فضایل لیالی سبز قدر

|
ghahreman

نمونه ای از تعبد و تدین یکی از مومنان سبز

“ و محمود را خلق نکردیم مگر برای افزایش جکهای هر دو عالم” (سوره و ما ادراک من هو النظر النزدیک, آیه 65)

از آنجا که در این اوخر آرامش مقام معظم رهبری کمی افزایش یافته و فصل الخطابهای ایشان هم بیشتر شده و این دگرگونی در وضعیت روحی روانی اصلا برای سلامت ایشان خوب نبوده و منجر به توهماتی احیانا وسیعتر از کهکشان راه نوری میشود, از اوجب واجبات است که لیالی قدر را محض رفع ابهامات آقا بیش از پیش پاس بداریم.

از ابوالمحسن بن هریره سازگارا نقل است که خداوند و فرشته ها در این لیالی مقرب بندگان متعبد بوده و فاصله خود را با ایشان نزدیکتر میکنند, حالا اگر خداوند و فرشتگان احتمالا به ظن حفظ ماتحت از گزند باتوم و شیشه های نوشابه و چیزهای برادران گمنام دست به تقرب و نزدیکی فاصله ها نزدند اشکالی ندارد, چون در عوض ما به آزادی نزدیکتر میشویم.

در این لیالی مبارک که مومنان سبز شب را با ذکر “مرگ بر دیکتاتور” به صبح میکنند, ذکر هر “مرگ بر دیکتاتور” برابر است با یک میلیون حسنه. اگر هم ذکر خود را با “مرگ بر خامنه ای” و “مجتبی حیا کن..” و از این حرفها آمیخته سازید تعداد حسنه ها غیر قابل شمارش میشود. از آنجائیکه ما سر سفره خانواده خود یاد نگرفتیم همچون آقا و نظرهای نزدیک به او مثل خر دروغ بگوئیم به شما این وعده را نمیدهیم که پس از احیای این لیالی چهره هایتان نورانی خواهد شد, اما این گارانتی و تضمین را از خداوند به شما میدهیم که با اعمال خیر شما در این لیالی حتما هاله بخت محمود خاموش خواهد شد.

از خود بنده نقل است که روح عمر دیشب در خواب به من عروج کرد و گفت: آقا تو که وبلاگ داری به بندگان بگو آنچه که ما بر سر فاطمه الزهرا صلوات الله علیها آوردیم فقط فشار اندکی بود بر در, ما چه میدانستیم که طرف پشت در بوده و باردار محسن نامی بود! تازه سر دروغ و راست بودن این جریان هم الان 1800 سال است که میان مسلمانان دعوا است, اما این کجا و دستگیری و شکنجه و تجاوز و قتل و سوزاندن جسد ترانه موسوی کجا!؟

و باز از خود بنده نقل است که دیدم حرف حساب عمر مثل حرف حساب آقا دو دوتا هفتا نیست. به او یک لیوان آب داده و گفتم برو راحت بخواب من این مساله را فردا در خطبه های مربوط به لیالی قدر برای مومنان سبز بازگو خواهم کرد. او هم گفت: دمت گرم کا (نگو طرف نه سنی بود نه شیعه, یارو آبادانی از آب درومد)

خلاصه امر اینکه, از آنجا که عمر و عثمان و معاویه و شمر و یزید و همه بچه های خلاف صدر و بعد از اسلام و مجموع و ضرب و تقسیم ظلم آنها سر هم به صد کیلومتری ظلم آقا و نظام مقدسش نمیرسد و حضرات خیلی هنر کنند تنها میتوانند در برابر ظلم نظام مقدس یک بوق ناقابل بزنند باز فظیلت در این است که به جای گیر دادن به ارواح مردگانی که صد کفن در طول تاریخ پوسانده اند و با ما نسبت خانوادگی هم نداشته اند در لیالی مبارک قدر بیشتر به ظلم آقا و شیشه های نوشابه او بپردازیم, ما که نفهمیدیم این جانوران ماقبل تاریخی از کدام جهنم دره بر سر ما خراب شدند لذا اوجب واجبات این است که اقلا آنها را به همان جهنم دره خود بفرستیم.

از سری فضایل سبز این لیالی مبارک این است که جانهای پاک شهروندان ما چه در قداست و چه در ارزش و اعتبار چیزی از جان مولا علی بن ابی طالب (ع) کم ندارند. لذا بر مومنان سبز فرض واجب است که در این لیالی در پی نخود سیاه رهبر و مصباح ایشان سردرگم نباشند و اینبار از ظلمی که بر ندا آقا سلطان و سهراب اعرابی و یعقوب بوروایه و سعیده پورآقائی و در کل ملت عزیزمان روا شد, بانگهای خود را هرچه محکمتر و رساتر در چهره منحوس دیکتاتور فریاد بزنیم.

اجرکم با ملتکم

ولک آینده از آن ما است, شک نکن کا (این یکی دیگه لاف نبود بخدا)

آقا: من چه چیز از ملا عمر کم دارم!؟

|
taleban

نمونه ای از دانشگاه های مد نظر آقا و مصباح یزدی 

نظر به اینکه میخواهید اغتشاش کنید اما بهانه کم دارید, خظابه آقا برای اولین بار پس از تولد دوقلوئی هابیل و احمد جنتی, جهت اغتشاش هرچه بیشتر شما امت خس و خاشاکی در لیالی قدر اکران میشود:

“و ما به محمود مشروعیت دادیم” (( مصباح یزدی جل جلاله))

آقا ضمن تاکید بر اینکه هیچ چیز او از ملا عمر کمتر نیست فرمودند: چرا دو میلیون دانشجو مشغول تحصیل در رشته های علوم انسانی هستند؟ آیا جز این است که هدف آنها در نهایت تشکیک به بنده باشد!؟ مگر علوم مصباحی ما چه اشکالی دارند که دانشجویان در حال تحصیل علوم انسانی هستند؟

آقا با اشاره به اینکه تمامی بازجوها ختنه اسلامی و شرعی شده بودند ادامه داد: دانشجو متعبد و متدینش خوب است وگرنه معنی نمی دهد که فوتبالیستها با شرت فوتبال بازی کنند و میوه غیر شرعی موز در بازارها و در مقابل دیدگان خواهران زینب فروخته شود.

رهبر انقلاب ضمن تاکید بر حق مسلم بازجوها در استفاده از شیشه های نوشابه در تمامی ابعاد و اعماق و زمینه ها فرمود: رشته های علوم انسانی مروج تئوریهای غربی و سکولاریسم دینی است و دانشجویان از این آزادی واقعی در نظام برخوردار هستند که بجای دانشگاه حسینیه داشته باشند وگرنه با وجود شخصیت وحشتناک و متعبدی مثل مصباح یزدی که همیشه در نظام اونلاین است, اراجیفی مثل اینترنت و ماهواره و موبایل و اس ام اس و اصلاحات و ریش تراش و دیگر ادوات معنی نمیدهند.

آیت الله خامنه ای ضمن اشاره به فواید استفاده از واجبی به جای تیغ, از خدمات محمود در 4 سال گذشته و امشی زدن تمامی اساتید دانشگاه ها و اخراج و بازنشست کردن آنها فصل الخطاب کرد: حالا که محمود را با ایمان کامل خشک خشک به ملت چپاندیم و دردشان را به عینه مشاهده کردیم بگذار گندش بیش از پیش دربیاید و از محمود میخواهم با انتصاب وزیری که ورودش به تمامی اقصا نقاط قاطبه اتحادیه کفر اروپا ممنوع است بر وزارت علوم و فناوری شکستن گردن دانشگاه های نیمه جان را جدی بگیرد و در این زمینه با مجلس علی لاریجانی و شورای عالی انقلاب فرهنگی هماهنگی کند.

آقا همانگونه که مزیت استفاده از شتر بجای ماشین سمند را شرح میداد, فرمود: فکر نکنید من برای جک کردن خود لقب ولی امر اسلام والمسلمین را برای خودم برگزیده ام, خیر, کسانیکه پس از انتخابات ضرر دیده اند و رافت اسلامی بهمراه باتوم و شیشه نوشابه اضافه شامل حال آنها شده است بدانند که نظام نسبت به آنها گذشت نخواهد داشت. و تمامی متجاوزین اعم از کروبی و موسوی و خاتمی و ندا آقا سلطان و سهراب اعرابی و دیگران مجازات خواهند شد.

*برای دانستن خطابه های آتی آقا و یا چشم انداز ایشان بهمراه مصباح یزدی و دولت محمود به فیلمهای مستند و بجا مانده از عهد طالبان مراجعه کنید.

سعید مرتضوی را خدا برکنار کرد

|
mortazavi

سعید مرتضوی در حال تبدیل شدن به عباس جعفری دولت آبادی

از آنجائیکه تمامی موجودات سوار شده بر کشتی نوح مردند و هفت کفن پوساندند الا همین احمد جنتی خودمان, طوری اغتشاش کنید که تا 500 سال دیگر احمد جنتی راوی قصه تایتانیک نظام است.

احمد جنتی با چشمانی مملو از امر به معروف و نهی از منکر در حالیکه روبروی عباس جعفری دولت آبادی نشسته است آهی از نهاد برمیآورد و میگوید: همش تقصیر رادان بود. عباس میپرسد: چرا؟ احمد جنتی میگوید: احو احو احو(اینجا علاوه بر سرفه بادی نیز بدر میشود که عباس بروی خود نمیآورد) آخه چرا فقط جمعیت 9سال به بالا رو دستگیر و ارشاد کرد؟ چرا رادان انقدر کم کار بود؟ مگر 9 ساله ها بالغ نبودند؟ آخر چرا؟ جواب امام زمان رو چی بدم؟

عباس: نگران امام زمان نباش احتمالا تو بیش از او عمر کرده ای و او هم تا حالا هفت کفن پوسانده است, تو تنها بازمانده ای, واقعه اسفبار تایتانیک را برایم شرح بده ای شیخ.

احمد جنتی: احو احو احو.. واقعه سوزناکی بود عباس. شب بود, اغتشاش بود, دولت خدوم محمود بود اما نمیدانم چرا جز من و آقا کسی خدماتش را نمیدید! بهمین خاطر است که میگویم رادان میبایست جمعیت زیر 9 سال را هم دستگیر و ارشاد میکرد. زوزه های گرگ از آنطرف, سعید مرتضوی بود, جوانی رشید بسان لئوناردو دیکاپریو, خوارج در تایتانیک خود به او “جک” میگفتند. آقا هم نقش کینت وینسلت را بازی میکرد که خوارج اینبار از سر خباثت هم که شده به او “رز” میگفتند. آنگونه که سعید روزنامه ها را می بست زلزله هم نمی توانست روزنامه ها را ببندد. جوان خدوم و مشنگ و پرکاری بود. یک هلوی به تمام معنا. وقتی دیگر اصلاح طلب و خس و خاشاک و زهرا کاظمی و جنبنده ای در خیابانهای تهران باقی نمانده بود پیشنهاد صدور حکم جلب و کارهای زشت با گربه ها را به مجلس داد که یکی از لاریجانیها, الان درست یادم نیست کدام یک از لاریجانیها بود, با او مخالفت کرد و گفت: گربه ها گناه دارند و آنها معتاد و کذب محض نیستند. احو احو احو ( وباز بادی از ماتحت بدر میشود که اینبار ما بجای عباس ماسک میپوشیم) در این گیر و دار بود که آن واقعه مهیب رخ داد و یکدفعه آبروی آقا سوراخ شد.

عباس با حالت تعجب: آقا فصل الخطابی انجام نداد؟

احمد جنتی: چرا انجام داد. کارهای دیگری هم انجام داد. از خدمات محمود تشکر کرد, محسنی اژه ای را از وزارت اطلاعات به دادستان کل کشور منتقل کرد. هاشمی شاهرودی را بجای یکی از لاریجانیها که الان درست یادم نیست کدام یک از لاریجانیها بود به مجلس خبرگان فرستاد و یکی از لاریجانیها را بجای هاشمی شاهرودی به قوه لاریجانیه فرستاد و خلاصه خیلی کارها کرد اما در نهایت سوراخی آبروی آقا کار خودش را کرد, آقا به سعید مرتضوی میگفت: سعید. و سعید مرتضوی به آقا میگفت: آقا. آقا میگفت: سعید. سعید میگفت: آقا. آقا میگفت: سعید Come Back اما دیگر صدائی از سعید شنیده نمیشد. و بدینترتیب بود که تو اینک یادگار بجا مانده از عهد سعید هستی عباس.

و عباس سری تکان داد و با عزمی جزم به سراغ پرونده های متخلفین رفت.

سعید حجاریان, حالا تجاوز میکنی میندازی گردن محمود!؟

|
holo

محمود در رویاروئی با یک هلوی خارجی 

نظر به اینکه اگر وقاحت خریدنی بود حتما بجای واردات بنزین میدادیم از مستکبرین کمی وقاحت برای محمود و رهبرش وارد کنند اقدامات فوری ذیل برای هرچه آبرودار تر کردن آقا ضروری است.

1- حالا که معلوم شد کارهای زشت را دشمن یعنی همان سعید حجاریان انجام داده و گلاب به رویتان به جای بازجوهای گمنام آقا روی خروس را هم کم کرده است محض آبرودار کردن آقا ضروری است اینبار فیلم مستهجن آموزشی سردار زارعی و نماینده ولی فقیه توسکان را در بند استخر دار 209 اوین برای ایشان پخش کرده تا از روی آن اعترافات آتی را برای صدا و سیما و فارس نیوز قرائت کند.

2- کذب محض بودن علی لاریجانی از اول محرز بود, حالا که برگ چغندر بودن او و مجلس مطبوعه نیز محرز شد محض آبرودار کردن آقا لازم است دکتر کردانهای کابینه پیشنهادی محمود را به جای تریبونهای مجلس به تریبونهای مقدس نماز جمعه هری بفرستید.

3- تماما دروغ بودن حاج آقا احمد خاتمی از اول محرز بود, اما از آنجائیکه نامردی است فقط احمد خاتمی و احمد جنتی از تریبونهای مقدس نماز جمعه دروغ بگویند و مردم را با چهره ملکوتیشان بترسانند محض هرچه کلبه وحشت کردن نظام لازم است صدیقی را هم به جمع خطیبان وحشتاک نماز جمعه اضافه کنید.

4- همانطور که میدانید رئیس جمهور منتخب آقا علاوه بر عقب افتادگی بلد نیست حرف بزند. نگاه معصومانه ایشان به لبهای شما است تا هر وقت گفتید محمود کودتا کرد. او هم ته نشسته بیاید و شما را به جرم کودتای مخملی مجازات کند! هر وقت گفتید تجاوز صورت گرفته او بیاید و بگوید شما تجاوز کردید, فردا هم لابد قرار است بگوید ا.ن خود شما هستید. لذا محض هرچه فارسی یاد دادن رئیس جمهور آقا در این روزهای دشوار بیشتر تکلم کنید تا محمود بیشتر کپی برداری کند.

5- کسانیکه با آقا امام زمان رابطه دارند, نسخه ای از این مطلب را به ایشان ایمیل کنند تا محض حفظ ماتحت خود فعلا دست به عمل شنیع ظهور نزنند.

هرکس از ماتحت به پایین مشکل دارد, در حفظ نظام کوشا باشد (18+)

|
این پست پر از "ماتحت" شد! خدا از باعث و بانیش نگذرد.


خطابه “دمب خروسی” آقا

|
aghaسربازان گمنام آقا در حال تفقد جای پای ایشان پس از” پاره ای تخلفات و جنایتهای پس از انتخابات که اصلا مبحث اصلی نیست”

 

دمب خروس: خروس دمب دارد و به دمبش دمب خروس میگویند. خروس در پاره ای از موارد دزدیده و زیر عبا پنهان میشود, دزد خروس منکر دزدی میشود اما دمب خروسی که از زیر عبا نمایان است چیز دیگری میگوید!

خطابه: یعنی آقا و پس از او مجتبی تا عمر دارند صحبت کنند و بقیه هم گوش کنند و هم اجرا کنند.

آقا: یعنی کسی که مصباح یزدی عقیده دارد مشروعیتش را از خداوند میگیرد.

س: در نظام مسخره آقا خروس همیشه خروس باقی میماند؟ و خطابه های آقا همیشه فصل الخطابی است؟

ج: خیر, خروس میتواند طائب باشد, سربازان گمنام باشند, نیروهای خدمتگذار انتظامی و بسیج و امنیتی باشند. آقا هم لازم نیست همیشه فصل الخطابی عمل کند, احیانا لازم است بر دانشجوهائیکه از بالای ساختمان پرتاب شده یا در کوی دانشگاه ساچمه و چاقو و قمه خورده و یا بشکلی گمنام در بهشت زهرا مدفون شده اند گذشت هم داشته باشند و بگویند جنایاتی رخ داده و کسی که معلوم نیست کیست! به مجازات هم برسد.

س: کسی که معلوم نیست کیست کی به مجازات میرسد؟

ج: خب عزیز من طرف اصلا معلوم نیست کیست! شما هم گیر نده, تا اطلاع ثانوی و برای اینکه حوصله شما سر نره مجازات کسانیکه مورد تجاوز قرار گرفته اند و دیگر بروبچ را در دادگاه قوه صادق لاریجانی تماشا کنید.

س: اصولا حالا که قرار است کسی مجازات شود, موسوی و کروبی و خاتمی کی مجازات میشوند؟

ج: هر وقت انشاء الله آقا به یقین رسید که آن پیش قراولان با آمریکا و انگلیس ارتباط داشته اند. یقین آقا میتواند پس از آرام شدن اوضاع حاصل شود. شما هم صبر داشته باشید.

س: اصولا چرا آبروی آقا رفت؟

ج: بنده شک دارم آقا آبروئی هم از قبل داشت! اما بهرحال آقا گفته بود با باتوم و آلتهای شبیه به باتوم در … متخلفین بگذارید اما آقا هرگز نگفته بود این مساله را فاش هم بکنید. لذا اینجا کروبی در مقدمه مرتبطین با آمریکا و انگلیس قرار دارد و بدون در نظر گرفتن ارتباطش با سازمانهای نظام باید مجازات شود.

س: احتمالا آقا چرا انقدر دیر متوجه پاره ای از تخلفات و جنایتها و مرگ عده اندکی پس از انتخابات میشود؟ مگر آقا ولی امر مملکت خود و مسلمین جهان نیست؟

ج: اصولا آقا دیر متوجه عملکرد خدمتگذاران خود نمیشوند بلکه ایشان الان متوجه شده اند که همه متوجه شده اند. لذا برای توجیه متوجه شدگان هم که شده باید خروسها را زیر عبا قایم کرده و بگوید فراموش کنید که نظام طائب و شریعتمداری و مرتضوی و اینا هم دارد, حالا چند نفر مورد رافت قرار گرفته و با بازجوهای حشری ما تنها گذاشته شده اند, شما هم انقدر گیر ندهید و اگر ماتحتتان میخوارد خیمه نظام را حفظ کنید. تازه محمد علی ابطحی را داشته باشید که چه پست نازی به زور کرده است.

تو چقدر فمنیست بودی و ما خبر نداشتیم!

|

feminist

امروز قرار است رویکردی را نسبت به امور زنان بررسی نکنیم، چون همه رویکردها در دولت نهم خود بخود بررسی شده است. زنان با آزادی کامل از اطراف میادین شهر گردآوری شده، نسخه هایی از آنان در اوین نگهداری شده و باز با آزادی کامل توسط نیروهای گشت ارشاد تا آنجا که جا داشت ارشاد شده اند، تمامی مطالبات ساده آنها با لایحه ضد خانواده اعطا شده و فقط مانده بود پس از چند مورد مهرورزی خاص که شامل پاره ای از تجاوزات و باتومات و دیگر ادوات می شد 3 عدد وزیر زن هم وارد کابینه شود.

کارشناسان به ما گفته اند این واقعه را به فال نیک نگیریم اما از آنجائی که ما دوست نداریم مثل کارشناسان در روز روشن اعتراف گیر شویم می خواهیم این واقعه را به فال نیک گرفته و حواشی آن را نیز براندازی، ببخشید سبک و سنگین کنیم…

این مطلب را در مدرسه فمنیستی بخوانید

تو اعتراف گیر و در صدا و سیما انداز, که رهبر از آن دست کند باز!

|

ضرب المثل فوق صحیح نبود؟ ببخشید من برانداز هستم!

hajarian پرسیده بودید چرا حسن قشقاوی واکنش نشان داد؟

1- اصولا هفتاد روز بود کسی نمیدانست با محمود چه کند و با چند من روغن و عسل و زهرمار او را به ملت قالب کند, چه رسد به وزارت خارجه امور محمود! حالا که حسن فرصتی گیر آورد تا واکنشی نشان دهد تصمیم گرفت تلافی همه آن هفتاد روز را یکجا درآورد و روزی چندتا واکنش نشان دهد.

2- حسن باید روزی چندتا واکنش نشان بدهد تا برسد به تمام دنیا واکنش نشان دهد.

3- اصولا حسن با دیدن برخی از چیزها در دوران کودکی واکنش نشان میداد, این عادت حسنه را در بزرگی و در سمت خوش تیپ ترین دروغگوی نظام هم ترک نکرد.

4- بازی اینگونه است که برادران ارزشی محض خشنودی آقا از پشت چیزهای خود را به ملت نشان بدهند و حسن از جلو واکنش خود را به آنگلا مرکل نشان بدهد.

پرسیده بودید یک دادگاه فرمایشی چند حسنه دارد؟ همانگونه که نظام حسن زیاد دارد دادگاه فرمایشی هم حسنه زیاد دارد.

1- قبلا میگفتیم اوین قهرمان پرور است. حالا باید بگوئیم اوین بدون دادگاه فرمایشی نه تنها قهرمان را نمی پرورد بلکه او را عزیز و دردانه هم نمیکند.

2- قبلا مشکل کمبود دستشوئی در ایران پهناور داشتیم, حالا با اضافه شدن صدا و سیما و دادگاههای قوه قضائیه به قاطبه دستشوئی های ایران زمین الحمد لله از حیث دستشوئی به خودکفائی رسیده ایم.

3- اصولا نظامی که در حال خداحافظی باشد دادگاههای فرمایشی اش هم زیاد میشود. اینگونه موارد را در صدر اسلام زیاد داشته ایم.

4- تعداد مناسبتها برای رزمندگان سبز زیاد است. از لیالی قدر گرفته تا یوم الله قدس و 22 بهمن همه فضائل بیشماری برای براندازی نظام دارند. میماند بهانه و انگیزه و دیگر چیزهای ضروری, که الحمدلله آنها نیز با دیدن روی نحس محمود و یا فصل الخطابی از آقا یا هذیانهائی از احمد خاتمی و احمد جنتی و در این اواخر دادگاه فرمایشی تامین میشوند.

پرسیده بودید حسین شریعتمداری یک انقلابی مخلص است یا یک ضد انقلاب؟

حسین شریعتمداری یک انقلابی متعهد است. هیچکس نمیتواند مثل حسین و کیهانش روند انقلاب و سرنگونی نظام را سرعت بخشد. او برای انقلاب آتی نعمتی است که باید قدرش را دانست. تازه, از پنجه حسین در راه انقلاب هزار هنر میبارد, از اعترافات پشمکی تلویزیونی گرفته تا دادگاهی که برپائیش به ذهن هیچ چهارپائی نمیرسد الا همین حسین شریعتمداری خودمان. در این اواخر به کروبی هم گیر داده است… برای خشنودی آقا حسین صلوات بلند قرائت کنید لطفا.

حاج آقا مرتضوی برای دانستن “مقدار دخول” از تجربه های شخصی استفاده بفرمائید

|

saidجوکی در مقدمه: رجانیوز که خود نماینده مختلین ذهنی در جهان است و اختلال ذهنی آن از هاله مشعشع محمود احمدی نژاد که خود لقب عقب افتاده ترین مرد جهان را نیز یدک میکشد, نمایان است, اخیرا هرگونه اسناد ارائه شده توسط مهدی کروبی با توجه به اختلال در حواس ایشان را منتفی دانسته است!

شیخ مهدی کروبی اینبار برای اثبات ادعاهای از پیش اثبات شده خود یکی از قربانیان را به محضر قوه قضائیه تازه افتتاح شده توسط صادق لاریجانی فرستاد و گوئی سعید مرتضوی بعنوان نماینده این قوه از ایشان تحقیق بعمل آورده است. مرتضوی ضمن یک مشت سئوالهای بی ربط و تهدیدهای مکرر برای تخریب روحیه قربانی از ایشان پرسیده است “دخول تا کجا صورت گرفته؟” و “آیا آن شخص ارضا هم شده؟”

خب آقای مرتضوی چرا آن بنده خدا را بیش از اینی که هست شرمنده میکنید؟ بیائید تا من به شما بگویم فعل دخول تا کجا صورت گرفته؟

1- اصولا و با توجه به اینکه حرامزاده ها هم به دسته های مختلف تقسیم میشوند, فعل دخول برای حرامزاده ای مثل شما از دسته هم رد کرده است. اگر اینچنین نبود حتما حد و مرزی برای حرامزادگی خود قائل میشدید که نشدید! (البته با عرض پوزش از کلیه حرامزاده هائیکه مثل شما نیستند)

2- از آنجائیکه اموری مثل تجاوز و دخول و خروج و ارضا برای شما نه تازگی دارند و نه جای تعجب! لطف فرموده و برای پاسخ به سئوالهای خود بجای شرمنده ساختن آن قربانی از تجربه های شخصی استفاده بفرمائید.

شاخصه های یک حرامزاده و ارتباط شاخصه های جهان با سعید مرتضوی

حرامزاده واژه ای است که در فرهنگ ما ایرانیان جایگاه ویژه ای دارد و در اغلب موارد این واژه فراتر از تعبیر به کلمه استفاده میشود. یعنی دقیقا برای سعید مرتضوی استفاده میشود که شرح آن هم بدینصورت است:

الف: حرامزاده زهرا کاظمی را با دست خود میکشد, زیر بتون و سیمان دفن میکند, آبروی نداشته اش هم که بریزد ککش نمیگزد و در نهایت همچنان دادستان کل باقی میماند. پس حرامزاده یعنی سعید مرتضوی.

ب: حرامزاده خواهر و مادر و پدر و برادر ندارد, اگر داشت آنچه که سعید مرتضوی با خواهر و مادر و پدر و برادران ما میکند را نمیکرد. لذا حرامزاده همان سعید مرتضوی.

ج: حرامزاده در نهایت کاسه لیس حرامزاده تر از خودش میباشد, یعنی سعید مرتضوی میباشد.

د: حرامزاده اگر قاضی و دادستان بشود سعید مرتضوی میشود.

خب با توجه به 4 بند ذکر شده فکر نکنم بنده به حاج آقا مرتضوی ظلم کرده باشم!

از طرفی حاج آقا صادق لاریجانی رئیس مرتضوی به محض تصدی ریاست قوه قضائیه ته نشسته فرمودند: کسی انتظار نداشته باشد که ایشان بر متخلفین گذشتی از خود نشان بدهد!

جا دارد به حاج آقا بفرمائیم که کودنترین موجود زنده جهان هم به محض دیدن ریخت شما متوجه میشود به شما ظلم شده و بجای حرفه شریف قصابی که مناسب ذات مبارکتان است شما را عمدا و سهوا در قوه قضائیه چپانده اند, لذا احساس راحتی کرده و قوه قضائیه را همانند غار و منزل خود بدانید. ما که میدانیم شما از کجا به کجا و برای چه آمده اید.. کسی انتظار بی جائی از شما ندارد حاج آقا.

آرژانتین دخالت نکن دیگه!

|

boynes

جا دارد قبل از پاسخگوئی به استفسارات براندازانه شما امت خس و خاشاک واقعه افتتحاح مجدد وزارت امور خارجه نظام مقدس را پس از هفتاد روز بیکاری و مگس پرانی به حاج آقا منوچهر متکی وزیر بامزه امور خارجه و حاج آقا حسن قشقاوی خوش تیپ ترین دروغگوی نظام و دولت فخیمه ا.ن مالی شده تبریک و تهنیت بگوئیم که بلاخره حسن قشقاوی حقوق ماهانه خود را حلال کرده و بر علیه آرژانتینی ها موضعی مسخره تر از خودش گرفت.

از آنجائیکه حاج آقا ری شهری و فلاحیان تنها به علت نامعلوم پیروپاتال شدن لطف کرده و اینبار بجای آدمخواری در میادین دیگری به نظام مقدس خدمت میکنند و از آنجائیکه حاج آقا سعید امامی تنها به این دلیل خودکشی شد تا بیشتر از آنچه که گفته بود را نگوید و اصولا تخم این اجنه ها همچنان در اقصا نقاط قاطب نظام مقدس ریخته شده و حجاجی مثل طائب و محسنی اژه ای و سعید مرتضوی و هیولاهای مشابه میراث بجامانده از آن دوره باستانی است در صدد این برآمدیم تا برخی از استفسارات شما را نسبت به دخالت آرژانتینی های نامرد در امور داخلی نظام پاسخ بگوئیم.

1- آرژانتینی ها آمدند در امور داخلی خود دخالت کنند, اما امور داخلی آنها سر از امور داخلی ما درآورد.

2- آرژانتینی ها آمدند در امور داخلی خود دخالت کنند اما بجای سر درآوردن از امور داخلی ما سر از امور داخلی رهبر درآوردند.

3- اصولا نظام مقدس در امور داخلی مربوط به آرژانتینی ها بدجوری دخالت میکند اما وقتی آرژانتینی ها در امور داخلی خود دخالت میکنند نظام ترش میکند.

4- آرژانتینی ها همانگونه که خوب فوتبال بازی میکنند خوب هم در امور داخلی دخالت میکنند.

5- مارادونا وقتی پیراهن خود را به ا.ن هدیه کرد اصلا در امور داخلی مربوط به ما دخالت نکرد اما دولت آرژانتین آنقدر عقل داشت که در امور داخلی خود دخالت کند.

6- رهبر نظام حجب و حیای زیادی دارد و اصلا دوست ندارد وقتی در حال تجاوز و کشتن و اعتراف گرفتن از مونث یا مذکری است و یا وقتیکه در حال بمب گذاری در آرژانتین باشد کسی در امور داخلی اش دخالت کند.

7-  اصولا شخص آبروداری در نظام باقی نمانده است, جملگی یا در اوین هستند یا نحوه دستگیری آنها در دست بررسی است. لذا باقی مانده های نظام یا قبلا بمب منفجر کرده بودند یا در این ایام مشغول تجاوز و کشتن خس و خاشاکیان ایران هستند, لذا آرژانتین بجای دخالت در امور داخلی نظام باید آن را درک کرده و با او ابراز همدردی کند.

8- اصولا کشته شدن 85 یهودی ناقابل و مجروح شدن بیش از 200 نفر در آرژانتین که این همه سرو صدا و دخالت در امور داخلی نمیخواهد.

9- آرژانتین ولی فقیه ندارد تا کشته شدن 85 یهودی کار بی بی سی باشد. پس آرژانتین چرا در امور داخلی ا.ن دخالت میکند؟

شعری مرتبط با دخالت در امور داخلی:

سرنوشت ترانه های موسوی را تماشا کن.. آرژانتین نامرد تو بجای رهبر حیا کن

نظام وزیر آدم نکشته از کجا بیاورد؟.. آرژانتین بمب بخور و امور داخلی را رها کن

کی با من پسرخاله میشه؟

|

چندی پیش از مراسم وحشتناک نقل و انتقال حاج آقا هاشمی شاهرودی از ریاست قوه قضائیه به مجلس خبرگان و انتقال حاج آقا صادق لاریجانی از مجلس خبرگان به ریاست قوه قضائیه, عکسی منتشر شد که توجه بسیاری از صاحبدلان را به خود جلب کرد.

در صدر و ردیف اول این تصویر که شخصیتهای وحشتناک زیادی را هم به تصویر کشیده بود هاشمی رفسنجانی را مشاهده میکنیم که در تلاش برای تبادل دل و قلوه با احمدی نژاد است. البته تصویر نشان میدهد که تلاشها متقابل و دوطرفه است و حاج آقا صادق لاریجانی که هنوز نیامده ما ملت خس و خاشاکی را به عدالتی سفت و سخت تهدید نمود در مرکز و سنترال این تلاشها واقع شده است.

اما کانون توجه صاحبدلان تنها به این واقعه معطوف و مجذوب شد, درصورتیکه افراد دیگری هم در این تصویر با هم پسرخاله هستند و من و شما همچنان غریبه ایم!

دایره قرمزی که بنده با خباثتی که فقط نمونه آن را به قول حاج آقا رهبر در بی بی سی مشاهده میکنید کشیده ام نشاندهنده تبادل دل و قلوه بین حاج آقا قالیباف و سعید مرتضوی است.

توجه شما صاحبدلان را به این دایره قرمز معطوف و مجذوب میکنم.an

نهضت از هلو بسمت فاطی است.. مهدی بیا مهدی بیا

|
تیتر مطلب عروض و قافیه و نظم و ترتیب و اینا نداشت, ببخشید من ضدانقلاب هستم!

اصولا و با استناد به علم جانور شناسی محمود به هیچ وجه جزو رجال بشمار نمیرود. اما از آنجائیکه در کشور تاریخی کربلا یا همان ایران سابق هر 30 سال یکبار قحط الرجال میشود و هیچ موجود زنده ای تحت هر شرایطی راضی نمیشود نظرش را به نظر رهبر نزدیکتر کند, لذا محمود هم جزو رجال به حساب آمده و در پاره ای از موارد به او رئیس جمهور هم میگویند.
محمود که تا حالا هیچکس تصور نمیکرد بلد باشد هلو هم بخورد و از قضا هلو خوردنش هم مثل رجل بودنش از آب درآمد کابینه جدید خود را در صدا و سیما معرفی کرد و طبق معمول در صدا و سیما کلی هم رای آورد. این رئیس جمهور محمود طی یک تحلیل بی سابقه کلیه هلوهای سابق کابینه را با فاطی های آماده به خدمت عوض کرد.

فاطی ها که علاوه بر ذخایر انقلاب بودن تحفه های باستانی هم بوده و اصلا معلوم نیست در کدامیک از هزاره های سابق کشف شده اند همانگونه که محمود به علت نامعلومی رئیس جمهور شد بدلیل قحطی و کمبود زنانی مثل شیرین عبادی و شادی صدر و ژیلا بنی یعقوب و نمونه های مشابه.. وارد کابینه میشوند تا این کابینه علاوه بر تعدادی پینوکیو 3 فروند دماغ هم داشته باشد.

محمود ورود 3 عدد فاطی به کابینه را به فال نیک گرفته و از صدا و سیما خواسته است تا هر چه زودتر به کلیه فاطی ها رای اعتماد بدهد. کارشناسان معتقدند فاطی ها علاوه بر تجربه سرشارشان از امور کابینه داری در خانه اصولا میزان مردانگی آنها بر میزان زنانگی شان غالب و قاطب است, لذا و با توجه به این خصلت اسلامی انقلابی گمانه زنی میشود فاطی ها محمود را بیش از پیش و با توجه به مونث و مذکر بودن پدیده ها در هرچه جدا ساختن معلمان از معلمه ها و دکتران از دکتره ها و سیگار فروشان از سیگار فروشه ها و دیگر امور مشابه یاری رسانند.
خبرنگار نفوذی ما در وبلاگ زیتون گزارش میدهد یکی از فاطی ها پس از شنیدن ترانه تبلیغاتی ساسی مانکن برای مهدی کروبی جوگیر شده و متخیل شده که او کاندید ریاست جمهوری است نه کاندید وزارت پشمکی رفاه و در همین راستا دست به یک فعل حرام دیگر زده و برای خود ترانه هم ساخته تا رای بیاورد! خدا شفایش بدهد.
محمود که در این اواخر چشم "مرگ بر دیکتاتور" را دور دیده و جرات کرده است تا دوباره حرف بزند و از قضا یکبار دیگر هم گنده گوزیده و گفته: در صورت تحریم بنزین طی یک هفته در تولید ینزین به خودکفائی میرسد, اصلا به این موضوع اشاره نکرده است که هلوهای سابق کابینه را چگونه خورده و یا آیا با هسته های هلو انرژی هسته ای هم درست کرده یا خیر, اما امر نگران کننده این است که محمود وقتی لنکرانی را یک هلو ببیند بشکه های فاطی را چگونه خواهد دید و یا چگونه آرزوی خوردنشان را خواهد کرد!؟
شعری مرتبط با هلو خوری:
تو در کابینه هلو میخوری .. و آن یکی اصلا هلو نخورد
آن گونه که تو میخوری .. جانا کسی از زیر و رو نخورد

عجب! پس به سربازان گمنام به جای کافور ویاگرا میدادی!

|


وقتی حسین شریعتمداری طنز مینویسد!

|

گویند پادشاهی از وزیر خود پرسید این حسین شریعتمداری کیست؟ وزیر پاسخ داد: او کسی است که اگر انقلاب سال 57 رخ نمیداد احتمالا یک پنچرچی هم نمیشد.
وقتی حسین شریعتمداری طنز مینویسد, طنز به پزشک قانونی مراجعه میکند.
وقتی حسین شریعتمداری که از قضا عادت ندارد کسی به او گیر بدهد و کروبی قبل از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بدجوری به او گیر داد و سراب آدم بودنش را برهم ریخت, طنز مینویسد, از کروبی میپرسد چه ارزان تو را خریدند؟!
نظر به همین سئوال فلسفی فوق, پرسشهائی در راستاهای ما بوجود آمد که مطرح میکنیم:
1- آیا کروبی را به ارزانی روزنامه کیهان خریده اند؟ اگر پاسخ مثبت است پس چرا ایشان را مثل کیهان به سپاه و بسیج و قوه قضائیه و دیگر ارگانها هر صبح به صبح قالب نمیکنند !؟
2- آیا کروبی را به ارزانی مجموعه اعترافات تلویزیونی چراغ خریده اند؟ اگر پاسخ مثبت است پس چرا کسی بی خیال کروبی نمی شود و چهره ایشان را ندیده به او بیلاخ نمیگوید !؟
3- آیا کروبی را به ارزانی اتهامات فله ای و مخملین حسین آقا خریده اند؟ اگر پاسخ مثبت است پس چرا کروبی مثل حسین آقا مضحکه عالم و آدم نشده است !؟
4- حالا کی کروبی را ارزان خریده است؟ به ما بگید تا گرانتر بخریم.
وقتی حسین شریعتمداری طنز مینویسد, آسمان ترک میخورد, چارلی چاپلن در گور خود میلرزد, شرک سبز داستان از مرداب خود بیرون میاید و به حسین میگوید: جان مادرت با این صدای انکرالاصوات خودت انقدر مزه نریز, بذار یکم بخوابیم!
وقتی حسین شریعتمداری طنز مینویسد به قصد طنز نویسی شگردهای اطلاعاتی مینویسد, ای کاش هم بلد بود که بنویسد! او در شگردهای اطلاعاتی خود از کروبی میخواهد "منبع سیاه" خود را معرفی کند تا حسین یک انقلاب دیگر کشف کند. خب حسین جان منبع سیاه اگر میخواهی کشف کنی یکم در آینه نگاه کن تا یکی از سیاهترین منابع را کشف کنی.
حسین شریعتمداری میخواهد طنز بنویسد اما در سرمقاله و ته مقاله های طنزش میزند و بازجو نویسی میکند و در همین راستا از کروبی میخواهد مدرک ارائه کند. از آنجائیکه مدرک در خشتک بازجوها نهفته شده و آقای کروبی با بازجوها و مدارک اینچنینی سروکار و میانه خوبی ندارد بهترین راه حل برای حسین که خود عمری با بازجوها بالا و پایین شده و قلق او دست آنها است و قلق آنها دست او است, اینچنین میباشد که: حسین آقای قصه ما برود و مدارک موجود در دست بازجوها را برانداز کند و هرکدام را که خوشش آمد هم با خود ببرد.

بر مسندش کورش بود ایران من.. بر مسند نشینی همچو تو ریدیم ای شیخ

|

حرام و حلالت را فهمیدیم ای شیخ.. نور ایمانت را الحق که دیدیم ای شیخ
گر مسندت نبود آلت هم نمیداشتی.. گر تو مردی از مردانگی بریدیم ای شیخ

در اینجا شیخ بهیچوجه به معنی شیخ مهدی کروبی نیست. بلکه شیخ واژه ای به تعبیر استعاره و کنایه است. در این نظام زنگ زده که زنگ زدگی اش از روی باستانی احمد جنتی هویدا است جز دو سه نفر, شیخی وجود ندارد. آن دو یا سه نفر هم همچون مهدی کروبی و آیت الله صانعی و آیت الله مهدی منتظری و آیت الله بروجردی همسفره مردم شدند و کینه قمه داران نظام را بر جان خریدند.
بر مسندش کوروش بود ایران من.. بر مسند نشینی همچو تو ریدیم ای شیخ
از جاه فروغ است نسل زنان ما .. مژده سقوطت را از مادران شنیدیم ای شیخ
در اینجا شاعر که خود بنده باشم بغضش میگیرد. سعی میکند که ابیات فوق را به هر کدام از حادثه های توقیف روزنامه اعتماد ملی و یا تظاهرات مردمی در حمایت از شیخ مهدی کروبی و یا تجاوز به خواهران و برادران ایرانی اش و یا قتل و تجاوز به ترانه موسوی نسبت دهد که بعد بشکلی معجزه آسا میبیند که ابیات فوق به تمامی این موضوعها مرتبط است.
در جمع ما غریبه ای, نامحرمی.. مهمان نوازی بود آنچه بکردیم ای شیخ
عبا و بغچه بردار و از جمع ما برو.. گوئی که نااهلی همچو تو را ندیدیم ای شیخ
در اینجا شاعر غیرت رگ مسالمت آمیزش گل میکند و از شیخ که در لغتنامه دهخدا از او بعنوان, رهبر, نظر نزدیک, مشت محکم, ولی امر, مقام عظمی و دیگر ادوات هم نام برده شده است میخواهد که عبا و بغچه اش را بردارد و گور خودش را از ایران زمین بکند و به کاراکاس پایتخت ونزوئلا یا حزب الله پایتخت لبنان یا حماس پایتخت اسرائیل برود.

این روزها همه اعتراف میخوانند.. شما چطور؟

|
این هم اعترافات براندازانه صوتی و تا حدودی تصویری ما در طرح ریزی انقلاب مخملی بر علیه نظام مقدس!


video

واژه شناسی در صحیفه خس و خاشاکیه

|

از آنجائیکه اغلب صحیفه ها به جای شناسائی پدیده ها بیشتر با شناسائی سوراخ و سمبه انسانها و موارد داخل و خارج شده به آنها سروکار دارد تصمیم به عمل آوردیم که شما را با صحیفه جدیدی آشنا کنیم تا علاوه بر سوراخ شناسی واژه شناسی هم بکنیم. امیدواریم که حالش را ببرید.
لاریجانی: این واژه به شخصی اتلاق میشود که منتسب به لاریجان است, این شخص میتواند بعدها پیشرفت کند وبشکلی خانوادگی مورد تقرب درگاه ولایت قرار بگیرد. قوم لاریجانی: اصولا قوم لاریجانی اگر میدانست در هزاره سوم خانواده ای از تبار آنها اینچنین نظر خود را به نظر مقام عظمی نزدیکتر میکند به هفت جد آبادش میخندید تا از یخبندان شمال اروپا بهمراه قوم آریا به ایران و لاریجان کوچ کند. و ترجیح میداد بجای آریائی بودن در همان اطراف سیبری یخ بزند یا اسکیمو شود. لاریجانی ها در کاربرد فرهنگی: کارشناسان معتقدند که یزدی ها بعنوان مخترعین دستمال یزدی اگر پدیده هائی مثل آیت الله یزدی و مصباح یزدی داشته باشند, پدیده های مذکور از بعد تمساح شناسی مورد بررسی قرار میگیرند اما اگر لاریجانیها بیشتر از خود یزدیها دستمال یزدی بکشند از بعد دستمال کشی مورد بررسی قرار میگیرند.
قوه قضائیه: موجودات زنده بر این باورند که قوه قضائیه میبایست با قانون سروکار و داشته باشد و متون نوشته قانون را بدون کم و زیاد به اجرا درآورد. آیت الله خامنه ای بر این باور است که باور یاد شده خیلی سوسول تشریف دارد و این قوه میبایست متکی به خلاقیت و نو آوری باشد و متون و نوشته های خود او را به خوبی اجرا کند. رئیس قوه قضائیه میتواند زود از راه برسد و حتی میتواند دیر از راه برسد. وقتی زود از راه میرسد چند نفر را در عید نوروز که قصد میهمانی رفتن به خانواده بازداشت شدگان دانشجوئی و فعالین زنان را داشته باشند به جرم میهمانی رفتن در اوین زندانی کند و وقتی دیر از راه برسد بعد از اعدام دلارا دارابی بگوید دیشب گریه کردم یا بعد از قتل و حبس و شکنجه و تجاوز به خلق الله و گردابی شدن اوضاع بیانیه بدهد تا ماهواره ها را جمع کنند و هسته های اینترنتی را بشکنند.
گروه فشار: این گروه متخصص فشار آوردن است. فشارها میتواند تا دسته یا در پاره ای از موارد تا نیمه باشد (بسته به وجدان نداشته طرف است). اماکنی که فعل فشار در آنها رخ میدهد: کارشناسان هنوز مکان خاصی را برای این گروه شناسائی نکرده اند چرا که این فشارها میتواند هر جا صورت بگیرد, اوین, کهریزک, پایگاه بسیج, کوی دانشگاه و یا هر نقطه از اقصا نقاط قاطبه ایران زمین. رابطه گروه فشار با مجلس: گروه فشار میاورد مجلس تکذیب میکند. رابطه گروه فشار با قوه قضائیه: گروه فشار میاورد قوه قضائیه متون نوشته شده رهبر را اجرا میکند و دستگیری موسوی و خاتمی و کروبی را بررسی میکند.
احمد خاتمی: برخی ها معتقد بودند که او نوعی گوریل است, گوریلها اعتراض کردند, راهپیمائی کردند, بیانیه صادر کرده و این ادعا را کذب محض خواندند و آن برخی ها اعتقاد خود را پس گرفتند و اینبار معتقد شدند که او نوعی اژدها است. اینبار مجمع اژدها های جهان اعتراض و تهدید کرد که اگر آن برخی ها حرف خود را پس نیگیرند قطب شمال و جنوب را هم خواهند سوزاند! لذا باز آن برخی ها اعتقاد خود را دو دستی پس گرفتند و هنوز معلوم نیست احمد خاتمی چیست!؟ کاربرد احمد خاتمی: هر گاه بهانه برای تظاهرات کاهش یافت احمد خاتمی میتواند اظهار نظر کند و خلق الله را بترساند تا بهانه برای تظاهرات افزایش یابد.
خب فکر میکنم تا همین حد واژه شناسی کفاف میدهد و ما بقی را بگذاریم برای پستهای دیگر. اصولا این صحیفه خس و خاشاکیه صحیفه قطوری است و حالا حالاها دست بردار نیست. کم کم به بقیه واژه ها هم خواهیم رسید.

احمد خاتمی آمده بود جوسازی کند.. در جو ر ی د! (.18+)

|

نظر به هیچکدام از راستاها و نسبت به اینکه اگر در منزل حاج آقا احمد خاتمی یک عدد آینه ناقابل وجود داشت هیچوقت دست به جوسازی نمیزد و اصولا جو را با دستشوئی منزل اشتباهی نمیگرفت و بجایش خود را دیده و سکته کرده و عید نوروز را برای ما در سال 2بار تکرار میکرد, شما عده قلیل سرخورده از انتخاب نشدن کاندیدایتان (همان ملت ایران سابق) از ما استفساراتی درباره نحوه جوسازی مسالت داشتید که ما به نوبه خودمان در نظر داریم برخی از استفسارات را اجابه کنیم.
جو سازی بشیوه کذب محض: برخی ها مستفسر شده اند که لاریجانی تا چه حد کذب محض است؟ خب پاسخ این سئوال را نامسلمان ترین مسلمان هم میداند, چرا با طرح این استفسار وقت مرا گرفته اید؟ در ساده ترین برهان اگر لاریجانی واقعا رئیس مجلس است چرا شبیه رئسای مجلس نیست و ریشش را حداقل آنکارد نمیکند و بیشتر شبیه کسانی است که در بچگی به آنها تجاوز شده تا در بزرگی تجاوز به دیگران را کذب محض بدانند! تازه رئیس کدام مجلس!؟ مجلس کدام نمایندگان!؟ نمایندگان کدام انتخابات!؟ اگر همه چیز به دوری و نزدیکی نظر فصل الخطابی مقام عظمی است چرا وقت ما را گرفته اید!؟ خب در این مورد کاملا واضح است که لاریجانی با کذب محض خواندن تجاوز به خلق الله درصدد درمان عقده های شخصی است.
حدیثی در این رابطه
طرف سرتاپایش کذب محض بود, تجاوز را ندیده و نشنیده کذب محض خواند ( صحیفه کذبیه ص 5300 جلد 601 )
جو سازی با مدیریت ا.ن: مستفسر کرده بودید حالا که ریاست جمهوری ا.ن را دیدیم لطف کرده جوسازی ا.ن را هم شرح دهید. خب در اجابه این استفسار باید بگویم که خدا وکیلی ا.ن فراهم سازی ملات برای جکهای جهان را به خوبی مدیریت کرد. از طرفی خس و خاشاک (ملت ایران سابق) این روزها در بدر بدنبال بهانه برای جوگیر شدن میگردد. مثلا طرف صبح میرود نماز جمعه بخواند بعد از ظهر بعنوان اغتشاشگر به خانه باز میگردد در پاره ای از موارد هم سر از اوین و کهریزک درمیآورد و مورد تجاوز استاندارد قرار میگیرد و بعد کذب محض از آب درمیآید, حالا قرار است همانگونه که ا.ن با مهندسی سرقت آراء سقوط نظام را هم مهندسی کرد اینبار دست به جو سازی زده و با بازداشت هر یک از چهره های موسوم به موسوی یا خاتمی یا کروبی از اینجا تا خود سقوط نظام دست ما بهانه داده و کلی حالمان را جا بیاورد.
حدیثی در این رابطه
طرف اومد بازداشت موسوی یا کروبی یا خاتمی را بررسی کند بازداشت خودش را بررسی کرد ( صحیفه بازداشتیه بند 209 محل: اوین)
جو سازی با امامت احمد خاتمی: استفساراتی به انجام رسیده بود که نظام, اژدهائی خوش تیپ تر از احمد خاتمی نداشت که با آن عمل جو سازی را مرتکب شود؟ در اجابه این استفسار باید بگویم که توقعات شما خس و خاشاکیان همیشه در صحنه مقعد خر یزید را هم چهارپاره میکند ها! خب نظام از کجا خوش تیپ بیاورد آخر!؟ خوش تیپ ترین دروغگویش حسن قشقاوی است که او هم با هر چه نزدیکتر شدن نظر ا.ن با نظر مقام عظمی بهمراه وزارت امور خارجه اش خانه نشین و بیکار شد! تازه اژدها که نباید خوش تیپ باشد! باید مثل احمد خاتمی صورت نشسته به امامت جمعه دربیاید و چپ و راست تجاوز را دروغ پندارد و از آن سوی به کروبی و خلق الله تجاوز کند.
حدیثی در این رابطه
طرف آمد جوسازی کند در عوض زد و آحاد بی خیال جامعه را هم ترساند و خس و خاشاکی کرد (صحیفه خس و خاشاکیه ص سانسور شده, مکان: دستشوئی امام جمعه موقت تهران)

مصباح به دلیل کش رفتن حواله های خداوند تحت پیگرد است

|

اخیرا و با افزایش صدور حواله های مشروعیت الهی که جملگی از زیر سر مصباح یزدی آب میخورند خداوند متعال بیانیه ای در این رابطه صادر کرده است که شرح کامل این بیانیه در اینجا ذکر میشود.
یا ایها المتجاوزون النامردیون اقلا لاتتجاوزو به اسمی!
ترجمه خس و خاشاکی آیه شریفه: ای متجاوزین, نامردا اقلا به اسم من تجاوز نکنید!
بندگان همیشه در صحنه جهان, سلام علیکم
کار به جائی رسیده است که مجبور شدم آیه شریفه جدیدی را به شرح فوق نازل کنم. ایرانیان در این اواخر بنده را هم مثل شما جهانیان شگفت زده کردند. راستش را بخواهید تدارک چندانی برای استقبال از جنبش اخیر مردم ایران ندیده بودم و ناگزیر اکثر بخشهای مدیریت ما دچار کمبود نیرو و اضافه کار شدید شده و وضعیت فوق العاده در برخی از بخشها نیز اعمال شد. از سری بخشهائیکه شامل این وضعیت شدند میتوان به بخش مرگ و میر با مدیریت عزرائیل, بخش تجاوز با مدیریت میکائیل, بخش دروغ با مدیریت پینوکیو, بخش تقلب با مدیریت منکر, بخش شکنجه با مدیریت نکیر و دیگر بخشها اشاره کرد.
من از سر این آیت الله که آیتش هم مثل رئیس جمهورش تقلبی است و آن فصل الخطاب مسخره اش نمیگذرم که اینجانب را وادار ساخت در طی همین یک ماه به اندازه خلقت کل کائنات اضافه کار کرده و چرتکه بدست بهمراه دیگر حواریون مقرب سیئات ایشان و سربازان گمنام و صاحب نام ایشان را بشمارم. مرد گنده حسنه که نمیتواند برای ما بفرستد و کمی کارمندان بخش حسنات ما را هم سرگرم کند, هی چپ و راست دروغ میگوید و تقلب و تجاوز میکند و بقیه ماجراها که حتما خودتان در یوتیوب مشاهده کردید.
تازه علاوه بر تمامی اینها امام زمان هم چپ و راست گریه کنان به دفتر من میاید و هر روز میگوید من با چه روئی ظهور کنم!؟ اینها برای من آبرو نگذاشتند و هی به اسم من چپ و راست جنایت مرتکب میشوند, حالا تمامی این اضافه کاریها به کنار, دلجوئی امام زمان به کنار!
خلاصه سرتان را درد نمیآورم بندگان عزیزم. در این یک ماه که ما مشغول بررسی تحولات ایران بودیم یک نفوذی از سوی شیطان الرجیم شاخ دار که با مصباح یزدی در ارتباط است دفتر حواله های انبار ما را کش رفته و گوئی آن را توسط قاچاقچیان به مصباح یزدی رسانده. تصاویر ماهواره ای آن هم موجود است, اصلا ما خودمان از این بالا همه چیز را میبینیم. و در این اواخر مصباح و دارو دسته اش اقدام به صدور برخی حواله های مشروعیت الهی با مهر و امضای جعلی نموده و در صدد این بودند تا نظام و در این اواخر محمود تقلبی نظام که هر دو نامشروع بودنشان اظهر من الشمس است را به عنوان دارندگان مشروعیت الهی جا بزنند!
لذا با صدور این بیانیه به شما امت همیشه هوشیار جهان متذکر میشویم که شخص نفوذی در بهشت دستگیر و مثل محمد علی ابطحی به جرائم براندازانه خود اعتراف کرد, لذا مانده است شما هر جا مصباح یزدی را دیدید سریعا طی دو رکعت نماز(اگر مسلمان هستید), یا یک صلیب پدر و پسر و روح القدس(اگر مسیحی هستید) یا چندبار سر را بالا و پایین کردن(اگر یهودی هستید) یا با مراجعه به نزدیکترین شعله آتش دم دست(اگر زرتشتی هستید) و یا دیگر شیوه های تماس با ما محل اختفای مصباح را گزارش دهید.
توجه داشته باشید که نامبرده ممکن است بدلیل شباهت شدید به تمساح, خود را بعنوان تمساح جا بزند. که این امر هوشیاری و ذکاوت شما در شناسائی و معرفی نامبره را میطلبد.
مصباح را تحویل دهید و 30 حوری فابریک و دست نخورده تحویل بگیرید
اجرکم با خودم
خداوند متعال

تجاوزهای استاندارد انقلابی اسلامی

|


بازار خانه دوم من است, در هرچه سبز کردن آن کوشا خواهم بود

|

این پست به مجموعه براهنه ای جهت حضور پرشور خس و خاشاکیان (ملت سابق) در روز چهارشنبه 21 مرداد ماه راس ساعت 11 صبح در بازارهای مختلف کربلا (ایران سابق) اختصاص دارد. براهنه جمع واژه برهان است و این واژه در عهد فراعنه مصر توسط آیت الله جنتی اختراع شده است.
1- برهان سبزینه کردن بازار: بازار آنموقع که نباید سبز میشد سبز شد و انقلاب به خوردمان داد, حالا هم که همه جوره راضی نیست دوباره سبز شود و آنچه که به خوردمان داد را پس بگیرد واجب است که با حضور پرشور هم خود را سبز کنیم و هم آن را.
2- برهان خرید سبز: اصولا ما ملتی هستیم که در خرید خبیث تر از بی بی سی عمل میکنیم, تحریم خرید تنباکو در عهد قاجار و تحریم خرید نوکیا و زیمنس و کالاهای تبلیغاتی صدا و سیما دال بر قوه خبیثه ما در رویاروئی با پدیده ها است. حالا هم میتوانیم با اتکا بر این قوه به بهانه خرید به بازار برویم و بعد کودتا و دارودسته را به صرف یک عملیات سقوط توپولوفی دعوت کنیم.
3- برهان گاز اشکاور را تنها مخور, به بازار هم بده بخورد: در این روزها که عده قلیل (همان ملت سابق) گاز اشکاور را مثل خورشت ملی سبزی نوش جان میکنند نامردی است که بازاریان در این سفره همسفره ملت نشوند. در این برهان قرار است ما مردمداری کنیم و همانگونه که گاز اشکاور میخوریم با نهایت رافت اسلامی به بازاریان هم بدهیم تا بخورند.
4- برهان برادر گمنام شیشه ماشین ملت چرا میشکنی!؟ خدا داده در بازار این همه شیشه: فرزندان گمنام ولی فقیه علاقه شدیدی به شکستن دارند, اصولا آنها در شکستن شیشه ماشین ملت و پرده بکارت دختران ملت به یک شکل عمل میکنند. خب اگر ما قرار است به تنهائی تمامی این فیلمهای وحشتناک را تماشا کنیم بعد از مدتی دیپرس میشویم. لذا باز هم واجب است برادران بازاری را در تماشای این صحنه ها شریک کنیم تا قوه تحلیل آنها علاوه بر کسب و کار در دیگر زمینه ها هم رشد کند.
5- برهان بازاریان و رویاروئی با مشتریان گوناگون: اصولا ما بازاریان را سوسول بار آورده ایم. بلکه کار را به جائی رسانده ایم که در پاره ای از موارد به ما محل سگ هم نمیگذارند اما اگر با یکی از خواهران خوشکل مشکل روبرو شوند برایش گردو هم میشکنند, این مساله کاملا منافی با اصول و رافت اسلامی است. ما باید به بازاریان یاد بدهیم تا علاوه بر تعامل با مشتریان خوش تیپ و خوش اخلاقی مثل ما با مشتریان موتور سوار و چاقو و قمه بدست هم تعامل کنند.
علاوه بر براهنه ذکر شده براهنه دیگری هم وجود دارد که انشاءالله و الحمدلله مابقی را در روز چهارشنبه 21 مرداد راس ساعت 11 صبح کشف و اختراع و اجرا میکنیم.

آقا گفته بود حجاب زن را از مرد مصون میکند! حالا باید چیزی اختراع کنیم که زنان ما را از آقا مصون کند!

|

عمق فاجعه همواره از آن چیزی که می بینیم و می شنویم فراتر است. این اصل همواره بر سیستمهائی که خود را تابع قانون و حساب و کتاب خاصی نمیبینند صادق است. اوین و کهریزک و دیگر چاله چوله های نظام مقدس ولی فقیه نه تابع حساب و کتاب بلکه به امان ذوق و سلیقه و بی وجدانی زندان بانان رها شده اند. وقتی فاجعه ای را در یکی از زندانهای تهران میبینیم و یا میشنویم همواره میبایست این سئوال را از خود بپرسیم که در زندانهای شهرستانها چه خبر است!؟
وقتی تجاوز به دختران باکره در شب پیش از اعدام آنها در دهه شصت را به لقای واهی اصلاح حضرت والی این رژیم می بخشیم کمی آنطرفتر هیولائی مثل فلاحیان با دختران و فرزندان ما آنچه میکند که تنها برای دانستن کرده های او به کمیته حقیقت یاب مخصوصی نیازمندیم! کمی آنطرفترک "زهرا بنی یعقوب" در چاله ای از چاله های همدان مورد تجاوز قرار گرفته, کشته میشود و جنازه اش را زیر انبوهی از سیمان مدفون میکنند. اینک نیز با خواندن نامه افشاگرانه مهدی کروبی قرار است دوباره خوش بینی های خود را مورد بازبینی قرار دهیم, هنوز هم که هنوز است سربازان گمنام ولی فقیه به زنان و مردان ما در زندانها تجاوز میکنند... اینکه علاوه بر تجاوز آنها را میربایند, شکنجه کرده و در خیابان و زندان میکشند شاید تا به این لحظه امری طبیعی باشد!
ما را باش که رگ غیرتمان از خودفروشی دختران ایرانی در امارات و دیگر کشورها در حال انفجار است و با انتقاد از رژیم انتظار هپروتی روزهای بهتر را میکشیم!
ما را باش که سالی دو سه بار با یاد آوری فاجعه تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام در دهه شصت همچنان در هپروت به اتمام رسیدن آن دوران سیاه بسر میبریم!
ما را باش که با ژست فیلسوف مآبانه فکر میکردیم فاجعه "زهرا بنی یعقوب" امری تصادفی و غیر سیستماتیک است که مقلدین و جان برکفان آقا از آن بعنوان یک دستور کار استفاده نمیکنند!
...
تمامی این فجایع میتواند بنحوی ترجمه اصطلاح "ولایت پذیری" از سوی حسین شریعتمداری و دارودسته باشد. البته هیولاهای مذکور "ولایت پذیری" را مترادف با "قانون پذیری" هم میدانند اما شما آنها را در فهم واژه قانون و قانون پذیری جدی نگیرید.
آقا نه اینکه صلاحیت رهبریت و مرجعیت را داشته باشد, بلکه صلاحیت و اهلیت امانتداری از یک زن و مرد ایرانی در زندان را هم ندارد! جالب اینجاست که راه حلهای پیشنهادی از سوی دوستان و یاران محترمی که در بدنه نظام هستند(بودند) همواره به این ختم میشود که از آقا بخواهند آدمخوارانی که بدستور ایشان این جنایتها را مرتکب میشوند شناسائی و متوقف کند! گفته میشود که جنایتها کم کم روی دوران ستم شاهی را هم سفید کرده است, بنده با مطالعه چند کتاب و مشاهده چند فیلم از دوران قرون وسطی جمله اخیر را تصحیح کرده و میگویم: جنایتهای این رژیم روی جنایتهای دوران قرون وسطی را هم سفید کرده است, جنایتهای مدل صدامی و استالینی و قذافی و دارودسته پیش کش آقا...
راه حل بدست آقا نیست, راه حل بدست ما ملت ایران است.

طرز تهیه یک دادگاه علنی بهمراه خواص آن

|

برای تهیه یک دادگاه علنی شما میبایست در ابتدا یک دادگاه داشته باشید و بعد آن دادگاه را علنی کنید. علما در تفسیر جمله اخیر بر این باورند که مراد از علنی کردن دادگاه همانا علنی کردن فعل داد ستانی و رفع شائبه های موجود در امر عدالت است.
حال شما احتمالا مثل جمهوری اسلامی دادگاه نداشته باشید و سر و کارتان با داد و عدالت مثل سر و کار مار با پونه باشد! اما از آنجائیکه جمهوری اسلامی هیچگاه کم نمیآورد و با روحیه کاملا ورزشی انتظار دوران ولایت مجتبی را میکشد شما هم نباید کم بیاورید. لذا اگر دادگاه نداشتید میتوانید مایوس نشوید و یکی از صالونهای سر و در بسته قوه قضائیه را دادگاه بنامید و توجه داشته باشید که یک چیزی را هم علنی کنید تا دادگاه شما علنی شود.
در مرحله دوم شما برای صالون و یا همان دادگاه خود نیاز به یک قاضی دارید. میدانم که در این قحط القضات شرط سختی را متذکر شده ام و در مملکت آقا امام زمان پپه ترین قاضی در ابرقو هم یک هفته ای از رشوه و ارتشاء میلیونر میشود اما باز هم مایوس نشوید. شما میتوانید بجای قاضی از موجوداتی مثل سعید مرتضوی و حداد یا جانوران مشابه استفاده کنید.
خب اینک شما احتیاج به متهم دارید و متهم شما هم به یک اتهام احتیاج دارد. از آنجائیکه شما خودتان بزرگترین متهم هستید باز هم شرط سختی را طلب کرده ام اما فراموش نکنید که قرار است با یاس سروکار نداشته باشید. در اینگونه موارد شما میتوانید از چند نفر اصلاح طلب و روزنامه نگار و سبز پوش و رای دهنده و یا هر کسی که از آن خوشتان نمیآید بعنوان متهم استفاده کنید و برای تلفیق اتهام سلیقه خود را بکار بیاندازید, واژه اختراع کنید.. چیزی در مایه های برانداز, انقلاب مخملی و یا حریری, عدم ولایت پذیری, محاربه و امور مشابه...
اینک شما نصف کار را انجام داده اید. توجه داشته باشید تا اینجای کار نباید چیزی علنی باشد. حالا بشکلی کاملا استاندارد بگذارید متهمین شما بجای شما اعتراف کنند. یعنی شما اعتراف کنید و بگذارید آنها آن را بخوانند. در این مرحله میتوانید از متهمان فیلمبرداری و علنی کاری هم بکنید. چون قرار است دادگاه شما علنی باشد.
میدانم حوصله شما کم کم سر رفته است, اما اجرای عدالت و دادگاه علنی حوصله سر رفتن هم دارد. تقریبا به انتهای کار نزدیک شده ایم. حالا باید متهمین را با لباس خوابی که خیلی برازنده شما است بهمراه یک جفت دمپائی پلاستیکی به دادگاه بیاورید. برای هرچه علنی تر شدن دادگاه میبایست از فارس نیوز بخواهید عکسهای مختلفی از متهمین را از زوایای مختلف بگیرد و در سایتش منتشر کند. اگر میخواهید دادگاه خیلی خیلی علنی باشد میتوانید از یک دوربین مخصوص صدا و سیما هم استفاده کنید. در کنار این موارد و برای حفظ وجهه علنی بودن دادگاه به موتورسواران و چاقو و قمه بدستان لباس شخصی توصیه کنید با ایمان کامل خانواده های متهمین را بیرون از ساختمان دادگاه مورد ضرب و شتم قرار دهند. در پاره ای از موارد میتوانند خانواده ها را هم بعنوان متهم دستگیر کنند. از آنجائیکه اینگونه دادگاههای علنی همانند دیگر رفتار و سکنات شما موجب دافعه شدید ملت شده و حس انقلابی آنها را تحریک میکند توجه داشته باشید که نیروهای سرکوبگر به اندازه کافی برای حفاظت از دادگاه و جنبه علنی بودن آن داشته باشید.
دادگاه علنی شما آماده است. تبریک میگویم..از سری خواص اینگونه دادگاههای علنی این است که دیر یا زود شما خودتان را هم در دادگاههای واقعی و علنی مشاهده خواهید کرد.

هر سوراخی دهان نیست!

|
از قدیم گفته ام انسان میبایست برای سخن گفتن از دهان استفاده کند. دلیل هم بسیار ساده است, چون هر سوراخی دهان نیست!
این حکمت برای بزرگان بوفور توصیه میشود...

در باب کاریکاتور نیک آهنگ و مقلدین آقا

|
کارتونی از نیک آهنگ کوثر
اخیرا و با توضیح مختصر نیک آهنگ کوثر در برنامه شب آهنگ, نسبت به اینکه چرا کاریکاتور خامنه ای را نمی کشد؟ بحث و جدلی براه افتاده است که بنده نیز به خود گفتم نامردی است در این وسط اظهاری بر نظرها نیافزایم! بخصوص اینکه نیک آهنگ عزیز در وبلاگ خود یاد آور شده است که دوست دارد نظرهای مختلف را در این رابطه بشنود.
مراسم پاچه خواری
پیشاپیش در رابطه با نیک آهنگ این مساله را عنوان کنم که این هنرمند بقدری برای من عزیز و دوست داشتنی است که حتی در تعامل با دوستان خارجی نیز وقتی صحبت در رابطه با ایران باشد چه از طریق لب تاپ آنها حین خوش و بش یا از طریق لب تاپ بنده آنها را به وبلاگ نیک آهنگ هدایت کرده و با نشان دادن و ترجمه کارتونهای نیک آهنگ نمک گپ و گفتکو را با خوارج افزایش میدهم.. خلاصه این کار به جائی رسیده است که هر از گاهی خوارج از من میپرسند: حال دوست کارتونیست شما در کانادا چظور است؟
چگونگی تقلید از آقا و بنده بعنوان یکی از مقلدین آقا !
بدون اینکه بحث را بسمت استدلالهای تاریخی و کارشناسی و دسر روشنفکری سوق دهم, بهتر میدانم خیلی ساده از یک خاطره شخصی شروع کنم. بیاد دارم که بهنگام خدمت سربازی در سال 1384 قرعه و فال بر این شد که در "نیروی زمینی سپاه" این خدمت را به انجام برسانم. از قضا در تقسیمات پس از دوران آموزشی بنا شد بنده در شهرستان محل سکونت که همان آبادان باشد در واحد اداری "طرح و برنامه و بودجه" بعنوان مسئول کامپیوتر خدمت کنم. دوستانیکه در این اواخر به خدمت رفته اند حتما میدانند که برای سبک و سنگین کردن عقاید و باورهای سربازان در همان ابتدا آنها را به واحد "حفاظت اطلاعات" نایب الزیاره میکنند. حالا سربازان واحدهای اداری را احتمالا بیشتر سبک و سنگین میکنند. بهرترتیب.. بنده که مثل بسیاری از جوانان همسن و سال مقلد کسی نیستم اما یکی از سئوالهای حافظان اطلاعات این بود که مرجع تقلید شما کیست؟ قطعا سرباز میداند که در پاسخ آن سئوال نباید بگوید که مرجع تقلید او "آیت الله منتظری" است, و سربازی مثل من که قرار بود در واحد اداری خدمت کند میگفت: معلوم است که مرجع تقلید من کیست, آیت الله خامنه ای است! این شرح ماجرای سرباز وظیفه چون منی است که آمده بود 19 ماه خدمت کند و برود دنبال کار و زندگی خودش, اما تقلید از آقا برای کادری های سپاه یا بقول خودشان "رسمی ها"شبه الزامی است. یعنی تقلید از آقا درست مثل این است که کادریهای سپاه و بسیج و کارمندان دادگستریها و صدا و سیما و دیگر ارگانها صبح سر کار خود بیایند و رهبر نامه های "کیهان" و "جمهوری اسلامی" را بر میزهای کار خود ببینند... تازه جدای از تمامی استدلالاتی که همه از جمله نیک آهنگ از آن آگاه هستند آخر ولایت و تقلیدی که سرتاپا دروغ و نیرنگ و تزویر و ریا و ندا کشی باشد چه احترام و یا اقلیت و اکثریتی میتواند داشته باشد!؟
بحثی که نیک آهنگ براه انداخت
برخلاف تصور نیک آهنگ فکر میکنم بهتر میبود ایشان بعنوان یک هنرمند دوست داشتنی ترجیح میدادند که بحث نکشیدن کاریکاتور خامنه ای را پیش نکشند. انقدر هم دلیل و حجت و برهان برای عدم فرا رسیدن زمان برای نکشیدن کاریکاتور خامنه ای نیاورند. دلیل هم ساده است, نخست اینکه دقیقا اینک زمانی است که هرکسی نیک آهنگ را بعنوان کاریکاتوریست میشناسد دوست دارد که نیک آهنگ کاریکاتور طرف رابکشد و اتفاقا بدجوری هم بکشد, حالا شاید چند نفرشان هم ایمیل بدهند و بخواهند نیک آهنگ کاریکاتور را نکشد.. دوم اینکه آدم عاقل در این روزها اگر انتقاد, حمله, پرش و جهشی بر علیه خامنه ای دارد با خلوص نیت موارد ذکر شده را انجام میدهد اما آن آدم عاقل در این روزها بهیچوجه و تحت هر عنوانی راضی نمیشود از خامنه ای دفاع کند. البته نیک آهنگ هم بهیچ وجه از خامنه ای دفاع نکرده است.. اما اگر ایشان بنا بر هر دلیلی نمیخواهند کاریکاتور خامنه ای را بکشند بهتر میبود که امر را مسکوت گذاشته و سعی نکنند با برهان و ادله با سیل خشم براه افتاده بر علیه خامنه ای درگیر شوند!
اقلیت و اکثریت
از صحبتهای نیک آهنگ اینگونه برداشت میکنم که ایشان با احترام به عقاید اقلیتی که از خامنه ای تقلید میکنند راضی نمیشود کاریکاتور ایشان را اینک بکشد. جدای از نحوه و چگونگی تعیین آن اقلیت و ماهیت آن اقلیت سئوال بنده این است که احترام به خواسته اکثریتی که میخواهند نیک آهنگ کاریکاتور خامنه ای را بکشد در کجای کار قرار دارد؟
گل آقائی کردن گل آقا
باز از صحبتهای نیک آهنگ برداشت میکنم که ایشان خود را از نسل کاریکاتوریستهای گل آقا میداند و گل آقا با توجه به فضای مسمومی که آقای خامنه ای و مقلدانش برای مطبوعات و آزادیهای مختلف در داخل بوجود آورده اند همواره حد و مرزها را رعایت میکرده است. اسم این را هم شاید بتوان احترام به عقاید مذهبی مردمی که در این روزها میخواهند سر به تن این مرجع تقلید نباشد گذاشت و یا بتوان از کاریکاتوریست دانمارکی مثالی آورد و حضرت محمد را با مقام مرجعیتی آقا مقایسه کرد! اما سئوال اینجا است که اگر گل آقای ما در کانادا بود یا بلعکس ایران برای گل آقا کانادا میبود آیا باز هم همان گل آقا باقی میماند یا هفت جد آباد خامنه ای را هم به کاریکاتور میکشید؟
آیا مرجع هم برای مرجعیت خود احترام قائل است؟
بدون اینکه قصد دفاع از شخصی را داشته باشم و حتی با اینکه خود هم برای مستعار نویسی و مستعار نویسان حرف و حدیثهائی دارم اما فکر میکنم در این میان اشتباهی رخ داده است. آقای خامنه ای نمیتواند هم برای بی حرمتی به مراجع و سرکوب آنان مورد انتقاد قرار بگیرد و هم بعنوان یک مرجع مورد احترام واقع شود! اگر مرجعیت ایشان و در مواردی دیگر کل مرجعیت امروزه احترام خود را از دست داده است, نمی توان این مساله را به پای کسانی که خود را تابع دین نمیدانند و یا منتقدین نظام و رهبر آن گذاشت. بلکه این آقای خامنه ای است که از موضع یک مرجع پای در جایگاه مستبد گذاشته و ما را تا این نقطه که اینک درگیر آن هستیم رسانده است.
ما و خامنه ای
برخلاف سلیقه میخواهم از افراد با نام یاد کنم. بعقیده من به نوشته های طنز پردازی مثل ابراهیم نبوی پس از 22 خرداد و انتقاد صریح و آشکار و حتی تند ایشان از خامنه ای در نوشته های مختلف میتوان خیلی چیز ها گفت. اما یکی از آنها میتواند "تعامل با واقعیتها" باشد. بدون شک تعامل با وضعیت موجود با سبک و سیاق قبل از 22 خرداد میتواند به نوعی جا ماندن از قافله باشد! تابو را خود خامنه ای شکست. اینک این مرجع دیگر تابوئی ندارد. کاریکاتورهایش هم بدجوری کشیده میشود. قطار مردم از خط قرمز عبور کرد, جا ماندن از قطار برای هر کس با هرچه هنرمندی که در چنته داشته باشد امر خوشایندی نیست.


پی نوشت
از بازگشت بلوچ خوشحالم

نسخه ای از سند تنفیذ محمود

|
نمیدانم چگونه از خجالت این حجت الاسلام حجازی رئیس دفتر آقا دربیایم. هی پشت سر هم اسناد محرمانه را از دبیر خانه آقا کش میرود و برای ما فکس میکند, هرچه میگویم آقا نکن این کارها را,با این کارها نظرت از نظر آقا دورتر میشود, لا اقل این نسخه های محرمانه را برای وبلاگهای دیگر بفرست, ملت خس و خاشاک داده این همه وبلاگ!... خلاصه به گوش این حجت الاسلام نمیرود که نمیرود و هی دوباره اسناد را برای ما فکس میکند و ما هم مجبوریم این اسناد را برای شما امت حزب الله سابق و خس و خاشاک کنونی پخش مستقیم کنیم.
خانمها و آقایان این شما و این هم نسخه منطبق با اصل سند آقا در تنفیذ ریاست جمهوری محمود

طرز تهیه یک انقلاب

|

امروز طرز تهیه یک انقلاب را از "الف" تا "ی" و بشکلی کاملا تکنیکال و پروفشنال برای شما خس و خاشاکیان ایران زمین شرح میدهم. شایان ذکر میشوم که این نسخه بر گرفته از چکیده خلاصه شده انقلابی شهیر سید علی ابوالچگوارای خامنه ای است.
موارد مورد نیاز
مقداری ا.ن – یک عدد خامنه ای- چند سر جنتی و احمد خاتمی و در این اواخر لاریجانی- یک بسته مجلس- یک پیمانه حسین شریعتمداری و فارس نیوز ( اگر میخواهید انقلابتان تزئینی هم باشد میتوانید از چند متر افشین قطبی و شریفی نیا و جهانگیر الماسی هم استفاده کنید)
زمان مورد نیاز برای تهیه یک انقلاب به اضافه چه باید کردهای آن
ابولچگوارا معتقد است که مناسبترین زمان برای بارور کردن یک انقلاب ناب همانا 30 سال تمام است. در فاصله این سی سال شما باید کارهای ذیل را برای بارور کردن انقلابتان انجام دهید
الف: سیخ خور ملت را ملس کنید(1)
این شیوه به این معنی است که باید تا آنجا که جا دارد به ملت سیخ بزنید. آنها را هالو گیر بیاورید و پسوند اسلامی به جمهوری بچسبانید و جمهوریشان را مثل آزادی و کرامتشان هپلی کنید. مقداری خلخالی و نیری بیاورید و به جانشان بیاندازید. هر وقت تعداد اعدامیان از صد هزار به بالا رسید شما میتوانید مطمئن شوید که مرحله نخست تهیه انقلاب را به خوبی انجام داده اید. سپس شما میبایست تعدادی ری شهری و فلاحیان و سعید امامی دست و پا کنید و ملت را تا آنجا که جا دارد در داخل و خارج ترور کنید ( بقیه موارد را میتوانید طبق سلیقه انجام دهید, مثلا به دختران باکره در شب قبل از اعدام تجاوز کنید و ...)
ب: سیخ خور ملت را ملس کنید (2)
احتمالا پس از اعمال گزینه الف شما لاجرم با نسل دوم و سوم انقلاب خودتان روبرو خواهید شد. لذا برای بارور کردن انقلاب آتی سیخ خور نسلهای دیگر را هم ملس کنید. به این ترتیب که آنها را در خمار اصلاحات بگذارید, فعالین دانشجوئی را از ساختمانها پرتاب کنید, هر از گاهی شخصی را در اوین خودکشی کنید, برای بازداشت و ایذاء فعالین زنان بهانه اختراع کنید, قاضی مرتضوی و حسین شریعتمداری و قاضی حداد و جانوران مشابه را به جان ملت بیاندازید.
ج: سیخ خور ملت را ملس کنید (3)
در این گزینه شما کافی است ملت را تشویق به رای دادن کنید و سپس رای آن را بدزدید
پخت انقلاب
حال که تمامی موارد فوق را انجام دادید میتوانید پخت انقلاب را شروع کنید. گاز را روشن کنید و رای ملت را در ماهیتابه بگذارید. رای ها که خوب دزدیده شد در صندوق را باز کنید و ا.ن را بیرون بیاورید. توجه داشته باشید که از این نقطه به بعد میبایست همیشه ماسک بر صورت داشته باشید تا بوهای مختلف شامه شما را آزار ندهد. بگوئید که این ا.ن را مردم انتخاب کرده اند و بعد هم فصل الخطابی انجام دهید تا مردم بترسند و بیشتر انقلاب کنند. در این لحظه کسی برای شما تره خورد نمیکند و همه بدنبال انقلاب هستند, شما هم باید فیتیله انقلاب را با خلوص نیت بالا برده و شعله ورتر کنید. به این ترتیب که اجازه دهید احمد خاتمی و جنتی و شریعتمداری اظهاراتی انجام دهند. فی مابین تمامی اینها ملت را با نام دوم و سوم و چهارم آن که عبارتهائی مثل خس و خاشاک, عده قلیل, یزیدیان, مخملیان و غیره است مورد خطاب قرار دهید و تا میتوانید تعداد لباس شخصیها را زیاد کنید و خس و خاشاک را به گلوله ببندید...
خب الان تقریبا انقلاب شما به مرحله پخت مناسبی رسیده است. به این مرحله "کاریکاتور انقلاب 57" هم گفته میشود. اینک لازم است شما مرحله تنفیذ را به عمل آورید تا انقلاب شما هر چه سریعتر آماده شود. بسته مجلس را باز کنید و آن را با بقیه محتویات و ا.نی که در ماهیتابه انقلاب است غاطی کنید. توجه داشته باشید که قبل از ریختن مجلس به ماهیتابه لازم نیست ریشهای لاریجانی را تمیز و آنکارد کنید چون ملت اتوماتیک وار یک انقلاب تمیز را تحویل شما خواهد داد.
انقلاب شما اینک آماده است. میتوانید آن را با خلوص نیت و اشتهای فراوان نوش جان کنید.

تعدیل میکنم: ا.ن رئیس جمهوری منتخب آمریکا است

|

در راستا به این نظر که همه از عشق افلاطونی آقا مقام عظمی به ا.ن روایات مختلفی نوشته و اتفاقا من هم یکی از آنها بودم, و نظر به راستای اینکه هیچکس از عشق افلاطونی سید باراک اوباما به ا.ن مطلبی ننوشت, بنده تصمیم گرفتم دست به این امر خطیر بزنم.
پیشاپیش تذکر میشوم این مطلب اصلا ریشه های ضد امپریالیستی توهمی استکباری ندارد.
کاخ سفید اخیرا گفته است ا.ن رئیس جمهوری منتخب ایران است و ما او را تحت این سمت برسمیت میشناسیم و حالا برای اینکه مردم ایران قهر نکنند برای او نامه تبریک نمی نویسیم و فقط تلفنی با او صحبت میکنیم. آخه تلفنها تحت کنترل برادران است و ملت متوجه نمیشود ما کی تلفنی صحبت کردیم و کی نکردیم. تازه رمز هم میگذاریم تا مردم اصلا متوجه نشوند چه کسی تماس گرفته است. به من گفته اند رمز را افشا نکنم و من هم اصلا افشا نمیکنم که اگر تلفن 3 بار تک زنگ خورد به این معنی است که اوباما پشت خط است.
اما اگر اوباما نمیتواند خاطرات دوران کودکی و تیله بازی خود را در گرمسار با ا.ن فراموش کند خب چرا چوبش را باید ما بخوریم!؟ ما که به ا.ن رای ندادیم, تازه انقدر عقل در کله داریم که تا یک میلیون سال سیاه دیگر هم به ا.ن رای ندهیم. اصلا طرف شکل و شمایل کسی که به او رای بدهند را هم ندارد! شاید خود آمریکائی ها به ا.ن رای دادند که انقدر مطمئن از ایشان بعنوان رئیس جمهور منتخب یاد میکنند! اگر آمریکائی ها به او رای دادند پس چرا ما باید جورش را بکشیم!؟ مگر ما مستعمره آمریکا هستیم که برای ما رئیس تعیین تکلیف میکند!؟ همین مقام عظمایشان کفاف کل تاریخ استعمار زدگیمان را میکند انقدر که تا 100 نسل دیگر دوران استعمار زدگی خود را فراموش نخواهیم کرد...
اگر کاخ سفید تا این حد شیفته رئیس جمهور منتخبی مثل ا.ن است, خب یک بوئینگ دو طبقه بفرستد او و بقیه موجودات عجیب الخلقه حامی او را بردارد و ببرد واشنگتن دی سی برای خود یک باغ وحش راه بیاندازد. ما اگر قرار است آنها را بفرستیم با توپولوف میفرستیم و احتمال اینکه هیچگاه به واشنگتن دی سی نرسند بسیار زیاد است.
آقای کاخ سفید در این روزها چقدر شبیه احمد خاتمی شده است, قرار بود در امور داخلی ما دخالت نکند اما در امور داخلی مقام عظمی و ا.ن ایشان دخالت نمیکند و دقیقا در امور ما دخالت میکند و برایمان رئیس جمهور تعیین میکند! اصلا به تو چه که ما چه کسی را انتخاب کرده ایم و چه سرنوشتی را برای خود میخواهیم؟ به تو چه که ما بمب اتم داریم یا نداریم که به بهانه آن میخواهی با قاتلین ملت ما مذاکره کنی؟ تازه مذاکره تو هم در نهایت بمبی میشود و بر سر ما میریزد, چرا نمیگذاری خود سرنوشت خود را رقم بزنیم و از این رژیم آدمخواری که حافظ منافع تو است راحت بشویم؟...
اگر ا.ن را شما انتخاب کرده اید شما هم او را نوش جان کنید و پشت سرش, جمهوریت و مدنیت و آزادی مطبوعات و قانون و نظام پارلمانی و دیگر دست آورهای خود را هم قورت دهید تا راحت هضم شود, چرا این کوفت و زهرمار را برای ما تجویز میکنید!؟ اگر خیلی زرنگ هستید پس چرا خفه خون نمی گیرید!؟
...

تنفیذ و مخلفات

|


دندان کشی در روز تنفیذ

|
ما دیدیم نیک آهنگ از صدمه ای که در بازی فوتبال از ناحیه مچ دست دیده بود مینالید گفتیم ما هم از مصائب خود ذکر خیری کنیم. بخصوص از مصیبت امروز که من آنرا مصیبت کبری نامیدم. شایان ذکر مینمایم که این مصیبت کبری مصادف با روز تنفیذ ا.ن از سوی مقام عظمای توهمی بود.
این مصیبتها بشکلی سریالی وارد آمدند. جریان تقریبا دو ماه پیش آغاز شد. اینجا فیلم به عقب برمیگردد و صحنه سیاه و سفید و فردینی میشود, من هم دو ماه جوانتر هستم. تازه از آنفولانزای دو هفته ای مشکوک خود خوب شده بودیم که دوستی از خوارج نزد ما آمد و گولمان زد. به این ترتیب که گفت بیا برویم "اوکاروا" ما هم چه میدانستیم اوکاروا کجاست! فکر میکردیم یک جا در همین کره خاکی خودمان است. گفتیم باشه میرویم اوکاروا. شال و کلاه کرده و سوار ماشین شده و به راه اوفتادیم که بعد از یک ساعت رانندگی فهمیدیم اوکاروا در کره خاکی نیست و در آسمان است! ما هم در شبی تاریک و مه در آسمان لب به لب پرتگاههای نامرد نیوزلندی در حال رانندگی هستیم! دروغ چرا, دوست داشتیم به دوستمان فحش بدهیم اما هرچه که آن پایین مایینها بود به گرد حلق ما پاپیون شده و نای دهان باز کردن هم نبود. اشهدمان را هم در آن جاده های کفر خواندیم اما گوئی در آن شب نظر عزرائیل به نظر ما نزدیک نبود و بسراغمان نیامد. شما بخوانید صحیح و سالم به اوکاروا رسیدیم. شب را در هتل بسر کردیم و صبح جوگیر شده بسمت ساحل رفتیم, آن هم در این زمستان بی رحم که حتی صدای پنگونها را هم درآورده است. یک پل چوبی در آنجا بود که خیر سرمان میخواستیم بر روی آن قدم بزنیم و کف ساحل را هم ببینیم که ناگهان چوبهای لزج از جولبکهای دریائی آن پل توطئه ای نرمی بر علیه ما انجام داد و ما هم با نامردی هر چه تمامتر لیز خورده و واژگون شدیم و انگشت شصت دست چپمان هم شکست و هم پاره شد! تو گوئی گول نخورده و به سفر نرفته بودیم بلکه همانجا خود آیت الله جنتی را دیده بودیم و نه عکس او را.
با انگشت شکسته به شهر محل سکونت عروج کردیم و مراسم گچ گیری انگشت مبارک را به جا آوردیم که چند روز بعد دندانمان کله کرد و شروع کرد درد گرفتن. باز خیمه خود را برداشتیم و اینبار آن را در مطب دندانپزشک کوبیدیم. دندانپزشک هم نامرد تر از دندان ما از آب درآمد و گفت باید این دندان راکشید! خلاصه یک ماهی این دندان را با مسکن گول زدیم بعد فهمیدیم که داریم خودمان را گول میزنیم. امروز هم با سرافکندگی هرچه تمامتر به نزد همان دندانپزشک رفتیم و او نیز طی یک عملیات کامل قصابی دندان را کشید.
دارم فتوکاتورهائی بمناسبت تنفیذ ا.ن ادیت میکنم. ادیت فتوکاتور و مزه پرانی با نیم صورت بی حس شده و دندانی کشیده هم برای خود عالم مزخرفی دارد که خدا نصیبتان نکند.

سرنگونی نظام مقدس به رهبری سید علی خامنه ای

|

اکنون که همه دانستیم رای هایمان کجا است و دیگر لزومی ندارد هی جیبهای سید علی خامنه ای را برای یافتن رای هایمان بگردیم و جان علیل آن بنده خدا را بیش از این آزار دهیم. فکر میکنم بهتر باشد بجای اتلاف وقت و گوش دادن به یوتیوبهای آقای سازگارا و اکبر گنجی و رضا پهلوی و دیگر دوستان, گوش به زنگ سید علی خامنه ای, این رهبر بزرگ انقلابی باشیم تا هر چه زودتر نظام مقدس سرنگون شده و یک نظام پارلمانی و دموکراتیک و عاری از دیکتاتور را جایگزین این نظام کنیم. پاره ای از تئوریهای استاد سید علی خامنه ای رهبر بزرگ انقلاب بر علیه نظام بنظر عقیده من مهم آمد که سعی میکنم آنها را به شرح ذیل برای شما امت حزب الله سابق و خس و خاشاک کنونی ذکر کنم:
1- قبلا ( ما که ندیدیم, یوتیوب هم که نبود الان ببینیم, لذا فقط شنیده ایم) طرف دوست داشت سیاسی بشود. گیج میشد و به زیر زمین خانه خود میرفت, یکی دو صفحه از مانیفست کارل مارکس و فلسفه هگل و یا رساله امام میخواند گیجتر میشد و از زیر زمین به خیابان میرفت. رژیم طاغوتی طرف را دستگیر میکرد و یکی دو هفته در زندان نگهش میداشت و احیانا یکی دو تا چک هم به او میزد ( در اینجا زندان به معنی اوین و کهریزک و طبقه چهارم وزارت منفی کشور و اماکن مشابه نیست ) طرف اینبار از مرحله گیج و گیجتر به آسمان گوزپیچ شدن عروج میکرد و انقلابی میشد. بعد هم انقلاب اول خود او را قورت میداد و بعد ایران را. خب این فاز کاملا از سوی استاد سید علی خامنه ای مردود و رفوزه است. ایشان معتقدند حالا که 30 سال از سقوط نظام طاغوتی میگذرد و همه طرفها اینک از خود سید علی خامنه ای هم سیاسی تر هستند را باید در خیابان با گلوله واقعی ( توجه داشته باشید که اینجا گلوله به معنی پلاستیکی یا مشقی یا هوائی نیست ) هدف قرار داد. از اصابت گلوله ها به فرق سر و قلب و گیجگاه طرفها کاملا مشخص است که استاد سید علی بر این عقیده نیستند که میبایست طرفها را از کمر به پایین مورد اصابت قرار داد. استاد که بلد نیست یوتیوب و سی ان ان و بی بی سی خبیث ببیند, تازه دیدن آنها را هم برای نظام و سپاه و بسیج خطرناک میداند, لذا طرفها ( در برخی روایات از طرفها بعنوان مردم هم نام برده اند ) این صحنه ها را میبینند, رگ غیرت و حکمت و حماسه و سیاست و مهرورزی آنها میشکفد ( استاد و دارودسته فاقد اقلام ذکر شده هستند) و خیابانها را تبدیل به خانه دوم خود میکنند و نظام مقدس را چند کیلومتر ( واحد شمارش استاد و بسیج و سپاه و جنتی و مصباح فرسخ است, آنها باید چند کیلومتر را به چند وجب تقسیم کنند تا واحد فرسخ مشخص شود) به پرتگاه سقوط نزدیکتر میسازند.
2- اصولا شیوه "تفرقه بنداز و حکومت کن" قبلا مال انگلیسی های خبیث بود. اما طی 30 سال گذشته دربست مال نظام مقدس است. تولیداتی مثل ایرانی داخل کشوری و ایرانی خارج از کشوری, ایرانی مشارکتی ایرانی تحریمی, ایرانی اصلاح طلب و ایرانی اپوزیسیون و دیگر اقلام جملگی محصول همین کارخانه نظام مقدس است. استاد سید علی بر این باورند در این فاز که میتواند از سوی نظام مسلحانه هم باشد باید نظام نظر خود را به نظر ا.ن نزدیک کند تا میلیونها ایرانی که در طی 30 سال اخیر کار و باری بجز سیخ خوردن از نظام مقدس نداشته اند نظر خود را به همدیگر نزدیک کنند و یک شبه تمامی تفرقه ها را محو کرده و برای برکناری رهبر و نظام او متفق القول شوند و شعار استقلال, آزادی, جمهوری ایرانی را سر دهند.
3- قبلا ساواک سالی یکروز آدم میکشت اما خدائیش اسم قشنگی داشت و خودش هم خوش تیپ بود و کروات میزد. اما استاد سید علی بر این باورند که اطلاعات و اطلاعات سپاه و حفاظت اطلاعات ناجا و بسیج و سپاه و لباس شخصی و بازنشست آتش نشانی که حقوقش دم انتخابات دو برابر شده است و فارس نیوز و رجا نیوز و کیهان و صدا و سیما و زری پلنگ و قاسم آش فروش و عباس تک چشم و ... میبایست سالی یکروز آدم نکشند و بقیه روزهای سال را آدم بکشند. علاوه بر همه اینها میبایست اسمهای قشنگی هم نداشته باشند و ریخت و قیافه آنها شبیه جنتی و مصباح یزدی باشد. تازه وزیر اطلاعات سابق باید انسانها را گاز بگیرد, خب تمامی اینها و با ارفاق ( ارفاق در اینجا به معنی زیر سبیلی رد کردن فیروز آبادی و احمد خاتمی است) منجر به این میشود که ملت برای رفع اسهال هم که شده دست به سرنگونی نظام بزنند.
4- قبلا گلسرخی را بعنوان یک انقلابی ( اتفاقا خود هم میگفت که انقلابی است) در دادگاه محاکمه میکردند و میگذاشتند طرف هرچه دوست دارد بگوید و قهرمانانه هم اعدام شود. اما استاد سید علی بر این باور است که مردم تا حالا کم دروغ شنیده اند. و اینبار میبایست محبوبترین چهره ها را با لباس خوابی که خیلی به شریعتمداری میآید و یک جفت دمپائی پلاستیکی به دادگاه کشاند و کاغذی بدست آنها داد که از روی آن اعترافات کیهان و فارس نیوز را بخوانند. مردم این صحنه ها را میبینند, احساساتی میشوند, یادشان میرود که بدنبال رای های گمشده خود بودند و آرزو میکنند خود رهبر را در این لباس و دادگاه ببینند. حالا شما برداشت نکنید که این میتواند به معنی سقوط نظام هم باشد بلکه بجای برداشت یقین حاصل کنید.
5- کیهان و فارس نیوز با عجله و کلی غلط املائی و سوتی و قاف و گاف چپ و راست برای استاد سید علی خامنه ای که خود رهبر انقلاب بر علیه نظام مقدس است, انقلاب مخملی و برانداز کشف میکنند. تازه نام فامیلی براندازان را هم اشتباهی مینویسند و کلی احساسات براندازان را هم جریحه دار میکنند. مثلا نام فامیلی یکی از براندازان را "همدانی خراسانی" نوشته بودند! برانداز بدبخت در حل این معما مانده بود که همدان چگونه به خراسان وصل شده است!؟ اما از این که بگذریم به این میرسیم که سربازان گمنام امام زمان در کیهان و فارس نیوز خیلی ناشیانه انقلاب و برانداز کشف میکنند. مثلا میگویند زنان و دانشجویان و کارگران برانداز هستند و از آن طرف وبلاگ نویسان و معلمان و مادران و رهگذران و ... را جا میاندازند. خب به کسانیکه از قلم افتاده اند بر میخورد دیگر! میگویند مگر ما چه چیزی کم داشتیم که ما را جزو پروژه های براندازی حساب نکرده اند! کم کشته دادیم؟ یا کم در خیابانها و دیگر اماکن مرگ بر دیکتاتور گفته ایم؟ از این رو باز هم احساسات جریحه دار شده جریحه دارتر میشود و هی براندازی نظام مقدس حتمی تر میشود.
استاد سید علی خامنه ای در رهبری انقلاب بر علیه نظام مقدس موارد بسیار دیگری را هم برای ما و جهانیان فکس و ایمیل و یوتیوب کرده است که ما سعی میکنیم در دیگر مقالات علمی انقلابی به آنها اشاره کنیم و سر شما را بیش از این بدرد نیاوریم.
خب زنگ تفریح تمام شد. برویم خیابان مابقی کارهای عقب مانده برای سرنگونی این نظام را انجام دهیم.