شیرین عبادی, زنی با کارآمدی قبیله ای از مردان

|

اینبار نمیخواهم وضعیت زن در جامعه را از این جهت که من میخواهم آنگونه باشد بنگرم بلکه از این دریچه آغاز میکنم که در جامعه ای که قوانین حاکم و عرف و سنت جاری زن را سربه زیر میخواهند شیرین عبادی نیز یک زن است. خانمها و آقایان میخواهم بگویم که شیرین عبادی اعجوبه نسل مدافع حقوق بشر و آزادیخواه و در نتیجه سیاسی دوران معاصر ما است.
و اما شیرین عبادی چرا اعجوبه است؟ تاریخ سفید و سراسر افتخار آمیز ایشان بعنوان اولین قاضی زن ایران, وکیل مدافع تمام عیار, نویسنده و فعال حقوق زن و کودک بودن ایشان بهیچوجه اینک مد نظر ما نیست. نخستین ایرانی بلکه زن خاورمیانه ای و یا طبق تعبیر برخی دیگر نخستین زن مسلمان برنده جایزه نوبل نیز اصلا مد نظر ما نیست. خانمها و آقایان شجاعتی که در دل این شیر زن نهفته است باورکردنی نیست! داستان این است.
شیرین عبادی بعنوان یک وکیل مدافع پناهگاهی است برای آن دسته از ایرانیانی که مورد غضب جمهوری اسلامی واقع میشوند و تمامی ما میدانیم که غضب جمهوری اسلامی به چه شیوه و یا عملکرهائی اعمال میشود! و شیرین عبادی حتی در بسیاری از موارد بدون دریافت دستمزد, سروگونه از شخصیتهائیکه رژیم حرص و ولع تیکه پاره کردنشان را داشت در دادگاه ها (که چه عرض کنم, عرض نکنم بهتر است) دفاع کرده است.
اما شگفتی همچنان ادامه دارد! جمهوری اسلامی آنچه را که میتوانست بر علیه شیرین عبادی انجام دهد تا او را از کشور فراری دهد انجام داد! از تهدیدات مستقیم بر علیه ایشان, تا نسخه ترور پیچی کیهان و تریبونهای بدست پیام فضلی( که باز هم میشود کیهان) گرفته تا حمله به منزل ایشان و پلمپ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر! اما شیرین عبادی از همان تهران صراحتا پاسخ میدهد: من قصد خارج شدن از کشور را ندارم, در ایران میمانم, در ایران فعالیت میکنم, و در ایران خواهم مرد. ایشان در واکنش به پلمپ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر میگوید: دفتر را بستند اما دهانمان را نمیتوانند ببندند!
شاید کمتر کسی از شیرین عبادی انتظار داشته باشد که بهنگام سفرهای خارجه خود اظهار نظر هائی درباره موضوع حساس انتخایات بکند, اما ایشان حتی بهنگام اظهار نظر در این رابطه خود را در صفوف اظهار نظر کنندگانی که حتی از فاصله های چند قاره ای شهامت گفتن حرفهائی را که در سطح همان وبلاگنویسان داخل کشور و یا جوانان و دانشجویان در نقاط مختلف ایران, باشد را ندارند, قرار نداده است. ایشان انتخابات را نه یک جنبش میپندارند و نه خاتمی را یک منجی و راه حل! ایشان مرزی میان مجموعه های مختلف ایرانی نمیکشد و سیر رو به انحطاط روز افزون کشور را به ایرانیان داخل و یا خارج ربط نمیدهد! بلکه صراحتا اعلام میکند که این انتخابات با توجه به فیلتر و نظارت مجلس خبرگان که اعضای آن از سوی ملت انتخاب نمیشوند انتخاباتی آزاد نیست و ایشان در انتخاباتی که آزاد نیست شرکت نمیکنند. از طرفی ایشان در برابر کسانیکه شرکت در انتخابات را ضروری میدانند موضع گیری نمیکند و میگوید که دلایل آن دسته از افراد نیز میتواند موجه باشد و من نمیگویم که آنها نمیبایست در انتخابات شرکت نکنند. خانم عبادی جنبش دانشجوئی و کارگری و جنبش زنان را جنبشهای قوی میداند و میگوید که جمهوری اسلامی از سوی این جنبشها تحت فشار است.
شیرین عبادی بعنوان پرچمدار مدافعان حقوق بشر در ایران, در سفرهای خارجه خود بیراهه رفتن را بلد نیست! ایشان در هر جائی که قدم میگذارد چمدان حامل موارد نقض حقوق بشر در ایران را با خود بهمراه دارد. ایشان با خاویر سولانا دیدار میکند و در این دیدار همچون یک شیرین عبادی عمل میکند و اسباب فروکشی ایرانیان را در داخل و خارج فراهم نمیکند.
شیرین عبادی برای مغلطه و هرازگاهی خودشیرینی همه دستاوردهای بشری را به دین مربوط نمیسازد و از عنوان کردن تعارض دین با بسیاری از آنها ابائی هم ندارد. شیرین عبادی به ایران باز میگردد و من همچنان میگویم که ایشان یک اعجوبه است...

0 سخن شما: