وبلاگستان

|
برادر رزمنده شایگان اسفندیاری با استعانت از خاطرات سابق و تمامی تصاویر بندرعباس جدید و کروکی های گامرون قدیم کوشیده است تا ادعای رئیس جمهور محبوب احمدی نژاد را مبنی بر ساخت پنج فروند کشتی در گامرون جدید التزئین خود رد کرده و در ایام الله انتخابات بر وجهه نورانی این رئیس جمهور خدشه وارد سازد.
ما نیز ضمن محکوم نمودن این عمل ضد انقلابی به شایگان یادآور میشویم که: اصولا خود رئیس جمهور محبوب یک فروند است. حالا درست است که معلوم نیست ایشان چه فروندی است اما در فروند بودن او نباید شک کرد.
دوم اینکه شما نسبت به قدرتهای بی همتای "فتوشاپ" که خود یکی از دست آوردهای انقلاب اسلامی است شک و تردیدی به دل راه داده اید. برادر من با فتوشاپ نه تنها پنج فروند کشتی بلکه ماهواره و موشک و هواپیما و خود رئیس جمهور محبوب را هم میتوان اختراع و به تولید انبوه برساند.
باشد که شما هم در این هجمه بی سابقه استکبار و اعوان آن ایمان خود را قوی و در مسیر انقلاب و دست آوردهای آن گام بردارید.
اجرکم عندالله
نماینده مقام معظم رهبری در ادوب فتوشاپ و مایکروسافت

گزارشی از حضور پرشور ائمه در انتخابات

|
پس از تبانی و دوپینگهای مختلف جامعه ورزشکار با ائمه اطهار و نوادگان و بستگان آنها اینک شاهد حضور پرشور ائمه و شرکا در انتخابات هستیم.
پیش از این قهرمان بلند آوازه المپیک در رشته وزنه برداری, آقای رضا زاده با "ابولفضل" تبانی و دوپینگ کرده بود اما بعدها مشخص شد که "ابولفضل" برای رشته وزنه برداری به هیچ وجه کارائی نداشته و ایشان با هر دو دست قطع شده دار فانی را وداع گفته و به شهادت رسیده است.
محمد مایلی کهن دیگر ورزشکار و سردار مبین اسلام و انقلاب نیز در یک تبانی پنهانی با "الله" بر علیه تیم ذوب آهن اصفهان توانست این تیم را با نتیجه دو بر یک مغلوب سازد. اما باز هم بعد ها مشخص شد که نیروی معرف الله بیشتر در زمینه های "ید اللهی" یا فعالیتهای دستی کارائی دارد و برای رشته هائی مثل هند بال و والیبال و وزنه برداری و غیره مفید است و این سردار مربی هم مثل رضا زاده راه دستمال کشی را اشتباهی رفته است.
اما اینک فضا فضای انتخاباتی سیاسی است و نوبت به سیاستمداران انقلاب است که هر یک تعداد فراوانی از ائمه و شرکا را در ستادهای خود جای دهند. در این میان رقابت استفاده از تبانی با ائمه و شرکا در بین "دکتر محمود احمدی نژاد" و "مهندس میرحسین موسوی" بسیار تنگاتنگ است.
خبرها حاکی از آن است که احمدی نژاد یک امام زنده اما غایب که همان "امام زمان" است را در ستاد انتخاباتی خود دارد و دیگر ائمه اطهار و نوادگان و حتی پدر بزگ آنها حضرت محمد جملگی در ستاد میرحسین حضور دارند. بلکه مهندس حتی توانسته است امام خمینی را هم جذب کمپ خود کند!
یکی از کارشناسان امور انتخاباتی که میخواست نامش فاش شود در مسجد اصفهان گفته است, ائمه در ستاد میرحسین حضور ندارند, بلکه هر چه یزید و شمر و سعد بن ابی وغاص است در ستاد میرحسین قرار دارند. تحلیلگران نیز در این رابطه گفته اند احتمالا آقای شریعتمداری که همان کارشناس مضنون است خمار تشریف داشته اند یا اینکه با این سخنان میخواستند که احمدی نژاد دوباره انتخاب شود, لذا پرواضح است که ائمه نمیخواهند احمدی نژاد دوباره انتخاب شود و برای همین است که به ستاد نوه خود یعنی میر حسین هجوم آورده اند.دیگر کارشناسان که درصد جوگیری موجود در خون آنها از دسته نخست کمتر است گفته اند که: سیاستمداران نیز در تبانی با ائمه مثل ورزشکاران سوتی داده اند, بخصوص اصلاح طلبان آنها. چرا که ائمه در امور مختص به اصلاح طلبی و گذار بسوی دموکراسی و چیزهای خوب دیگر کارائی چندانی ندارند و از این بابت فقط احمدی نژاد بازیگوش است که توانسته است هردو روی سکه را نشان داده و با امام غایب خود به سیزده به در هم برود.

اصلاح طلبی با نون اضافه!

|
دو هفته بیشتر به انتخابات باقی نمانده است. علی رغم رشد چند درصدی حمایتها از کروبی, دوستان سبز جامه در داخل و خارج همچنان بی ترمز در حال تاختن هستند! وقایع و تصاویر هم 180 درجه با آنچه که میگویند متفاوت است. اگر تصاویر سبز و جوگیر شده در این سو و آنسوی ایران و حتی برخی از سبز شدگان در خارج را ملاک قرار دهیم باید به این نتیجه برسیم که تئوریهای ساخته و پرداخته شده از سوی دوستان علی رغم ایجاد مرزبندی های فاحشی چون ایرانیان داخل کشور و ایرانیان خارج از کشور, تحریمی و مشارکتی, اپوزیسیون و واقع گرا, انقلابی و تغییری, ایران دوست و فسیل شده و ... توانسته است بضاعت غیر موجود و واهی را بعنوان یک حقیقت موجود جا بزند!
تا آنجا که خاتمی به صحنه آمده بود, بحث و جدل دارندگان ترمز بر سر ضعف خاتمی در 8سال دوران ریاست جمهوری بود. اما صحنه روالی غیر طبیعی نداشت. هنوز اصلاح طلبی بود در برابر اصولگرائی. البته دوستان حق اصلاح طلبی را فقط مختص به خویش میدانند و کسیکه نشانه ای از جو گیر شدن در او یافت نشود را یک اصلاح طلب مخلص نمیدانند! بهر ترتیب.
وجهه خاتمی فقط در یک صورت میتوانست ترمیم بیابد و آن هم 4سال دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد بود. لذا خاتمی با وجهه ترمیم شده هم پا به صحنه گذاشت. کسانیکه واجد الشرایط جو گیر نشدن هستند بر این موضوع توافق نظر دارند که خاتمی در 8سال دوران ریاست جمهوری خود اشتباهات فاحشی نیز انجام داد. میگوئیم اشتباهات و نه کوتاه آمدن چرا که کوتاه آمدن خاتمی بخصوص در جائی که کوتاه آمدن منجر به سکته قلبی نیمی از دارندگان انتظار میشد شاخصه بدیهی او نیز بشمار میرفت. اما سئوال اینجا است که آیا خاتمی با حمایت از موسوی دوباره و حتی در شرایط ترمیم وجهه دچار اشتباه فاحش شده است!؟ آیا برای این یکی هم باید انتظار پاسخگوئی را از ایشان داشته باشیم!؟
صحنه بدینشیوه طراحی شده است. قرار است تمامی پدیده های جهان و سر رشته و سر نخها را در 4 سال خلاصه کنیم. در این میان اصلا هم قرار نیست به یک روند 30 ساله نگاهی بیاندازیم, بلکه قرار نیست حتی مطالبات 12 سال پیش خود را هم داشته باشیم. قرار است هر کسی که به سناریو شک کند او را تحریمی فسیل شده بنامیم و تصاویر جامه دریده سبز را بر دهان منتقدین بکوبیم و به میر حسین موسوی رای بدهیم تا احمدی نژاد انتخاب نشود! قرار نیست بپرسیم موسوی چه کسی بوده و یا در تمامی این سالها کجا بوده و یا اینک او چه کسی است, چرا که همه در طی سالهای طول و دراز قابل تغییر هستند حتی اگر خود ادعا کنند که مثل سابق میاندیشند... پس سناریو این است.
تا یکی دو ماه قبل در لابلای اهداف مشارکت این دلیل نیمه جان هم یافت میشد که قرار است به اصلاح طلب رای بدهیم و لاکپشت وار آینه های کناری و بالائی را از جا بکنیم و بدون نگاه کردن به جایگاه ولی فقیه با سرعت دویست و بیست کیلومتر هم اپوزیسیونیهای داخل و خارج را زیر کنیم هم بسمت دموکراسی حرکت کنیم. اما از قرار معلوم صدای ساز و دهل تبلیغات آنقدر زیاد است که نه تنها فراموش کرده ایم که قرار بود اصلاح طلبی هم وجود داشته باشد که به ایشان رای هم بدهیم بلکه مفاهیمی چون اصلاح طلبی و اصولگرائی با تعریف جمهوری اسلامی اینک در هم آمیخته شده و در چهره میر حسین موسوی تجلی یافته و اصلا این صدا را هم نمیشنویم که ممکن است میر حسین موسوی یک اصلاح طلب نباشد بلکه ریسکی باشد که فردا باز هم محنت صورتهای کش آمده دوستان را افزون بر محنت دانشجویان و زنان و کارگران و معلمان و... به اوین گرفتار آمده را روی دستان ما بگذارد. من یکی که اصلا علاقه ندارم تصاویر سبز شده امروز را خوراک فتوکاتورهای فردای خود قرار دهم!
و اما
یکی دیگر از شاهکارهای ستاد کروبی خبری است که نشان از حمایت یک حزب اصولگرا از هردو کاندیداهای احمدی نژاد و میر حسین را میدهد. تصویر هم کاملا واقعی است.


تصویر دوم را هم شهاب الدین عزیز زحمتش را کشیده و در وبلاگش قرار داده است. که ایشان هم باعث شدند من لینک مذکور را بیابم.
این تصویر هم در یکی از خیابانهای تهران است و نقل شده توسط سایت خبری آفتاب. که باز تصویر نشاندهنده این است که کمیته جوانان ائتلاف سراسری اصولگرایان بنر و پوسترهای حمایتی خود از میرحسین موسوی را به خیابانها گسیل داده است.


امیر مقدم, مسئول سابق دفتر باهنر خواسته بود بزرگان اصولگرا بیش از آنچه که از میرحسین حمایت شده است از ایشان حمایت کنند و هر چه زودتر هم اینکار را انجام دهند.
کاتوزیان هم گفته بود, ما با میرحسین مشکلی نداریم که! بسیاری از اصولگرایان برای ایشان فعالیت میکنند.
اتفاقا همان بسیار حمایت کنندگان هم در زمان به صحنه آمدن خاتمی برای تخریب ایشان در عوض از موسوی حمایت میکردند.
لذا بعقیده بنده دوستان سبز شده ما هم اگر توانائی بازبینی خود در طی این دو هفته باقی مانده را ندارند که بدنبال کاندیدای اصلاح طلب تری بگردند و از او حمایت کنند, آش شله قلمکار را شله قلمکارترش نکنند و حداقل به اسم و ژست و رده و قبای اصلاح طلبی سنگ موسوی را بر سینه نزنند!
انقدر هم پروفسور مآبانه اصلاح طلبی را با نون اضافه به خورد ما ندهند که هرچه تا حالا خورده ایم کفایت داده و سیر سیریم به خدا.

مهندسی انتخابات

|






عالیجناب, اگر "جلوه جواهری" شناسنامه آمریکائی میداشت آنوقت صدایش شنیده میشد؟

|

قبل از هر چیز اجازه میخواهم موجود دوپائی را از خانواده "ذوب زیستان"ی مثل سعید مرتضوی, قاضی حداد و شرکا را خدمتتان معرفی کنم. این موجود جدید الخلقه کسی نیست جز "حیدری فرد" دادیار امنیت. ایشان شخصی است منتصب در همان عنوان یاد شده جهت برخورد, ارعاب و سرکوب زنان فعال در حوزه حقوق زنان. شما بخوانید زنانی که سودای نفس کشیدن در سر دارند.
دسته گلهائی همچون 12 نفر از شهروندان را به جرم عید دیدنی از خانواده های دانشجویان بازداشتی, روانه زندان اوین کردن و یا ناکام نمودن با وثیقه سنگین و احکام تعلیقی بانوی مسن و مهربانی همچون "خدیجه مقدم" که چیزی جز مهر مادری در تشکل نیمه جان "مادران صلح" نداشت, از تیزهوشی این تیز هوش ذوب شده در دشت مهرورزانه ولایت است. لذا نامش را به یاد داشته باشید. بخصوص اینکه هرجا صحبت از بانوان ایران زمین باشد.
نمونه ای از نقاشی های جلوه جواهری
جلوه جواهری خواهر دو شهید, فارغ التحصیل علوم اجتماعی, بانوی جوانی که به تعداد سالهای تحصیلش به دادگاه انقلاب احضار شد و حکم تعلیقی گرفت. یکبار دیگر و اینبار به بهانه بازداشت شوهر ایشان "کاوه مظفری" در تجمع مسالمت آمیز روز کارگر به اوین برده شده و گوئی جدیدا تفهیم اتهام هم شده است. برای خواندن و یا شنیدن نحوه جلب ایشان پیشنهاد میکنم آن را از زبان مادرش و لینک قرار داده شده در بخش "اینجا و آنجا"ی این وبلاگ دنبال کنید.
رکسانا صابری با پشتوانه تابعیت آمریکائیش و با آنهمه اتهامات ساخته و پرداخته شده, حتی پس از صدور حکم هم معزز و مکرم به کشور استکباری آمریکا بازگردانده شده و آزاد شد. اما جلوه های جواهری در ایران به دنیا آمده اند و در نتیجه بی یار و یاور!


مطلب طنز منتشر شده در رابطه با بازداشت جلوه جواهری در مدرسه فمنیستی

قربان مرامتان, از اینجا بازدید میکنید این پتیشن را هم امضا کنید

|
ما جمع بسیار کثیری از امت حزب الله, همزمان شدن پخش "کارتون هنا درختری در مزرعه" و "سحنرانی انتخاباتی دکتر محمود احمدی نژاد" در صدا و سیما را شدیدا محکوم میکنیم.
کودکانمان میبایست کدام یکی را ببینند!؟
رونوشت
  • حاج آقا سردار ضرغامی مدیریت محترم صدا و سیما
  • حاج آقا سردار محمد مایلی کهن مربی تیم ملی سایپا
  • حاج آقا سردار صفار هرندی وزیر ارشاد و کارهای دیگر
  • حاج آقا سردار صادق محصولی وزیر اخذ وامهای بدون انسداد
  • حاج آقا سردار محسن رضائی کاندید مادام العمر ریاست جمهوری
  • حاج آقا سردار ده نمکی کارگردان آینده اخراجی های 3
  • ....

جناب آقای رهبر, آیا تمامی اینها ناشی از کهولت سنی شما است؟

|
جناب آقای رهبر, حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی
اخیرا در دیدار با جمعی از خانواده های معزز شهدا عزت, افتخار و پیشرفتهای نظام اسلامی را مرهون خون شهدا دانسته و ملت را تا ابد مدیون خون شهدا دانسته بودید.
بله جناب آقای رهبر, ملت تا ابد مدیون خون شهدا است. ولی خرمشهر و آبادان و سوسنگرد و هویزه و دیگر نقاط مرزی جنوب غربی کشور که در سالهای نخستین جنگ به اشغال متجاوزین بعث درآمدند متعلق به ایران هم بوده و هستند. آیا فکر نمیکنید که خون پاک شهدا در عزت و افتخار ایران هم سهمی داشت و ایران الزاما نظام اسلامیه به رهبری شما نیست؟
بمناسبت سوم خرداد, سالروز آزادسازی خرمشهر فرموده بودید: عامل اصلی بقا و پایداری نظام اسلامی، اسلام است و این نظام همانگونه که با اسلام بوجود آمد، با اسلام هم زنده خواهد ماند. و باز در آخر فرمایشهایتان فرموده بودید: برخی تلاش داشتند تا یاد دفاع مقدس و شهدا به تدریج در جامعه کمرنگ شود که اگر نادانسته بوده، دچار غفلت بزرگی شده‌اند و اگر دانسته بوده، یک خیانت محسوب می‌شود.


جناب آقای رهبر, شما همواره بدنبال خائنین و توطئه گران هستید. یا میخواهید برخی از غافلان را ببخشید و یا میخواهید برخی دیگر از خائنان را مجازات کنید. فکر نمیکنید که این وسواس ممکن است شما را از بدیهیات و مسلمات پیش پا افتاده هم غافل سازد؟ بهتر نیست بجای مامور ساختن شخصی مثل حسین شریعتمداری برای کشف هر روزه انقلابی رنگین و پنهان از او بخواهید کلمه "خرمشهر" را در قسمت تصاویر گوگل برایتان جستجو کند تا بدرستی دریابید آیا خرمشهر تحت نظام اسلامی شما آزاد شده است یا هنوز پس از 27 سال بدنبال آزادی و آبادی است؟


شما میخواهید مردم بر روی ویرانه و خرابه های خانه هایشان یاد دفاع مقدس و شهدا را گرامی بدارند. جناب آقای رهبر با شکم گرسنه و تلمباری از خرابه ها هیچ یادی گرامی نخواهد شد. بلکه تنها با رفاه و آبادانی و آزادی است که مردم فرصتی برای گرامیداشت قهرمانان خود پیدا میکنند. درست مثل همانچیزیکه در سرزمینهای استکباری رخ میدهد.
تنها چیز آباد در خرمشهر و شلمچه گورستان است. گورستان آباد بالیدن دارد؟
فرموده بودید: دشمنان ایران و ایرانی، افتخار به اسلام و ارزش‌های اسلامی را نمی‌پسندند، بر همین اساس همه از جمله مسئولان و همچنین نامزدهای انتخاباتی باید هوشیار باشند تا مبادا برای دلخوشی دشمنان سخنی بر زبان بیاورند


جناب آقای رهبر, دشمن هر آنچه که می پسندد و یا نمی پسندد را برای خودش می پسندد یا نمی پسندد, اما شما را به خدا, میشود برای یکبار هم که شده دست از سر این دشمن بردارید و از ملت بپرسید چه چیزی را می پسندد و یا نمی پسندد؟ تا آنجا که بیاد داریم نامزدهای انتخاباتی باید هوشیار باشند که آنچه که باعث خشنودی مردم و رای دهندگان است را بر زبان بیاورند, تا مردم رای هم بدهند. اما شما گوئی تعریف نادرستی از انتخابات و مسئولیت و نامزدهای انتخاباتی در ذهن خود دارید. شما همواره میخواهید مردم با انتخابات مشت محکمی بر دهان استکبار بکوبند و در آخر این شما هستید که مشت محکم را بر دهان همان ملت میکوبید و جوانانش را خونمالی میکنید... در صورتیکه انتخابات یعنی اعطای معلومات صحیح به مردم ولو از طریق افشاگری و انتخاب پاک و منزهترین از سوی مردم و به تشخیص مردم در جهت تغییر و یا ایجاد روندی برای بهبودی شرایط کشور و زندگی همان مردم...
فرموده بودید: عظمت امروز ملت ایران در میان ملتهای اسلامی، امنیت کشور، حرکت به سمت سازندگی، پیشرفتهای بزرگ علمی و فناوری، و افزایش دانشمندان، محققان، و دانشجویان کشور، همه به برکت خون شهیدان است.


هر چه هست از برکت خون شهیدان است درست. اما حرمت شما برای این ملت عظیم کجاست؟ کدام امنیت؟ همان امنیتی که در سیستان و بلوچستان شاهد آن هستیم؟ یا امنیتی که گشتهای شما در کوچه و خیابان با تعرض به شهروندان به راه انداخته اند؟ شاید هم منظورتان تعداد معتادان به مواد مخدر و بیکاران و سیل ناهنجارهای اجتماعی است؟ و یا شاید هم امنیتی که با سرکوب حتی جمع کنندگان امضا فراهم شده است؟


کدام دانشمندان و محققان؟ همانها که به مراکز علمی فرهنگی کشورهای استکباری پناه آورده اند یا آنها که هر روز با شکم گرسنه مردم برایتان موشک سجیل درست میکنند؟


کدام دانشجو؟ آنهائیکه راه به راه به بند و زنجیرشان میکشید, یا دانشجویانی که برای سرکوب فضای دانشگاهی به دانشگاه تحمیل شده اند؟
جناب آقای رهبر, کاملا مشخص است که شما قادر هستید در کردستان حتی کوه پیمائی هم بکنید. اما فکر نمیکنید که کهولت سنی میتواند در ادای مسئولیت و وظایف تاثیری منفی داشته باشد؟ مثلا اینکه وقتی بخواهیم از انتخابات صحبت کنیم یک رینگ مشت زنی را در ذهن مجسم میکنیم و بعد در همین راستا هم از انتخابات ذکر خیری میکنیم. یا اینکه چون خود مرجع تقلید هستیم و ارادت خاصی به اسلام و مسلمین داریم فکر میکنیم که نه تنها هفتاد میلیون انسان میبایست مثل ما فکر کنند بلکه تمامی امت اسلامی هم بنوعی تحت قیمومت ما قرار دارد و ما میبایست هم برای آن و هم برای جهان نسخه بپیچیم؟ بخصوص اینکه اگر این همه بار مسئولیت از رهبری کل قوا و نیروهای مسلح گرفته تا این همه تعدیلات در قانون اساسی برای افزایش اختیارات بر دوشمان سنگینی کند؟ فکر نمیکنید برای تمامی اینها کمی کهولت سنی پیدا کرده اید؟

تفسیر حدیث "الزرت مع الپرت"

|
تذکر
اقتباس از این تفسیر برای تعدیل برنامه آتی میرحسین موسوی در صدا و سیما از سوی تیم برنامه نویس ایشان هم شدیدا حرام است و هم از جمله تضادهای غیر تکاملی در مانیفست کارل مارکس بشمار میرود
مقدمه
حداقل دانستیم که شیخ مهدی کروبی اگر با فرمایشات رهبری و جایگاه رهبری در حفظ خیمه و بیضه انقلاب و رهنمودهای ایشان برای اصلاح سیاستها و عملکرد مسئولین و دیگر چیزهای خوب خوب مشکلی علنی ندارد اما با این آیت الخمار حسین شریعتمداری مشکلی دارد از نوع خشتک پاره کن! شما بخوانید ورژنش از خاتمی هم در این زمینه بالاتر است. اما این مهندس خدا حفظش کند آنقدر بچه مثبت است که آزارش به یک مورچه هم نمیرسد و با هیچکس مشکل ندارد و از قرار معلوم هیچکس هم با او مشکلی ندارد.
(حالا کو حلال زاده ای که در این گرد وخاک براه افتاده مشکل را در جایگاه رهبری ببیند! )
تفسیر حدیث
"من طی درسهائیکه در این مدت از مردم یاد گرفتم این بود که مردم از گرانی مینالند, تورم 25 درصدی یعنی کوچیک شدن سفره ها, یعنی پایین آمدن قدرت خرید مردم, یعنی عدم توانائی مردم در استفاده از کالاهای فرهنگی..."
تفسیر: ای مومنان رای دهنده, شما در دهه شصت نسبت به دهه ماقبل آن کمتر از الان از گرانی مینالیدید, تورم هم تورمی 25 درصدی نبود, چیزی حول حوش عدد یک رقمی بود و هنوز ایران در حال تغذیه از جایگاه و اعتبار دوران ماقبل از انقلابش بود. در آن زمان هنوز مافیای اقتصادی مثل الان چشم و گوشش باز نشده بود و کوپنهای ما شما را برای سرپا نگه داشتن سفره ها و قدرت خریدی که هیچ آمار مشخصی از آن در دسترس نیست یاری میداد. کالاهای فرهنگی در آن زمان توسط کمیته ها در کوچه و خیابان و جاهای دیگر مصادره نمیشد و اصحابش به لوس آنجلس و دیگر جاها دیپورت نمیشدند و اصلا هم کسی اعدام و یا ترور نمیشد, بلکه هنوز انقلابیون دو آتشه ای یافت میشدند که فکر میکردند واقعا داستان حقیقت دارد و در مساجد و حسینیه ها کلی کالای فرهنگی خریداری میکردند.
"گرانی یعنی اعتیاد, یعنی بدبینی مردم نسبت به نظام, ما هم انتظار داریم هر دولتی نسبت به گرانی حساسیت بخرج بدهد, (ناگهان) خاطره ای ازدوران امام رحمت الله علیه نسبت به عدم اجازه ایشان برای بالا بردن قیمت سیگار و در نهایت بالابردن قیمت سیگارهای لوکس و دست نزدن به قیمت سیگارهای معمولی که مردم از آنها استفاده میکنند"
تفسیر: همان تفسیر نخست به اضافه ارادت سبزی نسبت به امام و دوران امام و اینکه در دهه شصت چیزی گران نشد! نتیجه: مهندس ضد گرانی است و ایشان قرار است شب را روز و روز را شب کنند و سیر تصاعدی تورم در 30 سال اخیر را بیکباره کنترل و آن را به بیست سال پیش برگرداند! ای کاش در حدیث هم ذکر میکرد که چطور و چگونه!
" تورم 25 درصدی شاید برای کسی که مال و املاکی داشته باشه مهم نیست اما برای خانواده های کم درآمد چیز زیادیه. من ضن این رو دارم که وزارت رفاه برای این مساله آمار خانواده های فقیر رو اعلام نمیکنه که این مساله رو بپوشونه, خوب این مسائل باید در سطح ملی عنوان بشه. باید مردم بدونن"
تفسیر: همان تفسیر نخست به اضافه اینکه من به وزارت رفاه و دولت احمدی نژاد گیر دادم. فکر نکنید گیر ندادم ها!
" تورم 25 درصدی(برای 999مین بار در نطق) لطمه وارد میکنه و ما باید بانک مستقل داشته باشیم و اگه هم مستقل نباشه در هیمن چهارچوب قانون بتونه کار کنه و بانک نباید حیاط خلوت دولت باشه ومن شنیدم که حجاج از این مساله ناراحت هستن که ارزش نرخ ما در مقایسه با دلار خیلی بالا و پایین رفته و دولت باید دولت برنامه ریزی باشه, همونطور که رهبر انقلاب فرمودند, ایرانی پیشرفته با اقتصاد پیشرفته داشته باشیم"
تفسیر: (خمیــــــازه) همان تفسیر نخست در فلک اقتصاد. (کودنترین شهروند در ابرقو و دیگر نقاط پشت کوهی مملکت هم در این نقطه از حدیث فهمید که ما مشکل اقتصادی داریم) به اضافه ذکر ارادتی به رهبر پیشرفته انقلاب.
" همین که گذرنامه ها و دیگر اسناد ما الان بی اعتباره دلیل اصلیش و بخشیش به همین برمیگرده, من مشکلی با هیچکس نداشتم, در این مدت مشاور آقای رفسنجانی بودم, مشاور آقای خاتمی بودم, در دوران احمدی نژاد هم اومدم و اونچیزی رو که میدونستم درسته گفتم و انتظار هم نداشتم که همون درست باشه و به اونها عمل بشه, لذا اینها دلایلی هستن که من به صحنه اومدم. باید اصلاحاتی بشه و دولت با برنامه ریزی پیش بره"
تفسیر: (خمیازه و مالیدن پلکها از فرط خواب آلودگی) همان تفسیر نخست به اضافه بریدن 999 دلیل از دلایل بی اعتبار بودن گذرنامه ها و بعد اینکه بنده در این مدت غایب نبودم, مشاور رفسنجانی و خاتمی بودم و احمدی نژاد هم کله خراب بود و نخواست که مشاورش باشم. و دلیل آمدنم به صحنه هم نیاز نیست واضح بگویم خودتان حلش کنید. اما تورم 25 درصده ها, خود دانید, نگید نگفتم!
" (برنامه روبه اتمام است) ما پروژه های کلان رو که میتونه سرنوشت مملکتمون رو عوض کنه و سرنوشت مردممون رو عوض, اقتصاد پیشرفته ای ایجاد کنه رو کنار گذاشتیم و به پروژه های کوچیک پناه اوردیم. من میخوام این امید رو بدمم که انشاء الله ما سرنوشت خوبی خواهیم داشت و این مشکلات حل میشه و این امید در مردم ما هست که حل میشه و بقول مرحوم آل نصب که مشاور بنده بوده ایران هیچگاه سرنوشتش فقر نبوده و نخواهد بود..."
تفسیر: (بهم می ریزی, دوست داری هرچه که دم دستت هست را بر سرت بکوبی و اول از رموت کنترل تلویزیونت شروع کنی, میگوئی چرا مهندس تیک اقتصادیش گرفته!؟ مگر گوش دراز گیر آورده!؟ مگر اصلاح اقتصاد بدون اصلاح ساختار هم ممکن است!؟ رابطه اقتصاد و جایگاه و اعتبار جهانی و سیاست خارجی و فضای باز جامعه و حقوق مدنی و برملا کردن و مبارزه با مفسدین سیاسی اقتصادی اجتماعی در تمامی سطوح که همگی در خود لایه های ساختار قرار دارند, چیست!؟ اصلا برنامه مهندس چیست!؟ یا خود برنامه اصلا چیست!؟...) خب همه مشکلات اقتصادی است, یا حداقل بخشی از مشکلات قابل ذکر اقتصادی است. عوامی هم که از گرانی مینالند با شنیدن این صحبتها به به و چه چه میکنند و میروند مشارکت همه جانبه انتخاباتی میکنند و ... این هم بنوعی اصلاح طلبی تعبیر میشود.
اما خدائیش نقش احمدی نژاد در این میدان اصلاح طلبی چرا انقدر کم سو است!؟ او که خیلی بیشتر از فساد اقتصادی و عجایب هفتگانه پنهان گفته است و در عمل "تر" را با عدالت بین مردم تقسیم کرده است!
خاتمی و مهندس
فقط یک چیز میتوانست وجهه خاتمی را دوباره سروسامان بخشد و آن هم چهار سال دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد بود.
نتیجه: وجهه خاتمی حداقل در میان کسانیکه فقط با احمدی نژاد مشکل دارند دوباره سروسامان گرفت. اما آیا خاتمی با پشتیبانی از میرحسین و نه کروبی درست عمل کرده است!؟
مهندس و خاتمی
میرحسین گفته بود عقاید من و خاتمی 90 درصد شبیه هم است. اما در مقایسه این دو با هم میبینیم که خاتمی در فلک جامعه مدنی, مردم سالاری , انتقاد, گفتمان, گفتگوی تمدنها و غیره پرسه میزد اما این مهندس هنوز در مستضعفان و امام رحمه الله علیه و فقرا در برابر کارخانه داران و غیره پلاس است!
مهندس سبز است یا سرخ
مهندس هم سبز است و هم سرخ, اولین نفری هم نیست که به این درد دچار میشود. اما درد بدی است. اخیرا دیده میشود برخی از چپهای خارج نشین که میگویند کمونیست هستند و چریک هستند و دنبال خلق میگردند تا فدایش شوند و اینجور چیزها, از موسوی حمایت میکنند!
سخن پایانی
مهندس شاید به کوتاهترین دیوار که همان دیوار اقتصادی است گیر داده است. اما از همین دیوار هم نخواهد توانست که پرش کند. شما بخوانید که دهن مهندس در صورت رئیس جمهور شدن چهار راه ولی عصر است.
فتوای خردادی
زووم تلسکوپی بر حضرات واجب است. چرا که ما تغییر را برای تغییر میخواهیم و نه تغییر را برای عدم تغییر!

مهندس این شکلی نیست, مهندس اون شکلیه

|
میرحسین موسوی اولین برنامه تبلیغاتی خود را در صدا و سیما مطرح کرد. آش آنقدر شور بود که تاثیر ماده سبز را در گلبولهای قرمز برخی از سبزجامگان زدود. مثل همین لینک
باز جای شکرش باقی است که برخی از دوستان به تفکر و اندیشه سیاسی عبادی فرو رفته اند که کجای کار این شخص به اصلاح طلبی نزدیک است؟ البته غیبت هم نباشد ایشان در برنامه خود دو سه بار کلمه اصلاحات را بکار برد اما منظور ایشان چه بود, احتمالا میبایست از کد شکنها پرسید.
اما صحبتی که با خواهران و برادران قرص سبز خورده در اینجا رواست این است که: دوستان, والله بلا طرف همینه که میبینید. براش شاخ و دم نگذارید که فردا دیپرس میشید ها.

کاندیداها در خرمشهر

|
رهبر معظم اله نامه داده بودند که خرمشهر را پس از 21 سال از سپری شدن زمان آزاد سازیش بسازند. بندر آن را بسازند و به کار مردم رسیدگی کنند. اما مسئولین نامه آن معظم اله را پشت گوش انداختند و هنوز هم که هنوز است هیچ نشانه هائی از حیات در این شهر که رمز آزادی و استقلال و سربلندی ایران زمین است یافت نمیشود!
اما نامه های رهبر برای آباد سازی ویرانه های پس از جنگ هفتاد روزه در لبنان خیلی زود مورد توجه مسئولین قرار گرفت. و سید حسن نصر الله با بادی در قبقب, خود را بجای نخست وزیر لبنان نشاند و فرمود: آواره های جنگ را آباد میکنم! اتفاقا ادعاهای ایشان از گنده گوزیهای احمدی نژاد و شرکا هم بیشتر خریداری دارد و با اتکا به نامه های رهبر جنوب لبنان, هم آباد شد و هم تا پوزه مسلح!
غزه را که نمیتوان با خرمشهر مقایسه کرد. غزه عزیز دردانه ای است که اولویتش از تهران هم بیشتر است. عراق و بولیوی و ونزوئلا هم پیشکش.. خدا سایه نامه های رهبر را از امت حزب الله کم نکند.
تصاویر به سمع و بصر رسیده, خرمشهر 21 سال پس از آزاد سازی است. یا همان خرمشهر 2009 خودمان










در سالروز آزدا سازی خرمشهر قرار داریم. سپاه پاسداران نگران است که چرا مردم خرمشهر از مراسم سالروز آزادی این شهر استقبال نمیکنند و آنطور که او میخواهد بر سینه و سر خود نمیکوبند!

پراکنده

|
  • توپخانه عبدالقادر بلوچ پس از توقفی کوتاه دوباره گر گرفت.
  • زیتون نازنین هم در این هیاهو مشکل عظمی را در ایرانیان خارج از کشور پیدا کرد و آنها را نشانه رفت! هیچ اشکالی هم ندارد, زیتون نظر خود را گفت. خسن آقا هم مجالش نداد! کلا توصیه نمیکنم کسی البسه خود را بدست خسن آقا بسپارد, چون احتمال دارد بیکباره تمامی آنها را بر فرغ سر خود ببیند! اما خسن آقا, تو که عزیزی باید بدانی که زیتون هم عزیز وبلاگستان است. آن تندروئی شایسته او نبود. دلمان را آزردی خسن آقا.
  • امیر الفلاسفه اسلام عبدالکریم سروش حکمتی اختراع کرده بود که تحریم کنندگان انتخابات به چاه کنی مانند که چاله میکند و برای ریختن خاک چاله, چاله ای دیگر میکند و همواره در تسلسلی باطل سیر میکند. در کل حکمت خوبی بود. اما سئوال اینجاست که همین حکمت را نمیتوان بر شرکت کنندگان در انتخابات در 30 سال گذشته هم انطباق داد!؟ یا اینکه دستاوردهای آسفالتی آنان اینک تحریم کنندگان و چاله و خاک را با هم یکی کرده است!؟
  • چهار سال پیش اصلاح طلبان دکتر معین را بعنوان نامزد انتخاباتی خود معرفی کردند. یا صحیح تر اینکه توانستند معرفی کنند. از جمله کسانی که راضی نشد کاندید شود و یا بقول یکی از هواداران " هنگامیکه در جلوی در منزل ایشان تجمع کرده بودیم و از او خواهش میکردیم که کاندیداتوری را بپذیرد حتی به خود زحمت نداد که به درب منزل خود بیاید!" همین میرحسین موسوی بود. من در آن زمان خدمت نظام وظیفه بودم. در نیروی زمینی سپاه. در همان پادگان هم میدیدم که چگونه درجه داران در سطح ستوان هم بجرم دوم خردادی بودن راه به راه به حفاظت اطلاعات فراخوانده میشدند و در نهایت بازخرید یا بازنشستشان میکردند. سمت و سوی عملکردها و تبلیغات بگونه ای بود که جریان دوم خردادی در کل برچیده شود. در آن هنگام اصلاح طلبان بدنه حکومت به قول خود سیاست سکوت اختیار کردند. اتفاقا همان موقع هم این سئوال برایم پیش آمده بود که: مگر راه دیگری هم دارند!؟
    این مساله حتی از زبان ابطحی هم مطرح شده بود. و در کل استراتژی مطرح شده از سوی اصلاح طلبان جالب بود. برخی از آنها بدین شرح بود: حكومت يكدست شود و تكليف يكسره, مردم از حل مشكلات ملي و بين‌المللي و اداره مناسب كشور توسط اقتدارگراها كه به علت در دست گرفتن همه اركان قدرت، اكنون با «نظام» يكسان تصور ‌مي‌شوند، نااميد شوند. دلایل دیگری هم بود, اما درست در همین دو بند که بنظر من اگر واقعا اصلاح طلبان چهار سال پیش همین استراتژی را مد نظر داشتند اینک به آن رسیده اند. اما موضوع جالب اینکه همین دو بند را مخالفان خارج از ساختار حکومت و اپوزیسیون هم با ادبیات خاص به خود گفته بودند, حالا جریان چیست که مخالفان و منتقدان حکومتی جملگی خارج از کشوری و پدر سوخته از آب درآمدند و همه رژ لبها بر تصویر میرحسین نقش بست!؟ لا اقل تکلیف غیر حکومتی ها مشخص است و در این چهار سال معلوم بود که کجا هستند و چه میکنند, اما صحنه سیاست و اعتراض پانتومیم وار اصلاح طلبان حکومتی در کجا بود که اینک جملگی منجی از آب درآمدند و ایران شد ایران آنها و بقیه بدون ایران ماندند!؟
    با این توضیح که: سردمدار سبز و کنونی اصلاحات ادعای اصلاح طلبی هم نکرده است!

حلقه مفقوده داروین همان "محمود" خودمان بود

|
دانشمندان اخیرا فسیلی کشف کرده اند که اهمیت آن در سطح حلقه مفقوده بودن اکتشافات و تحقیقات داروین بشمار میرود و بنوعی ثابت میکند داروین خیلی راست میگفت. و در این مدت خیلی ها سر کار رفته بودند!
در این پست بخشی از اکتشافات دانشمندان در این رابطه را به سمع و بصر بازدید کنندگان همیشه در صحنه ارائه مینمائیم.
دکترجورن هاروم و پاره ای از توضیحات در رابطه با حلقه مفقوده

همان دکتر رو به آن یکی دکتر, در رابطه با حلقه مفقوده
کاشف حلقه مفقوده در رابطه با اکتشاف آن
یک حلقه مفقوده تکامل یافته در حال خواب دیدن, در دوران ما قبل از انتخابات دوره دهم
خبرنگاران و حلقه مفقوده
یک شبه حلقه مفقوده

یک حلقه مفقوده نگران از عصر مابعد از انتخابات دوره دهم

گنده گوزی در سطح قله اورست!

|
احمدی نژاد در رابطه با تحریم احتمالی بنزین گفته است: اگر جرات دارید بنزین را تحریم کنید.
بدیهی ترین پاسخ ممکن: بشین بینیم بــــابــــا !

گرداب توطئه

|

سایت پیک نت اخیرا مطلبی را از زبان یکی از پیامهای دریافتی که نه اسم و نسب و آدرس الکترونیکی پیام دهنده در آن مشخص است و نه جایگاه اجتماعی ایشان (شما بخوانید یک روح سرگردان طرف مقابل شما است) به این مضمون که: سئوال کنندگان از موسوی (کروبی هم جا افتاده است) درباره کشتارهای 67 و اپوزیسیون و تحریم کنندگان جملگی به مخابرات جمهوری اسلامی و در نهایت وزارت اطلاعات آن وصل هستند. با این استدلال که این دانشجویان و منتقدان هیچگاه درباره کشتارهای 67 از احمدی نژاد سئوالی مطرح نمیکنند.
خب تا اینجا قرار است نه تنها کسانیکه نسبت به انتخابات و کاندیداهای مطرح در آن انتقاد و یا حرف و حدیثی دارند به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و جناح اصولگرای آن وصل باشند بلکه دانشجویان و فعالین و منتقدان که درباره سوابق کاندیداها پرسشهائی دارند نیز به مصادر مذکور وصل باشند.
اما آقای رحمت و آقای پیک نت و روح سرگردان پیام دهنده که گویا جملگی از آنسوی گرداب توطئه پنهان دشمن افتاده اند این موضوع را مد نظر نداشته اند که احمدی نژاد هیچگاه داعیه اصلاح طلبی نداشته است. دولت خود را دولت امام زمان میداند و زمین و زمان را بهم میبافت تا روند 30 ساله جمهوری اسلامی را بعنوان متکاملترین نظام مطرح شده در جهان معرفی نماید. ایشان برخلاف واقعیتها مردم ایران را خوشبخترین و آزادترین مردم دنیا میبیند و دستاوردهای جمهوری اسلامی را حتی با دستاوردهای پیشرفته ترین کشورهای جهان قابل مقایسه نمیداند. ایشان نه تنها خود را پاسخگو نمیبیند بلکه کشتارهای 67 و دیگر کشتارها را یک تکلیف الهی میبیند. از نظر ایشان عملکردهای جمهوری اسلامی نه تنها نیازی به اصلاح ندارد بلکه این محمود احمدی نژاد و جمهوری اسلامی او است که میبایست جهان را اصلاح کند...
اتفاقا دانشجویان از حسن رحیم پورازغدی که در یکی از سخنرانیها مشغول توجیه کشتارهای سال 67 بود هم با بالا بردن پلاکارد انتقاد کرده بودند که این انتقادها نیز با نسبت دادن دانشجویان به مجاهدین خلق از سوی رحیم پورازغدی و میکس آهنگ و تصاویری از صدا و سیما و متن قرائت شده ای از سوی وزارت اطلاعات ماسمالی شد! لذا احمدی نژاد هم یک ماسمال کننده است تا پاسخگو و نه تنها خود ادعای پاسخگوئی ندارد بلکه همگی میدانیم ایشان از چه قماشی است.
اما چرا از موسوی و کروبی درباره سوابق آنها پرسشهائی مطرح میشود و پلاکاردهائی بالا میرود فکر کنم دلیل مشخص است. خود آنها داعیه اصلاح طلبی و انتقاد از عملکرد حاکم و پاسخگوئی را دارند. این مساله هم اصلا بار منفی ندارد که کسی جرات پرسش و پاسخ خواهی از کاندید و یا مسئولی را داشته باشد. اگر قرار است که اصلاح طلبی به گردونه توطئه وصل باشد و از آن سوی منتقد و تحریم کننده هم به گردونه همان توطئه وصل باشد پس پرتقال فروش کجاست!؟
یک عمر در خمار بی پاسخی مانده بودیم, حالا که چند نفر پیدا شده اند کج دار و مریض ادعای پاسخگوئی میکنند, دوستان نمیگذارند!
گذشته از تمامی اینها وقتیکه دانشجویان به مناسبتهای مختلف, از مساله دانشگاه کلمبیا گرفته تا انکار هولوکاست و غزه و اعدامها و ... به احمدی نژاد اعتراض کرده و پلاکارد بالا گرفته بودند باز به کجا وصل بودند!؟اگر من با چماق توطئه نگذارم حرف خود را بگوئی و تو با همان چماق نگذاری من حرف خود را بگویم پس چه کسی قرار است چماق استبداد را از سر ما بزداید!؟

تو صفاری, تو هرندی, تو خود حبه قندی..

|
قدر این آیت الدستمال صفار هرندی را باید دانست. امروزه کمتر عتیقه ای یافت میشود که هم "صفار" باشد و هم "هرندی". هم سپاهی باشد و هم وزیر ارشاد. هم انتخابهایی کند و هم انتخابهایش درست از آب دربیایند و هم از آنها دفاع کند. هم انقلاب رنگی کشف کند و هم سفره اصلاح طلبی را تا ابد جمع کند. هم روی "فعل سانسور" را با سانسور ببرد و هم خارجی ها از نمایشگاه کتابش جا بخورند و بگویند: آیا ایران متهم به ستیزه با اندیشه و آگاهی و متهم به سانسور همین جاست که چنین صحنه زیبایی از همهمه حضور در آن مشاهده می‌شود؟ در این راستا نظر برخی از خارجی ها را در رابطه با پدیده ای بنام صفار هرندی جویا شده ایم.
نظر "مستر قیچی" در رابطه با حاج آقا صفار هرندی:
نظر "حاج خانم نیکول کیدمن" در رابطه با حاج آقا صفار هرندی:
نظر "مادام مداد پاک کن" در رابطه با حاج آقا صفار هرندی:
نظر "عبدالکتاب به صفار مبتلا شده" در رابطه با حاج آقا صفار هرندی:
نظر خود صفار هرندی در رابطه با خودش:

کارگردان:

قسمت آخر سریال محمود و صفار در یوم الله انتخابات پخش خواهد شد

این روزها همه سبزند! شما چطور!؟

|
در این روزها خیلی ها خود را به سبزینگی زده اند. از اختراع و اکتشاف نرم افزارهای سبز کننده تصاویر گرفته تا اختراع و اکتشاف ایمیلهائی که وجود خارجی ندارند و با چوب و چماق اینترنتی روانه کامنت نظرات خلایق شدن!
یکی از غولهای اینترنتی که همواره مورد آماج حملات دوستان سبز شده قرار میگیرد همان نیک آهنگ کوثر دوست داشتنی خودمان است. البته نیک آهنگ خودش هم وبلاگ اختصاصی دارد و هم دستش به برخی رسانه ها میرسد و هم همه جوره دیوار و زبانش کوتاه نیست. و از این بابت بنده هم نمیخواهم این پست را به تکرار پرسشها و مسائل جالب مطرح شده از سوی نیک آهنگ تبدیل کنم.
اما تر و خشک سوزاندن دوستان سبز پوش ما نیز که اصرار عجیبی در ثبت حق اکتشاف و اختراع راه حلها بنام خود را دارند از سوئی برای من جالب است. در این گیر و دار دوستان به واژه هائی چون" گود" و "گودش کن" و "بالای گود" و "داخل گود" و شما "بیرون گود" و ما "داخل گود" و آنکسی که بیرون از گود مثل ما باشد, باز هم "داخل گود" است و آن کس که داخل گود است و مثل ما نیست "محلی از اعراب ندارد" و در نتیجه نیک آهنگ کوثر میترسد با انتخاب موسوی دموکراسی به ایران بیاید و او دیگر سوژه ای برای کاریکاتورهای خود نداشته باشد و مثل لوس آنجلسی ها فسیل میشود و از یادها میرود...
دوستان, گود نشینان, سبزینگان عزیز. آدم که هر چیزی که به ذهنش میرسد را که نباید بدو بدو بعنوان یک اختراع ثبت کند! درست است که هر اختراعی در ابتدا خطور ایده ای به ذهن بوده, اما بخدا قسم در ورای این خطور کلی مخاطره صورت گرفته و خیلی کارها انجام شده تا این ایده در نهایت تبدیل به دستاوردی ملموس بنام "اختراع" شده است.
این چیزی که شما میگوئید یعنی نیک آهنگ, یک نیک آهنگ نیست. بلکه چریکی کلاشینکوف بدست است که آواره کوه و کمر هم شده است. بله با رشد سطح آگاهی جامعه کم کم شگردها و راه حلهایش نیز هوشمندانه تر و البته مسالمت آمیز تر میشود و دیگر جائی برای هارت و پورتهای مثلا مجاهدین خلق که خود آنروی سکه سپاه و بسیج و حزب الله هستند باقی نمیماند. اما یک هنرمند همیشه هنرمند باقی میماند و هیچگاه کسی او را با حزب الله یا مجاهد خلق میکس نمیکند. مثلا هایده 40 سال پیش هایده بوده و تا الان هم هایده است و اتفاقا هایده هم باقی خواهد ماند.
شما هم که به اسم ستاد سبز نمیتوانید هر منتقد و یا پرسشگر و یا شخصیت مستقل و یا جنبنده ای را به فسیل شدن متهم کنید! بلکه میبایست نخست از خود این سئوال را بپرسید که چه اتفاقی بر سر آن مملکت افتاده است که میبایست موج انرژیهای مثبت شما دوستان یک دور 360درجه ای بخود بگیرد تا فسیلی را برای نجات وارد صحنه کند! من که نگفته ام بوی دهه شصت را میدهم و میخواهم آرمانهای آن دوره را احیا کنم! این را موسوی گفته است.
در نتیجه نیک آهنگ کوثر یک چریک نیست که با باز شدن فضا بهمراه اسلحه اش تبخیر شود. بلکه ایشان بهترین کاریکاتوریستی (حداقل تا آنجائیکه من سراغ دارم) است که سوژه های بسیار شجاعانه و پرمحتوا برای علاقه مندان و حتی غیر علاقه مندانش خلق میکند و یک کاریکاتوریست در هر برهه از زمان سوژه دارد. حتی اگر دموکراسی از نوع دموکراسی آمریکائی باشد و نه دهه شصتی!
دوم اینکه نیک آهنگ یک ژورنالیست است. و ارزش کاری یک ژورنالیست در هر فضائی هرچقدر هم که باز و یا بسته باشد کم و یا کاستی به خود نمیبیند. اما اگر تمام این حرفهائیکه بار آن بنده خدا میکنید به این معنی است که ایشان در حرفه و یا باورهایش مستقل عمل میکند, در اینجا شما راست گفته اید.

پس از متن
خبر اونلاین کابینه احتمالی کاندیداها را جدولبندی کرده است. بوی دهه شصتی کابینه مهندس را میتوانید از احتمال وزیر امور خارجه شدن ولایتی استشمام کنید. بقیه موارد هم جالب انگیز است.

سیم آخر

|
حسن صانعی گفته: شرايط امروز شرايط خاصى است و همه به سيم آخر زده‌ اند و تمام مسائل عنوان مى ‌شود.