
قطعا خسرو گلسرخی با اشعارش تبدیل به گلسرخی نشد. همه گلسرخی را از آن محاکمه تاریخی میشناسند. با این تفاوت که گلسرخی آزادی این را داشت که در دادگاه آنچه را که میخواهد بگوید و مانند محمد علی ابطحی و دهها شخصیت سرشناس و غیر سرشناس دیگر مجبور نبود نطقی که پیشاپیش کیهان و فارس نیوز برای او آماده کرده اند را بخواند!
اگر هم بخواهیم الگوی مد نظر گلسرخی و همنسلان ایشان را با خواسته های نسل کنونی مقایسه کنیم باز هم باید امتیاز را به نظام سرنگون شده سابق بدهیم. پدران ما در صدد اصلاح آن دادگاه و نظام اصلاح شدنی برنیامدند و آن را واژگون کردند تا ما کار شاق اصلاح این نظام اصلاح نشدنی را انجام دهیم! انجام دهیم یعنی میخواستیم انجام بدهیم اما رهبر نظام نخواست و همه جوره در حال عربده کشیدن است که یا ایها الناس اصلاح دیگر چیست!؟ کل نظام را تغییر دهید. دوباره به این موضوع خواهیم رسید.
برخی از دوستان را میبینم که تحت عناوین مختلف بر این باورند که با کودتای فعلی و برخی ها با اعتقاد به محاکمه مسئولین اصلاح طلب نظام "پروژه حذف اصلاح طلبی کلید خورده است". اما من معتقدم که به محض مشخص شدن ماهیت اصلاح طلبی در نظام پروژه حذف آن کلید خورد. یعنی با انتهای دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی و مجلس هفتم و ورود سپاه به جبهه حق علیه باطل دولت کاملا مشخص بود که حضرات راه بدون بازگشتی را طی میکنند. از همان دوره بود که دوم خردادی بودن یک جرم به حساب آمد و بقول معروف ستوان یکم ها و ستوان دوم ها و سرگردهای با سابقه سپاه که بدلیل دوم خردادی بودن چپ و راست به حفاظت اطلاعات احضار شده و ارتقای درجه آنها توسط حوزه نمایندگی رهبر در سپاه حاک میخورد یک به یک بازخرید و بازنشست و از گردونه تشکیلات سپاه خارج شدند. در همان سالها بود که نیروی انتظامی بوقتر شد و حتی حفاظت فرودگاهها هم بدست سپاه افتاد. کوچه و خیابان و دولت و غیره که جای خود دارد.
لذا چیزی که امروزه از آن بعنوان کودتا یاد میشود در اصل چهار سال پیش رخ داد, اما زیاد جدی گرفته نشد چونکه مردم طی یک روند طبیعی و اتفاقا با آگاهی و بلوغ سیاسی پای صندوقهای رای نرفته بودند. سران اصلاح طلب هم اتفاقا بهتر از بنده و دیگران در جریان هستند که چهار سال پیش چه اتفاقی رخ داد اما بعقیده من آنها هم تصور نمیکردند که رهبر انقلاب تا این حد تن به بی حرمتی به فرزندان انقلاب بزند! در این دوره نیز که مردم باز با اتکا بر آگاهی و آمادگی کامل به پای صندوقهای رای رفتند و حکمت رهبر انقلاب باز بر این حکم کرد که اهانت دیگری به شعور و درایت این مردم بکند, آنچه که شاهد هستیم را رقم زد...
باز برگردیم به محاکمه ای که اینک در جریان است
دوستان, قطعا مجموعه اراذل و اوباشی که اینک بعنوان نظام مقدس جمهوری اسلامی میبینیم در نظر دارد ایران را سوخته و ویران شده تحویل سربازان آمریکائی و انگلیسی و اسرائیلی بدهد. اتفاقا ما با سربازان آمریکائی و انگلیسی و اسرائیلی مشکلی نداریم, احتمالا آنها هم با ما بعنوان یک ملت مشکلی ندارند کما که در این روزها با ما همدردی هم میکنند. تازه ما آنها را نمیشناسیم و با آنها پدرکشتگی نداریم, آنها هم ما را نمیشناسند و با ما پدر کشتگی ندارند. حالا شاید شریعتمداری و کیهان و فارس نیوز و رجا نیوز و ا.ن و پدر ایشان که رهبر ایشان هم هست آنها را بشناسند و با آنها سر و سری داشته باشند و چپ و راست آنها را دشمن ببینند اما نور ایمان ما تا این اندازه یاری نمیکند که همه این دشمنان وهمی را ببینیم و آخر سر در خیابانهای کشور خودمان گلوله بخوریم.. اما با تمامی اینها ما با هر موجودی که به کشورمان تحت هر عنوانی که باشد تجاوز کند مشکل خواهیم داشت و اتفاقا مشکل ناموسی هم خواهیم داشت.
لذا, برای اینکه کار به آنجا نرسد ما باید حداکثر استفاده از کمکهای لاینقطع رهبر برای تغییر کل این نظام را انجام دهیم. این نظام احمق تر از آنچیزی است که ما تصورش را میکنیم, اگر احمق نبود عقلای خود را به زندان نمی انداخت و آنان که تا کنون به زندان افکنده نشده اند را تهدید نمیکرد. اگر احمق نبود این محاکمه چندش آور را انجام نمیداد و آن عده معدود مسئولین که دارای وجهه و محبوبیت هستند را با یونیفرم مخصوص سلولهای وزارت اطلاعات و دمپائی پلاستیکی روبروی دوربین و بعنوان متهم نمینشاند! اگر احمق نبود ما را به گلوله نمیبست, اگر احمق نبود ما را حتما میدید و صدایمان را میشنید... آقا حجت و برهان چرا, مگر خود رهبر نگفت که نظر ا.ن به نظر او نزدیک تر است؟ آخر آدم سالم و نورمال (حالا عاقل به کنار) نظر خود را با نظر ا.ن نزدیک میداند!؟
این همه حماقت و خباثت و جنایت علاوه بر بلعیدن آن مقدار ناچیز ادوات جمهوریت و مدنیت بر خلاف تصور دیکتاتور عزم ما را برای بدرقه نهائی ایشان راسختر خواهد کرد.
این محاکمه نیز هرچند چندش و دردآور اما همه چیز را آشکار ساخت. گوئی برای حبس و کاهش وزن افرادی در رده ابطحی و تاجزاده و عطر یانفر و دیگران نیاز به بهانه نیست. اما کیهان نامه ای که بدست ابطحی مظلوم داده بودند تا بخواند نشان از این میداد که این لیست آقایان هاشمی و خاتمی و موسوی را نیز شامل میشود. به این میگویند کودتای ناب محمودی اما فراموش نکنید که به ما هم میگویند ملت ایران.
اگر هم بخواهیم الگوی مد نظر گلسرخی و همنسلان ایشان را با خواسته های نسل کنونی مقایسه کنیم باز هم باید امتیاز را به نظام سرنگون شده سابق بدهیم. پدران ما در صدد اصلاح آن دادگاه و نظام اصلاح شدنی برنیامدند و آن را واژگون کردند تا ما کار شاق اصلاح این نظام اصلاح نشدنی را انجام دهیم! انجام دهیم یعنی میخواستیم انجام بدهیم اما رهبر نظام نخواست و همه جوره در حال عربده کشیدن است که یا ایها الناس اصلاح دیگر چیست!؟ کل نظام را تغییر دهید. دوباره به این موضوع خواهیم رسید.
برخی از دوستان را میبینم که تحت عناوین مختلف بر این باورند که با کودتای فعلی و برخی ها با اعتقاد به محاکمه مسئولین اصلاح طلب نظام "پروژه حذف اصلاح طلبی کلید خورده است". اما من معتقدم که به محض مشخص شدن ماهیت اصلاح طلبی در نظام پروژه حذف آن کلید خورد. یعنی با انتهای دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی و مجلس هفتم و ورود سپاه به جبهه حق علیه باطل دولت کاملا مشخص بود که حضرات راه بدون بازگشتی را طی میکنند. از همان دوره بود که دوم خردادی بودن یک جرم به حساب آمد و بقول معروف ستوان یکم ها و ستوان دوم ها و سرگردهای با سابقه سپاه که بدلیل دوم خردادی بودن چپ و راست به حفاظت اطلاعات احضار شده و ارتقای درجه آنها توسط حوزه نمایندگی رهبر در سپاه حاک میخورد یک به یک بازخرید و بازنشست و از گردونه تشکیلات سپاه خارج شدند. در همان سالها بود که نیروی انتظامی بوقتر شد و حتی حفاظت فرودگاهها هم بدست سپاه افتاد. کوچه و خیابان و دولت و غیره که جای خود دارد.
لذا چیزی که امروزه از آن بعنوان کودتا یاد میشود در اصل چهار سال پیش رخ داد, اما زیاد جدی گرفته نشد چونکه مردم طی یک روند طبیعی و اتفاقا با آگاهی و بلوغ سیاسی پای صندوقهای رای نرفته بودند. سران اصلاح طلب هم اتفاقا بهتر از بنده و دیگران در جریان هستند که چهار سال پیش چه اتفاقی رخ داد اما بعقیده من آنها هم تصور نمیکردند که رهبر انقلاب تا این حد تن به بی حرمتی به فرزندان انقلاب بزند! در این دوره نیز که مردم باز با اتکا بر آگاهی و آمادگی کامل به پای صندوقهای رای رفتند و حکمت رهبر انقلاب باز بر این حکم کرد که اهانت دیگری به شعور و درایت این مردم بکند, آنچه که شاهد هستیم را رقم زد...
باز برگردیم به محاکمه ای که اینک در جریان است
دوستان, قطعا مجموعه اراذل و اوباشی که اینک بعنوان نظام مقدس جمهوری اسلامی میبینیم در نظر دارد ایران را سوخته و ویران شده تحویل سربازان آمریکائی و انگلیسی و اسرائیلی بدهد. اتفاقا ما با سربازان آمریکائی و انگلیسی و اسرائیلی مشکلی نداریم, احتمالا آنها هم با ما بعنوان یک ملت مشکلی ندارند کما که در این روزها با ما همدردی هم میکنند. تازه ما آنها را نمیشناسیم و با آنها پدرکشتگی نداریم, آنها هم ما را نمیشناسند و با ما پدر کشتگی ندارند. حالا شاید شریعتمداری و کیهان و فارس نیوز و رجا نیوز و ا.ن و پدر ایشان که رهبر ایشان هم هست آنها را بشناسند و با آنها سر و سری داشته باشند و چپ و راست آنها را دشمن ببینند اما نور ایمان ما تا این اندازه یاری نمیکند که همه این دشمنان وهمی را ببینیم و آخر سر در خیابانهای کشور خودمان گلوله بخوریم.. اما با تمامی اینها ما با هر موجودی که به کشورمان تحت هر عنوانی که باشد تجاوز کند مشکل خواهیم داشت و اتفاقا مشکل ناموسی هم خواهیم داشت.
لذا, برای اینکه کار به آنجا نرسد ما باید حداکثر استفاده از کمکهای لاینقطع رهبر برای تغییر کل این نظام را انجام دهیم. این نظام احمق تر از آنچیزی است که ما تصورش را میکنیم, اگر احمق نبود عقلای خود را به زندان نمی انداخت و آنان که تا کنون به زندان افکنده نشده اند را تهدید نمیکرد. اگر احمق نبود این محاکمه چندش آور را انجام نمیداد و آن عده معدود مسئولین که دارای وجهه و محبوبیت هستند را با یونیفرم مخصوص سلولهای وزارت اطلاعات و دمپائی پلاستیکی روبروی دوربین و بعنوان متهم نمینشاند! اگر احمق نبود ما را به گلوله نمیبست, اگر احمق نبود ما را حتما میدید و صدایمان را میشنید... آقا حجت و برهان چرا, مگر خود رهبر نگفت که نظر ا.ن به نظر او نزدیک تر است؟ آخر آدم سالم و نورمال (حالا عاقل به کنار) نظر خود را با نظر ا.ن نزدیک میداند!؟
این همه حماقت و خباثت و جنایت علاوه بر بلعیدن آن مقدار ناچیز ادوات جمهوریت و مدنیت بر خلاف تصور دیکتاتور عزم ما را برای بدرقه نهائی ایشان راسختر خواهد کرد.
این محاکمه نیز هرچند چندش و دردآور اما همه چیز را آشکار ساخت. گوئی برای حبس و کاهش وزن افرادی در رده ابطحی و تاجزاده و عطر یانفر و دیگران نیاز به بهانه نیست. اما کیهان نامه ای که بدست ابطحی مظلوم داده بودند تا بخواند نشان از این میداد که این لیست آقایان هاشمی و خاتمی و موسوی را نیز شامل میشود. به این میگویند کودتای ناب محمودی اما فراموش نکنید که به ما هم میگویند ملت ایران.

0 سخن شما:
ارسال يک نظر