تا آنجا که خاتمی به صحنه آمده بود, بحث و جدل دارندگان ترمز بر سر ضعف خاتمی در 8سال دوران ریاست جمهوری بود. اما صحنه روالی غیر طبیعی نداشت. هنوز اصلاح طلبی بود در برابر اصولگرائی. البته دوستان حق اصلاح طلبی را فقط مختص به خویش میدانند و کسیکه نشانه ای از جو گیر شدن در او یافت نشود را یک اصلاح طلب مخلص نمیدانند! بهر ترتیب.
وجهه خاتمی فقط در یک صورت میتوانست ترمیم بیابد و آن هم 4سال دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد بود. لذا خاتمی با وجهه ترمیم شده هم پا به صحنه گذاشت. کسانیکه واجد الشرایط جو گیر نشدن هستند بر این موضوع توافق نظر دارند که خاتمی در 8سال دوران ریاست جمهوری خود اشتباهات فاحشی نیز انجام داد. میگوئیم اشتباهات و نه کوتاه آمدن چرا که کوتاه آمدن خاتمی بخصوص در جائی که کوتاه آمدن منجر به سکته قلبی نیمی از دارندگان انتظار میشد شاخصه بدیهی او نیز بشمار میرفت. اما سئوال اینجا است که آیا خاتمی با حمایت از موسوی دوباره و حتی در شرایط ترمیم وجهه دچار اشتباه فاحش شده است!؟ آیا برای این یکی هم باید انتظار پاسخگوئی را از ایشان داشته باشیم!؟
صحنه بدینشیوه طراحی شده است. قرار است تمامی پدیده های جهان و سر رشته و سر نخها را در 4 سال خلاصه کنیم. در این میان اصلا هم قرار نیست به یک روند 30 ساله نگاهی بیاندازیم, بلکه قرار نیست حتی مطالبات 12 سال پیش خود را هم داشته باشیم. قرار است هر کسی که به سناریو شک کند او را تحریمی فسیل شده بنامیم و تصاویر جامه دریده سبز را بر دهان منتقدین بکوبیم و به میر حسین موسوی رای بدهیم تا احمدی نژاد انتخاب نشود! قرار نیست بپرسیم موسوی چه کسی بوده و یا در تمامی این سالها کجا بوده و یا اینک او چه کسی است, چرا که همه در طی سالهای طول و دراز قابل تغییر هستند حتی اگر خود ادعا کنند که مثل سابق میاندیشند... پس سناریو این است.
تا یکی دو ماه قبل در لابلای اهداف مشارکت این دلیل نیمه جان هم یافت میشد که قرار است به اصلاح طلب رای بدهیم و لاکپشت وار آینه های کناری و بالائی را از جا بکنیم و بدون نگاه کردن به جایگاه ولی فقیه با سرعت دویست و بیست کیلومتر هم اپوزیسیونیهای داخل و خارج را زیر کنیم هم بسمت دموکراسی حرکت کنیم. اما از قرار معلوم صدای ساز و دهل تبلیغات آنقدر زیاد است که نه تنها فراموش کرده ایم که قرار بود اصلاح طلبی هم وجود داشته باشد که به ایشان رای هم بدهیم بلکه مفاهیمی چون اصلاح طلبی و اصولگرائی با تعریف جمهوری اسلامی اینک در هم آمیخته شده و در چهره میر حسین موسوی تجلی یافته و اصلا این صدا را هم نمیشنویم که ممکن است میر حسین موسوی یک اصلاح طلب نباشد بلکه ریسکی باشد که فردا باز هم محنت صورتهای کش آمده دوستان را افزون بر محنت دانشجویان و زنان و کارگران و معلمان و... به اوین گرفتار آمده را روی دستان ما بگذارد. من یکی که اصلا علاقه ندارم تصاویر سبز شده امروز را خوراک فتوکاتورهای فردای خود قرار دهم!
و اما
یکی دیگر از شاهکارهای ستاد کروبی خبری است که نشان از حمایت یک حزب اصولگرا از هردو کاندیداهای احمدی نژاد و میر حسین را میدهد. تصویر هم کاملا واقعی است.
تصویر دوم را هم شهاب الدین عزیز زحمتش را کشیده و در وبلاگش قرار داده است. که ایشان هم باعث شدند من لینک مذکور را بیابم.
این تصویر هم در یکی از خیابانهای تهران است و نقل شده توسط سایت خبری آفتاب. که باز تصویر نشاندهنده این است که کمیته جوانان ائتلاف سراسری اصولگرایان بنر و پوسترهای حمایتی خود از میرحسین موسوی را به خیابانها گسیل داده است.
امیر مقدم, مسئول سابق دفتر باهنر خواسته بود بزرگان اصولگرا بیش از آنچه که از میرحسین حمایت شده است از ایشان حمایت کنند و هر چه زودتر هم اینکار را انجام دهند.
کاتوزیان هم گفته بود, ما با میرحسین مشکلی نداریم که! بسیاری از اصولگرایان برای ایشان فعالیت میکنند.
اتفاقا همان بسیار حمایت کنندگان هم در زمان به صحنه آمدن خاتمی برای تخریب ایشان در عوض از موسوی حمایت میکردند.
لذا بعقیده بنده دوستان سبز شده ما هم اگر توانائی بازبینی خود در طی این دو هفته باقی مانده را ندارند که بدنبال کاندیدای اصلاح طلب تری بگردند و از او حمایت کنند, آش شله قلمکار را شله قلمکارترش نکنند و حداقل به اسم و ژست و رده و قبای اصلاح طلبی سنگ موسوی را بر سینه نزنند!
انقدر هم پروفسور مآبانه اصلاح طلبی را با نون اضافه به خورد ما ندهند که هرچه تا حالا خورده ایم کفایت داده و سیر سیریم به خدا.

0 سخن شما:
ارسال يک نظر