادن بود که چپ و راست صادر میشد و آقا مدام فریاد میزد: خواص بیانیه ندهند.. نخبگان جلوی بیانیه ها را بگیرند.. واستعینو برئیس جمهور المحمود.. خبرگان لباس زیبنده مرا ببینند… اما صدای ولی امر اسلام و المسلمین در لابلای صدای هفتاد میلیون انسان محو شده بود.

در این گیر و دار بود که خلایق صدائی شنیدند: برخورد میشود.. غیر قانونی است.. ادعاها کذب محض هست… خلایق هرچه به اطراف نگاهی انداختند کسی را ندیدند, انسان خیری پیدا شد که گفت پائین را نگاه کنید, طرف قدش کوتاه است. و خلایق به پایین نظری افکندند و گوله پشمی را دیدند که یک جفت چشم هم داشت و مدام گوشزد میکرد که: با ادعاهای کذب محض برخورد میشود. خلایق باز به یکدیگر نظر افکندند و باز آگاهی پیدا شد و گفت: این یکی صادق لاریجانی است. و همان آگاه آدامسی از جیب خود درآورده و به صادق داده و گفت: اتفاقی نیافتاده کوچولو, برو خونه بگیر بخواب, خودم با اکاذیب محض برخورد میکنم. و صادق همانطور که آدامس بدست بسمت خانه میرفت مدام سر خود را برمیگرداند و به آگاه میگفت: فراموش نکنی ها, حتما برخورد کن, قول دادی…

و باز ملت براه افتاد و اینبار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران کنان و دیکتاتور این آخرین پیام است ملت سبز ایران آماده قیام است از هر طرف شنیده میشد که ناگهان شخصی گفت: آهای ملت یه بنده خدائی زیر پای شما له شده. گناه داره, یکم پایینو هم ببینید. ملت نگاهی به کف پاهای خود انداختند و گفتند: کو؟ کسی اینجا نیست. و شخص دوباره گفت: بابا همان زیر است.

ملت: این که علف است.

شخص: علف نیست پشم است, کنارش بزنید شاید کسی آن زیر باشد, خودم صدایش را شنیدم.

پشم را کنار که زدند جواد لاریجانی کشف شد! ملت به او گفت: تو که الان باید آمریکا و انگلیس و اینجور جاها باشی و آنجا از آرمانهای انقلاب دفاع کنی, اینجا چیکار میکنی؟

جواد: مگر نمی بینید اوضاع پس است! دفاع از آرمانهای انقلاب در آمریکا و انگلیس دیگر جواب نمی دهد. آمدم بگویم خیانت موسوی به انقلاب در سنخیت خیانت رجوی به انقلاب است و موسوی آینده سیاسی درخشان را از دست داد.

ملت نیز ضمن بازگرداندن پشم سر جای خودش فرمود: بینــــم بابا ! جنبش را ادامه بدیم…

خاتمی شر مرسان, بگذار رسایی نیویورکش را برود!

|

Diplomat

یکی از دیپلماتهای محمود که طی برنامه های فشرده این محمود در نیویورک مشغول تجسس از ایرانیان است

والله از شما چه پنهان هر چه از زمان برگزاری روز قدس فاصله میگیریم سوژه ها هم زیادتر میشوند. قبلا حضرات روزی دو نفر حرف میزدند, خامنه ای اظهاری میکرد و سردار عزیز جعفری از آنور اظهاراتش را نفی میکرد. اما الان نامردها روزی ده نفر صحبت میکنند, اصلا هم بفکر ما نیستند که تنها میتوانیم روزی یک مطلب بنویسیم!

مثلا خامنه ای گفته است خواص چرا ساکت هستند و حرفی نمی زنند؟ قبلا هم که خواص حرفی زده بودند گفته بود چرا خواص حرف میزنند؟ من مانده ام کسی که هیچ خاصیتی ندارد چرا مدام یقه خواص را چسبیده و ول کن معامله هم نمی شود!؟ یکی از لاریجانیها ته نشسته با اعلام اینکه او هم زنده است گفته: عملکرد موسوی با رجوی سنخیت دارد و خلاصه موسوی آینده سیاسی خود را از این طریق از دست داد! حالا انگار رژیمی که جواد لاریجانی رو به قبله آن سینه میزند آینده سیاسی هم دارد که موسوی آینده سیاسی خود را مثل جواد و خانواده از دست داده باشد! خلاصه شلم شوربائی است, از جواد لاریجانی و حمید رسایی گرفته تا قاسم آش فروش و زری و عباس یه چشم و دیگر کاسه بدستان نظام همه حرف زده اند… اما من همچنان به این حمید رسایی و شرح ماوقع فی بلاد النیویورک گیر داده ام.

پرسیده بودید حمید رسایی چه کاره بود که بهمراه هیات محمود به نیویورک هم رفت؟ خب سئوال بی جائی پرسیده بودید. اصولا خود محمود چه کاره بود که حمید رسایی چه کاره باشد! حمید میتواند به جرات بگوید که هیچکدام از رئسای جمهور برنامه های فشرده و حجم کاری زیادی مثل محمود نداشتند. سوای از اینکه برای دروغ گفتن الزاما شرط نیست که حتما فامیلتان احمدی نژاد باشد, خب بنده خدا راست میگوید چونکه محمود اصلا رئیس جمهور نیست که برنامه هائی مثل بقیه رئسای جمهور داشته باشد.

حمید یکبار در مجلس شورای لاریجانی جوگیر شد و درباره خاتمی افشاگری کرد که بازی فوتبال تماشا میکند و بعد هم از او خواست تا شر مرساند و بگذارد محمود دوباره رئیس جمهور شود تا او به نیویورک برود. خاتمی هم حرف او را گوش کرد و رفت دو نفر شرتر از خودش را آورد, یعنی کروبی و موسوی. وگرنه اینکه حمید خود را نماینده مردم شریف تهران و شهر ری و شمیرانات بداند و بعد همان مردم شریف را کتک بزند و زندانی کند و به آنها تجاوز کند و در جایگاه یک نماینده مجلس, مجلس را به خامنه ای بفروشد… اصل قضیه این نیست. اصل قضیه این است که حمید به نیویورک رفت, هتل کونتیننتال را دید, چند نفر خارجی دید, سوغاتی خرید, طی برنامه های فشرده ریاست جمهوری از موضع اقتدار یک بانوی ایرانی را مشت زد, کلی فیلم و عکس از تظاهرکنندگان ایرانی گرفت و خلاصه شاهد ضربه فنی کردن خبرنگاران کارکشته توسط محمود و نشست او با نخبگان آمریکائی هم بود.

ضربه فنی کردن خانم دکتر در امر مشاوره

|
محمود درحالیکه دارد مثل سگ کارکشته ترین خبرنگاران را ضربه فنی میکند
هرجا رفتیم جز مسکن چیزی عاید معده درد ما نشد.. معده علیلی دارم ( گریه حضار ) قرص مسکن ناقصی دارم ( گریه حضار )... بهر ترتیب, به پیشنهاد یکی از دوستان مستکبر که این درد را ناشی از فشار عصبی میدانست به مشاور روانکاو رجوع کردیم:
منشی نام طول و دراز ما که خودش یک اتوبوس جداگانه لازم دارد را خواند و ما گفتیم: حاضر. گفت برو خانم دکتر آماده استقبال از شماست. البته این را اضافه کنم که این مستکبرین هم دائم در صورت آدم لبخند میزنند که این هم از موضع ضعف آنها و اقتدار محمود است! همان دم درب ورود به اتاق تا خانم دکتر را دیدیم, معده درد ما پنجاه پنجاه خوب شد. پنجاه پنجاه خوب شد یعنی من راضی بودم او راضی نبود.
خانم دکتر گفت بفرما بشین, ما هم از موضع اقتدار نشستیم. بعد از یکسری تیکه پاره کردن احوال پرسی جات و روز خوبی داشتی یا نه و لبخندهای کیلوئی رفت سر اصل موضوع.
خانم دکتر: موضوع خاصی هست که فکر کردن به اون ناراحتت میکنه و یا در کل احساس فشار میکنی؟
بنده: ( طی یک نیشخند مسخره و بی جا ) بنده تعجب میکنم, یعنی اطلاعات شما در همین حده !؟ شما میدونید روزانه چند هزار نفر از مردم نیوزلند احساس ناراحتی میکنند و چند میلیون تحت فشار هستند!؟ خانم دکتر من شمارو دوست دارم, نگذارید زومکن آمار رو دربیارم!
خانم دکتر با حالت تعجب و خواریدن سر: خب گفته بودی روزانه چه بهنگام درس و یا کار و یا حتی اوقات فراغت با کامپیوتر زیاد سروکار داری. میشه بگی چه کارهائی رو در طول روز با کامپیوتر انجام میدی؟
بنده: ( عکسی را از تنبان درمیآورم و به خانم دکتر نشان میدهم ) شما صاحب این عکس رو میشناسید؟
خانم دکتر: خیلی شبیه صادق لاریجانیه, اما نه نمیشناسم.
بنده: من تعجب میکنم. سئوال من اینه که شما چرا نباید صاحب این عکس رو بشناسید؟ این ملا حسنیه که ادعا کرده نام آورترین و حرفه ای ترین وبلاگنویسان در کانادا هستند. شما که ادعا میکنید کشور پیشرفته ای هستید و در سال 2008 رشد اقتصادیتون از کشور رقیب که همون استرالیا باشه پیشی گرفته و در عوض چپ و راست توی فوتبال و راگبی از اونا میبازیم و تا پا توی فرودگاه سیدنی یا ملبورن میگذاریم به ما میگن ها شیشتائی خوش اومدی, ها چهارتائی خوش اومدی, سال دیگه انشاء الله به ما میگن ها دوازده تائی خوش اومدی! چطور از ملاحسنی حمایت میکنید تا این دروغ بزرگ را به جهانیان قالب کنه و وبلاگنویسان فلسطینی و بنده تاوان آن را پس بدهیم!؟ کاملا واضحه که بنده نه تنها وبلاگنویس منتخب نیوزلند هستم بلکه برنامه هائی رو برای مدیریت وبلاگهای جهان ارائه دادم. من اگه مشاور نخست وزیر نیوزلند بودم اصلا توصیه نمیکردم از ملا حسنی حمایت بشه.
خانم دکتر: بله خدا شفاتون بده انشاء الله. میتونی از روابط روزانه خودت یک شرح مختصری برای من توصیف کنی؟
بنده: روابطی وجود نداره . همه اونائیکه روزانه بودن طرفدار من بودن اصلا, شبیه به همین روابط در ونزوئلا هم رخ داد که نخست وزیر پدرسوخته وقت نیوزلند هم از اون حمایت کرد.
خانم دکتر: شما اگه بخواهید کمکتون کنم باید با بنده دایرکت صحبت کنید و یا در اصل شما هم منو کمک کنید.
بنده: نظر شما اهمیتی نداره. نظر انگلیس و فرانسه و اوباما و دنیا و خس و خاشاک و هیچکس اهمیتی نداره. من از موضع قدرت میگم که فقط نظر آقا و بعد نظر من که مدیر صندلی های جهان هستم اهمیت داره…
در این لحظه خانم دکتر موبایل خود را از جیب درآورد. فقط دیدم شماره 111 را زد که متعاقبا فلنگ را بستم تا مبادا پلیس مرا دستگیر کرده و اینبار در قسمت دیوانه های زنجیری بستری شوم.
***
برای کسانیکه سرعت اینترنت خوبی دارند دیدن این مجموعه کامل از مصاحبه ضربه فنی کننده محمود توصیه میشود
پی نوشت
نیمی از مطلب را بدلیل طولانی شدن حذف کردم وگرنه کیه که توی مصاحبه از رو بره!

احوالات المحمودیه فی بلاد النیویورکیه

|

agahi3

سئوال محوری مستضعفان در هزاره سوم: چطور شد که محمود اینشکلی شد؟

از کریم بن هریره خوارزمی آبادانی در هزاره سوم نقل است که روزی موجودی سیاه و خبیث, ژولیده حال و چرکولک, کاپشن از زیر بغل پاره و هیبت به کاغذ مچاله شده زهی گفته “یا پروفسورا” نظر به رهبر نزدیک و کت و شلوار او را پوشیده, ریش پرز خری و رائحه خوش خدمتی اش همه خلایق را خفه کرده… با بوئینگی آمریکائی از آسمان همی به فرودگاه نیویورک نازل آمد و مورد استقبال شدید خبرنگار صدا و سیما و خبرنگار العالم واقع شد. ( تذکره المشنگیان, جلد ممنوع الچاپ شده در وزارت فرهنگ و ارشاد, ص 18 )

خلایق را اندر نیویورک روزی بلا برای پنجمین بار در تاریخ این بلاد نازل آمد که موجودی محمود همی بدیدند. پریشان گشته و از هر دری سئوالی مطرح نمودند که این موجود چیست و از کجا آمده است؟ عده ای قلیل* گفتند او جزو جانداران است, جانداران همه عالم برآشفتند و تهدید به پرتاب خود از بالای آسمان خراشی در نیویورک نمودند تا بدین سان هرگونه ارتباط خود را با این موجود محمود تکذیب کرده باشند. عده ای دیگر با تقلید مغلوط از همان عده قلیل این نظریه را ارائه بدادند که طرف جزو پستانداران است. اینبار پستانداران در نیویورک اغتشاش کردند و به آنجلینا جولی گفتند تو که با UN دخترخاله ای یک کاری بکن. و بدینسان پستانداران نیز هرگونه ارتباطشان را با این موجود محمود انکار کرده تا همه تحقیقات فلسفی و تاریخی اینبار بجای هولوکاست, منشاء پیدایش این موجود را مورد کند و کاش قرار دهد. ( کلیله و دمنه, صفحه محمود )

آمریکای مستکبر را نیویورکی بود, این نیویورک آنقدرکه محمود را بخود دید هیچکدام از رئسای جمهور خود آمریکا را بخود ندید. محمود را علاقه بسیار بود که در عراق توسط آمریکائیها ربوده شود تا برای همیشه در نیویورک باقی بماند اما خوشبختانه تمامی این توطئه ها خنثی گشته و نیویورک بواسطه امام زمان نجات یافت. محمود نه تنها رکورد دروغگو ترین رئیس جمهور جهان را بشکست بلکه در نیویورک مستکبرین رکوردها بشکست. او که دائم از جانب ایرانیهای نیویورک هووو میشد و به دانشجویان آمریکائی شام میداد تا با آنها عکس بگیرد, رکورد سخنرانی برای بیشترین صندلی های جهان را از آن خود همی ساخت. کسی تا بکنون درنیافت که آیا معمر القذافی جوکتر بود یا محمود؟ اما هویداست محمود در بی هتل و سرپناه ماندن اندر نیویورک از قذافی هم پیشی بگرفت. محمود را هربار از شرح ماوقع در ایران سئوال میشد عکسهائی از مصریان و فلسطینیان و لبنانیان از تنبان خارج میشد, بطوریکه خود مصریان و لبنانیان و فلسطینیان هم بهنگام جفنگ خوانی محمود در صحن علنی, صحن مذکور را ترک همی کردند. محمود از موضع قدرت بسیار که هلال آن تنها برای رهبر و رجا نیوز قابل روئیت همی باشد فی مابین تمامی این رکورد شکنی ها در نیویورک از وجود یک مرکز غنی سازی اورانیوم دیگری پرده پرداشت تا قطعنامه آتی شورای امنیت با قدرت بیشتری از موضع محمود بر علیه ایران تصویب همی گردد… ( تاریخ بیهقی, فصل نظرهای نزدیک به رهبری )

* عده قلیل: واحد شمارش آقا. به عده های غیر قابل شمارش به بالا عده قلیل گویند.

به وقتش ما هم ولایتت را به تو پس میدهیم.. تقدیم به مریم

|

Maryam مریم بودی و مریم تر از مریم شدی

مریم خواهر من, نمیدانم آیا به اینترنت دسترسی داری و یا کاربر اینترنتی هستی, اگر هم باشی میتوانی این مطلب را بخوانی یا خیر, اما میدانم که تو خواهر منی و تو خواهر پاکتر از مریم منی.

حاشا مریم که این نبود آنچه که ما بر سر سفره خانواده هایمان آموختیم, تو که از مائی و نشسته بر سفره ما و میدانی چه میگفتند و میگویند پدران و مادران ما. آموختیم تا دست بروی زن بلند نکنیم و اگر در کوچه زنی را با باری سنگین دیدیم بی مهابا به کمکش بشتابیم. آموختیم اگر بر صندلی اتوبوس نشسته ایم و جائی برای نشستن نباشد تا زنی وارد اتوبوس شد برای تقدیم صندلی خود به او از یکدیگر سبقت بجوئیم. ما آموختیم که حرمت تو را نگه داریم. قانون بی قانون را میزانی برای سنجش مردانت مپندار که ما آموختیم زن را در امور کوچک و بزرگ بر خود مقدم بشماریم و تا آزادی و برابری زن و مرد دست از مبارزه بر نداریم…

حاشا خواهر, که ما هم مثل تو بی خبریم این ناجوانمردان از کجا آمده اند که با آن هیکلهای نعره خر خود حلقه بر گرد یک بانوی ایرانی در خیابان زده و بر گونه اش سیلی میزنند و شرم و ابائی ندارند که تصاویرشان هم در هر کوچه و برزنی پخش شود. این ناجوانمردان بر سر کدامین سفره نشسته اند که اینچنین ندا را غرق در خون بر کف دستهایمان رها میکنند, از مقتدایشان چه آموخته اند که اینچنین با تو و دیگر مریم ها نامردمی میکنند… اما

از جنس فروغ فرخ زادی خواهر, سرت را بالا بگیر. از جنس شیرین عبادی هستی خواهر, سرت را بالا بگیر. تو به مقتدایشان درس شجاعت میدهی, درس نجابت میدهی خواهر, سرت را بالا بگیر.

وامصیبتای تو را شنیدیم, اگر هنوز هم در روز قدس و روز گردهمائی سران جهان در نیویورک ما را نشنیده ای, باش و ببین که ما نه تنها رای تو را پس میگیریم بلکه ولایت آغشته به قتل و غارت و دروغ و نیرنگ و تجاوز و ریای متقلبین جهان را هم به او پس میدهیم.

اعتراض جاماندگان در سخنرانی ا.ن : نامردا چرا بیدارمون نکردید!؟

|




محمود الدیبلوماسیه در کرد

|
مخترع این کیک یک قصر فابریک و یک ماشین سمند صفر کیلومتر و چهارتا حوری دست نخورده در بهشت جایزه گرفت
گزارش لحظه به لحظه ما را از شهر شهید پرور نیویورک می شنوید. گزارشها حاکی است طی ساعاتی نخستین محمود وارد نیویورک شده و مورد استقبال بی سابقه یک پلیس نیویورکی که مدام در حال اس ام اس بازی با گیرل فرند خود بود واقع شد. که جا دارد برای این پیروزی بزرگ از آقا امام زمان تشکر کنیم, چون محمود هرچه میخورد و نفس میکشد بواسطه آقا امام زمان است.
معلوم نیست محمود از کدام درب خروجی فرودگاه نیویورک خارج شد که مورد استقبال سبزهای نیویورک واقع نشد اما گزارشها حاکی است که محمود سریعا خود را به یک کنفرانس خبری رساند و طی زور زدن برای ردیف کردن دروغها یک الدیبلوماسیه جانانه هم از خود در کرد, که حظار در پی این واقعه دستهای خود را جلوی بینی گرفتند. محمود طی این الدیبلوماسیه با باراک اوباما که شب قبلش به محمود گفته بود اگر در راهرو یا دستشوئی مجمع عمومی یا هرجای دیگر دنبال من راه افتادی همانجا خشتکت را پاره میکنم, پسرخاله شده و از او خواست تا به تهران بیاید و مثل پوتین چندتا عکس با آقا بگیرد و 20 درصد باقیمانده دریای مازندران را هم با خود ببرد.
گفتنی ها حاکی است که صدای مرگ بر دیکتاتور گوجه و تخم مرغ گندیده بدست گرفتگان نیویورک از همه جا شنیده میشود اما بدبختی اینجاست که محل اختفای محمود هنوز مشخص نیست. آخرین متل منفی سه ستاره که پاتوق جانکی ها و نگروهای خطرناک نیویورکی است طی تکذیب جا دادن به محمود گفته است: من به گور بابام بخندم از این غلطها بکنم!
استقبال از این رئیس جمهور محمود بقدری بود که نماینده سابق ایالات مستکبر آمریکا در سازمان ملل به فاکس نیوز اظهار داشت: رونق اقتصادی برگرفته از سازمان ملل پیشکش! ای کاش همه سازمان ملل در ژنو می بود تا ما شاهد این روز سیاه نباشیم که محمود پای خود را به نیویورک بگذارد!
فاکس نیوز هم به نوبه خود از محل اختفای محمود در نیویورک اظهار بی اطلاعی کرد. یک مقام آگاه در دانشگاه کلمبیا ضمن اظهار اینکه محمود اولین رئیس جمهوری است که وقتی از جانب حظار "هووو" میشود, فکر میکند دارد تشویق میشود, گفت: باراک اوباما استقبال شایانی از محمود کرده و در همان افتتاحیه مجمع عمومی و صحن و اینجور چیزها گفته است, صبر ما برای محمود و ملق زدنهایش حد و حدودی دارد. همان مقام آگاه اضافه مینماید که وزیر امور خارجه آلمان که بیشتر از محمود به نیویورک سفر میکند و سوار آن ماشین سیاه رنگ بزرگ میشود و او را در هتل کونتیننتال هم راه میدهند گفته است: اینبار اگر محمود گنده گوزی کرد و از هولوکاست اسم برد, با ترک جلسه از او استقبال شایانی خواهیم کرد تا وقتیکه برگشت تهران برای بار سوم هم رئیس جمهور شود.
تمامی این حوادث در حالی رخ میدهند که مجلس خبرگان رهبری گفته است لباس رهبری خیلی قشنگه, رهبر ما ناز و فشنگه. همزمان با این واقعه خیلی غیر مهم شیوا نظر آهاری هم با 200 میلیون تومان وثیقه آزاد شد که کارشناسان سبز در این رابطه گفتند: این خبر هم زیاد مهم نیست, چون بقیه شیواها در زندان هستند. اصلا چرا شیوا زندانی شد تا آزاد هم بشود! فعلا محمود و آقا را بچسبیم که آزادی زیر مقعد آنها است.
در این لحظه صدای مرگ بر دیکتاتور هر لحظه نزدیکتر میشود. جستجوها برای یافتن محمود در زیر کارتونهای کنار خیابان و سطلهای آشغال و دستشوئی ها و دیگر اماکن استقبال از محمود در نیویورک ادامه دارد.
آها در این لحظه فرانسه و بریتانیا و 120 کشور عضو سازمان ملل دارند چیزهائی در استقبال از محمود میگویند, ببینیم چه میگویند.
تا گزارش بعدی با ما باشید

بچه های نیویورک, همچنان منتظریم

|

Newyourk

تا پاسی از شب بوقت نیوزلند بیدار مانده ام و اینترنت و تلویزیون و رادیو و دوستان اونلاین و همسایه های خبرچین و … را به نوبت جستجو میکنم تا مبادا هموطنان ما در نیویورک کاری کرده باشند کارستان و از دل و دیده من پنهان مانده باشد!

تا حالا که تحفه آقا با آن چند نفر عقب افتاده تر از خودی که بهمراه خود کشان کشان آورده است با خیال راحت وارد نیویورک شده, کنفرانس خبری خود را داده, دروغهای خود را ردیف کرده و اتفاقا به آمریکائیها هم یادآور شده است که پلیس آنها بشتر از لباس شخصیهای محمود, آمریکائی میکشد و از قرار معلوم تا این لحظه خود آمریکائی ها بیشتر از ما ایرانی ها محمود را در نیویورک دست انداخته اند!

تا این لحظه به غیر از بنرهای سیار در نیویورک و فیلمی از یک پرده انسانی که دیدگاه ملت ایران را نسبت به محمود نشان میدهد, چیز خاصی از عزیزان در جبهه نیویورک ندیدم!

اجبارا باید کمی بخوابم و امیدوارم فردا که بیدار شدم بتوانم چیزی ببینم که صورت کش رفته مرا کمی التیام بخشد, وگرنه همینجوری پیش برویم چشم و چراغ و امید من تنها به ملا حسنی است. خلاصه کاری نکنید که آرزو کنیم ای کاش سازمان ملل در سوئد می بود!

با دیدن این تصویر اصلا فکر نکنید محمود به گینه بی صاحب رفته است, نخیر ایشان در فرودگاه نیویورک است. بلکه این آمریکائیها هستند که دقیقا مثل یک ا.ن با او رفتار کرده و حتی یک بقال هم به پیشواز او نفرستاده اند. البته موقع برگشتن محمود حتما پیروزی این واقعه جشن گرفته خواهد شد.

تحفه آقا در نیویورک!

|






علی چیکاره است که روز عید هم اختراع میکند !؟

|

Qods1

علی در حال گاز اشکاور زدن در صبح, عید اختراع کردن در شب

نظر به اینکه قوه قضائیه خیلی قوه خدومی است, کارش هم درست است, همه اعترافات هم برای علی و فارس نیوزش توپ توپ هستند اما اوضاع بدجوری پس است و فعلا اعترافات متهمان علیه دیگران قابل استناد نیستند پس علی چیکاره است که روز عید هم اختراع میکند !؟

رابطه حسن دائیناسور آبادی با هلال عید

علی میگوید هلال را دیده است. آخر ایشان وقتی نمیتواند حسن دائیناسورآبادی را ببیند که با آن حجم ماموتیش ندیده و تنها صدای پای او را در راهرو شنیده از خدمت سربازی معاف میکنند و طرف حتی نمیتواند سرباز صفر شود, اما علی میگوید او سرلشکر است, خب چطوری حساب کتاب شد که علی توانست هلال را ببیند؟

رابطه محمود با هلال عید

حالا میگوئیم زن و بچه حسن گرسنه بودند و بخاطر وزنش کسی به او کار نمی داد, علی یهو بنا بر هیچ دلیلی جو گیر و لوتی شد, به حسن شغلی داد تا برای امام زمان نامه بنویسد و مردم را بکشد و برای زن و بچه خود لقمه حلالی به خانه ببرد. اما محمود را چیکارش کنیم؟ خب این محمود را در خیابان ببینی باید صدقه بدهی. طرف اگر یک ذره شعور داشت با این وضعی که هنوز به نیویورک نرفته از هتل های نیویورک گرفته تا ایرانیهای خارج تا خارجی های خارج و دیگر موجودات زنده ازگلش کردند, به نیویورک نمیرفت. اما این بچه عقب افتاده باز حاضر است یک کودتای دیگر بکند و چند ندای دیگر بکشد تا فقط سوار هواپیما شود و به نیویورک برود و آنجا سوار آن ماشین سیاه رنگ بزرگی شود که حتی اسمش را بلد نیست و بعد با ورود به صحن علنی سازمان ملل فکر کند وارد حسینیه سر کوچه گرمسارشان شده است و دعای فرجی هم بخواند… خب علی جان ازگل بودن این بچه اصلا یک وبلاگ جداگانه میخواهد, تو که ازگل بودنش را ندیدی و نظر پرتش را به نظر پرتتر خودت نزدیک کردی چطوری هلال عید را دیدی؟

رابطه مرجعیت با هلال عید

کسی که هلال عید را میبیند باید مرجع تقلید باشد. حالا درست است که نیک آهنگ کوثر یک شوخی کرد که تو مرجع تقلیدی, اما قرار نبود تو هم باور کنی. خود مراجع تقلید دارند میگویند تو مرجع تقلید نیستی, تازه آنها هم عید اعلام نکردند تو چطوری حساب کردی که هم مرجع تقلید از آب درآمدی و هم هلال را قبل از مراجع دیدی؟

رابطه آیت الله بودن با هلال عید

این یکی که با توجه به اون یکی خود بخود منتفیه. تو قبل از اینکه مرجع تقلید باشی باید آیت الله باشی. حالا درسته که مثل مصباح یزدی خودت را آیت الله میدانی و آیتت هم مثل 24 میلیون رای محمود خیلی درست و حسابی است. اما در این مورد هم آیات عظام دارند میگویند تو آیت الله نیستی. حالا باز بگو حرف آیات عظام “حرفی چرند و مهمل است” میدانم که از این جمله خیلی خوشت میآید و مثل مشت و سیلی زدن به ملت مستکبر ایران زیاد از آن استفاده میکنی, اما خدائیش آیت الله نیستی دیگه. مارو لباس شخصی گیر اوردی علی!؟ چطوری شد که اونجوری شد و هلال رو دیدی شیطون؟

رابطه رهبریت با هلال عید

برای رهبر بودن باید کسی باشه که تو رهبر اون باشی و بعد هلال را هم برایش ببینی. خب خدا وکیلی, بین خودمون باشه, اصلا من هم الان مثل یارو با تو پسرخاله هستم. درسته که استکبار یک عده قلیلی رو گول زد و بر علیه کشور دوست و برادر روسیه و برعلیه تو و محمود که نه دوست هستید و نه برادر شعار دادند اما حتما فیلمهایش را آن پشت مشتها برایت پخش کرده اند. خودت هم عده قلیل را دیدی که چقدر همه عده به استثنای ده بیست نفر که توی خونه ها داشتند برای تظاهرات بعدی خودشان را گرم میکردند آمده بودند. در نتیجه این رهبریت را از کجا آوردی که مثل 63 درصد محمود ما هم ندیدیم از کجا آمد؟ نکنه هلال دیدنت هم مثل رهبر بودنت است؟

رابطه علی با هلال عید

علی جان, تو صبح گریه میکنی و میگوئی جان ناقابلی داری بعد از ظهرش میآئی و جانهای قابل ما را میگیری. میگوئی جسم ناقصی داری بعد از آنطرف میزنی جسم سالم ما را ناقص میکنی. پشت تریبون میگوئی اندک آبروی نامرئیت رفته است و وعده برخورد با متخلفین را میدهی اما از آنطرف برای دستگیری موسوی و کروبی و خاتمی پرونده سازی میکنی… خب مرده شور آن نماز خواندنت برود با این همه دروغ و قتل و غارت و تجاوز. آخر مملکتی که تو را داشته باشد مگر میتواند عید هم داشته باشد که برایمان هلال عید هم اختراع میکنی؟

شیخ تو عزیزی, وگرنه این منتخب را هتل هم راه نمی دهند

|

karobi

شیر در حال دلجوئی از خانواده ندا آقا سلطان

ابراهیم نبوی گفته بود شخصی دوست دارد به شکار شیر برود. اما نگفته بود آن شخص با تیرکمون به شکار شیر میرود. اصولا با تیرکمون نمیتوان با دمب شیر هم بازی کرد چه رسد به شکار خود شیر.

برای شکار یک شیر آن هم با تیرکمون یا باید پاک مثل آن شخص دیوانه بود یا حد اقل دل شیر داشت, این شخص که دل ندارد. چاقوکشانش هم که فرار میکنند و به گواه یوتیوبهای اسرائیلی در میدان هفت تیر خودمان موتورهایشان را آتش میزنند, چاقوکش که بخاطر دویست هزار تومان پول جانش را کف دست نمیگذارد! آنکه جان برای ایران بر کف دست میگذارد سهراب اعرابی است که مادرش هم خیلی دل شیر دارد و آنکه دل شیر دارد اصلا نه شبیه به آن شخص است و نه شبیه به پدر محسن روح الامینی که بچه شیر خود را در روز روشن مفت و ارزان بفروشد.

اندر احوالات شیر و شکار شیر با تیرکمون, شکار یک شیر چشم بصیرت میخواهد که آن شخص تیرکمون بدست اصلا نه چشم دارد و نه بصیرت. اگر داشت که میدید دیگر نه روز قدسی برایش باقی مانده و نه شب احیا و قدری. هر چه شیر در بیشه بود به خیابان ریخت و غرش کنان تا پشت در خانه تیرکمون بدست قصه ما هم رسید. تازه رئیس جمهور منتخب تیرکمون بدست ما را هم که توی هتل راه نمیدهند. حالا خدوم بودن این بچه ناقص الخلقه درست اما صدام حسین با آن همه صدام حسین بودنش را هم نشنیده بودیم هتلی راه ندهد. قربان آن تیرکمون تقلبیت بروم آخر دیکتاتور نباید ابهتی چیزی داشته باشد؟ تو که با این نظر نزدیکت آبروی هیتلر و استالین و بقیه بچه ها را هم آشپاله کردی!

شیر از اینور کاندید دریافت جایزه صلح نوبل میشود و شخص تیرکمون بدست ما به یکی از لاریجانیهایش ندا میدهد تا احضاریه ای را برای شیر بفرستند. شیر اگر قرار بود از احضاریه بترسد که شیر نمیشد, سید علی خامنه ای میشد و باارزشترین جانهای ملت را فدای جان ناقابلش میکرد. در هپروت خود غوطه ور میشد و فکر میکرد که رهبر است و اصلا هم آخرین پیام ملت و آماده قیام بودن آنها را نمیشنید.

اصولا تیرکمون بدست یعنی کسیکه نظرش به محمود نزدیک باشد, وگرنه آدم سالم که نظرش را به محمود نزدیک نمیکند. شیر هم یعنی کسیکه وقتی بقیه شیرها آن را در خیابان ببینند از جان و دل فریاد بزنند: کروبی حمایتت میکنیم. کروبی دستگیر بشه ایران قیامت میشه.

از آنجائیکه شیرهای ما نشان دادند سرشان برود روز قدسشان نمیرود و همه جوره عاشق روز قدس هستند و جدی جدی قرار است این قدس را از دریای خزرش گرفته تا خلیج همیشه فارسش از دست روسیه و دیکتاتور و مجتبی و بت بزرگ و دیگر تیرکمون بدستها نجات دهند, لذا باید مناسبتی باشد تا همه روزها به روز قدس تبدیل شوند. حال تیرکمون بدست قصه ما قرار است عزم شکار شیری را کند تا دیگر شیرهای بیشه بهانه ای برای در خانه نشستن نداشته باشند.

بدلیل استقبال بی سابقه مردم از روز قدس, این روز تمدید شد

|

Qods4

دو تن از خواهران در حال گرامیداشت روز قدس

در پی استقبال بی سابقه ملت از روز قدس اینبار آقا رهنمودی نفرمودند بلکه در نهایت توی باغ نبودن به جایش یاهو و جی میل را فیلتر کردند تا بلکه فرجی حاصل شده و کسی پیدا شود تا این محمود را هضم کند. ما که نتوانستیم, همه اش واسه آقا.

از طرفی حسین شریعتمداری ضمن اعلام اینکه هنوز زنده است گفت: شعار نه غزه, نه لبنان, جانم فدای ایران, از وزارت امور خارجه اسرائیل صادر شده است. ما هم بدون تعارف گفتیم: بابا دم اسرائیلیها گرم که انقدر هوای ایران رو دارن! هر چی باشه مثل حسین نیستن که علفشو توی غزه و لبنان بخوره, دستشوئیش را توی ایران انجام بده, جور ایرانی بودنش را هم ما بکشیم.

ایرنا هم باز اونشکلی دید, اونشکلی دید یعنی مثل ما و دنیا ندید, مثل محمود و آقا دید. ما خودمان فکر میکردیم به کروبی گفته بودیم: کروبی حمایتت میکنیم, کروبی دستگیر بشه ایران قیامت میشه, کروبی بت شکن بت بزرگ رو بشکن. اما ایرنا میگه ما اینارو نگفتیم, فیلم یوتیوبش هم اسرائیلیه. بقول ایرنا ما گفته بودیم: کروبی دستگیر باید گردد. کروبی خائن. کروبی جزایری یادت نره.

30 سال بود که داشت کم کم باورمان میشد مرگ بر آمریکا و اسرائیل و انگلیس و جهان جهان خوار و مریخ و ایناست.و درود بر غزه و جنوب لبنان و سودان و سوریه و اوناست. نگو ما این همه ایرانی بودیم و صدا و سیما چیز دیگری میگفت! البته مصباح یزدی یادآور شده بود که اسلام هدف است و ایران وسیله, حکومت اسلامی هدف است و محمود وسیله نقلیه, اما نامرد نگفته بود انقدر بدخواه دارد. اقلا چند نفرتون توی خونه میموند دل نداشته مصباح نشکنه!

نظر به استقبال بی نظیر و بی سابقه شما ملت همیشه در صحنه در روز قدس که حتی صحنه های جسته گریخته ای از بازی استقلال و استیل آذین را هم سیاه و سفید کرد و الطاف خاصی را شامل حال کشور دوست و برادر روسیه نمود, روز دشمن شکن قدس تا سقوط کودتا و اعوان تمدید شد. البته هلال سقوطش را در جاهائی دیده اند اما تا این هلال کاملا رویت نشود نمیتوان از روز قدس و شعارهای اسرائیلی سبز و اینجور چیزها گذشت.

ابوالفضل تو هم آره !؟

|

khande

هلو هم هلوهای قدیم !

ابولفضل شریعتمداری که مدار شریعتش به پدرش رفته است بهمراه چند نفر اراذل و اوباشتر از خود در روز سبز ایران یا همان قدس سابق, با چاقو به سید محمد خاتمی حمله کرده است.

درست نمیدانم که این بچه پشم هم درآورده است که کارهای ریزتر از حجمش انجام میدهد یا نه اما قطعا کسی که حسین شریعتمداری پدر او باشد و مرضیه وحید دستجردی مادر او, و کسی که اگر یک روز در خانه لقمه حلال خورده درجا اسهال هم گرفته است باید هم به نمایندگی از رهبر هوچی های جهان و محمود هوچی تر از خودش چاقو بدست بگیرد و بی صاحب در خیابان راه بیافتد.

ما که ندیدیم, میگن کیهان یک روزنامه هم هست که توسط بابای ابولفضل ریزه خزعبلاتی رو تحویل خلایق میده. اما این کیهان هر چی که هست, چاقو کشهای خوبی را روانه خیابان میکند.

دست آخر اینکه روز قدس چیزی فراتر از انتظار همه و حتی سرکوبگران, سبز و ایرانی شد. چاقوهایتان را نگه دارید شاید یک روز لازم شد سیب زمینی, پیازی چیزی با آن پوست بکنید. آقا ملق بزند, نزند, موسوی و کروبی را بازداشت کند یا نکند, سپاه پاسداران مافیایش بیانیه بدهد, ندهد… باید برود.

پی نوشت:

پست قبلی دچار اشکال در لود کردن ویدئو شد و مجبور به حذفش شدم. با عرض پوزش از بازدیدکنندگانی که به هوای دیدن آن پست وارد وبلاگ شده و وقت خود را صرف کردند, اما آن پست حذف شده بود.

پروژه های بهداشتی یک وزیر بهداشت

|

در طی دو هفته اخیر تعداد متقاضیان زن برای تصدی وزارتخانه های بهداشت و درمان به شکلی سرسام آور افزایش یافت. آخری اش مادر خودم بود. به او گفتم: آخه مادر دیگه چرا میخوای وزیر بهداشت بشی؟ گفت: ننه جون من حجاب رو خوب رعایت میکنم.
اصولا در طی 30 سال یا هیچکس وزیر زن نمیشه و در عوض همه زندانی زن میشن یا اینکه همه میخوان وزیر بهداشت و درمان زن بشن. در این راستا ما سعی کردیم اطلاعات و شایستگی های لازم برای تصدی وزارت بهداشت و درمان را برای زنان مملکت شرح دهیم تا همینجوری سرشان را پائین نیندازند و شناسنامه بدست برای تصدی این وزارت اقدام کنند...
این مطلب را در مدرسه فمنیستی بخوانید

دوپینگ روز قدسمان هم جور شد, احمد خاتمی امام جمعه روز قدس

|

Qods

فردا روز ایران یا همان روز قدس سابق است. جا دارد که امشب را خوب خوب استراحت کنیم, نمادهای سبزی که فردا قرار است با خود داشته باشیم را چک کنیم, مطمئن شویم اسپری فلفلی را اگر آماده کرده ایم کار بکند, خوب بخوریم و خوب بخوابیم تا فردا انرژی کافی را داشته باشیم. مقام معظم رهبری هم که با حکمتهای وارونه و رهنمودهای بجایش برای ما در این روز بزرگ سنگ تمام گذاشته است. اصلا ایشان اگر از خود رهنمود در نکند باور بفرمائید جنبش ضربه سختی خواهد دید. مثلا ایشان در آخرین اقدام خود هاشمی رفسنجانی را از امامت جمعه روز قدس عزل و آیت الوحشت احمد خاتمی را به امامت این روز گماشته اند. خب این یک نعمت بزرگ انقلابی است. مگر هاشمی رفسنجانی در امامت خود میخواست چیکار کند؟ فوق فوقش اگر شعار میدادیم میگفت بدلیل مسائلی که در این اطراف هست و شما هم از آن اطلاع دارید خواهش میکنم شعار ندهید. بعد هم میگفت از آسیب دیدگان دلجوئی شود و بجای دلجوئی از خانواده های ندا آقا سلطان و سهراب اعرابی و دیگران اینبار به ترانه موسوی تجاوز میشد و جسدش سوزانده میشد و در کل گورهای بی نام و نشان بهشت زهرا بیشتر میشدند. دست آخر هم ما شعار نمیدادیم و آنها گاز اشک آور میدادند و قضیه تمام میشد.

اما احمد خاتمی با عرض پوزش از گاوهای محترم اسپانیائی نقش یک گاو وحشی را در جشن و جنبش روز قدس ایفا میکند. شما فکر کرده اید که اسپانیائی ها و در پی آنها آرژانتینی های دخالت کننده در امور ما و مکزیکی ها که در جام جهانی ما را 3 بر یک بردند همینجوری بیخود و بی جهت در جشنهای خود گاوهای وحشی را در خیابانها رها میکنند!؟ نخیر, این گاوها برای ایجاد هیجان و جنب و جوش لازم و ضروری هستند. گاو وحشی مردم را دنبال میکند و مردم هم فرار میکنند و حالش را میبرند. خب روز قدس بدون احمد خاتمی آخر چه مزه ای میدهد!؟ نباید چیزی یا ملاتی باشد که با وحشتی که ایجاد میکند ما را تحریک کرده و به جنب و جوش بیشتری وادار سازد یا خیر!؟ بعد بگوئید مقام معظم هوای جنبش را ندارد!

صادق لاریجانی هم از آنسوی باز حرف زده است. البته اینبار شک ما به یقین تبدیل شد که واژه “کذب محض” از مادر بزرگ لاریجانیها به آنها ارث رسیده که همینجوری و بدون ترس از خدا چپ و راست از آن استفاده میکنند. ایشان گفته قوه قضائیش با رهبران معترض به انتخابات و اقدامهای غیر قانونی و ادعاهای کذب محض مقابله میکند. حالا انگار کسی انتظار داشت شخصی که سید علی خامنه ای او را بر منصبی بگمارد مقابله هم نکند. یا مثلا این همه مدت صادق در حال مقابله نبود. طرف فقط شکلش شبیه به ملاحسنی نیست. همینجوری به اظهار نظرها ادامه دهد دست آخر ملا حسنی باید وبلاگش را تخته کند. شاید همه وبلاگهایمان را تخته کردیم تا صادق حرف بزند و ما بخندیم.

روز قدس بسان چوب است, مسلمانان آستین آقا کجاست؟

|





مواظب باشیم تا به نحو شایانی از روز قدس سوء استفاده کنیم

|
roze ghods

در پی رهنمودهای مقام معظم رهبری نسبت به عدم سوء استفاده از روز قدس, همه گفتند بشین بینیم بابا..!

سی سال بود که آقا روز قدس را می دید و حالش را می برد, هر وقت هم حال چیزی را می برد در عوض حال ما را میگرفت, خب اینبار سوء استفاده کنیم ببینیم شاید فرجی شد و اینبار ما حال چیزی را بردیم.

در باب استفاده و افاضات مشابه, سی سال بود که روز پشمکی قدس نه برای ایرانیان استفاده و خیری داشت نه برای همان قدسی که این روز را به نامش کردند, اینبار سوء استفاده کنیم ببینیم چه میشود.

اصولا در این روزها که شدیدا ضروری است فلسطینی ها یکی از روزهای خود را بنام ایران و تهران نامگذاری کنند و از این ستم اعمال شده بر ملت ایران هم قدر اسرائیلی ها را بدانند و هم با ایرانیان همدردی کنند, استفاده از روز قدس جایز نیست. بلکه دقیقا سوء استفاده فعل مد نظر است.

یک چراغ داشتیم که به خانه روا بود, آن را هم چاوز اخیرا آمد و با خودش برد. خانه بی چراغ را استفاده از روز قدس جایز نباشد. همان سوء استفاده بهتر است.

در این روز مبارک که روز ایران و ایرانی است, شهرستانی ها نیز میتوانند مناسبتی پیدا کرده و ضمن سوء استفاده از این روز, همگام با پایتخت طرز استفاده آقا از اشیاء را به ایشان یاد دهند. آخر آنطور که ایشان از شیشه نوشابه و موتور سیکلت و چوب و چاقوی زنجان استفاده میکند, نشان میدهد که استفاده کننده خوبی نیست.

گفته بودم اشکال شرعی ندارد, نگفته بودم برای رجا نیوز!

|

Raja ما اون ته نوشتیم “استناد به مطالب این وبلاگ اشکال شرعی ندارد” اما نگفته بودیم برای رجا نیوز که پاتوق هرچی لواط کار و متجاوز و زناکار به محارم و آدمکش و این قبیل چیزها است هم اشکالی ندارد. خدا که سنگتان نمیکند, میخواهید زرنگی کنید تا ما را سنگ کند؟ اینجا هم تقلب؟

احتمالا خدا به هوای اینکه ما رجا نیوز را حک کنیم تا حالا آن را سنگ نکرده است. ما هم که تا صد سال سیاه دیگر آن را حک نمیکنیم, مگر مرض داریم!؟ خب حکش کنیم آنوقت باید به کی بخندیم!؟ در این برهوت فصل الخطابی آقا وجود لنگه کفشهائی مثل رجا نیوز خود نعمتی است بس قابل تقدیر.

از شما چه پنهان دیروز نمیدانم چه بر سرم آمد! بیاد هم ندارم قرصی و یا چیزی مشابه آن چیزهائیکه برادران رجا نیوزی به ابطحی میدهند تا اونشکلی حرف بزند خورده باشم. شاید خدا زد پس گردن اینجانب فرزند حمید که سر از سایت رجا نیوز درآوردم و معجزه هزاره سوم را در آن کشف کردم. یعنی دیدم رجا نیوز طنز هم مینویسد, حالا شما فکر بد نکنید, یعنی همانگونه که با دیدن محمود رجا نیوز درجا اسهال میگیرید با خواندن طنز رجا نیوز درجا یک چیز مشابهی میگیرید. (کات)

چند وقتی است که دلم برای یکی از بسیجیان که مدام میآمد و اینجا حرفهای خانوادگی میزد, تنگ شده است. خدا وکیلی بچه با استعدادی بود, فحشهای جورواجور بلد بود, از فحشهای دینی گرفته تا همان چیزهائیکه در کوچه و زیرپل و اینور و اونور به او میگفتند. خدا بیامرز اگر سیاسی حرف میزد به بنده مجاهد خلق میگفت. خلاصه همه جوره به محمود رفته بود, یک جوک به تمام معنی, شاید هم کاپشنش از زیر بغل پاره بود. به این مدل از کاپشنها “کاپشن مدل محمودی” هم میگویند. بهرحال, دیروز دیدم شخصی شبیه به همان آقا ( آخه اینا همه با همدیگه شبیه هستند) رفته بود و خودزنی کرده بود و خود را به زور در گِل و خاشاک و مواد مذاب و اینها غلطانده بود و به گواه رجا نیوز طنز نوشته بود.

حالا ما در یکی از پستها علل و عوامل سفر هوگو چاوز به ایران را بررسی کرده بودیم. خب هوگو چاوز که یکی از طنزترین رئسای جمهور جهان است, ما که طنزش نکردیم بنده خدا خودش همیجوری است. او به دیدار محمود و مقام عظمی که هر دو از او طنزتر هستند آمده بود. خب محمود را ما که خلق نکردیم! اصلا هم نمیدانیم برای چه خلق شده است, آقا و سپاه و مصباح یزدی هم رئیس جمهورش کردند, ما که نکردیم! مقام عظمای شما هم که یک پایش لب گور است و معلوم نیست تا چند هفته دیگر رهبر باقی میماند طنز گونه برای دهه آینده اسم درمیاورد و پسرفت کشور بسمت کوفه و کربلا که از روی باستانی شما رجانیوزی ها کاملا واضح است را پیشرفت مینامد و کشتن و تجاوز کردن به خلق الله را عدالت میبیند. تقصیر ما چیست که مقام عظمای شما این همه طنز است!؟ ما آمدیم و درباره تمامی این موارد طنز اندر طنز مطلب طنزی هم نوشتیم دیگر قرار نبود شما بیائید و با بی مزگی خاص به خود مطالب را برای مهدی هاشمی و نمیدانم کدام بنده خدای دیگر وارونه کنید. همینجوریش هم مسخره عالم و آدم هستید طنز هم که بنویسید دیگر میشوید خود دلقک.

آقا نیوز, رجا نیوز, محمود نیوز, فاطی نیوز… جان مادرتان میخواهید طنز بنویسید قبلش وبلاگ مرا دزدکی نخوانید. استناد, کپی برداری یا تقلید از مطالب این وبلاگ برای رجا نیوز و موجودات مشابه خیلی اشکال شرعی دارد. تازه, قرار است ما به شما بخندیم نه اینکه شما هم ته نشسته بپرید وسط و بگوئید بلدید بخندید. خواستید بخندید یک آیه الکرسی بخوانید و به آینه نگاه کنید. 

عجب! کروبی اسنادش را از کردان و صداوسیما گرفته بود و خبر نداشتیم!

|

Dr به کردان دکترا دادیم تا نشانه ای باشد برای غیر جعلی بودن نظام” سوره کردان, آیه 66

در پی جعلی از آب درآمدن اسناد کروبی و تمامی آسیب دیدگان و ندا و سهراب و 13 میلیون رای موسوی و دوتا رای کروبی و ما و شما و اونا و همه… ستاد جعل اسناد کل کشور با اعلام یک هفته جشن و صلوات بمناسبت این پیروزی بزرگ بیانیه ای نیز صادر کرده که محض هدایت شما امت خس و خاشاک دست پرورده انگلیس مطلع بشید دیگه!

متن بیانیه:

یا ایها الذین آمنو, نا سلامتی سخنان آقا در زمینه ها فصل الخطاب است ها !

امت همیشه در صحنه, ما باید چیکار کنیم تا شما دوباره از صحنه غایب شوید؟ اصلا فلسطین از روز اول قدس نداشت. اسناد کروبی هم که جعل از آب درآمد, کارشناس رزمنده, خدوم و پرکار دکتر کردان بر این واقعه صحه گذاشته و سخنان مقام عظما در این زمینه فصل الخطاب است. شما هم مراقب باشید در روز قدس از خودتان گول نخورید و نگذارید که از روز قدس سوء استفاده کنید.

برادر تیز دندان محسنی اژه ای را در راس یک هیات سه نفره قوه کاملا قضائی لاریجانی قرار دادیم تا مطمئن شود اسناد کروبی جعل است. این برادر غیر جعلی که همواره یا قاضی است یا وزیر اطلاعات و در هر دو جایگاه خدمتگذاری عوامل وابسته به انگلیس را با ایمان کامل گاز میگیرد, اسناد جعلی کروبی را تحویل آقا داد و حکم جلب کروبی را از آقا تحویل گرفت تا شما امت خس و خاشاک بهانه ای برای در خانه نشستن نداشته باشید.

اسناد جعلی کروبی مصادف بود با لغو لانه جاسوسی شب قدر و احیا, این مساله یکی از دست آوردهای بزرگ نظام است که مثل ماهواره امید و آمارهای سر به فلک کشیده و اختراع هلو و هلوکاست و سوار ماشین سیاه بزرگ شدن در نیویورک و اینا فقط در دولت محمود محقق شد. برادر مسلمان اهل تشیع اوباما نیز ضمن تبریک گفتن این پیروزی بزرگ به آقا امام علی خامنه ای (ع) به ایشان گفته است: نمک در نمکدان شوری ندارد, مذاکره تا رودرو نباشد طعمی ندارد. طرف همینجوری پیش برود مناظره با محمود را هم در این هیری بیری میپذیرد و در دور دوم به اندازه آرای کروبی انگشت شمار رای میآورد.

از این رو مقرر گردید تا اطلاع ثانوی تمامی مشت و سیلی های محکم رهبر بجای دهان آمریکا و اسرائیل به دهان فلسطینی ها با این قدس نوبرشان بخورد, اصولا فرقی هم ندارد چه کسی مشت و سیلی را میخورد چون در نهایت گورهای بی نام و نشان در همین خاوران و بهشت زهرای خودمان زیادتر میشوند. برای اثبات جعل بودن اسناد کروبی و گلوله و باتوم و شیشه نوشابه از ته خوردن بیش از چهار هزار نفر از عوامل وابسته به سفارت انگلیس در کهریزک و اماکن غیر استاندارد مشابه کافی است به نظرهای نزدیک به مقام معظم رهبری نگاهی بیاندازید تا گل و بلبل و فیروزآبادی و جنتی و محمود و دیگر ابزارهای هدایت غیر جعلی را به عینه مشاهده کنید.

بدانید و آگاه باشید که خداوند وقتیکه بسته مشروعیت را به مصباح یزدی پست میکرد به ایشان فرمود: همانا ما فرشته سمت راست صدا و سیما را بازخرید کرده ایم و بجایش هر چه فرشته سمت چپ داشتیم استخدام کردیم تا بتوانند تمامی تولید اخبار غیر جعلی صدا و سیما را در کارنامه اعمالشان ثبت کنند. خداوند درباره فارس نیوز و رجا نیوز چیزی نفرمود اما همین کافی است که در برنامه عقیدتی عبادی 20:30 که بچه های مومن در آنجا از علی لاریجانی هم برگ چغندرتر و بامزه ترند تمامی طرفندهای جعلی اسناد کروبی برای تشویش اذهان عمومی رو شده است.

ما خودمان میدانیم که باید مرخص شویم, تریلی پولهایمان را هم که چپ و راست توسط برادر رزمنده رجب طیب اردوغان در ترکیه کشف میشود نشاندهنده همین واقعیت غیر جعلی و ملموس است. لذا این بیانیه را میدهیم تا نگوئید بیانیه ندادند و آقا همینجوری برای افزایش جوکهای جهان فصل الخطاب کرد.

اجرکم عندالله

براردرکم دکتر کردان, دارای دکترای غیر جعلی از آکسفورد

سردارانی که در بستر انتخابات و دموکراسی پنچرچی میشوند!

|


سرت را بالاتر بگیر هموطن, تمامی اینها نفسهای آخر ولایت تقلب است

|

nasl

دایره محاصره بروی شخص کروبی و موسوی تنگتر شده است. دستگیری موسوی و کروبی یا هر سناریوی سر تسلیم فرود آوردنشان جدی است. مصباحیزه کردن دانشگاهها جدی است. بلعیدن پیکر نیمه جان جمهوری جدی است. مردانه زنانه کردن پادگانی بنام ایران بیش از پیش جدی است. طالبانی شدن ولایت جهل و تقلب اکنون بیش از هر زمان دیگری جدی است… تمامی این وقایع دردناک و فاجعه آمیز است, اما ما با احترام به تمامی ملتها نه مردم عراق هستیم و نه مردم افغانستان در عهد طالبان. این تفاوت را ما میبینیم و میفهمیم اما ولی امر متقلبین جهان نه این تفاوتها را میبیند و نه ما انتظار داریم که ببیند.

برخی از دوستان با مشاهده دستگیری های فله ای اخیر نغمه یاس را ورد زبان و قلم خود کرده و از سکوت و ناکامی جنبش گفتند, در صورتیکه بعد دیگر قضیه از پیروزی ما و ضعف بیش از پیش دیکتاتور میگوید. آخر کجای ربودن و چادر از سر دختری 19 ساله کندن و سپس او را چشم بسته در بهشت زهرا رها کردن نشان از قوت و اعتماد بنفس ولی امر متقلبین جهان دارد!؟ کجای طرح و نقشه سپاه برای رویاروئی با دانشجویان کشور نشان از قوت این رژیم پلاسیده دارد!؟ ولی متقلبین اگر راه کاری برای برون رفت از دخمه ای که خود برای خود ساخته است میداشت که تقی را به جای نقی و قلی را به جای نقی عوض نمیکرد! طرف خود شعبده بازی میکند و خود هم برای خود دست میزند! باور بفرمائید بغیر از یونیفرم نظامی پوشان و چماق بدستان لباس شخصی و چند نفر خبرچین در میان مردم بقیه همه با جنبش هستند, حتی آنهائیکه در خانه خود نشسته و تا کنون در اعتراضات شرکت نکردند, آنها هم بوقت یاری مردم را یاری میکنند و نه رژیم را, تهران هم دو سه ماهی میشود که اینک پایتخت مردم است و نه پایتخت ولی امر متقلبین جهان. خود رژیم هم هر لحظه انتظار جرقه ای در تهران را میکشد وگرنه لغو چپ و راست مناسبتهایی که خود با دست خود آنها را بنا نهاده است در قدرت و قوت کدامین جبهه محاسبه میشود, جبهه مردم یا سرکوبگران؟

لذا فشارهای مردمی از داخل بروی ولایت سرکوبگر متقلبین جهان نه تنها کم نشده بلکه با آگاهی هر چه تمامتر روز بروز در حال افزایش است. قرار هم نیست هر روز تظاهراتی برپا شود, در هیچ کجای جهان که مردم رژیم دیکتاتوری خود را بسمت زباله دان تاریخ بدرقه کرده اند هر روزه تظاهراتی برپا نمیشد, بقول ابراهیم نبوی حتی در انقلاب 57 هم مردم هر روزه تظاهرات نمیکردند. پتانسیل تظاهرات در جامعه وجود دارد و این واقعه ها را در مناسبتهای مختلفی خواهیم دید, همانگونه که در این اواخر بسیاری از آنها را دیدیم.

رژیم از خارج هم تحت فشار شدیدی است. ولو اینکه غمزه های علنی و پشت پرده اوباما به ولی امر تروریستهای جهان امروزه برای ما کمرشکن تر از هر تحریمی است. ایشان در حالیکه نه ما به حق حاکمیت ولایت تقلب احترام میگذایم و نه خود برای خود احترامی قائل است, آمده و بعنوان وکیلی غیر موکل از احترام به حق حاکمیت سرکوبگران بر کشورمان سخن میگوید! حال این موضعگیری ها چه از سر پرت بودن طرف باشد چه از سر جستجوی منافعی برای کشور آمریکا به بهای خون جوانان ما, به این معنی نیست که سرکوبگران فشاری از سوی خارج متحمل نمیشوند. لذا اگر فرض کنیم آقا رژیم خود را از فولاد ساخته و چیده باشد, این فولاد در برابر فشارهای داخلی و خارجی در یک نقطه از هم میپاشد. هذیانهای سرداران تقلبی فیروزآبادی و جعفری و فضلی را هم زیاد جدی نگیرید.

برای دانستن این موضوع که رژیم دستچین شده آقا تمامی ویژگیهای یک رژیم رفتنی در اسرع وقت را دارا است, لازم نیست به کتابهای 12 جلدی و زیرو رو کردن وقایع و فسلفه های مختلف رجوع کرد. بروید چند فیلم از زمان رژیمهای دیکتاتور حاکم بر آرژانتین یا شیلی یا رومانی ببینید, همه دیکتاتورهای کوتوله خودمان را آنجا خواهید دید که چگونه بلیط بدست آماده عزیمت به زباله دان تاریخ هستند. بروید به مردم نگاهی بیاندازید و ببینید که آیا حاضرند از همه حیث به زمان ما قبل از همین 3 ماه پیش برگردند یا خیر؟ آقا شاید یک زمانی میتوانست در زندانهای خود به ناموس مردم تجاوز کند و از آن دست راهپیمائی 22 بهمن هم برگذار کند اما اینک چه تجاوز کند و چه راهپیمائی 22 بهمن برگذار کند در هر دو صورت باید برود. این را من نمیگویم, این را مردم میگویند.

محض حفظ آبروی آقا, بجای رزمایش رئیس جمهورش را آرایش کنید

|

we6

یک دیکتاتور خوش تیپ در حال حرف یاد دادن به محمود

گویند بزرگ مردی کوروش نام از خواب همی بیدار شد و جامه ای خس و خاشاکی بر تن کرده و قصد قدم زدن در امپراطوری کرد. همچنان که در راه میرفت قهوه خانه ای بدید که تلویزیونی در آن روشن بود که آقا در اندرون مشغول تنفیذ محمود خود است. کنجکاور شد و از صاحب قهوه خانه همی پرسید: هان ای جوان چرا کانال راز بقا را گرفته ای؟ یکم پی ام سی بگذار ما چند ترانه ببینیم و حال کنیم!

جوان پاسخ همی داد: این کانال صدا و سیما است و بچه ها مشغول تولید خبر هستند, اما نمیدانم چرا بجای تولید خبر چپ و راست دروغ تولید میکنند. آن آقائی که جان علیل و جسم ناقصی دارد همی خود را رهبر بداند و آنکه بغل دست او است و داروین هنوز تعریف مشخصی برای وجود ایشان در بین موجودات زنده اختراع نکرده است همی رئیس جمهور محبوب آقا باشد.

کوروش رعشه ای بگرفت و خشمگنانه قهوه خانه را ترک کرد. در راه شخصی بدید قبه بر شانه و زگیل در هم رفته, لهجه ابرقوئی و غبار بر سر و صورت نشسته. یک فوتش که میکردی کوفه و کربلا را به عینه مشاهده میکردی. از او همی پرسید: کیستی ای دوپا؟

- سردار جعفری هستم پیرمرد. حتما معترض نیستی وگرنه هم مرا میشناختی و هم طرز استفاده های چند گانه از شیشه های نوشابه را.

کوروش: سردار هم سردارهای قدیم! حال که سرداری با “انتخابات و دموکراسی” یک جمله بساز ببینم.

- در بستر انتخابات و دموکراسی من باید پنچر چی بشوم.

کوروش: اکنون هم که دستمالچی هستی. آن به این یکی شرافت ندارد؟

و کورش باز سری تکان داد و به راه ادامه همی داد. در راه آقا را بدید که مشغول نوشتن یک فصل الخطاب جدید بود و نوشته او علاوه بر دشمن نقطه و ویلگون هم داشت. کوروش خشمگنانه رو به آقا گفت: هان ای رهبر متقلبین هر دو امپراطوری روم و ایران بهتر نمی بود بجای رزمایش کمی رئیس جمهور خود را آرایش هم میکردی؟

با شنیدن این جمله آرایشگران هر دو عالم برآشفتند و با عجله و دستپاچگی قصد بارگاه کورش نمودند: هان ای بزرگ مردا, ای پدر, ای پایه گذار حقوق بشر این چه حکمتی بود به آقا گفتی؟ تو قرنهاست که از جهان نوین بدوری و با فنون آرایشگری ناآشنا, کار ما آرایشگری است اما الحق که نتوانیم بوزینه را به انسان تبدیل کنیم! زبانمان لال مگر ما خدائیم!

دل کوروش بر آرایشگران همی به رافت آمد و به راه خود ادامه داد. در راه موجودی چرکو بدید, کاپشن او از زیر بغل پاره, هاله ای زنگار بسته بر فرغ سر, ریشها به پرز فرش لری گفته زکی, کف بر دهان و ریخت ریختِ حمالان, هولو بدست و رای طا نخورده در جیب, ملت بدنبال او همی میدویدند و تا به او میگفتند کودتاچی او له له زنان رو به ملت میکرد و میگفت شما کودتای مخملی کردید, ملت میگفت مرگ بر دیکتاتور و او له له زنان رو به ملت میگفت شما دیکتاتور هستید… کوروش با دیدن صحنه بگفت: هان ای موجود, صاحب خود را گم کرده ای که ملت اینچنین با دمپائی بدنبال تو همی اغتشاش میکنند؟ بیا اینجا ببینم. خدای را گواه است که زنگیان را در ایران برده نکردیم, به یهودیان پناه بدادیم و هر جا را که فتح میکردیم مراد و مرام خود بر آنها تحمیل نمیکردیم, اسرای روم را جاه و پناه و دانشگاه بدادیم, حاشا که در پشت البرز کوه و زاگرس کوه ما موجوداتی همچو تو نباشند, بگو از کدام کائنات آمده ای ای بینوا که اینچنین مغضوب ملت مائی؟

و موجود بگفت: من محمود هستم, رئیس جمهور ایران

کوروش چشم از حدقه درآورده و همزمان دمپائی خود را هم درآورد و بی پدر کنان و با شعار مرگ بر دیکتاتور بهمراه ملت بدنبال محمود و نظرهای نزدیک به او دوید…

آقا باز هم دست به تخیل زد!

|

namos آقا در حال رزمایش

ما هرکاری کردیم جلوی این قوه تخیل آقا را بگیریم, نشد که نشد. راستش را بخواهید تلفات هم زیاد دادیم اما یارو همچنان با قوه تخیل خود دست هالیوود را از پشت بسته است. هرچه کارشناسان گفتند میزان مصرف خود را در سال اصلاح الگوی مصرف کم کنید تا مثل امام جمعه مشهد جمعیت ایران و شرکت کنندگان در انتخابات را 85 میلیون نفر نبینید و یا ایران را با ژاپن اسلامی اشتباه نگیرید.. کسی به حرف کارشناسان گوش نکرد هیچ, بنده های خدا را گرفتند و شیشه نوشابه را از ته به خوردشان دادند.

آقا اگر تخیل مسالمت آمیز بکند احتمالا آن یکی دستش هم علیل میشود, لامسب تخیلاتش هم جملگی اکشنی گانگستری است. یا انتخابات را با رینگ مشت زنی اشتباهی میگیرد یا با انتخابات سیلی محکم میزند یا گذشت و رافتی از نظام خود بر کشته شده ها نشان نمیدهد. حالا شاید بعضی ها بگویند بنده خدا را چیکارش داری!؟ همه دیوانه ها که نباید در تیمارستان باشند, این یکی را در کنار اهل بیت خود رها بگذاریم طوری نمیشود. اما از شما چه پنهان این یکی دیوانه هرچه مشت و سیلی محکم به استکبار میزند همگی میخورند به سرو صورت ما و ما را بی بی سی کش میکنند. تصویرش هم در آن بالا موجود است.

آقا در آخرین تخیل خود رویدادهای پس از انتخابات را به رزمایشی برای نظام تشبیه کرده که نقاط ضعف و قوت نظام را آشکار کرده و از آن بعنوان یک نعمت بزرگ یاد کرده است!

میخواستیم کارشناسی پیدا کنیم تا گنده گوزی اخیر آقا را برای ما تحلیل کند اما متاسفانه همگی کارشناسان جزو تلفات رزمایش آقا بودند و ما ناچار شدیم طبق معمول خودمان دست به تجزیه و تحلیل هذیانهای اخیر بزنیم.

آقا قبلا گفته بود درست است که من فرمانده کل نیروهای مسلح و فرمانده کل قوا و فرمانده مموتی و علی لاریجانی و برادر او صادق لاریجانی هستم و در هر سوراخ سمبه ای از پایگاههای بسیج و پادگانها در ممدسنی گرفته تا زمین فوتبال ابرقو نماینده ولی فقیه دارم و احیانا شما فیلم سکسی آموزشی آنها را هم دیده اید اما من پس از هفتاد روز کربلائیزه کردن ایران توسط سربازان گمنام خودم تازه فهمیدم جنایاتی رخ داده و آبروی نظام رفته است. (کات) اینجا قوه تخیل آقا کات میخود و میزان مصرفش پایین میاید. پاراگراف بعدی پس از بالا رفتن مجدد میزان مصرف در سال اصلاح الگوی مصرف است.

حالا آقا ادامه میدهد که متخلفان گمنام که قبلا قرار بود در زمان نامعلومی توسط افراد نامعلومتری مجازات شوند در حال رزمایش بودند و نعمت بزرگی برای نظام آفریدند. (کات) لامسب باز هم میزان مصرف پایین آمد.

تا احمد جنتی سیخ بعدی را داغ کند خودمان شایان ذکر اضافه میکنیم که در رزمایش اخیر علاوه بر چیزهای ختنه شده برادران گمنام سلاحههای جدیدی مثل شیشه نوشابه و باتوم با حد و حدود شرعی کشف و اختراع و بهره برداری شد. در این رزمایش خدمتگذاران مومنی چون طائب که دلهایشان مملو از نور ایمان به رهبری است توانستند علاوه بر فاطی شیپیشوهای خود ناخنکی هم به دختران برانداز ملت در خیابانها بزنند که الحمدلله ناخنک زدن آنها مصادف بود با کشته شدن و سوزاندن جسد دختران پس از فعل ناخنک زدن. در این رزمایش بهشت زهرا وسعت بیشتری به خود گرفته و ضمن پدیدار گشتن نقاط ضعف و قوت نظام تمامی نقاط ضعف دشمن 85 میلیونی کشف شد. شایان ذکرها اضافه میشود که آقا در این رزمایش با حضور پرشور فرماندهانی از حماس و حزب الله و هوگو چاوز در کنار سردار جعفری طرح و نقشه محو ملت اشغالگر ایران ریخته شده است و میبایست که در اسرع وقت برای محو آن اقداماتی انجام داد که متاسفانه بدلیل در معرض انقراض واقع شدن جمهوری اسلامی تمامی این نقشه ها انشاء الله عملی خواهد بود.

تا تخیلی دیگر از آقا شما را به روز دشمن شکن قدس که همان روز ایران خودمان است دعوت میکنیم.

ما که از رائحه دولتت خفه شدیم.. مگر اینکه هوگو بغلت کند

|

Hogo

هوگو در حال اختراع یک سلام نظامی در تهران

اصولا چرا هوگو آمد و چطور محمود را در بغل گرفت موضوع مورد بحث ما نیست. هوگو همیشه میآید و همیشه هم محمود را در بغل میگیرد, حالا شاید بعضی ها ناموسی برخورد کنند و بگویند اشکال از هوگو است و این بی شرف همه را در بغل میگیرد اما خدائیش نیمه دیگر لیوان میگوید محمود ما هم مثل فاحشه های آدامس به دهن خیابان منچستر در بغل همه میرود, البته همه یعنی رئیس جمهور مولداوی که بدلیل ندانستن نام غیر مهم ایشان و به نیت 14 موگابه آفریقا ایشان را موگابه نامیدیم, رئیس جمهور حزب الله,رئیس جمهور حماس, دربان هتل گینه بی صاحب, آقا و افراد مشابه…

پرسیده بودید: چرا هوگو آمد و بدون کلاه نظامی به ما سلام نظامی داد؟

اصولا محورهای این واقعه خیلی محوری است و از ابعاد مختلفی اسباب خنده واقع میشود:

1- اصولا هوگو هرچه کلاه با خود آورده بود را بر سر محمود و آقا گذاشت, لذا دیگر کلاهی نمانده بود تا او بپوشد و با آن سلام نظامی هم بدهد.

2- مسلما ما این وسط هیچ کاره ایم, هوگو برای محمود آمده بود, محمود هم او را بغل کرد, سلام نظامی از او گرفت, علاوه بر بغل چند میلیون دلار هم به او داد.

3- قاعدتا هوگو آمده بود بغل کند و چند میلیون دلار ببرد, سلام نظامی درست و غلط بودنش این وسط کاره ای نیست.

4- موضوع اصلی آبروی آقا است که با آمدن هوگو حفظ شد, سلام نظامی مثل مرگ عده ای قلیل اصلا موضوع اصلی نیست.

5- هوگو هرجا میرود دیگر سران به او فحش میدهند, اگر سران اسپانیا باشند پادشاه بهمراه نخست وزیر هر دو با هم به او فحش میدهند, اما هوگو وقتی به ایران میآید از او استقبال رسمی میکنند او هم جوگیر میشود و سلام نظامی را بدون کلاه میدهد.

6- اصولا هوگو فقط به زیارت رژیمهای رفتنی میرود و صدام حسین را بغل میکند و چند میلیون دلار میگیرد, محمود و آقا که رفتنی باشند, سلام نظامی هم این وسط برای نگه داشتنشان نمیتواند کار خاصی انجام دهد.

شعری مرتبط با هوگو در بغل گرفتن:

هوگو را در بغل گیر که هوگو شامه ندارد.. برای ترتیب دادن تو مانع و پیژامه ندارد

ای که گندت هفت آسمان را برده, جانا.. کپک خوری همچو هوگو نیاز به خامه ندارد

دیگر بغلهای هوگو

به آقا بگوئید, خدای ایران بزرگ است

|

اخیرا محمود گفته است” دیگر کسی نمی تواند ما را تحریم کند” از آنجائیکه تمامی وزرای تحت پیگرد اینترپل و مردم توسط آقا در مجلس رای اعتماد گرفته و دولت محمود همه جوره دولت آقا و آن یکی آقای امام زمان غایب است و قرار نیست حالا حالاها مثل بقیه کشورها جهت شمارش گنده گوزیهای مختلف برای ما کونتور وارد کنند. با خلوص نیت ماسکی پوشیده و به جمع ملت حاضر در صحنه و غایب از سفره رفتیم تا نسبت به گنده گوزی اخیر محمود گزارشی تهیه کنیم.

2obare5این خانم اصلا جا ندارد تا بیش از این تحریم شود

خبرنگار ما: سلام خانم, احیانا شما ایرانی هم هستید؟

خانم: قبلا ایرانی بودم اما الان نمیدونم جزو کدوم دسته هستم, خس و خاشاک, عده قلیل, منافقین, بی بی سی…

خبرنگار ما: لطفا چرا بقول محمود دیگه کسی نمیتونه تحریمتون کنه؟

خانم: با سلام به متعال خداوند خیلی خوب و مرگ بر علوم انسانی که باعث شکه وارد شدن به آقا میشود, اینجانب با آزادی کامل و حقیقی تا اونجائیکه جا داشت توسط رئیس جمهورِ محمود تحریم شده ام و با آزادی حقیقی که خودم هم نمیتونم اون رو ببینم دیگه جا ندارم بیشتر از اینها تحریم بشم و در نتیجه دیگه کسی نمیتونه منو تحریم کنه.

khoram7 این خانواده را دیگر کسی نمی تواند تحریم کند

خبرنگار ما: خانم دستتون درد نکنه که خرمشهر را به دشمن ندادید. انشاء الله این دوتا بچتون هم بزرگ شدن مثل شوهرتون اینبار در جنگ با آمریکا شهید بشن و خرمشهر را به دشمن ندهند. اصولا حالا که بیست ساله جنگ تموم شده اما جنگ زدگی شما هنوز تموم نشده, اظهار نظر کنید چرا دیگه کسی نمیتونه تحریمتون کنه؟

این یکی خانم: قاعدتا تمامی مواردی که تحریم شامل حال اونها شده اتوماتیکا شامل حال ما نمیشه. شما فرض کنید که همینجوری از تحریم وسایل دارای کاربرد دوگانه گرفته بیان تا برسن به بنزین و گوشت و مرغ و ماهی. تمامی اینها شامل حال ما نمیشه چون درسته که ما اینها رو توی بازار میبینیم اما نمیتونیم اونها رو بخریم. لذا عملا کسی نمیتونه ما رو تحریم کنه. البته اگه تحریمها به نون و تخم مرغ برسه احتمالا ما ضربه پذیر میشیم که من جا داره همینجا از رئیس جمهور منتخب آقا تقاضا کنم همینجوری تخته گاز مشنگی رو بگیره و بره جلو و اصلا هم کوتاه نیاد.

zaghe زاغه شیراز مال من شراب شیراز مال استکبار

خبرنگار ما: اصولا یه زمانی شیراز بغیر از زاغه حافظ هم داشت. از اونجائیکه دیگه کسی نمیتونه شما دو نفر بچه درس خون رو تحریم کنه, نظر نزدیک آقا را مرمت و بازسازی کنید و بگید تفاوت “شهروند” با “رعیت” در چیست؟

پسربچه: خب رعیت یعنی ما کاکو, رعیت که شاخ و دم نداره دیگه. شهروند هم همونائیکه تو فیلمای خارجی یا بعضا توی اخبار میبینیم.

zaghe1 شورای امنیت میخواست تحریم کنه اما تحریم آقا رو دید, دیگه نتونست تحریم کنه

خبرنگار ما: خانم ببخشید, اگه هنوز زنده هستید لطف کنید بگید از اینکه تا دسته تحریم شدید و دیگه کسی نمیتونه شما رو تحریم کنه چه احساسی دارید؟

خانم: به آقا بگید, خدای ایران بزرگ است.