سعید مرتضوی در حال تبدیل شدن به عباس جعفری دولت آبادی
از آنجائیکه تمامی موجودات سوار شده بر کشتی نوح مردند و هفت کفن پوساندند الا همین احمد جنتی خودمان, طوری اغتشاش کنید که تا 500 سال دیگر احمد جنتی راوی قصه تایتانیک نظام است.
احمد جنتی با چشمانی مملو از امر به معروف و نهی از منکر در حالیکه روبروی عباس جعفری دولت آبادی نشسته است آهی از نهاد برمیآورد و میگوید: همش تقصیر رادان بود. عباس میپرسد: چرا؟ احمد جنتی میگوید: احو احو احو(اینجا علاوه بر سرفه بادی نیز بدر میشود که عباس بروی خود نمیآورد) آخه چرا فقط جمعیت 9سال به بالا رو دستگیر و ارشاد کرد؟ چرا رادان انقدر کم کار بود؟ مگر 9 ساله ها بالغ نبودند؟ آخر چرا؟ جواب امام زمان رو چی بدم؟
عباس: نگران امام زمان نباش احتمالا تو بیش از او عمر کرده ای و او هم تا حالا هفت کفن پوسانده است, تو تنها بازمانده ای, واقعه اسفبار تایتانیک را برایم شرح بده ای شیخ.
احمد جنتی: احو احو احو.. واقعه سوزناکی بود عباس. شب بود, اغتشاش بود, دولت خدوم محمود بود اما نمیدانم چرا جز من و آقا کسی خدماتش را نمیدید! بهمین خاطر است که میگویم رادان میبایست جمعیت زیر 9 سال را هم دستگیر و ارشاد میکرد. زوزه های گرگ از آنطرف, سعید مرتضوی بود, جوانی رشید بسان لئوناردو دیکاپریو, خوارج در تایتانیک خود به او “جک” میگفتند. آقا هم نقش کینت وینسلت را بازی میکرد که خوارج اینبار از سر خباثت هم که شده به او “رز” میگفتند. آنگونه که سعید روزنامه ها را می بست زلزله هم نمی توانست روزنامه ها را ببندد. جوان خدوم و مشنگ و پرکاری بود. یک هلوی به تمام معنا. وقتی دیگر اصلاح طلب و خس و خاشاک و زهرا کاظمی و جنبنده ای در خیابانهای تهران باقی نمانده بود پیشنهاد صدور حکم جلب و کارهای زشت با گربه ها را به مجلس داد که یکی از لاریجانیها, الان درست یادم نیست کدام یک از لاریجانیها بود, با او مخالفت کرد و گفت: گربه ها گناه دارند و آنها معتاد و کذب محض نیستند. احو احو احو ( وباز بادی از ماتحت بدر میشود که اینبار ما بجای عباس ماسک میپوشیم) در این گیر و دار بود که آن واقعه مهیب رخ داد و یکدفعه آبروی آقا سوراخ شد.
عباس با حالت تعجب: آقا فصل الخطابی انجام نداد؟
احمد جنتی: چرا انجام داد. کارهای دیگری هم انجام داد. از خدمات محمود تشکر کرد, محسنی اژه ای را از وزارت اطلاعات به دادستان کل کشور منتقل کرد. هاشمی شاهرودی را بجای یکی از لاریجانیها که الان درست یادم نیست کدام یک از لاریجانیها بود به مجلس خبرگان فرستاد و یکی از لاریجانیها را بجای هاشمی شاهرودی به قوه لاریجانیه فرستاد و خلاصه خیلی کارها کرد اما در نهایت سوراخی آبروی آقا کار خودش را کرد, آقا به سعید مرتضوی میگفت: سعید. و سعید مرتضوی به آقا میگفت: آقا. آقا میگفت: سعید. سعید میگفت: آقا. آقا میگفت: سعید Come Back اما دیگر صدائی از سعید شنیده نمیشد. و بدینترتیب بود که تو اینک یادگار بجا مانده از عهد سعید هستی عباس.
و عباس سری تکان داد و با عزمی جزم به سراغ پرونده های متخلفین رفت.

0 سخن شما:
ارسال يک نظر