این نامردها اگر مثل من و تو طعم زندان را چشیده بودند سوله کهریزک را درست نمیکردند!

|

آیت الله هاشمی رفسنجانی در آخرین نطق سخنرانی خود فرموده بودند: من بارها از زبان مقام معظم رهبری شنیده بودم : اینها که به آسانی مردم را به زندان میبرند اگر مثل من و تو طعم زندان را چشیده بودند چنین نمیکردند.
آیت الله رفسنجانی بقیه سخنان مقام معظم را تعریف نکردند, شاید وقت کفاف نبود و شاید هم مصلحت بر این نبود و یا شاید هم تصور بر این بود که برای خر کردن مقام عظمی همان جمله کافی است. اما خوشبختانه نطق کامل این خوش و بش های دوستانه بین مقام معظم و آیت الله رفسنجانی برای ما فکس شده است که ما نیز با توجه به اینکه هیچکدام از دغدغه های موجود را نداریم, این خوش و بش ها را ضمنا و عینا و حتی ذاتا برای شما نقل میکنیم.
مقام عظمی: سلام هاشمی, خوبی؟ ممنونیم که رهبرمان کردی. خب برویم سر اصل موضوع و به من بگوئید که بنده چقدر در حل مسائل, شخصی پیشرو هستم.
آیت الله رفسنجانی: قربانت معظم جان, تو خوبی؟ اهل بیت خوبن؟ مجتبی هنوز هم مثل بی بی سی خبیثه؟ آره من رهبرتان کردم اما دیدم چطور جواب محبتهای مرا دادی و مرا به یک ا.ن فروختی! خب برویم سر اصل موضوع. شما برای من تعریف کنید چقدر پیشرو هستید که من بروم برای بقیه تعریف کنم.
مقام عظمی: بله هاشمی جان بنده خیلی پیشرو هستم. مثلا وقتی از آن یکی دست سالم بنده در رفت و آن خاتمی رئیس جمهور شد, آخر من چه میدانستم اصلاحات چه کوفت و زهرماری است! فکر میکردم اصلاحات که میشود در نهایت رهبر هم باقی میماند, اما مصباح به من فرمود برخی از مسئولین ولایت پذیر نیستند و اصلاح پذیر هستند, خلاصه, این خاتمی که رئیس جمهور شد دانشجوها هم از آنسوی اصلاحات طلبیدند! ما هم با اتکا به این چند نفر لباس شخصی تخم حرام آنها را از بالای ساختمان پرتاب کردیم. بعد من آمدم در حل این مساله پیش رو شدم و منکر آن چند نفر تخم حرام شدم. شما که میدانید من فقط مسئولیت کارهای حلال را بر گردن میگیرم.
حالا هم آمدم در این مساله فصل الخطابی انجام دادم, کسی برای فصل الخطاب ما تره خورد نکرد, خب ما هم لباس شخصی های تخم حرام را به جانشان انداختیم. اصولا مزیت اسلامی لباس شخصی این است که زود میتوان منکر او شد. البته هاشمی جان تو خودت میدانی و من بارها به تو گفته ام اینها که به آسانی مردم را به زندان میاندازند مثل من و تو طعم زندان نچشیده اند. شاید بگوئی زندانی که من و تو چشیده ایم در مقابل زندانهای این دوره زمونه بسان هتل پارسیان کیش میماند, اما بهرحال زندان بود دیگر.
خب حالا هم که گندش بشکلی بی سابقه درآمده و نظام تا دسته به خطر افتاده است لازم بود ما باز هم در حل مسائل پیشرو باشیم و باز ندانیم این لباس شخصی ها از کجا آمده اند که اینگونه مردم را میگیرند و میکشند و شرشان را از سر ما کم میکنند! تازه سوله کهریزک را که ما برای اسیران عراقی درست کرده بودیم ولی این روزها بدلیل قحطی اسیر عراقی در آن اسیر ایرانی میگذاریم هم قرار است توسط همین لباس شخصی ها و بدون آگاهی ما درست شده باشد.اما ملت هم نمیدانم چرا این سری هر چه ما میگوئیم اصلا باورش نمی شود,ولی به هر حال لباس شخصی بی صاحب است, هر وقت ما اراده کنیم صاحب او میشویم و از زیر بوته او را در میآوریم. کی به کی است اصلا !؟
خب هاشمی جان حالا بگو من چقدر در حل مسائل, انسانی پیشرو هستم!؟

1 سخن شما:

Baroon گفت...

سلام . حال شما خوبه ؟ اینجا رسما دما به ۵۰ رسیده . امروز هم که غبار و خاک بود. دلم میخواد بگم عادت کردیم اما نکردیم . من که توی شرکت هستم و زیر کولر خدا به داد اونهایی برسه که باید بیرون کار کنند.
یکدنیا ممنون از لطفتون در مورد اطلاع رسانی و اینکه به فکر هیت وبلاگم بودید. خدا بهتون عوض خیر بده [چشمک]