ملت اینبار دارکوب میشود/ اکشنی از سپاه

|
الحق که عقل این دنیا به چشم اوست و تنها قادر است کسب مقام و جایگاه و عناوین را ببیند. حال که بعد از انقلاب و با آنهمه کمبود امکانات و اتحاد و تبانی تمامی نیروهای استکبار داخلی و خارجی و جنگ هشت ساله و انتخابات, در نهایت توانستیم رکورد ریشه کن کردن روزنامه نگاران را در کشورمان به تحقق برسانیم و به مقام نخستین زندان روزنامه نگاران در جهان نایل آئیم ویکی پدیاهای مختلف شروع به ثبت این مقام ارزشمند کرده و از طرفی دیگر دستآوردهای نظام مقدس را نادیده میگیرند.
البته بدون شک تمامی این دستاوردها بدون تلاشهای بی وقفه دولت خدوم و مردمی محمود و حمایتهای بدون ترمز رهبر سابق امکان پذیر نبود. اما من به نوبه خودم تمامی وجدانهای بیدار جهان که جمعا پنج شش نفر هستند را گواه میگیرم و از دولتهای ونزوئلا و حزب الله و حماس و سوریه میخواهم صدای خود را بر علیه استکبار و اعوان بلند کنند و از دستاوردهای انقلاب بگویند که: جند الله هم الغالبون
چرا فقط مقام نخستین زندان جهان!؟ نامردهای مستکبر مگر ما کم اکتشاف کرده ایم!؟ چرا از اکتشافهایمان نمیگوئید!؟ اگر ادیسون یهودی صهیونیستی چند چیز بنجل مثل برق و لامپ و رادیو را کشف و اختراع میکرد دنیا را از های و هویتان کر و کور نمیکردید؟ اگر گراهامبل شراب خوارتان تلفن را کشف و اختراع میکرد حوصله دنیا را با تک زنگهایتان به سر نمیبردید!؟
حالا بچه های گمنام ما با این همه اکتشافات چرا جائی در ویکی پدیاهای شما ندارند!؟ همین چند روز پیش گرداب چندتا ضالین اکتشاف کرد. آنهم از شماره 1 تا 5. نه مثل گراهمبلتان که یک تلفن اکتشاف کرد و بعد مرد. از بس که گوشت خوک میخورد.
قبلا به زکریای رازی پز میدادیم, البته شما هم این را باور دارید چون چپ و راست از اسید و سرکه و الکل و دیگر اکتشافاتش استفاده میکنید. اما الان ما ورژن جدید به بازار داده ایم. آنهم ورژنی خدوم و پرکار و اضافه کار, ورژنی از جنس دولت پابرهنگان, ورژنی از جنس محمود, ورژنی بنام "محسنی اژه ای"
محسنی اژه ای هر وقت رهبر سابق اراده کند و یا مزاج مبارکشان منعکر شود, برایشان درجا انقلاب مخملی کشف میکند, شما همچین اعجوبه ای دارید اصلا؟ مسلما ندارید.
همین چند روز پیش چندتا جانور نرم و مخملین پیدا کرد که همه ریختند ببینند پسر عمه و پسر خاله و دوست دخترهایشان بین این جانوران نرم و مخملین هستند یا نه. تعدادشان هم کم نبود که, عدد را از هزار به بالا بگیرید, اژه ای را هم دست کم نگیرید.
هنوز به سوراخ سمبه های اژه ای نرسیده بودیم که دیدیم از آنور بچه های گمنام سپاه چند تا دارکوب کشف کرده اند, باز هم آن تعداد باقیمانده ملت که هنوز دارکوب نشده اند ریختند تا ببینند دوست و آشنایانشان در بین دارکوبهای کشف شده هستند یا نه؟
هنوز به دارکوب نرسیده برادران گمنام بسیج چندتا سنجاب کشف کردند. تازه اکتشافات هم یکی از یکی براندازتر. باز چند نفر باقیمانده ملت رفتند ببینند عمه و خاله و ننه و باباهایشان بین این سنجابها هستند یا نه؟
به سنجاب نرسیده صدا و سیما چندتا خس و خاشاک پیدا میکند که به شیوه دوگل کوچیک بازی کردن در حال براندازی هستند. دو سه نفر باقیمانده ملت میروند صدا و سیما تا ببینند آن همه ملتی که مفقود شده در بین حس و خاشاک صدا و سیما است یا نه؟
به خس و خاشاک نرسیده نیروهای لباس شخصی چندتا خرگوش برانداز کشف کردند, ایندفعه دیگر کسی جز من باقی نمانده بود, رفتم ببینم خودم جزو خرگوشها هستم یا نه؟
خلاصه امر اینکه بچه ها زحمت میکشند. ملت را چپ و راست کشف میکنند. آنها را دستگیر و بازداشت و باتوم خور و گلوله خور میکنند, همه این کارها را میکنند, امنیت رهبر مسلمین جهان (همان رهبر سابق مسلمین ایران) را فراهم میکنند. این همه اکتشاف و فداکاری. چرا از آن یادی نمکینند این مستکبرین. دلیلش چیزی جز حقد و حسد به این حکومت جدید اسلامی پیشنهادی از سوی حاج آقا مصباح یزدی چه چیزی میتواند باشد !؟

نیاندرتال انتخابات را تائید کرد, مگر نیاندرتال مغز هم دارد!؟

|

مملکتی که گره کارش بدست جنتی باشد خس و خاشاکش هم بدست بسیجی ها منافق کش میشود. رئیس جمهور منتصبش هم ملات خنده مدودوف.
شکی ندارم که اگر حضرت نوح هم میدانست جنتی در چنین روزی اسباب بی آبروئی او میشود و مرسول بودن او را به زیر سئوال خواهد برد, بهیچ وجه او را سوار کشتی خود نمیکرد. البته آن بنده خدا از تمامی جانوران زوجی پیدا کرد اما جنتی تک تحفه بی نظیری بود که نمونه دومی هم از او یافت نشد. ما در جمع این ملل چقدر بد شانصیم که این تک تحفه هم نصیب ما شد!
جنتی که شاهدان عینی میگویند آیت الله است و با عدل و عدالت و اینا سروکار دارد بعد از 16 روز تمام که خیابانهای ایران نگونبخت را به جبهه های دوران هشت سال دفاع مقدس تبدیل کردند اعلام کرد که انتخابات خیلی انتخابات بوده و صحیح است و او هم شهادت میدهد. البته پیشآپیش ولی امر خود جنتی هم نتیجه را غیرمغرضانه اعلام کرده بود و ما پیشآپیش میدانستیم که نتیجه چیست. گوئی تنها مشکل موجود در این چند روزه حضور مردم در صحنه بود که حضرات به این نتیجه رسیده اند که ملت دوباره از صحنه غایب شده است.
اما آیت الله جنتی بی مرام, الهی یک روز با آینه روبرو شوی و در جا سکته کنی, این چه انتخابات صحیحی است که هلی کوپترهای سپاهتان هنوز بر فراز رای دهندگان در حال پرواز است !؟
این چه انتخابات صحیحی است که برای حبس رای دهندگان و حامیان کاندیداهائیکه یک شبه غیر خودی شده اند از چاله و چوله های خیابانها هم نگذشتید!؟
این چه انتخابات صحیحی است که ولی امرتان با تهدید و اعلام جنگ به رای دهندگان صحت آن را اعلام کرد و اینک شما هم صحت آن را بهمین ترتیب اعلام کرده اید!؟
مگر در کشتی نوح روال صحت گذاری به این ترتیب بود که محسنی اژه ای تان بجای کشف دو سه تا انقلاب مخملی در سال اینک اضافه کاری کند و ده بیستا انقلاب مخملی از نوع انتخاباتی در فاصله 16 روز در کت رای دهندگان فرو کند!؟
این چه انتخابات صحیحی است که صدا و سیمایتان با آن تاریخ عظیم دروغ پردازیها آنقدر دروغ مصرف کند که ظرف 16 روز تمامی دروغهای جهان تمام شود!؟
آخر این چه انتخابات صحیحی است که در نتیجه آن محمود رئیس جمهور میشود!؟ درست است که ما خس و خاشاکیم اما انقدر عقل داریم که وقتی پای صندوق رای سوراختان برویم به محمود رای ندهیم. بابا طرف از ضایع بودن هم یک چیزی آنطرفتر است. مگر اینکه شما انتخابش کنید. ما تا هزار سال دیگر از این غلطها نمیکنیم.
الی آخر این بحث بجای سه نقطه سی هزار نقطه میخواهد, اما مطلب آخر اینکه این چه انتخابات صحیحی است که شما باید صحت آن را صحه بگذارید!؟

شمشیر علی بخوره توی کمرت, فاطی پلنگ

|

فاطی پلنگ, من یکی به سهم ناقابل خودم اعتراف میکنم که در مورد تو اشتباه فکر میکردم. اگه قول بدی منو نخوری, بقیه ماجرا رو هم تعریف میکنم.
همیشه وقتیکه میبینم کسی مانند شیرین عبادی یک زن است, این سئوال محوری را از خودم میپرسم که تو چرا باید زن باشی!؟ تو باید همان پلنگ باشی. البته با عرض معذرت از جناب پلنگ.
فاطی جان اصلا خر ما از کرگی دم نداشت. اگر مثل تو دم داشت مثل تو خوش شانص هم میشد. راستش را بخواهی ما تو را دست کم گرفته بودیم. خیلی هم دسته کم گرفته بودیم. فکر میکردیم که روال جاری در دنیا در ایران هم جاری است. نگو که ما جاری بودیم و روال همان پلنگی بود.
نگو ریش رهبر سابق به دم تو وصل بود و هرچه میگفتی از سر دیوانگی نبود. آن هم چه ریش کت و کلفتی. نامرد اقلا ریش جنتی را به دم مبارک وصل میکردی! بهرحال بگذریم.
فکر میکردیم که در آن مملکت و نظام آشپاله شده اش مرد عاقلی پیدا میشود که بفهمد تو دیوانه هستی. بلکه برای جوامع بشری و محیط زیست و مزاج انسانها و ترافیک شهری و بقیه چیزهای حیاتی خیلی هم خطرناک هستی.
فکر میکردیم اگر دهان باز کنی و حرفی بزنی موجودات زنده بیشتر میفهمند که کره زمین در معرض چه خطر جدی قرار دارد و بیشتر به صندوقهای رای هجوم میآورند تا به عقلانیت رای دهند و بی دردسر دهان جنابعالی را هم ببندد.
فاطی پلنگ جان, ما اشتباه میکردیم بد رقم! نگو تو و رهبر سابق همه جوره پلنگی حال میکنید و ما بیچارگان دربدر رای و صندوق و اینجور چیزها.
فاطی جان بخدا قسم فهمیدیم که تو از همان هزار سال و اندی پیش به این سمت از زمان پرتاب شده ای و ابوسفیان و معاویه و شمر و یزید و دیگر بچه ها را هم خوب میشناسی. اتفاقا خوب حالیمان شد که حسین شریعتمداری هم در کوفه همسایه دیوار به دیوار تو بود.
محمود عقب افتاده ات هم که ذولفقار بدست از صندوق رای بیرون آمد, شکم صندوق را که هیچ, شکم خلایق را هم با ذولفقارش پاره کرد. شوهر مترسکت هم که هنوز سخنگوی آن دولت مترسکتر است و وزیر داد و دادگستری و عضو آن مجلس خبرگان. دیگر از جان ما چه میخواهی آخر!؟
قبلا حرف میزدی ما میخندیدیم, اما الان دل و دماق نداریم بخدا. داغ ندا و دیگر عزیزان بر دل ما است. ببند آن چاه را و برو به آن علی مظلومت در کاخ ریاست جمهوری دلداری بده که حالا حالا ها با او کار داریم. قیافه او را که نمیتوان کاری کرد اما به او توصیه کن چند کلمه انگلیسی یاد بگیرد تا هم مدرک دکترایش حلال شود و هم وقتیکه به روسیه و اینور و آنور برود تا حدودی مظلومیتش برطرف شود.
برو پلنگ جان, برو خیر پیش.

در مسجد قبا اینبار موسوی پاس داد, کروبی گل زد

|

در دنباله گزارش علیرضا رضائی نازنین, شاخه گل طنزنویسان وبلاگستان
حاج آقا رهبر: من زیر بار حرف زور نمیرم.
مردم: ببخشید حاج آقا اشتباهی صورت گرفته, قرار نیست شما زیر بار برید, قراره ما شما رو زیر بار ببریم.
موسوی: حالا مجوز میدید یا بیانیه صادر کنم؟
یک نخودی در استانداری تهران: تجمعات غیر قانونی است و مجوز ندارد.
موسوی: مردم امام خیلی دموکراتیک بود و از کودتا خوشش نمیومد. بریزید توی خیابون و از حقتون دفاع کنید.
حاج آقا جنتی: حالا یه چند روز صبر کنید من دو سه تا صندوق براتون میشمارم.
کروبی: مرده متحرک, باز تو حرف زدی؟ من به تو اتمام حجت میدم.
حاج آقا رهبر: ناسلامتی من رهبرم ها ! بابا من قراره زیر بار حرف زور نرم, چرا حالیتون نیست.
کروبی: کجائی نمیبینمت این روزا !؟ خب اگه رهبری بذار این جنتی موش مرده نتیجه انتخابات رو به اسمت اعلام کنه و ملت هم اساسی بهات اتمام حجت کنه.
حاج آقا رهبر: اِه خیلی زرنگی !؟؟؟
موسوی: حال و حوصله ندارم ها, مجوز میدید یا باز بیانیه بدم؟
یک لباس شخصی: برارم حالا که سپر و کلاه خودشه دادی, لباسشم بده. مو مردوم از بس سنگ خوردوم.
حاج آقا رهبر: ذلیل مرده روزی دویست هزار تومن دارم بهت میدم, بازم یک مترو نیم زبونت درازه؟ مگه نمیدونی سال اصلاح الگوی مصرفه!؟ برو اون بادکنکای سبز رو بترکون فرزند.
لباس شخصی: ها سال اصلاح لوگوی ذرافَه؟ نه فالله مو توی ابرقو برق و تلفیزیون نراریم که! بادکنکاشونه با همو کالیبر شَشی که صداو سیما گفتهَ مو نداروم میزنوم, خیالَت تخت باشهَ اَمام.
موسوی: مجوز من چی شد؟
حاج آقا رهبر: ببین توی مسجد قبا بهت مجوز میدم اما نامردی نکنی ها, فقط توی مسجد تجمع کن.
موسوی: باشه, قبول.
تویتر, بالاترین, دنباله, وبلاگستان, کوچه و خیابان, شاخ آفریقا, مثلث برمودا, بی بی سی, voa, کوژپشت نوتردام...: آهای ملت تجمع در مسجد قبا با مجوز, وعده ما در مسجد قبا با مجوز, به صرف فک کودتا را پائین آوردن در مسجد قبا با مجوز...
حاج آقا رهبر: این چه کاری بود که کردم!؟ به بچه ها بگید هر 11 نفر تیم این موسوی رو بگیرن نذارن بره مسجد قبا.
عادل فردوسی پور: موسوی یه پاس بلند به کروبی, چه میکنـــــــه این شیخ تغییری!!! یکه و تنها در میدان, همه لباس شخصیا رو جا میزاره, توی سر جنتی میزنه و در مسجد قبــــا, گـــــــــــل, گــــــــل, گـــــــل !!!
محمد علی ابطحی در سلول انفرادی اوین و رو به تلویزیون, در حالیکه صورت تپل او از شدت ضربات مهرورزانه بچه های محسنی اژه ای ورم کرده است و با اشک شوقی در گوشه چشم: این یکی دلیل حمایت خودم رو از شیخ فراموش کرده بودم که بگم!

تحولات محمود در هفته ای که گذشت

|




نگو کودتا بر علیه محمود بود و این همه وقت سرکار رفته بودیم

|
"حقیقت را بپراکنید ولو اینکه صدا و سیما باشید"
(صحیفه حقیقیه, صفحه روی جلد, آرام ورق بزنید پاره نشود چون متعلق به عهد دایناسورهاست)
موارد مورد نیاز برای یک اعتراف گیری رهبر پسند
یک عدد حسین شریعتمداری در اتاق بازجوئی, چند عدد سعید مرتضوی در آن یکی اتاق بازجوئی, مقداری بازجو در این یکی اتاق بازجوئی, چند بسته برگه های آ4 که اعترافات در آن تایپ شده باشد, چند فقره خودکار بیک جهت امضا, تعدادی دوربین, چند کیلو فارس نیوز و رجا نیوز و فاطی رجبی و قاسم آش فروش و زری پلنگ و عباس مفو بعنوان شاهدان عینی صحنه.
و اما اعترافات
س.ش و ط.ض و قلی. م قرار بود بشکلی نامحسوس از شرت محمود عکس بگیرند و آنرا به بی بی سی ارسال کنند تا نظام سرنگون شود که خوشبختانه این اقدام براندازانه با مدیرت مدبرانه محمود و شرت نپوشیدنش خنثی شده و عوامل دستگیر و اکنون در حال اعتراف هستند.
ع.ق و ذ.ک به محمود دروغ بسته بودند که انگلیسی بلد نیست و جواب How are you? را Yes میدهد, و بجای محمود با رئیس جمهور روسیه فیلم گرفته بودند و آن را در یوتیوب منتشر کرده بودند تا مایه آبروریزی شود. این افراد آنقدر خام و کوردل بودند که نمیدانستند محمود آبروئی ندارد که ریخته هم بشود. در ضمن این دو عامل مسئولیت سازماندهی تیمهای یوتیوب را برعهده داشتند.
ملا حسنی هم مسئولیت به صف کردن وبلاگها را برعهده داشته است که آخرین اعتراف او نیز در وبلاگش موجود میباشد.
ملت همیشه در صحنه نیز اعتراف کرده است که بشکلی خوشه ای از کانالهای بیگانه پول و امکانات و سرعت بالای اینترنت و اس ام اسهای مجانی گرفته و به خیابانها ریخته است. این اقدام براندازانه ملت نیز با هوش و ذکاوت گلوله و باتومهای برادران در حال خنثی شدن است.
اتحادیه اروپا و آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی به استثنای برادر ونزوئلا و البته 80 درصد قاره سیاه و بی ریخت و دست نشانده آفریقا و همان دو کشوری که خود را قاره اقیانوسیه مینماند و 95 درصد قاره آسیا همگی از همدیگر گول خورده و طی یک نقشه از پیش طراحی شده با عوامل برانداز داخل هماهنگی کرده تا دولت محمود را به رسمیت نشناسند و به رهبر بیلاخ بگویند. که خوشبختانه با حمایت بخش عظیم باقیمانده جهان از نظام این نقشه هم رسوا و عوامل آن بی آبرو شدند.
ع.ب و ر.ز میخواستند بجای صادق محصولی آراء را یواشکی بشمارند و میرحسین موسوی را به جای محمود جا بزنند و بعد صندوقها را با وانت بار بزنند و به شورای نگهبان ببرند تا آیت الله جنتی را هم با یک مثقال چیز خوب گول بزنند. این عوامل را پس از اعتراف گیری با اسید سولفوریک منحل کردیم.
تعدادی نزدیک به 1000 نفر روزنامه نگار و فعال سیاسی بشکلی غیر منتظره در نظام کشف شد! قاضی مرتضوی و حسین شریعتمداری ضمن تعجب از این تعداد عامل برانداز همگی را دستگیر کردند و خوشبختانه نظام دیگر روزنامه و فعالیتهای مشابه ندارد. تعدادی از افراد خودفروخته همچنان در حال انگولک کردن سایتهای فارس نیوز و ایرنا و رجا نیوز و سایت مقام معظم رهبری هستند که آنها را هم دستگیر میکنیم و اعترافاتشان را در گرداب منتشر میکنیم.
تا وقتیکه ما هستیم این سریال ادامه دارد. منتظر قسمت بعدی باشید
ستاد ضد کودتای محمود

حاج آقا احمد خاتمی و کوچه های خلوت

|

گویند که در همین یکی دو روز پیش قاصدان و مریدن اهل طریقت و معرفت و صداقت از بیت رهبری گرفته تا کوی حقیقت پراکن صدا و سیما تا راست مردان دولت نهم که هر چه زور میزند به دهم تبدیل شود هنوز دنده مبارک قصد جا افتادن ندارد, قصد غار شیخ اهل طریقت را کرده تا از او بخواهند او هم در این ملق بازار حقیقتی بپراکند.
صوفی اهل دل, جنتی خوش سیما وارد غار میشود, که ناگهان اندر تاریکی یک جفت چیز نداشته از آن پایین برگرد حلق صوفی پاپیون میشود و میگوید: ای شیخ دستم به تنبانت, ما خودمان آنقدر خوش سیما هستیم که اگر دوشیزه 3 ماه بارداری بدون بسم الله ما را ببیند در جا سقط جنین مینماید. تو دیگر چه هستی که ما را هم در وجه المحاسن سوره پرایز کردی.
شیخ فرمود: مظهر اهل طریقت همین است, جنتی صائن الآراء. مقصود خود هر چه زودتر بفرما و برو از جان علیل رهبر و دولت منتخبش صیانت بفرما.
و صوفی گفت: گویند ندا نامی به قتل رسیده و در شهر بلبله ای به پاست. همه راست گویان اظهار حقیقتی بنمودند و فقط شما مانده اید.
و شیخ فرمود: الحق که آخرین بازمانده کشتی نوحی جنتی. سی دی طرف را از بچه ها بگیر و بیاور تا من هم اظهاری بر نظرهای نظام بیافزایم.
و صوفی جنتی دست به تنبان خود بردو از آن پائین پائینها خرجینی بیرون آورد و دست اندر خرجین کرد و کیسه ای بیرون آورد و از درون آن کیسه سی دی درآورد که روی آن نوشته شده بود: حقیقت را بگوئید ولو اینکه امام جمعه باشید. صدا وسیما, میدان آرژانتین سابق, سید حسن نصرالله کنونی. وبسایت http://www.com/
شیخ سی دی را رو به مشعل گرفت و با تمام قوا به آن نگاهی انداخت. از آنجائیکه شیخ دل رئوف و پر شفقتی دارد که با دیدن چنین صحنه هائی حسابی به درد میآید, فرمود: حقیقتی یافتم و آن را بازگو مینمایم
صوفی بگفت: دستم به تنبان آویزانت, حقیقت هرچه زودتر بازگو کن که صدای چینی ها هم از ساختن این همه باتوم و فشنگ برای ما درآمده است. در این 15 روزه افزون بر ظرفیت کل جهان باتوم و گلوله مصرف کرده ایم. یهو دیدی فردا پس فردا اوباما هم از تماشا کردن خسته شد و زد رموت کنترل تلویزیونش را شکست. آنوقت ما باید جواب خون دماغ شدن دربان کاخ سفید را هم بدهیم!
شیخ بفرمود حقیقت بدین شرح است که بچه ها در کوچه های خلوت ندا را منافق کش کرده اند. محال است کار نظام باشد. نظام فقط در خیابانها آدم میکشد و از کوچه های خلوت عبور میکند تا در خانه مردم را بشکند و وارد خانه آنها بشود و اغتشاش و تخریب و تهدید و ارعاب کند و هرچند سال یک بار هم آنها را در خانه با چاقو و قمه مسله میکند. حالا اگر میگفتند بر و بیابان خلوت باز یه چیزی, اما نه کوچه خلوت! کوچه خلوت را از من بپرسید چه خبرهاست که دلم کباب است. صوفی این رباعی جان سوز را بشنو:
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
با پیژامه راه راه همه جا به دنبال تو گشتم
همه تن چشم شدی ناقلا کجا قایم شده بودی
یادش بخیر که آن زمان این همه پشم نداشتم
صوفی: به به, به به

مصباح و کودتای 2009

|




آنجلینا جولی و حاج آقا مصباح

عاشقان میهنم سرمشق عاشقان همه عالم شده اند

|

درست تا همین یک ماه پیش چهره کشورمان در انظار عمومی جهان, چهره ای نحیف, درب و داغان, بی آبرو و عقب افتاده بود. احمدی نژاد و رهبر مشت زنش یکه و تنها ایران را در جهان نمایندگی میکردند و جز کینه و نفرت جهانیان چیزی برای ما به ارمغان نیاورده بودند.
تا همین یک ماه پیش اگر در جمعی از دوستان خارجی حاضر میشدی, ظریفترین شوخی آنها تروریست گفتن به تو بود! و تو میبایست با زجر و تقلا از مردمی میگفتی که کسی آنها را بر روی صحنه های تلویزیون نمیدید. و باید اثبات میکردی که ایران واقعی را آنها نمایندگی میکنند و نه احمدی نژاد که حتی شکل ظاهریش هم فی البداهه فول است.
اما اینک همه با چشم دیگری به ایران مینگرند. ایران را مدرن میبینند, ایرانیان را دارای شعور و آگاهی و شجاعت میبینند. بسیاری از آنها هم از اینکه همانند ایرانیها نیستند حصرت میخورند!
این روزها کار من به این خلاصه شده است که اگر از پیگیری لحظه به لحظه اخبار مربوط به مردم و کشورم فارق آیم و برای انجام کاری به بیرون روم, به محض دانستن ایرانی بودنم از سوی خارجی ها به سئوالات چپ و راست آنها در رابطه با ایران پاسخ بگویم. و گوئیکه من نماینده آن جنبش براه افتاده در خیابانهای ایران باشم همه از من اطمینان خاطر میخواهند که این جنبش تا تحقق اهداف خود متوقف نخواهد شد. و من با بغضی از جنس خیابانهای تهران و شیراز و کرمان و اهواز و بندرعباس و... به آنها میگویم مطمئن باشید که دیکتاتور را به زانو در خواهیم آورد.
بنظر من علت اهتمام جهانیان به حادثه رخ داده دو دلیل اصلی دارد. اول نفرتی است که احمدی نژاد از خود در جهان به جا گذاشته است و دوم اینکه موج متوقف نشدنی ایرانیان را در این سطح بالا هیچکس متصور نمیشد و حتی جهانیان نیز مردم ایران را دست کم گرفته بودند.
"شون" از دوستان نیوزلندی چینی تباری است که هرگاه از روبروی سوپرمارکت او رد میشوم, به بیرون میآید و از من میخواهد تا درباره پیشرفتهای جنبش مردم ایران با او صحبت کنم. فرصتی یافتم تا سئوالی را در رابطه با خبری که در یکی از سایتها خوانده بودم را با "شون" مطرح کنم.
به او گفتم آیا حقیقت دارد که اینک در افکار عمومی مردم چین این ایده بوجود آمده است که ای کاش آنها هم میتوانستند کاری مشابه مردم ایران انجام دهند؟
"شون" با ناراحتی پاسخ میدهد: قطعا درست است. حکومت ما نیز مثل حکومت شما با ما مثل مرغهای ماشینی برخورد میکند. آن مقدار آزادی که آنها میخواهند را به ما میدهند, اینترنتی که آنها میخواهند ما از آن استفاده کنیم به ما میدهند و آنچه را که نمیخواهند فیلتر میکنند. اعتراضات سرکوب میشود و انتخابات در چین به معنی واقعی وجود ندارد. اما ما فرجه مادام العمری به حکومت خودمان داده ایم و تنها دلمان خوش است که ملتی تولید کننده هستیم و اعتراض به شکلی که شما از آن تعبیر میکنید در چین وجود ندارد.
اما غبطه مردم کشورهای عربی از این هم فراتر است. اخبار ایران لحظه به لحظه و با آب و تاب از کانالهای کشورهای عربی پخش میشود. مردم این کشورها نگاه میکنند و این سئوال را از خود میپرسند که ما چرا نباید اینگونه شجاع و سرزنده باشیم. دوستان زیادی در این رابطه مطلب نوشته اند. من در این میان نکته ظریفی را از روزنامه الرای که یکی از روزنامه های محافظه کار در کشور کویت است را ذکر میکنم.
ببینید حجم استقبال از رویدادهای اخیر ایران تا چه اندازه بوده است که این روزنامه با اشاره به تجمع اندک ایرانیان در مقابل سفارت خود در کویت آنها را به باد انتقاد میگیرد که چرا تعداد تجمع کنندگان اینقدر کم بوده است!؟ و به نوعی این روزنامه میخواهد این مساله را عنوان کند که ایرانیهای مقیم کویت آبروی این کشور را در تجمعات و اعتراضات برده اند. چرا که تجمعات در دیگر جاها بسیار فراتر از آنچیزی بوده که در کویت رخ داده است.
البته این روزنامه فراموش میکند که ایرانیان مقیم کشورهای حوزه خلیج فارس اغلب از قشر کارگر و زحمت کش هستند و نه قشر سیاسی و روشنفکر.
حرف در این بابت بسیار است. اما خلاصه مطلب این است که. آزادی خواهوان میهن سرمشق همه آزادیخواهان جهان شده اند.

تب ایران خارجی ها را هم فرا گرفته!

|
دوستی دارم خارجی که این ایمیل غضب آلود را با احساس به مسئولیت شدید برایم ارسال کرده است! اگر نمیدانستم که خارجی است و ایمیل به زبان انگلیسی نبود حتما میگفتم یک ایرانی غیور است
ایمیل را همانطوری که هست نقل میکنم


Mousavi's official Web site had said a protest was planned outside parliament. But the site distanced him from the action, calling it independent and saying it had not been organized by the reformist candidate.
Contrary to what you tell me about Mousavi, and what he's ready to do, international media seems to portray him as someone not completely committed to the movement.
Maybe pressure should be exerted on him to be more visible because he's nowhere to be seen on the news. Just blogs from his website and messages from his speaker. I think it will strengthen the movement if he showed himself more... be more defiant, be more brave in the face of repression. Unless he's being physically restrained, there's no reason why he's not being seen or heard. It makes him look like a coward.
Maybe you can write to him?
YOu can do it, brother... the right always prevails over wrong. Just keep at it.

این مجلس است یا دام عنکبوت !؟

|
بیش از یک قرن پیش در زمان مشروطه و در اولین تجربه تاسیس مجلس قانون گذاری نمایندگان مجلس شعور این را داشتند که بدانند مجلس قانون گذاری باید مستقل از حاکمیت عمل کند. بخاطر همین هم در سال 1287 محمد علی شاه قاجار تاب این مجلس را برنیاورد و مجلس را با کمک قزاقهای روس به گلوله بست. اسنادش هم در آرشیو سریالهای جمهوری اسلامی و در صدا و سیما موجود است. احمدی نژاد هم شاهد است. پزش را هم چند وقت به چند وقت به ما میدهند. با این تفاوت که نمیدانیم مجلس آنها از آن مجلس بهتر است یا اعلاحضرتشان از محمد علی شاه بهتر است!؟
میترسم بگویم آن مجلس بدبخت را چرا به توپ بستید و این یکی مجلس را میبایست به توپ بست که دوستان احتمالا یقه ما را بچسبند و با شنیدن کلماتی همچون توپ و تانک ما را اشتباها با مجاهدین محشر کنند! لذا این ظرافت بازیها را میگذاریم کنار و به اصل موضوع میپردازیم.
یکی به ما بگوید اگر این تنها شورای اسلامی است چرا پیشوند مجلس را هم به آن اضافه کرده اند تا هم پز آن را بدهند و هم مردم جورش را بکشند!؟ و اگر این مجلس است چرا مثل مجلس عمل نمیکند و مثل شبکه تار عنکبوتی عمل میکند و هی چپ و راست خلایق را در دام خود گرفتار میکند!؟
قبلا زنان بی نوای مملکت به هوای مجلس دار بودن این مملکت میخواستند یک میلیون امضا جمع کنند و سپس امضاها را به محضر نمایندگان مجلس ببرند تا نمایندگانشان ببینند و قضاوت کنند و قوانین تبعیض آمیز را از شانه های خسته آنها کنار بزند. هنوز زنان بی نوا نیت براندازانه خود را با تمام و کمال بیان نکرده, از حسین شریعتمداری گرفته تا قاضی حداد و پیام فضلی نژاد و رحیم پور ازغدی و ننه زری و قاسم آش فروش, همه صدایشان درآمد و از انقلابی مخملین پرده برداشتند و چپ و راست این زنان را تا آنجا که میخوردند باتوم خور و اوین خورشان کردند. این از داستان زنان و مجلس!
حالا که بحث انتخابات است کم کم از بحث به تقلب هم رسیدیم و عیان شد که حضرات برحذر کننده از انقلاب مخملی خود کودتاچیان مخملی بودند و رسیدیم به تیکه پاره کردن مردم در خیابانها و آنهم به شیوه های کاملا مهرورزانه, باز هم این ملت گفت حالا که نه شمعی حالیتان میشود و نه تجمع مسالمت آمیزی, میرویم و در پیشگاه خانه ملت که همان مجلس است تجمع میکنیم.
امروز هم خبرها حاکی از این است که ملت در بهارستان به مجلس نرسیده, خوراک لباس شخصیهای گمنام امام زمان و شرکا شده اند و هلیکپترهای سپاه بجای پرواز بر فراز اهداف استکباری بر فراز همین ملت به پرواز درآمده است.
آخر یک انسان تا چه حد میتواند در نفاق و نقاب خود زندگی کند!؟ خوشا به سعادت سردار علی فضلی که نشان داد نه تنها مرد جبهه های نبرد است بلکه مرد جبهه های مردم داری هم هست. عطای القاب و عناوین و جایگاه و منزلت ذلیلانه را به لقایش بخشید و به ملت پیوست و راضی نشد آنها را قتل عام کند. حالا این افرادی که خود را نماینده هم مینامند و در مجلس را بروی خود بسته اند تا مردم در پشت درها مسله بشوند, واقعا با چه روئی شب میتوانند به پیش زن و بچه خود بروند!؟ حالا آن مردمی که به آنها رای دادند هیچ, آخر مگر شما وجدان ندارید؟ مگر چقدر به شما میدهند که تا این حد به حقارت راضی میشوید؟ شما از کجا آمده اید؟ این مردم باید چه بکشند تا صدای شما دربیاید؟ مردم دم در مجلس شما مسله شدند و باز خود را نماینده این مردم میدانید !؟
خوشا به شوربختیتان !

اگر عقب بنشینیم !

|
اگر عقب بنشینیم دوباره به وحشیانه ترین شکل ممکن سنگسارمان میکنند.. دوباره در لابه لای پتیشنها گم میشویم, سرخورده میشویم.
اگر عقب بنشینیم دوباره دارمان میزنند.. دوباره روبروی تلویزیون و مانیتور اشکمان سرازیر میشود, دوباره سرافکنده میشویم.
اگر عقب بنشینیم دوباره امیدرضا میرصیافی را میکشند.. دوباره آه و فغان و ناله میکنیم.
اگر عقب بنشینیم دوباره جنازه های عزیزانمان را در برو بیابان و خانه هایشان مسله شده میابیم.. دوباره حتی در خارج هم ترور میشویم, دوباره قاتلان آزاد میشوند.
اگر عقب بنشینیم دوباره سید حسن نصر الله و هوگو چاوز و خالد مشعل و تروریستهای عراق ما را به یغما میبرند.. دوباره محتاج نان شب میشویم, دوباره خواهرانمان را در دبی و دیگر جاها حراج میکنند.
اگر عقب بنشینیم دوباره با رخت شرم آور احمدی نژاد و رهبرش خود را به جهانیان معرفی میکنیم.. دوباره شرمنده و سربزیر میشویم.
اگر عقب بنشینیم دوباره با سلاحهای عهد بوقی روسیه و چین مانور میدهیم.. دوباره برای جنگ و ویرانی کشورمان لحظه های تلخ را میشماریم.
اگر عقب بنشینیم دوباره ایران, ایران من و تو نخواهد بود.. ایران ضد ایرانیان خواهد بود.
اگر عقب بنشینیم دوباره کوی دانشگاه را به خاک و خون خواهند کشید.. دوباره تابوت دانشگاه را بر شانه هایمان حمل خواهیم کرد.
اگر عقب بنشینیم دوباره برای بیعت با رهبری که خود قاتل ما است, ما را به صف خواهند کرد.. دوباره از خود بیزار میشویم.
اگر عقب بنشینیم دوباره ایران را از ما میگیرند, دوباره باید ویزای خود را از کشورهای خارجی گدائی کنیم, دوباره بجای ایران دیگر کشورها را آباد میکنیم.
اگر عقب بنشینیم دوباره شاهد سقوط و بی اعتباری هر روز و هر شب میشویم, دوباره قاتلان با اعتبار و حیثیت ما ریخت و پاش میکنند و به جای ایران دیگر کشورها را آباد میکنند.
اگر عقب بنشینیم دوباره من را از تو, تو را از من فیلترمیکنند.. دوباره ایران میسوزد.
...
اگر عقب بنشینیم دوباره شکست میخوریم.. هموطن بیا تا دوباره عقب ننشینیم.

دوشنبه, ایران را به یادت شمع باران کردیم, ندا میبینی ما را؟

|

ندا, هنوز هم با دو چشمت خیره به مائی عزیز؟هنوز هم با آن قلب به وسعت ایرانت همدل مائی عزیز؟ دیدی دوشنبه چه ها کردیم؟ ایران را به یادت شمع باران کردیم. گریه کم آوردیم و دست به دامان شمع شدیم. از اشک شمع ما هم وحشت کردند, درست مثل حضور ما در خیابان, درست مثل فریاد الله و اکبر و مرگ بر دیکتاتور ما بر پشت بامهای شب, درست مثل نگاه تو.. وحشت کردند و با باتوم به سراغمان آمدند.
دوشنبه شمع روشن کردیم و ایران را از داغ فراقت دلجوئی دادیم. سه شنبه هم اعتصاب میکنیم. کسی نمیتواند ما را متوقف کند ندا, آخر نسلی که ندا دارد متوقف شدنی نیست.
در خبرهای خارجی میگویند که تو سنبل اعتراضات مائی. میبینی ندا؟ همه میدانند که تو سنبل ما هستی. مائی که با تو متوقف شدنی نیستیم.
چشمهایت را مبند ندا, همچنان خیره به ما باش. خیره به آن نارهبری باش که از پس نگاههایت برنمیآید, نارهبری که از جنس نگاه تو نیست. و ما با نگاه خیره تو متوقف شدنی نیستیم.

سئوال من از پرزیدنت باراک اوباما

|
جناب آقای پرزیدنت باراک اوباما, هنگامیکه به ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا برگزیده شدید, سیاست خود را در قبال حکومت غیر منتخب حاکم بر کشورمان را با اختصار به این جمله شرح دادید که: دست های خود را برای مشتهای گره کرده حکومت غیر منتخب حاکم بر کشورمان دراز میکنید و خواهان مذاکره و حل و فصل قضایا از سوی مذاکره با آن هستید.
این اعلام موضع شما برای بسیاری از ما ایرانیان که به ماهیت این حکومت آشنائی کافی داریم بسیار گنگ و پیچیده و حتی غیر قابل تصور بود. که چگونه شما قادر خواهید بود با شخص افسار گسیخته ای مثل احمدی نژاد و سیاستهای غیر استاندارد و بی ثبات دولت او به مذاکره بنشینید.
این پیچیدگی با این مساله توام بود که در این فاصله اهتمام شما نسبت به پرونده حقوق بشر کشورمان در مقایسه با دولت ماقبل بسیار کمرنگتر شد. و فعالان و مردم ما در این مدت مجبور بودند با حمایت معنوی و تبلیغاتی کمتری از سوی جامعه بین الملل و بخصوص ایلات متحده آمریکا به تلاشهای خود برای رسیدن به دموکراسی ادامه دهند و در این مدت نه تنها ما بهای گزافی پرداخت کردیم بلکه دولت شما نیز عملا مشت گره کرده ای را باز نکرد.
این پیچیدگی در سیاست و مواضع شما در این روزها که ملت ما شجاعانه در برابر دولت سرکوبگر و غیر منتخب احمدی نژاد و رهبری که علنا به خواسته های مردم خود در خیابانها پشت پا زده و از دولت احمدی نژاد دفاع کرده و خود را انتخاب کننده این دولت میداند, ایستاده و از حق خود دفاع میکند. برای بسیاری از ما ایرانیان عجیب و غیر قابل درک جلوه میکند.
جناب پرزیدنت, ما بر این باوریم که حکومت غیر منتخب حاکم بر کشورمان تافته ای جدا بافته از جهان نیست. و در صورتیکه جامعه بین الملل و بخصوص ایالات متحده آمریکا همسو با مردم ایران دست رد به سینه این حکومت غیر استاندارد بزند, در آنصورت این حکومت نیز لاجرم محکوم به عقب نشینی است.
فراموش نکنید که دفاع ما نه تنها دفاع از آزادی و صلح و ثبات و دموکراسی در کشورمان است. بلکه ما برای صلح و ثبات در منظقه حساس خاورمیانه و البته جهان نیز در حال تلاش و نبرد هستیم.
ریشه کن ساختن جریان اصلاح طلبی و دموکراسی خواهی توسط آیت الله خامنه ای و مطیعان وی در حکومت به سود هیچکس نیست.
لذا جناب پرزیدنت باراک اوباما, آیا شرایط را بگونه ای نمیبینید که اندکی در سیاستهای خود تعدیلی بخرج داده و در این شرایط حساس بیش از پیش از تلاشهای خونین مردم ایران برای احقاق حقوق خود حمایتی در حیطه صلاحیتها و اختیارات فراوان خود انجام دهید؟

محمود از پیدایش تا فروکش به روایت تصویر

|
و محمود متولد شد. نپرسید چرا؟ چون خودمان هم نمیدانیم علت چه بوده! اما بهرحال او حتی در دوران ماقبل از انتخابات هم به فردی راستگو و درستکار شهرت داشته است. بطوریکه هر کجا میرفت همه به دیپلوماسی موفق و صداقت و راستگوئیش باریکلا و به به و چه چه میگفتند
سرانجام محمود تصمیم گرفت که مرد و مردانه وارد رقابتهای انتخاباتی شود. حتی مناظره هم کرد, اسنادش موجود است. آمار هم داد. اما نکته مهم اینکه به محض اعلام نامزدی, حامیان میلیونی او به صف ایستاده و برایش ستاد خود جوش مردمی دست و پا کردند و برای رای دادن به او از یکدیگر سبقت جستند
نه تنها جمع میلیونی, بلکه سیب زمینی های ایران و تراول چکهای دولت و فتوشاپهای مایکروسافت هم از شدت محبوبیت محمود به ستاد او هجوم آورده تا به او رای دهند. دیگر وسایل موجود هم به همین ترتیب

و در سرانجامی دوباره محمود که نظرش با نظر برخی ها نزدیک بود 24 میلیون رای آورد و رئیس جمهور شد. باز هم نپرسید چگونه؟ چون خودمان هم نمیدانیم. اما چیزی که مشخص و عیان است این است که ملت از فرط خوشحالی و شادمانی از این حادثه شروع کرد خود را به جلوی گلوله و باتوم و چاقو و قمه انداختن. اسنادش موجود و اتفاقا منتشر هم شده است


برخی ها که در زمان کوتاه انتخابات در حصرت شوالیه و انقلابهای مخملی و اینجور چیزا بودن بیکباره سرشان شلوغ شده و زیر دست و پاها له شدند
هنرمندان سرشناسی همچون شادمهر عقیلی آلبومهای خود را مزین به ترانه هائی در عشق محمود نمودند


شخصیتهای برجسته ای نیز اظهار نظر کزدند




در پس این واقعه تعدادی خس و خاشاک دو گل کوچیک بازی کردند و محمود را دست انداختند که محمود نیز به نوبه خود با روحیه دموکرات مآبش کاری به کارشان نداشت چون رهبر محمود آنها را بجای محمود به گلوله و باتوم بست


فعلا محمود توسط این خس و خاشاک مدفون است و جیکش هم در نمیآید, آن روئسای جمهور حماس و حزب الله هم که به او تبریک گفته بودند از تبریکشان پشیمانند. تا ببینیم رهبر کی دین خود را به امام زمان ادا میکند و این خس و خاشاک را میبیند

مختصر و مفید

|
شخصی که گویند اسم و فامیلی هم دارد و من اگر جان به جان آفرین تسلیم کند اسمش را در این وبلاگ نمیآورم در مقام چس فیلی معاونت سیاسی استانداری قم گفته است: بیانیه های موسوی در حکم محاربه با خدا است.
ترجمه: در حکم محاربه با ولی فقیه است.
و اما پاسخی بدیهی : روانگوز جان, برو یه جای دیگه بوق بزن. دل و دماق نداریم بخدا !

فرمانده کل قوایت که دروغگو باشد از تو انتظاری نیست!

|

آقای نیروی انتظامی که به جای کارهای انتظاماتی بیشتر به توسری خوردن از سپاه و بسیج و به خاک و خون کشیدن ملت تبحر دارد دیروز یکشنبه 31 خرداد فرموده بودند که ؛ تهران آرام بود و ملت بجای تظاهرات بر علیه ما از دست اغتشاشهایش آسوده بود و به زندگی خود مشغول بود. البته آقای نیروی انتظامی در یکی دو جمله بعد ملق ضد و نقیض واری بر خاکریز خود میزند و میگوید؛ فقط در یکی دو مورد اغتشاشگران اغتشاش کردند و به تخریب اموال عمومی پرداختند و ما با آنها برخورد کردیم و اصلا هم جای نگرانی نیست.
البته تخریب اموال عمومی میتواند بدست خود نیروی انتظامی یا آدمخواران لباس شخصی صورت بگیرد اما شما بخوانید اغتشاشگران تخریب کرده اند. اسنادش هم موجود است.
ما مردیم و آخرش در این شبکه تارعنکبوتی مقام عظمی نهاد و یا شخصی را پیدا نکردیم که یک رگ راست در وجودش نهفته باشد! آن از وضع صدا و سیمایش, این از وضع رئیس مجلسش, آن از رئیس جمهور کوفت و زهرماریش که با 19 میلیون رای تقلبی هم قابل بلعیدن نیست, و این هم از نیروی انتظامیش!
حال شما با دیدن این لینک از بی بی سی که مقام عظمی میگوید از صدا و سیمای خودمان خبیث تر است قضاوت کنید تا چه حد تهران و دیگر شهرها در یکشنبه 31 خرداد آرام بوده است.
تازه با دیدن این لینک باید این سئوال چهار جوابی را هم حل کنید تا در این ایام که مصادف است با ایام الله کنکور, خود را برای راهیابی به دانشگاههائیکه هر روزه دانشجویانشان چاقو و قمه و زنجیر میخورند آماده کنید.
با دیدن لینک و مقایسه آن با اظهارات نیروی انتظامی دریافتید که :
الف: نیروی انتظامی و شرکا از دست ملت دو قلو زائیده اند
ب: قبلا دوقلو میزائیدند اما اینک نازا شده اند
ج: کسی که زائیده است شخص دیگری است, نیروی انتظامی این کاره نیست
د: همه موارد

سومین روز راهپیمائی ایرانیان سیدنی در حمایت از ملت مصمم ایران

|
با تشکر از دوست گرامی ر.ص

با این نسل داغدار چه میکنی !؟

|

این ملت دیگر برای تو ملت نمیشود, دیگر کسی برای ملعبه های تو از 22 بهمن گرفته تا سالروز میلاد و یا حتی وفاتت تره ای خورد نمیکند. دیگر کسی به انتخابات تو دل خوش نمیکند تا هر 4 سال به 4 سال به امید روزنه تنفسی به پای صندوقهای رای برود تا در نهایت تو از عصاره برگه های رای برای خود مشروعیتی بسازی و مباهاتی کنی. دیگر کسی مواظب نخواهد بود تا مبادا متن نوشته شده اش حاوی جمله ای باشد که تلنگری به تو رساند. و این تو تمامی حد و مرزها را گسستی و به ما اعلان جنگ دادی. این تو که ما را نمی شناسی و در لابه لای آیه و احادیث غوطه وری.
تو به ما اعلان جنگ دادی, اما متوهم تر از آنی که بدانی نسل جنگ کیست؟ چه کسی خانه و کاشانه خود را بدست گلوله های توپ و خمپاره سپرد و جنگ زده شد. چه کسی در جبهه ها نبرد کرد و گلوله خورد و گلگون کفن به خانه بازگشت و در مواردی هم هیچ گاه باز نگشت.
تو متوهم تر از آنی که بدانی انقلاب را چه کسی انجام داد و بعد چه کسی از انجام آن پشیمان شد. تو متوهم تر از آنی که بدانی اصلاحات یعنی چه و تفاوت آن با انقلاب چیست. و بی شک تو متوهم تر ازآنی که بدانی اصلاحات را چه کسی به خورد تو داد. تو نمیدانی چه کسی از بالای ساختمانها پرتاب شد و نمیدانی چه کسی چاقو و قمه خورد, اما همچنان در میدان باقی ماند.
تو نمیدانی چه کسی ایران را در قلب خود جای داد و با چه محنتی زهر تبعید را سرکشید. اگر فرصتی پیدا کردی از خواب مخملین و رویا بیرون بیا و ما را ببین. مائی که مخملین نیستیم, مائی که بازیچه دست این و آن نیستیم, نسل ما را همانطور که هست ببین. این مائیم که تو به ما اعلان جنگ داده ای. تو به نسل انقلاب و جنگ و خون و تبعید اعلان جنگ داده ای, داغدارش هم کرده ای. عزیزانش را غرق در خون بر کف دستش گذاشته ای.با این نسل داغدار چه میکنی!؟ با ما چه میکنی!؟

نترسیم نترسیم ما همه با هم هستیم. یکشنبه 31 خرداد

|
در یکی از پستهای پیشین جریان ارسال ایمیلی از یکی از دوستان روزنامه نگار را بدون ذکر نام نوشته بودم. امروز با کمال تعجب در خبرها خواندم که او را دستگیر کرده اند! امید به آزادی دارم, برای او و برای ایران.
با یکی از دوستان چت میکردم که خبر دستگیری چند نفر از دوستانی که هر دو آنها را میشناختیم را در اهواز به من داد. میگفت که در اهواز روزانه تظاهرات برگزار میشود. جو همان جوی است که بر تهران حاکم است و سرکوب نیز همان سرکوب. نکته ای که در اینجا بنظر من مهم جلوه میکند این است که میبایست اخبار مربوط به شهرستانها را هم به خوبی پوشش داد. و چه خوب میشد که هموطنان نیز در شهرستانها از تظاهراتها و اعتراضهای مختلف خبر و عکس و فیلم تهیه میکردند. البته عکس و فیلم شهرستانها هم منتشر شده است اما خوب است که هموطنان ما در شهرستانها هم رویه جریانهای تهران را در پیش بگیرند.
این هم فیلمی از تهران, خیابان فرصت, یکشنبه 31 خرداد.
اولین نکته ای که از دیدن مردم به ذهن انسان خطور میکند این است که, این مردم نیامده اند تا با خطابه ای از سوی خامنه ای به خانه های خود برگردند.

خطاب به رهبر ساقط شده, تقدیم به ندا

|

شما را اینبار جناب خطاب نمیکنم, آخر شما که جنبه ای ندارید. بر آنچه ادب که از خانواده و مردمم آموختم پا میگذارم و شما را آنطور که هستید خطاب میکنم. بد نام نشان, درست همانطور که جلوه میکنید.
سید علی خامنه ای, خود را رهبر دانسته و احتمالا هنوز هم رهبر میدانید. اما نه رهبر من و ملتی که در این روزها با خون خود با شما گفتگو میکند.
اگر رهبر من میبودید تا کنون رفته بودید, تا کنون ندا را جلوی چشمان ما پرپر نمیکردید. ما را در سوگ عزیزانمان داغدار نمیکردید. رهبر من صدای مرا میشنود. رهبر من از جنس من و از جنس ندا است. و این رهبر تو نیستی سید علی خامنه ای.
عمری است بی آنکه صدای کسی را بشنوی یکریز برای خود صحبت میکنی. دشنام میدهی, فرمان میدهی, خون ما را مباح میکنی. و اینک بی آنکه تو رهبر ما باشی, ما میگوئیم و دنیا فارغ از تو در حال شنیدن ما است.
گفته بودی که جسم ناقصی داری, اما ندا دیروز به ما گفت که علاوه بر جسمت روح و روان ناقصی هم داری. ندا این را با خون خود به ما گفت. با هر دو چشم سیاه رنگ و درشت ایرانیش به ما زل زد و این جملات را گفت. و ما ندا را فراموش نمیکنیم, تو را هم نمیبخشیم سید علی خامنه ای.
ما اینبار از تو نمیخواهیم که صدایمان را بشنوی, ندا گفته بود که تو ناقص تر از این حرفهائی, این را با جان قابلش به ما گفت. بلکه ما آمده ایم که اینبار تو را در کنار ضحاک و چنگیز خان و محمود افغان و صدام حسین و دیگر همتبارانشان دفن کنیم.
ندا به ما گفت که ما میتوانیم.

ایرانیان نیوزلند و استرالیا همسو با ملت ایران: مرگ بر دیکتاتور

|
پس از تظاهرات میلیونی و مسالمت آمیز میدان انقلاب تا میدان آزادی که در نهایت با آتش گشائی عوامل مطیع رهبر بسوی ملت ختم شد و حداقل هشت کشته و تعدادی مجروح بجای گذاشت, ایرانیان نیوزلند در شهر اوکلند تجمع اعتراض آمیزی برگزار کردند که این فیلم گویای بخشی از همان تجمع است.





















همزمان با این رویداد, ایرانیان مقیم استرالیا نیز در شهر سیدنی گردهمائی اعتراض آمیزی را در حمایت از هموطنان داخل برگزار کردند که دوست عزیز ر.ص زحمت ارسال تصاویر را به بنده کشیده است.






خب با این فیلم و تصاویر حاکی از حال و روز ایرانیان در قاره اقیانوسیه فکر میکنم حلقه حمایت ایرانیان سراسر جهان از ملت داخل کشور تکمیل شود. حال شما بیابید آن یک مقدار آبروی رهبر را !

جان ناقابلت چه جانهای قابل که نگرفت!

|
رهبر با آن جسم و روح ناقصش در 30 خرداد هم با خون عزیزانمان وضو گرفت. 30 خرداد پاسخ آن ملتی بود که رهبر در خطابه خود از آن یادی نکرد. ملتی که رهبر آن را نمیشناسد. ملتی که همه جوره رهبر را نمیخواهد, رهبری که به این ملت بدهکار بود و بدهکارتر شد باید برود.
رهبر خون ریخت و با خون نظام نامقدسش را غسل داد, او مسئول تمامی خونهائی است که ریخته شده و خواهد ریخت. او مسئول به خاک و خون کشیدن ایرانمان است و مردم حالا حالاها با او حکایت ها دارند.
موسوی و کروبی همچنان شجاعانه پای ادعای خود ایستاده اند. دوستی خبرنگار که نمیتوان صحبتهای او را به سادگی رد کرد از تهران ایمیلی فرستاده بود و گفته بود که رهبر در خطابه خود از موسوی خواسته بود بیاید و در کنارش بایستد که موسوی زیر بار این خواسته رهبر نرفت و او را خشمگین تر ساخت.
موسوی در 30 خرداد با مردم به تظاهرات آمد و گفت که غسل شهادت کرده و در صورتیکه او را دستگیر کنند مردم اعتصاب سراسری کنند.
تا کنون اعتصابهای خودجوشی در برخی از کارخانه ها صورت گرفته است اما انتظار میرود که اعتصابات آینده نزدیک چیزی در حد و شان حضور مردم در خیابانها باشد.
شخصیتهای اصلاح طلبی که دستگیر شده اند زیر شکنجه هستند. رهبر برای آنها آش یک وجب روغن داری پخته است. گفتنی ها حاکی از این است که سرو کار آنها فعلا با سعید مرتضوی ها است!
جناب رهبر خون نداها را نه فراموش میکنیم و نه میبخشیم. این را تو از ما خواسته بودی, پای حرفت هم باقی بمان.

جسم و روح ناقصت را امروز هم دیدیم

|
مسیح علی نژاد نازنین آخرین پستش را به اخبار تهران اختصاص داده و از دیگران خواسته تا همین کار را انجام دهند. نیک آهنگ کوثر و پس از او پارسا صائبی از وبلاگنویسان داخل کشور عزیز که در این روزها با مشکل انسداد و تلاعب با وبلاگها در داخل, دست و پنجه نرم میکنند خواسته اند تا در صورت تمایل مطالب خود را به وبلاگهایشان ارسال کرده تا آنجا منتشر شود. با درود و تشکر از هر سه عزیز یاد شده, این پست را به ایمیلهای دریافتی از ایران بخصوص در رابطه با شنبه 30 خرداد اختصاص میدهم و از عزیزانی که مشکل به روز رسانی وبلاگ در ایران را دارند میخواهم تا اگر مایل بودند مطالب خود را به این وبلاگ که وبلاگ خودشان است و یا دیگر دوستانیکه اعلام آمادگی کرده اند, جهت نشر ایمیل کنند.
جمعيت هم بود خوب هم بوداما نيروهاي آنها هم بودند. تقريبن تمام ورودي هاي آزادي را اشك آور زدند و سرش گروههاي ضد شورش ايستادند.
ضربه ها سرد و با باتوم بود تا الان كه من يكي دو كوچه از آزادي فاصله گرفتم.زخمي و صدمه ديده بدجور هم من نديدم.
به شعارهاي مرگ بر ديكتاتور
مرگ بر خامنه‌اي هم اضافه شده.
نيروي انتظامي حمايت حمايت هم بود
مردم را متفرق مي‌كردند اما مردم تا مي‌شد با زبا هم جمع مي‌شد.
بچه ها هر كي برمي‌گردد يك خبر بدهد
***
من الان توی یه جایی در انقلابم
تا اونجا که من دیدم نذاشتن راهپیمایی شکل بگیره ریختن و مردم را زدن من از مترو انقلاب داشتم میرفتم وقتی به خیابون رسیدم مردم را متفرق کردند حدود 30 تا جوون را همه گرفتن یه عده هم از باتوم خوردن مینالیدن. گاز اشکاور هم زدن همینطور با شیلنگ بزرگ آب مردم را متفرق میکردند امروز نیروی انتظامی چهره ی کریهی را از خودش نشون داد ما به زحمت رفتیم توی خیابونای اطراف کوچه ‌پس کوچه ها مردم آتیش روشن کرده بودند و به عده معدودی زخمی کمک میکردند و بعضن الله اکبر میگفتن توی خیابون امیر آباد یه دفعه همه جیغ زدن و به شسمت بالا حجوم آوردن موتوریهای نیرو انتظامی هم ویراژمیدادند من خودمو چسبوندم به دیوار و مثل بقیه فرار کردم یه جا نشستم و چسبیدم دیوار صدای تیر میومد سرم را بلند کردم دیدم متوری ها دارن با چماق به مردم توی خیابون حمله میکنند و مردم هم سعی میکردند بیان پیاده رو توی پیاده رو نگاه کثیف یکیشونو تا آخر عمرم از یاد نمیبرم با یه خنده کریهی با باتومش داشت وانمود میکرد داره تیر میزنه!!! یه پیر زن به یه عده اشون با بغض میگفت مگه شما بچه های این مردم نیستید به زحمت خودمو رسوندم به خیابون قدس اونجا یه عده بسیجی باتوم به دست با پوششهای متنوع ایستاده بودند از شلوار لی پوش و هفت تیغه تا انواع مختلف با بغضی که مردم داشتند به بعضیاشون کنایه میزدن اینکه اگه میخوای بیا ما را هم بکش چی از جوونامون میخواین و....
امروز خیابون انقلابه...
***
در اغلب شهر های بزرگ بعلت سرکوب شدید مردم امکان برگزاری تجمع سکوت هم داده نمی شد اما با تغییر روش اعلام مخالفت میتوانیم صدای اعتراض خودمان را به نمایش بگذاریم پیشنهاد می شود در هر شهری با توجه به معروفیت خیابان های که برای راهیمایی و.. در نظر گرفته میشود هر روز در ساعت مشخص در میسیر مشخص همه به همراه خانواده یا دوستان خود دست به پیاده روی بزنیم تا خیابان های شهر مان را از تسخیر نیرو های ضد شورش خارج کنیم در این حرکت نه شعار میدهیم نه تجمع میکنیم فقط در مسیر مشخصی با نماد سبز مان حرکت می کنیم

رهبری که میرود, شنبه ای که میآید

|
رهبر در خطابه ای که از ذهنها فراموش نخواهد شد به نکات بسیاری اشاره کرد. یکی از دیگری ضد و نقیض تر. برخی از دوستان به تحلیل آن پرداختند, در صورتیکه آن خطابه تحلیلی لازم نداشت.
خطابه ای بود از بیماری پریشان ذهن. این حرف را از روی مبالغه نمیگویم, بلکه آن حضرتی که پشت میکروفن رو بسوی آن جمع معلوم الحال در حال شعبده بازی بچه گانه بود, کسی نبود جز انسانی که سالها او را از جهان خارج از خود عزل کرده باشند.
او از اوین نگفت, از بازداشتگاههای اضطراری و طبقه های مختلف وزارتخانه ها که اینک تبدیل به شکنجه گاه شده اند چیزی نگفت, از سیل بازداشت شدگان سخنی به میان نیاورد, از نحوه تعامل با آنها چیزی نگفت.. بلکه همچون واعظان ارزان قیمت بخش نخستین خطابه را به وعظ معنوی مردم پرداخت, بدون اینکه کسی تابحال از فحوا و چگونگی این معنویت اطلاعی داشته باشد و یا اینکه خود رهبر این معنویت را در کجا اندوخته است که پیشنهاد آن را دیوانه وار به ملت میدهد و ایام مقدس را به آنها یادآوری میکند.. رهبر باز هم دیوانه وار ما را از دشمن ترساند, دشمنی که ایشان او را میبیند و ما آن را نمیبینیم, دشمنی که در حال تماشای ما است. دشمنی که توطئه میکند, دشمنی که میخواهد ما را نابود کند چون از جنس نظام تحمیل شده بر ما نیست و ما همواره میبایست مطیع رهبر در این امر باشیم و بشکلی هیستریائی از این دشمن وهمی متنفر باشیم و در حالت آماده باشی تمام نشدنی از او بهراسیم و البته گردنهای خود را هم تقدیم رهبر کنیم که به نوبت مزدور بودن ما را به آن دشمن کشف کند و ما را گردن زند..
جناب رهبر گفت دشمن ملت ایران را نمیشناسد, گوئیکه خود رهبر ملت خود را میشناسد! او نمیداند یا تظاهر به نادانی میکند که چرا ملت اینبار با رکورد شکنی پای صندوقهای رای رفته است؟ رهبر میگوید چون او را دوست داشته اند و به نظام او آری گفته اند پای صندوقها رفته و شخصی که به او و نظرات او نزدیکتر است را انتخاب کرده اند.
رهبر میگوید رسانه های دشمن که گوئی مقصود او رسانه های بیگانه بوده برای تحریم انتخابات تبلیغ میکردند, درصورتیکه اینبار ملت و دشمن هر دو باهم برای رفتن به پای صندوقهای رای تبلیغ کرده بودند تا شخصی که به رهبر نزدیکتر است را کنار زده و راه را برای کنار زدن رهبر هموار کنند. برای همین است که رهبر تقلب کرد, رهبر دروغ گفت و دروغ میگوید, رهبر خون ریخت و خون میریزد, رهبر تهدید کرد و تهدید میکند, رهبر ناچار بود و ناچارتر شد.
رهبر پریشانی ذهن دارد, روان رهبر بشدت بیمار است. او اگر مطیع نبیند به جوش میآید, اگر جمع دست و پابوسی برایش فراهم نکنند قادر به سخن گفتن نیست.
او از قانون گفت و اینکه مشکلات را میبایست از مجرای قانونی حل کنند و اینکه در نهایت او زیر بار بی قانونی نخواهد رفت. ایشان لطیفه هم فرمودند و گفتند: خود همین فشار آوردنها و زیر بار فشار رفتن است که منجر به دیکتاتوری میشود! شاید منظور ایشان این بود که در آن صورت مردم دیکتاتور خوهند شد! اما ساده ترین سئوالی که اینجا مطرح میشود این است که کدام قانون جناب رهبر؟ اگر قانونی در کار است شما اینجا چیکار میکند؟ اگر قانونی در کار بود چرا این همه قدرت در اختیار شما است؟ ما هم در این مانده ایم که قانون خوب است یا شما؟ قانون باید وجود داشته باشد یا شما؟
رهبر در ضد و نقیض خود غرق است. رهبر را امیدی به بهبودی نیست. نظام رهبر را هم امیدی به اصلاح و بهبودی نیست. و در نهایت رهبر مسئولیت قربانیان را بر عهده موسوی و کروبی گذاشته و آنها را تهدید نمود. البته لیست از موسوی و کروبی و خاتمی فراتر است. و اخبار خوبی از بازداشت شدگان نمیشنویم. محسنی اژه ای هم که بیکباره در این گیر و دار و در لابه لای اعتراضات مردمی چند شبکه تروریستی و عوامل و مغزهای متفکر اغتشاش کشف کرده و آنها را دستگیر نمود. احتمالا فیلم آنها هم در دست تهیه است. رهبر به اینگونه فیلمها علاقه شدیدی دارد.در نهایت رهبر گفت ومردم نیز روز شنبه پاسخ خود را به رهبر خواهند گفت. شنبه امروز است. درباره امروز از این وبلاگ ناچیز و دیگر رسانه های کوچک و بزرگ زیاد خواهید شنید. بلکه ما امروز خواهیم گفت و جهان خواهد شنید. رهبر در ناشنوائی باقی بماند تا ببیند آخر ماجرا چیست!

بیزنس کارتهای برخی از کودتاچیان

|