یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی احسن حال...
این دعای دم سال تحویلی اگر شامل حال هیچ کس نشد اما بنظر من شدیدا شامل حال مجاهدین خلق میشود!
اخیرا دیدم که مجاهدین وبلاگ هم مینویسند! البته با همان الفبای بجا مانده از فراخوانهای مختلف و پادگانهای برادر صدام ( اخ صدام ) , اتفاقا بهمراه وبلاگنویسان بیانیه های مختلف هم امضا میکنند! و هر ازگاهی هم شاکی میشوند که چرا تز(های) براندازی برادر شلغم در بندهای بیانیه های وبلاگ نویسان ذکر نمیشود!؟
تحول حول و الاحوال تا بدینجا متوقف نمیشود چرا که مجاهدین با برخی از همان طرفندهائیکه آنها فکر میکنند خیلی شق القمری است و ساده ترین عابر در رهگذرهای ایران عکس این ماجرا را فکر میکند نه تنها به وبلاگنویسی و علم کردن عکس خواهر و برادر شلغم متوقف نمیشود بلکه سر از رسانه های "مزدور و اجیر و سازشکار و سر در آخوری..." چون دنباله و بالاترین هم در میآورند!
سبحانک یا مقلب القلوب و الابصار!
بنظر من طرز تهیه یک مجاهد خلق بسیار آسان است. از این رو که شما فقط نیاز دارید یکی از سه فقره انسان ذکر شده را بیابید.
1- ساده و خامترین انسانی که دم دستتان یافت میشود ( با این توضیح که 30 سال و یا حتی پیشتر از آن از اینگونه انسانها زیاد دم دست یافت میشد اما اینک یافتن اینگونه انسانها بسیار دشوار است!) اگر انسان ساده و خامی یافت نکردید میتوانید از انسانهای در هچل افتاده و نیازمند به کمک استفاده کنید.
2- انسانی را بیابید که خواهر و یا برادر و یا یکی از بستگان مجاهدش توسط رژیم پلید آخوندی اعدام شده باشد.
3- اگر دو فقره انسانهای ذکر شده را یافت نکردید توکل به خدا کنید و زمین را بیل بزنید. در عمیقترین نقطه ممکن از زمین بدنبال انسان خاک خورده و بجا مانده از عهد عتیقی بگردید که حاضر باشد مجاهد خلق شود!
پس از اینکه مواد مورد نیاز را یافتید اینک تنها به یک عدد تصویر از خواهر و برادر مسعود و مریم نیاز دارید. داستان بسیار ساده است, تصویر را جلوی مواد مورد نیاز بگذارید و بگوئید که: بغییر از این دو نفر, تمامی موجودات زنده کره زمین مزدور رژیم پلید آخوندی هستند.
البته اطمینان حاصل کنید که حرف شما بخوبی در کله طرف فرو رفته باشد, اگر نرفت میتوانید از وسایلی مثل باتون, زنجیر, قمه, زندان انفرادی در پادگانی که مال خودتان نیست و دیگران آن را به شما غرض داده اند و وسایل مشابه استفاده کنید.
***
اخیرا
دیدم یکی از شلغمها در مجاهد نامه اش به
محسن سازگارا و
مسعود بهنود آویزان شده است. البته الان و در این تاریخ ممکن است به افراد دیگری آویزان شده باشد و مزدوران دیگری را کشف کرده باشد!
پیشاپیش بگویم که من از جناب
شلغم انتظار ندارم که حرفهای سازش مآبانه اینچنینی را درک و یا حتی هضم کند, چرا که ایشان انقدر در دنیای خاک خورده و انقلابی و عشق به قهرمانان خود ذوب شده است که بیرون آوردنش کار حضرت فیل است!
اما از آنجائیکه من بر خلاف دیگران حاضر شدم که به این دغدغه بی مورد تن بدهم و در این رابطه مطلبی بنویسم باید بگویم که:
جناب آقای شلغم چرا نمیروید تا بگذارید یکم باد بیاید! مگر ما کم داریم آخه!؟ من به شخصه نمیدانم که شما در 30 خرداد چه غلطی کردید, راستش را هم بخواهید نمیخواهم هم بدانم, اما هر غلطی که کردید نتیجه این بوده است که امروزه گهی را که شما دو دستی خوردید و ادای قهرمان بازیش را در دهکوره های ناکجا آباد نصیب خود ساختید را من و همنسلهای من باید پاک کنیم!
شما خشتک خود را هم پاره کنید به یک میلیون کیلومتری افرادی چون محسن سازگارا, مسعود بهنود,اکبر گنجی, عبدالله نوری, ابراهیم نبوی و یا نامهائی از این قبیل هم نمیرسید, میدانید چرا؟ به این دلیل که این افراد شهامت انتقاد گذشته خود را داشتند, و نه تنها از خود انتقاد کردند بلکه انقلاب و رویدادهای قبل و بعد از آن را نیز همواره به باد انتقاد گرفته اند و نهایتا نمیتوان از آنها بعنوان انسانهای منجمد شده در گذشته خود نام برد. ضمن ذکر این مطلب که عقاید تک تک افراد ذکر شده در مورد مسائل مختلف در حال حاضر میتواند بشکلی نسبی هم درست باشد و هم نادرست و فکر نمیکنم که آنها نسبت به این مساله اعتراضی داشته باشند. اما سئوال اینجاست که شما مجاهدین خلق با 30 سال پیش خود چه تفاوتی دارید!؟
طوری صحبت میکنید که انگار جان قربانیان تزهای رهبری شما سند و قباله ای بوده که بنام رهبریتان است. نخیر عزیز من, بیدار شوید و آن زنگ پاره هائی را که در عراق بدور سلولهای خاکستریتان انباشته کرده اید را مقداری بزدائید و سعی کنید این موضوع را بفهمید که آقای مسعود رجوی نیز میبایست به اندازه خمینی و خلخالی و تمامی کسانیکه دستشان به خون شهروندان ایرانی آلوده است, پاسخگو باشد.
چه خوب است که در مطالبتان از مجاهدین خلق نام میبرید. اگر اینکار را نمیکردید من یکی فکر میکردم این مطالب را یک بسیجی تندرو و البته بی ترمز نوشته است. چون اینک حتی بسیجیان هم یکدست نیستند و برخی از آنها قابلیت این را دارند که بفهمند ماجرا چیست و دنیا در دست کیست.
راستی این همه هارت و پورت کردید آقای بهنود یا سازگارا پاسخ شما را هم دادند؟
30 سال در عراق تانکهای بعثی را سمباده کشیدید, چیزی جز ایران و سرنوشت ایران را نشانه نگرفتید, همه جوره نشان دادید که از جمهوری اسلامی هم خطرناکتر و فاجعه آمیزتر هستید... اما باور کنید که هر آنچه انجام دادید به اندازیه این
وبلاگ نه کارآمدی داشته اید و نه موثر بوده اید و نه محبوبیت داشته اید و نه حتی اعتبار و منزلتی داشته اید.
توضیح اینکه: این وبلاگ تنها مثالی از هزاران مثال بود.