خانه های شما نسبت به دفن اموات اولی تر است تا دانشگاههای ایران

|

از انقلاب غمنگیز اسلامی 30 سال گذشت. در این 30 سال کلیه نهادهای جامعه از دم یک تیغ تصفیه انقلابی گذر کرد, "دانشگاه" نیز یکی از این نهادها بود. با این تفاوت که دانشگاه از آن هنگام که با جملات خاک خورده ای همچون " هرچه داریم از برکت گریه داریم" و " حوزه های ما میبایست دانشگاه ما باشند و دانشگاه ما حوزه ما" از سوی خمینی مورد تصفیه انقلابی قرار گرفته و بسیاری از دانشجویان و استادان دانشگاه بدلیل عدم وابستگی به نگرش جمهوری اسلامی انقلاب یا روانه زندان شدند و یا به جوخه های اعدام سپرده شدند, و از آن زمان که کمیته های انقلاب فرهنگی بسیاری از استادان کارآمد دانشگاهها را بدلایل مختلف دگر اندیشی از سمت استادی برکنار و از دانشگاه اخراج کردند, از آن زمان که کلیه رشته های تحصیلی و تخصصهای مختلف با ایدئولوژی بنیانگذاران جمهوری اسلامی آغشته شد, و از آن زمان که علاوه بر رئسای انتصابی دانشگاهها سیستم و دفتر و دستکی بنام نمایندگان ولی فقیه در دانشگاه و حراست عقیدتی سیاسی بر محیط دانشگاه تحمیل و تزریق شد, از آن زمان که هفت خانهای مختلف تفتیش عقاید بر سر راه پذیرش دانشجویان پذیرشی دانشگاهها گذاشته شد و تعداد بیشماری از ادوات تجسس و کنترل و سرکوب بنام دانشجو بر دانشگاه و دانشجویان تحمیل شدند... تا بکنون هنوز دانشگاه از پای درنیامده است!
دانشگاه همچنان نقش تیغی را بازی میکند که در گلوی استبداد است. لذا در این میان میبایست پتک دیگری بر دانشکاه فرود آورد و آنهم پتک گورستان کردن دانشگاه! مگر نه اینکه آقایان هرچه دارند از گریه دارند. نه تنها حکومت و قدرت و مال و منال را بلکه بهانه و شگرد سرکوب را. درست نمیدانم آنچه که در انشگاه پلی تکنیک و در این برهه از زمان دفن شد واقعا پیکر شهدا بود یا نه اما شکی ندارم که اگر آن از جان گذشتگان در راه میهن میدانستند که روزگاری بقایای جسدشان اینچنین ملعبه رهبر و پنجه بوکس بدستانش میشد ترجیح میدادند تا ابد الدهر مفقود الاثر بمانند تا اینکه بدین شیوه شرم آور آنها را بهانه سرکوب قرار داده و به خاک بسپارند!
از طرفی دیگر, شما را به شرم و حیا چه!؟ کجای کارتان با آبرو سرو کار داشت تا این دومی باشد!؟ علنا بگویید که آن صد و اندی دانشگاه زینبیه و حجتیه و کاماندوئیه و امام اول تا امام سیزدهم را میخواهیم بعنوان دانشگاه به خرد ملت بدهیم و بجای دانشجو از این پس میخواهیم تمامی ملت همانند طلاب حوزه فارغ التحصیل شوند. بگویید میخواهیم در دانشگاهها را تخته کنیم و طالبانیش کنیم. وگرنه خانه های شما نسبت به دفن اموات اولی تر است تا دانشگاههای ایران !

رای میدی یا مرز بکشم!؟

|

طبق آخرین تحلیلها یا همان فولهای سابق از سوی جنبش "رای میدی یا مرز بکشم!؟" جمهوری اسلامی خود تبلیغ کننده رای ندادن مردم است و بروبچه های تحریمی و یا حتی انتقادی و آن دسته از کسانی که راضی نشده اند با کله در استخر خالی انتخابات شیرجه بزنند و مکث و تعللی به دل راه داده اند جملگی "کیهانی" هستند و حسین شریعتمداری راه براه در حال چاپ و انتشار حرفهای آنهاست! لذا اگر خدای ناکرده فردا پس فردا تمامی شبکه های صدا و سیما و تریبونهای نماز جمعه و سکوهای صلواتی و غیره را در حال تبلیغ انتخابات دیدید در جا بگویید که معنی تمامی این ماجرا تحریم انتخابات است!
در تحلیلی دیگر آنهائیکه شناسنامه خود را بدون مهر انتخابات یا همان "باکره" نگاه داشته اند جملگی خود فروش و شناسنامه فروش از آب در آمده اند و قرار است در آینده ای نامعلوم آن را به نرخی باز هم نامعلوم به شاهزاده ای یا رفیقی و یا خلاصه قهرمانی بفروشند! البته ما تا حالا فکر میکردیم کسانیکه در قبال یک کیک و ساندیس یا حالا زرنگتر از آنها یک پیت حلبی روغن نباتی و چند کیلو برنج و یا ده پانزده هزار تومان و یا وعده ای بر سر خرمن رای میدادند شناسنامه و رای خود را میفروختند! که البته با توجه به تحلیل اخیر دوستان این شبهه تاریخی هم بحمدالله برطرف شده و شناسنامه فروش هم مشخص شد.
اما این یکی تحلیل خیلی خطرناکه حسن! اگر خاتمی 3 ساعت سخن رانی کرد و در لابلای این 3 ساعت یکبار گفت "آزادی در انتقاد" و مابقی آن را به همه ارواح طیبه قسم خورد که او یک اپوزیسیون نیست شما بقیه را باور نکنید و از آن "آزادی در انتقاد" تا میتوانید برداشتهای لیبرالی کنید, برداشتهای سوسیالیستی کنید, برداشتهای سکولار هم بکنید هیچ اشکالی ندارد و خلاصه خیلی برداشت کنید و هر چه عشقتان میکشد برداشت کنید, انقدر برداشت کنید که اگر فردا پس فردا صورتتان کش آمد حال این را هم داشته باشید که باهم "بان کیمون" بدبخت را نامه باران کنیم و بر سر صف زمانه و دویچه وله صف بکشیم, حالا خدا را چه دیدید شاید تا آن زمان "voa" هم جزو بچه مثبتها بود!برای اینکه تحلیلها زیاد نشوند و من هم سر شما را بدرد نیاورم آخرین تحلیل را مینویسم. در این تحلیل اپوزیسیون خارج از کشور مقصر است. نپرسید مقصر چیست؟ آن خیلی مقصر است تازه پدر سوخته هم هست. همان اپوزیسیون خارج از کشور بود که احمدی نژاد را بر سر کار آورد. او بود که نگذاشت در انتخابات مجلس اخیر مجلس از چنگ اصولگرایان دربیاید و به دست اصلاح طلبان که با شجاعت و چنگ و دندان برای بدست آوردن مجلس در حال تلاش بودند بیافتد. همین احمد جنتی و مجلس خبرگان (برای مراعات حال ترمز کنندگان ترمز میکنم) همگی لوس آنجلس نشینند. سرداران سپاه و بسیج هم هیچکدامشان از هوای سربی تهران نفسی در ریه نمیکنند. و خلاصه اپوزیسیون خارج از کشور است که دربدر با اسرائیل شاخ به شاخ میشود و از آنور هم آمریکا را تحریک میکند که به ایران حمله کند. این همه تحریم کننده داخل کشور هم همه اپوزیسیون خارج از کشور هستند و اصلا اپوزیسیون کلمه خوبی نیست و ما هم باید به اپوزیسیون خارج از کشور حمله کنیم.

درگیری دانشجویان و بسیجیان در دانشگاه امیر کبیر

|
در پی ماجرای اعتراض دانشجویان به دفن شهید در دانشگاه صورت گرفت
بسیجیان رو به دانشجویان: الله اکبر.. الله اکبر
دانشجویان رو به بسیجیان: وحشی00 وحشی

وبلاگهای پشمکی در قاره اقیانوسیه!

|
جوی که اکثر بچه های روشنفکر را در داخل میگرفت این بود که اگر ما در خارج بودیم فلان کار را انجام میدادیم.. فلان مساله را بیان میکردیم.. این چنین مینوشتیم و آنچنان میگفتیم.. و در حقیقت جدای از بحث رو در رویی روشنفکران با واقعیتها و مشکلاتهای در برگیرنده جهان آزاد مساله فقدان آزادی بیان در داخل یک مساله بغرنج و پیچیده ای است که تاثیرات فاجعه آمیز ناشی از آن را در تمامی ابعاد جامعه میتوان شاهد بود. خود من معتقد هستم که شاید اگر آن شهروند بلوچ ایرانی که اینک در کوههای بلوچستان اسلحه بدست گرفته است و یا حتی بمب گذاری که در اینسو و آنسوی ایرانزمین دست به اعمال تروریستی زده است از نعمت آزادی بیان برخوردار میبود, اگر او هم میتوانست خواسته خود را بیان کند, مطالبی را در رابطه با خواسته های خود در روزنامه بخواند, مساله خود را به شیوه های قانونی و مسالمت آمیز پیگیری کند شاید بهیچوجه دست به اسلحه هم نمیبرد و او هم اینک نگرانی افزونتری نسبت به بحرانهای مختلفی که جامعه ما را غوطه ور کرده است نمی افزود!
بهرحال در این نقطه ایستاده ایم که آزادی بیان هم همچون آزادی های دیگر کالای نایاب بازار ایرانزمین است.
چند روز پیش به صحبتهای دکتر نوری زاده گوش میدادم , در گیر و دار بحث کلاهبرداری برخی از عوامل رژیم جمهوری اسلامی در پوشش شرکتهای ساختمانی و تجاری در دبی و براه افتادن موج مسکن فروشی در قطر بود که این جمله زیبا را از او شنیدم. ایشان گفت: آقا اگه مشکل سیاسی و یا عقیدتی و امنیتی ندارید و پول زیادی هم دارید که میخواهید در این سو و آنسوی دنیا خانه بخرید در همان ایران خانه بخرید, در همان طبیعت زیبای شمال.. جنوب و یا جای جای ایران زیبا.
بله, من هم میگویم کسانیکه بنا بر هر علتی از کشور خارج میشوند علت لاجرم ناکارآمدی سیستم حکومتی در کشور است. اگر شما بعنوان پناهنده به خارج آمده باشید که مستقیما از آن سیستم حکومتی بخاطر بدیهی ترین حقوق انسانیتان آسیب دیده اید. اگر بدنبال کار و کسب درآمد و یک زندگی بهتر از کشور خارج شده اید باز هم ضعف اقتصادی ناشی از ناکارآمدی سیستم حکومتی است. اگر وضع مالیتان هم خوب بوده و بدنبال عیش و نوش و آزادی مزاجی به خارج از کشور پناه آورده اید باز هم مشکل ناشی از خفقانی است که ناکارآمدی حکومت مسبب آن است. اگر برای تحصیل به خارج آمده اید و 90% شما پس از اتمام تحصیل به کشور باز نخواهد گشت باز هم علل و عوامل را میبایست در ناکارآمدی سیستم مدیریتی کشور جستجو کرد. لذا من معتقدم کسیکه پایش به جهان آزاد برسد و بتواند از نعمتهای آزاد سخن گفتن و آزاد اندیشیدن بهره ببرد بنا بر یک اصل اخلاقی میبایست آن جهنمی را که در پشت سر خود رها کرده و با تحمل مشقتهای زیاد خود را به بیرون رسانده است را نیز از یاد نبرد! آخر خدا خیرتان بدهد مگر قرار است آن هشتاد میلیون شهروند ایرانی جملگی به خارج کوچ کنند و یا با خارج آمدنتان آن جهنم بیکباره تبدیل به بهشت برین شده و دیگر کسی بر بالای چوبه دار نخواهد رفت و خانواری با شکم گرسنه سر به بالین نخواهد گذاشت و جوانی تنها بخاطر ابراز عقاید خود در گوشه اوین نخواهد پوسید....؟
حالا توجه شما را به برخی وبلاگها در قاره اقیانوسیه یا همان نیوزیلند و استرالیا جلب میکنم. بهرحال از ذوق و شوق و هنر نوشتاری در جامعه ایران این قسمتش هم نسیب اقیانوسیه شد!
وبلاگ آقای دکتر , آش شله قلمکاری از عقده های شخصی و عبارت است از کسی که هنوز باورش نشده است که پایش به نیوزیلند رسیده است! ایشان با گلگی گفته اند که اینروزها همه جا CV میخواهند و CV خود را هم در وبلاگ منتشر کرده اند! اما ایشان هرگز نگفته اند که چه کسی در وبلاگ از آدم CV میخواهد!؟ به لینکهای اضافه شده در این وبلاگ توجهی فرمایید تا بلکه حساب کار مقداری دستتان بیاید! رابطه تصویری از شهر نیلسون و خاطرات جگرسوزی از باغهای کرایست چرچ با علم پزشکی همچنان نامعلوم است. و سطح کشک بودن وبلاگ نیز در حدی است که حتی نویسنده هم نام خود را ذکر نکرده است, شاید هم از خود واژه وبلاگنویسی میترسد! خدا میداند. اما میتوانید با بررسی نظرات وبلاگ دریابید چه دکترهای از همه جا بی خبر دیگری که دهانشان برای این نیوزیلند به آب نیافتاده است و با دیدن تصاویر به این فکر افتاده اند که واقعا اینور آب خبری است!
این هم یک ایرانی است که در حال کیوی شدن است! (توضیح: نیوزیلندیها به خود کیوی میگویند) ما هم امیدواریم که هر چه زودتر کیوی شوند و ایرانیان هم دیگر جور ایشان را نکشند. از آنجائیکه بنده پیشاپیش حساب خود را از این دسته جدا کرده ام باید بگویم که وبلاگنویسان ایرانی نیوزیلند با این وبلاگ خاتمه میابند. وبلاگ اخیر دل به دریا زده و سیاسی نویسی هم کرده است و طی تحلیلی همه جانبه در فاصله بین دو قاره به این جمعبندی رسیده است که میبایست به خاتمی رای داد! باز دستش بنوعی درد نکند که در یکی از پستهایش بفکر ملت هم بود.
اما وبلاگنویسان جزیره پهناور استرالیا . به این وبلاگ که برخورد کنید با عنوان همه با هم در استرالیا روبرو میشوید. در ابتدا اینگونه به نظرتان میرسد که "همه ایرانیان مقیم در استرالیا با هم" قرار است کاری کنند کارستان! اما با یک نظر کوتاه انداختن به مطالب وبلاگ به این نتیجه میرسید که منظور نویسنده این بوده است که همه ایرانیان با هم از ایران به استرالیا بیایند! شیوه آموزش زبان و یا خرید خانه و برخی مخلفات دیگر به کشک وبلاگ پیاز داغ هم اضافه مینمایند.
این وبلاگ هم بطور داوطلبانه به شرح امور و چگونگی مهاجرت به استرالیا پرداخته و چه بازار داغی هم از پیرو جوان, خورد و کلان , زن و مرد و بچه و ایل و تبار هم براه انداخته است! در این وبلاگ میتوانید لوگوی تبلیغاتی خاتمی و کروبی را با هم ببینید.
این وبلاگ هم بدون شرح بماند بهتر است. در هر یک از این وبلاگها نیز میتوانید به لینکهای بسیار دیگری نیز در همان زمینه های یاد شده برخورد کنید.
در آخر این را بگویم که بنده مخالف این نیستم که یک وبلاگ گستره عقاید نویسنده خود در هر زمینه ای که هست باشد. و طبیعتا تمامی عقاید نمیتوانند برگرفته از اموراتی در خصوص مسائل سیاسی و اجتماعی یا حقوقی و ملی باشند. اما حداقل انتظار اخلاقی و خلق و خوئی و یا حتی درک و احساسی که از یک ایرانی در چنین موقعیتی میتوان داشت این است که یادی هم از آن کهن دیاران بنماید.
با آرزوی همه روزهای بهتر برای مردم کشورم که عاشقانه آنها را دوست میدارم و برای بازگشت به آغوششان نمیدانید که چه بی تابم.

هشداری جدی: از خدمات وبگذر استفاده نکنید

|
من خدمات وبگذار را در وبلاگ خود حذف کردم. به این دلیل ساده که مطلب ذکر شده بنظرم منطقی آمد. برای دیدن منبع خبر بر روی عنوان مطلب کلیک کنید. و اما مطلبی که به نقل از وبلاگ"بسوی آزادی" آمده است بدین شرح میباشد:
با درود
با عرض ادب و احترام فراوان خدمت دوستان گرامي و اعضاي محترم عضو خبرنامه وبلاگ "به سوي ازادي" بدینوسیله به اطلاع مي رساند كه اين خبرنامه به دليل حذف كليه خدمات وبگذر ديگر ادامه نمي يابد
لازم مي بينم كه به تمام وبلاگنويسان مبارز و برخي از احزاب ,گروهها ,تشكلها و جنبشهايي كه در سايتها و یا وبلاگهاي خود از خدمات وبگذر استفاده مي كنند توصيه دوستانه و اكيد نمايم جهت حفظ امنيت خود و هوادارانشان در راستای وظيفه همگانی ايجاد فرهنگ ايمن سازي نسبت به حذف خدمات وبگذر از سایتهای و وبلاگهای خود درنگ ننمايند
اين خدمات توسطي شركتي در تهران ارايه مي شود و این امر این امكان را در اختیار ماموران حكومت ننگين جمهوري اسلامي قرار میدهد تا با ردگيري وبلاگنويسان و فعالان اینترنتی كه در شرايط كنوني خطرناك ترين مبارزان براي جمهوري اسلامی محسوب میشوند اقدام به دستگیری مبارزان راه آزادی نمایند
همزمان ضمن تاييد اين مطلب كه دوستاني كه با پروكسيهاي معتبر وارد سايتهاي ممنوعه و خاص مي شوند در معرض خطر کمتری میباشند و اطلاعات جمع آوری شده توسط این سایت محدود به اطلاعات ارائه شده توسط پروكسي مي باشد با این حال حقيقت امر اين است که این موضوع دليل كافي محسوب نمیشود و همچنان امکان سوء استفاده ماموران حكومت ننگين جمهوري اسلامي از این اطلاعات را فراهم میسازد تا با راهكاري همچون عدم فيلتر وبلاگهاي خاص خروج برخي سايتها ممنوعه از فيلترينگ , فيلترشكنهاي غير معتبر و استفاده از ترفندهاي ديگري به اهداف خود دست يابند
شرط عقل بر احتياط ميباشد و بهترين كار حذف كليه خدمات اين شركت توسط مبارزان و سعي در استفاده از خدمات شركتهاي معتبر خارج از ايران ميباشد
با توجه با مشورت صورت گرفته با هموطني متخصص در اين زمينه كه چندين بار از صداي امريكا نيز در مورد مسايل فيلترينگ و امنيت شبكه ها و اينترنت برنامه داشته و توصيه ايشان در عدم استفاده از وبگذر اين وبلاگ كليه خدمات وبگذر را حذف و مخصوصا به وبلاگنويسان و كاربران خاص در داخل ايران نیز در اين مورد هشدار ميدهد
با سپاس فراوان
مرگ بر جمهوري اسلامي
پاينده ايران
وبلاگ به سوي ازادي

اوباما به بهای باز کردن مشت رژیم , مشت ملت ایران را باز نکند !

|

در اصول و راهکارهای مبارزه همواره این مساله برای مبارزان در طول تاریخ و سراسر دنیا امری بدیهی بود که در رویاروئی با رژیمی مستبد با دشمنان آن رژیم در جستجوی منافعی مشترک باشند. بعقیده من جدا از تمامی حرف و حدیث ها هنگامیکه عراق بعث لاجرم رو در روی حادثه یک برخورد نظامی قرار گرفته بود مردم و یا بهتر بگویم اپوزیسیون بی رمق عراقی میتوانست منافع خود را با نیروهای ائتلاف در یک نقطه متلاقی ببیند و آن این بود که هم مردم و هم نیروهای ائتلاف خواهان برچیدن رژیم بعث هستند. بعقیده من مردم عراق نتوانستند از این مقوله به خوبی استفاده کنند و پیامدهای این جا ماندگی را تا به اینک میتوان در عراق بحران زده مشاهده کرد!
خوشبختانه کشور ما ایران و مردم آن اگر در بسیاری از زمینه ها ناکام مانده اند اما در این مورد میتوان به این خوشبینی دست یافت که شرایط تاریخی و فرهنگی و حتی سیاسی ایران بگونه ای نیست که با شرایط عراق مقایسه شود و یا حتی سرانجامی مشابه آنچه که بر عراق افتاد را برای آن متصور شد.
در این میان عدم مشروعیت رژیم تا به حدی بود که در این اواخر حتی جامعه بین الملل را نیز به ستوه درآورده است و این موضوع کانونهای توجه را بیش از یکی دو دهه اخیر بر مردم ایران و اپوزیسیون ایران مسلط کرده است. بطوریکه تعامل اپوزیسیون با نهادهای بین المللی از جمله سازمانهای حقوق بشر و دولتها و رسانه های مختلف توانسته است تا فشار قابل ملاحضه ای را در جبهه های مختلف بر علیه جمهوری اسلامی اعمال کند.
اما طرح مطرح شده (باز کردن مشتهای گره خورده) از سوی پرزیدنت باراک اوباما پیچیدگیهای تازه ای در صحنه سیاسی بوجود آورده است. قطعا اکثر قریب به اتفاق ما خواهان حمله نظامی به ایران نیستیم و حتی تاب و توان دیدن فشارهای روز افزون تحریمات متعدد اقتصادی که مردم ما بیش از رژیم از آن سهم میبرند را هم نداریم. اما پس از تمامی این ماجرا بحث مذاکرات با جمهوری اسلامی از سوی آمریکا و قطعا جامعه بین الملل برای ما بسیار گنگ و پیچیده و در عین حال تعجب آور است!
از جمله پرسشهائیکه در این میان میتوان مطرح کرد این است که :
· سقف زمانبندی شده در این مذاکرات تا چه حد است؟
· آمریکا در این مذاکرات چه اهدافی را دنبال میکند و در این میان اهداف پیگیری شده تا چه حد با منافع جامعه معترض ایران تلاقی میکند؟
· آیا در صورت برآورد شدن اهداف آمریکا رژیم جمهوری اسلامی از رژیمی تروریست و ناقض حقوق بشر همچون رژیم حاکم بر لیبی به یک دوست تبدیل خواهد شد؟ و در آن زمان چشمهای جهانیان یکبار دیگر بر جنایتهائیکه بر علیه مردم ایران از سوی این رژیم اعمال میشود بسته خواهد شد!؟
اگر مراد از مذاکرات ازعان شده چنین باشد میبایست گفت که اوباما قصد باز کردن مشت ملت ما را در برابر جمهوری اسلامی دارد تا اینکه مشتهای از ایدئولوژی گره خورده رژیم را بر علیه جامعه بین الملل! و در نتیجه اپوزیسیون ایران میبایست هوشیارانه با این مقوله برخورد کرده و کورکورانه از آن حمایت نکند. بلکه بر خود فشار آورد و با امکانات در اختیار اعلام موجودیت کند.

از ایرانیان نیوزیلند چه خبر!؟ (مصاحبه)

|
هومن محبوبی جوان 26 ساله ای است که مدیر یکی از رستورانهای شهر کرایست چرچ نیوزیلند است. او در سن 12 سالگی بهمراه خانواده به نیوزیلند میاید و مصاحبه پیش رو که مجبور بودم برای فهم محتوای بحث بسیاری از واژه های فارسی را به انگلیسی برای هومن شرح بدهم شرح حال هومن محبوبی است. عکس هومن را نیز با مخالفت خودش در این مصاحبه آپ نکرده ام.
آینده ما: هومن جان اهل کجای ایران هستید و چطور شد که به نیوزیلند اومدید؟
اهل تهران. من بهمراه خانوادم که عبارت بودند از پدر و مادر و خواهر بزرگترم ابتدا از ایران به پاکستان رفتیم. من اونموقع 10 سال بیشتر نداشتم اما یادمه که چه زجر و بدبختی در پاکستان کشیدیم. پولهایمان تمام شده بود و پدرم مجبور بود به سختی کار کنه و در مقابل پول ناچیزی بگیره. دوران خیلی سختی بود و هنوز از ذهنم نرفته! ما در همین حال از طریق UN اقدام به پناهندگی کرده بودیم و از اونجائیکه برخی از فامیلهای ما قبل از ما به نیوزیلند انتقال پیدا کرده بودند مارو هم بعد از 2 سال به نیوزیلند منتقل کردند و بدینشکل زندگی ما اینجا شروع شد.
آینده ما: چرا به پاکستان رفته بودید و برای چی تقاضای پناهندگی کردید؟ مشکل شما در ایران چه بود؟
ما بهائی هستیم. سن من اقتضا نمیکرد که از ماجراهائیکه در آن زمان برای بهائیان داخل ایران و آنچه که بر پدر و مادر و فامیلهای من در جریان بود اطلاعات زیادی داشته باشم. اما فقط این را میدانم که پدرم حتی در نیوزیلند هم تا مدت زیادی هر جا مسلمان میدید از او فرار میکرد! حتی بعدها با ازدواج من با یک دختر ترک که خانواده ای مسلمان داشت مخالفت کرده و من بدون اجازه آنها با آن دختر ازدواج کردم.
آینده ما: اخیرا برخی ها بر این باور هستند که ایرانیان خارج از کشور برای خوش گذرانی به خارج رفته و بدون دغدغه در حال زندگی هستند و آنها کاملا از واقعیتهای موجود در ایران بدور هستند. نظر شما چیست؟
(هومن خنده ای میکند و میگوید) این باور نه تنها خنده دار است بلکه اهانت آمیز است. اما در مورد دور بودن از واقعیتهای موجود در ایران من شخصا اطلاعات زیادی در مورد آنچه که در ایران میگذرد ندارم. در این شهر هم همانطور که میبینید ایرانی زیادی وجود ندارد و من دوست ایرانی هم ندارم. اما مطمئنم که همانطوریکه من از رهبران جمهوری اسلامی متنفر هستم خیلی از جوانان داخل ایران هم از آنان متنفر هستند. و از طرفی همه ایرانیان خارج از کشور مثل من نیستند و مسائل ایران را مثل شما یا پدر بنده و یا خیلی از ایرانیهائیکه در اوکلند و جاهای دیگر میبینم پیگیری میکنند و اطلاعات روزمره ای در مورد آنچه که در داخل ایران میگذرد دارند.
آینده ما: دوست داری یه روز به ایران برگردی؟
چرا که نه !؟ اگه ایرانی باشه که همه ایرانیها بتونن در اون با خوبی و خوشی و صلح و آرامش زندگی کنند من خیلی دوست دارم که اونجا باشم.
آینده ما: این روزها خبرهای خوبی در مورد بهائیان داخل کشور نمیشنویم. و بنظر میرسه که هموطنان بهائی تحت سرکوب همه جانبه قرار دارند. نظر شما چیه؟
تاسف آوره, چیز دیگه ای نمیتونم بگم
آینده ما: هومن جان ممنون از وقتیکه در اختیار من گذاشتی. ممنون از پذیرائی شما در این رستوران شیک و موفق. و در نهایت ممنون از اینکه مصاحبه رو پذیرفتی و اینکه این مصاحبه در وبلاگ "آینده ما" منتشر بشه.
خواهش میکنم. من از شما بخاطر زحمتی که میکشید سپاسگذارم و امیدوارم همانطوریکه گفتید چند نفر از هموطنان با خواندن این صحبتها چیزی دستگیرشان شود

تو هم یک بی نظیری!

|
شعری از هادی خرسندی نازنین. شما فقط بخوانید, ایشان گناهش را در هفت آسمان به گردن گرفته است!
ز پاکستان اگر عبرت نگیری - تو هم یک بی‌نظیری
وگر خواهی شوی راحت به تیری - تو هم یک بی‌نظیری
ولی از من مبادت ترس و بیمی - تو امید رژیمی
بمیرد هرکه میخواهد بمیری - تو هم یک بی‌نظیری
اگر تهدید شد در سرمقاله - ولی قتلت محاله
بود این هم شگرد سردبیری - تو هم یک بی‌نظیری
شما هم در مجله، روزنامه - دهید آن را ادامه
که امت حظ کند زین حالگیری - تو هم یک بی‌نظیری
سر تهییج امت چاره‌جو باش - پی تحمیق او باش
بزن لبخند را با دلپذیری - تو هم یک بی‌نظیری
خوشا که داغ گردد زین مقالات - تنور انتخابات
اگرچه هست لَنگ از بی‌خمیری - تو هم یک بی‌نظیری
ترازودار داده دست شاطر - خودش آسوده خاطر
فقط گاهی نماید خرده‌گیری - تو هم یک بی‌نظیری
به میدان آمدی با عشوه و ناز - که میرقصی به هر ساز
بزرگی گاه باشد در حقیری - تو هم یک بی‌نظیری

عجب جوکیه این جمهوری اسلامی!

|
خبرها از برخی حکایتها اینگونه روایت میکنند که آقای شاهرودی (ریاست نامحترم قوه قضایی) طی حکمی قطعی و نه آبکی به سعید مرتضوی (دادستان خیلی نامحترم قضایی) بهمراه پرونده ای سنگین و مستند از جنایتهای جنایتکاران صهیونیست و در پی درخواست و امضای بیانیه ای توسط حقوقدانان, از سعید مرتضوی خواسته اند که به جنایتهای برخی جنایتکاران از جمله شیمون پرز, تسنی لیونی و یهود باراک رسیدگی کند ! ( با آرزوی شفای عاجل) خبرها باز هم حاکیست شخصی که میخواست نامش فاش شود دوان دوان بسمت دکتر نوری زاده شتافته و در گوشی به او گفته است: جان من بیا و از سر این شاهرودی بگذر , این نمیخواد آدم حسابی بشه!
از سوئی دیگر حسین شریعتمداری که با اضافه یک فقره دستمال یزدی به نمای برونی ایشان, میشه خود خود سر دبیر کیهان, فرموده اند: اگه خاتمی انتخاب بشه ممکنه سناریوئی مشابه سناریوی ( بی نظیر بوتو ) بر ایشان اعمال شود و اصلاح طلبان او را بکشند! البته همانطور که مستحضر هستید تئوری های کیهانی بدون کشت و کشتار هم که مزه نمیده! اما از سوئی کارشناسان هنوز درنیافته اند که اگه خاتمی همونطوریکه شریعتمداری گفته قراره مثل بی نظیر بوتو کشته بشه چرا باید توسط اصلاح طلبان کشته بشه!؟ و اگه حسین بازیگوش شریعتمداری برای یکبار توی عمرش شرم و حیا کرده چرا نگفته طبق معمول میبایست توسط برو بچه های جان بر کف ولایت کشته بشه!؟ عجب بکش بکشی راه افتاده!
از احمدی نژاد هم چیزی نقل نمیکنم چون اون هرچی بگه اتوماتیکا جوکه !
جانبازی هم که به نشانه اعتراض جلوی مجلس شورای اسلامی خود را آتش زده بود هم به گواه مسئول پایه بلندی از بروبچه های ضد اعتیاد و مرگ بر اعتیاد و این حرفها معتاد از آب درنیامد و رئیس باز هم نامحترم مجلس شورای اسلامی طبق معمول دروغگو از آب در آمد !

ایران شده کربوبلا.. خاتمی بیا خاتمی نیا !

|

حضور خاتمی در انتخابات آینده پس از پستی و بلندیهای متعددی یکبار دیگر شبه قطعی شد! تمامی این ماجرا در حالی صورت میگیرد که اینبار حضور خاتمی در انتخابات اشتهای بسیاری از ایرانیان را چه در داخل و چه در خارج تحریک نمیکند! بلکه جامعه بین الملل نیز اینبار از هول حلیم به دیگ نیافتاده و با احتیاط بیشتری نسبت به دوره ما قبل ریاست جمهوری ایشان و تحولات در ایران را دنبال میکند!
خاتمی در حالی نامزدی خود را در انتخابات اعلام میکند که برنامه مشخصی از عملکرد آینده خود ارائه نداده است. این در حالی است که تمامی دستاوردهای بدست آمده در هشت سال دوران ریاست جمهوری ایشان اینک و پس از اتمام دوران ریاست جمهوری او جرم قلمداد شده و دولت احمدی نژاد به پشنیبانی تمامی نهادهای امنیتی در حال قلع و قمع کردن آنها است. حذف نیروهای متمایل به جبهه دوم خرداد از سپاه پاسداران و دیگر نهادهای مهم حکومتی و سرکوب جنبش دانشجویی و فشار مضاعف بر علیه زنان و سندیکاهای کارگری و طرحهای امنیتی موسوم به امنیت اجتماعی نمونه ای از برخوردهای ذکر شده است.
نامزدی خاتمی در انتخابات از سوئی دیگر با نقش تعیین کننده رهبر جمهوری اسلامی در انتخابات پیچیده جلوه میکند و بسیاری از ابهامات را در نزد رای دهندگان مستقل که اکثریت رای دهندگان را تشکیل میدهند بدون پاسخ میگذارد.
از جمله ابهامات موجود میتوان به نکات زیر اشاره کرد:
· وعده ها و برنامه های خاتمی در این دوره انتخاباتی چه خواهد بود و تضمین اجرایی این وعده ها چیست؟
· آیا خاتمی قادر خواهد بود که در صورت انتخاب شدن تمامی ضربه هائیکه ایران در این چهار سال متحمل شده است را جبران کرده و شرایط ناگوار اقتصادی و خفقان امنیتی در داخل و تحریمات متعدد و انزوای جهانی را در خارج بهبود بخشد؟
· آیا خاتمی قادر خواهد بود که اینبار اعتماد را در نزد رای دهنده ایرانی فراهم سازد؟
بدون شک خاتمی نسبت به احمدی نژاد با اعتدال بیشتری عمل خواهد کرد و این موضوع میتواند آسیب رسانی به جمهوری اسلامی را به حداقل برساند. اما از طرفی نحوه برخورد جمهوری اسلامی در صورت روی کار آمدن خاتمی با کیسهائی چون حمایت از گروههای تروریستی در جنوب لبنان و فلسطین و عراق و همچنین نحوه تعامل با کیس هسته ای برای جامعه بین الملل دارای اهمیت فوق العاده ای خواهد بود.

22 بهمن

|
30 سال پیش! زن کارمند نگونبختی که با چهره ای خونین توسط انقلابیون بسمت چوبه دار میدود!

امروزه دختران مدرسه ابتدائی بدین شکل سازماندهی شده رژه انتحاری میروند!
اما این دختر با سد راه احمدی نژاد شدن نظر دیگری دارد!

مروري بر جنگ 22 روزه در نوار غزه/ مقصر و بازنده اصلي كه بود؟

|

مطلب ارسالی از دوست خوبم در وبلاگ ایران سرزمینم

بحران جنگ در نوار غزه چرا و چگونه به وجود آمد؟
در تابستان سال 2007 اسرائيل بعد از مدت ها اشغال نوار غزه براي نشان دادن حسن نيت خود به محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين كنترل نواز غره را به طور كامل در اختيار گروه فتح قرار داد و تمامي تشكيلات و ويلاهاي متعلق به شهروندان اسرائيلي راتخليه كرد.سازمان تروريستي حماس كه با گروه فتح ائتلاف دولتي را تشكيل داده بودند با شدت گرفتن اختلافات خود با گروه فتح به صورت كودتايي و با يورش وحشيانه و نمايش ميدان نبرد و با نهايت خشونت با مردمان غزه كه بسياريشان طرفدار گروه فتح و محمود عباس بودند آن ها را دستگير و يا اخراج كرد و محمود عباس نيز به تلافي آن اسماعيل هنيه از رهبران درون مرزي حماس كه نخست وزيري تشكيلات خودگران فلسطين را بر عهده داشت از نخست وزيري عزل كرد.حماس در همان ابتداي تسلط خود بر نواز غزه كه خط مرزي مشترك و نسبتا طولاني با اسرائيل دارد به راكت پراكني و رفتارهاي تروريستي ادامه داد و پرتاب نارنجك و راكت گاه و بيگاه ادامه داشت و هر از گاهي شدت مي گرفت كه اين امر موجب پديد آمدن آتش بس 6 ماهه شد و اسرائيل هم براي تحت فشار قرار دادن حماس نوار غره را مورد محاصره قرار داد به موجب آتش بس 6 ماه دو طرف تعهد كردند به خاك يكديگر تعرض نكنند كه اين امر هيچگاه توسط گروه تروريستي حماس رعايت نشد كه عاقبت هم راكت پراكني حماس به حدي شدت و تدام يافت كه اسرائيل بعد از هشدارهاي متعدد با قاطعيت و شدتي كه از سال 1967 و جنگ اعراب و اسرائيل سابقه نداشت به مقابله و جنگ با حماس پرداخت كه بيش از 1300 تن از فلسطيني ها كه نيمي از آن را تروريست هاي حماس و نيم ديگر آن را مردمان عادي تشكيل مي دادند كشته شدند و بيش از 5000 نفر هم زخمي شدند
مقصر اصلي جنگ كه بود؟رژيم جنايت پيشه ولايت فقيه با به وجود آوردن حزب الله لبنان و همچنين حمايت همه جانبه اش از حماس و از آنجا كه همواره ايجاد بحران آشوب در منطقه را عاملي براي بقاي خود مي بيند از اين دو گروه تروريستي و دست نشانده براي پيشبرد اهداف و مقاصد شوم و پليدش استفاده مي كند و اين حمايت ها شامل قاچاق اسلحه آموزش نظامي و تامين مالي و حمايت تبليغاتي را شامل مي شود و اين وابستگي به حدي است كه خالد مشعل و به خصوص سيد حسن نصرالله خامنه اي را امام و پيشواي خود مي دانند و عدم اطاعت از خامنه اي را تحريم حمايت هاي ياد شده و در نتيجه نابودي كامل خود مي دانند.البته اختلافات جزئي بين رهبران درون و برون مرزي حماس وجود دارد كه اين بسيار ناچيز و طبيعي به نظر مي رسد.من شخصن جنگ 22 روزه رخ داده در نوار غزه را از دو منظر نگاه مي كنميكم-جنبه ي انساني ماجراست كه به قدري دلخراش و ناگوار است كه دل هر انسان دردمندي را به در مي آورد .مردم بيگناه نوار غزه و اسرائيل به دليل اختلافات حاكمانشان بيگناه و معصومانه كشته مي شوند زنان و كودكان مثل هميشه قربانيان اصلي جنگ هستنددوم-جنبه ي سياسي و منطقي ماجراست كه حمله ي اسرائيل را اجتناب ناپذير مي بيند چرا كه پرتاب راكت از سوي حماس به درون خاك اسرائيل يعني تعرض و اعلان جنگ به كشور اسرائيل و دولت اسرائيل هم موظف است براي تامين امنيت جاني شهروندان خود و دفاع از تماميت ارضي خود وارد جنگ شودروش غیر انسانی حماس یعنی پناه گرفتن در مدارس و خانه ها و شلیک از آنجا به نیروهای اسرائيلي خود نشان از عمق وقاحت و عدم پايبندي رهبران حماس به هرگونه اخلاقيات واصولي دارد .تروريست هاي حماس براي مظلوم نمايي و جلب حمايت افكار بين المللي هيچگونه اونيفرم و نشاني ندارند تا از مردم عادي غزه فرقي داشته باشند و اينگونه مردم عادي نوار غزه را سپر دفاعي خود قرار مي دهند.حماسي هايي که مسجد را به ستاد ترور مبدل ساخته و کودکستان را پایگاه پرتاب موشک کرده و بنزین مردم را می دزدد که خود بتواند ماشین جنگی خویش را به حرکت درآورد.اين همه رذالت پستي بي اخلاقي جنايت را در كجا جز بيت سيد علي آقا كه حماس جيره خوار آن است مي توان سراغ داشت؟خوي درندگي و قدرت طلبي حماس تا بدانجا پيش مي رود كه كشتار مردم را بر ماندن خود ترجيح مي دهند در حاليكه مردم روزانه زير رگبار موشك ها بوده اند اسماعيل هنيه همانند موشي زير زمين مخفي شده بود و خالدمشعل رهبر برون مرزي حماس در قصر باشكوهش در دمشق به ريش مردم مي خنديد.
بازنده اصلي جنگ كه بود؟
هدف اسرائيل از همان آغاز تضعيف توان نظامي حماس و بر جاي نشاندن آنان بود كه با ويران كردن 80 درصد مراكز و ساختمان هاي دولتي و به هلاكت رساندن بيش از 500 تروريست حماس و وضع بد اقتصادي و ايجاد اختلاف بين رهبران حماس تا حد زيادي به خواسته هاي خود رسيد اما حماس جز ويراني و نكبت چه چيزي عايدش شد؟حماس جز تحقير و محكوميت بين المللي به عنوان آغازگر جنگ و قرباني كردن مردم غزه به چه پيروزي هايي دست يافت؟
رژيم تروريست پرور ولايت فقيه كه مشوق حماس بر ادامه ي جنگ بوده تا حدودي توانست در اين وضعيت بحراني كه تمامي دوربين ها به آن منطقه جنگي معطوف است به سركوب اعتراض هاي داخلي بپردازد و نقض وحشيانه حقوق بشر را پنهان كند.آمار چشم گير و گزارش هاي نقض حقوق بشر در اين مدت زماني خود گواهي بر اين مدعاست.جمهوري اسلامي با دامن زدن اختلافات و جنگ در آن منطقه فرصتي براي پيشبرد جاه طلبي هاي هسته ايش فراهم آورد و به همين دليل است كه گفته مي شود اين رژيم با بحران زنده است.
ترديدي ندارم در آينده اي نه چندان دور همانگونه كه از شواهد پيداست تمامي كشورهاي عربي با اسرائيل ارتباطات سياسي برقرار مي كنند و روسياهي براي كساني باقي خواهد ماند كه چشم بينايي زندگي آرام دو ملت فلسطين و اسرائيل را ندارند

به ولی فقیه نه بگوییم!

|
اعتراض گروه های جنبش زنان و حقوق بشری به اجرای سه سال زندان برای عالیه اقدام دوست
چهار شنبه 16 بهمن 1387

گروههای مختلف جنبش زنان با صدور بیانیه ای اقدامات غیرقانونی و اجرای حکم نامتناسب و غیرعادلانه را در مورد عالیه اقدام دوست محکوم کردند و از همه مسئولان ،به خصوص ریاست قوه قضائیه خواستند که هرچه سریعتر مقدمات آزادی عالیه اقدام دوست را فراهم کنند.
متن کامل بیانیه و اسامی گروههای امضا کننده به این شرح است :
روز پنج شنبه، 10 بهمن، ماموران اجرای احکام دادسرای انقلاب تهران، عالیه اقدام دوست، فعال جنبش زنان را در منزل خود دستگیر و برای تحمل سه سال حبس به زندان اوین منتقل کردند.
اجرای حکم سه سال زندان برای «عالیه اقدام دوست» به جرم شرکت در تجمع قانونی و مسالمت آمیز 22 خرداد سال 1385 در میدان هفت تیر، و روانه کردن او به زندان اوین، خبر تکان دهنده ای است که همه ما را بهت زده کرده است. چرا که طبق اصل 27 قانون اساسی تجمعات آرام و مسالمت آمیز، قانونی اعلام شده است و صدور حکم 3 سال حبس تعزیری برای عالیه اقدام دوست که تنها و تنها در این تجمع حضور داشته است، اساسا فاقد وجاهت قانونی است، چه برسد به آن که چنین شتابزده مورد اجرا قرار بگیرد.
اجرای نامنتظر حکم عالیه اقدام دوست، اولین اقدام در به اجرا گذراندن احکام صادره علیه جنبش زنان در ایران به شمار می آید. این درحالی است که فعالان حق خواه و گروه های مختلف جنبش زنان، به دفعات از برخوردهای غیرقانونی و خشونت آمیز نیروهای انتظامی به دادگاه شکایت برده اند ولی حتا در یک مورد، دستگاه های قضایی مملکت ما، نسبت به شکایت های فعالان مدنی، توجهی نشان نداده و هیچ یک از ماموران خاطی را به پای میز محکمه نخوانده است.
همه این اقدامات در حالی که به آستانه روز جهانی زن (هشتم مارس) نزدیک می شویم، ما را بر آن می دارد که به این نتیجه برسیم گویا مجریان چنین قوانین ناعادلانه ای قرار است، «مظلوم ترین» یاران جنبش زنان را به گروگان گیرند تا جنبش زنان را در منگنه هرچه بیشتر قرار دهند. اما یادآور می شویم که فعالان جنبش زنان طی سالها فعالیت خود نشان داده اند که همواره در چهارچوب های قانونی و مسالمت آمیز حرکت کرده اند و انتظار دارند مسئولان نیز به حدود قانونی خود بسنده کنند وگرنه بی شک چنین اقدامات عجولانه و غیرقانونی اگر از سوی مسئولان کشوری انجام گیرد، جنبش زنان نیز نیز ساکت نخواهد نشست و از تمامی ابزارهایی که در دست دارد برای اعتراض به این رویه خلاف حقوق بشر استفاده خواهد کرد.
از این رو ما گروه های مختلف جنبش زنان، اقدامات غیرقانونی و اجرای حکم نامتناسب و غیرعادلانه را در مورد عالیه اقدام دوست محکوم می کنیم و از همه مسئولان ذی ربط به خصوص ریاست قوه قضائیه می خواهیم که هرچه سریعتر مقدمات آزادی عالیه اقدام دوست انجام گیرد تا ایشان هرچه سریعتر به زندگی عادی خود بازگردند.
گروه های صادرکننده اطلاعیه :
کانون زنان ایرانی
کمیته زنان سازمان ادوار تحکیم وحدت
کمیته گزارشگران حقوق بشر
کمیته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ایران
کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت
مدرسه فمینیستی
میدان زنان
انجمن پژوهشگران ایران
انجمن زنان پارس
کانون ره آورد
انجمن فراسو(تبریز)
کمپین یک میلیون امضا در ایتالیا
سایت فصل سبز
نشریه آوای زن
جامعه مستقل زنان ایرانی مقیم اتریش
کانون هستیااندیش
کمپین یک میلیون امضا در دوسلدورف آلمان
گروه زنا ن فعال در اصفهان (وبلاگ تغییر برای برابری دراصفهان )
شبکه همکاری زنان ایرانی (شبکه)
کمپین یک میلون امضا در کویت
مجموعه پژوهشی جامعه ایرانیان متحد
كانون دفاع از حقوق بشر در ايران-بلژيك
جوانان ایرانی آزاد - پاریس
جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران -اتريش
کمیته زنان کانون دفاع از حقوق بشر در آلمان
آسیای باز (سازمان غیرانتفاعی و مستقل برای ایجاد فرهنگ عدالت و حقوق بشر در منطقه)
انجمن زنان مریوان
کمپین یک میلیون امضاء در سوئد
کمپین یک میلیون امضاء در اتریش
جمع آوری امضای گروه های فعال مدنی، جنبش زنان و حقوق بشر ادامه دارد. لطفا نام گروه های خود را برای پیوستن به این اطلاعیه و حمایت از عالیه اقدام دوست به این آدرس ایمیل بفرستید:
free.aalieh@gmail.com
افراد و گروههایی که مایلند با گروهی که برای رهایی عالیه اقدام دوست تشکیل شده است،همکاری کنند نیز می توانند به همین آدرس ایمیل بزنند.