میرحسین موسوی بیاید یا خاتمی؟

|

این مطلب را به پیشنهاد دوست خوبم آرمان امیری مینویسم. دوست و روزنامه نگار خوبی که برای او احترام فوق العاده ای قائلم, چرا؟ چون آرمان امیری انسانی شجاع است.
مطلب از این قرار است که اگر میرحسین موسوی بعنوان نامزد اصلاح طلبان در انتخابات شرکت کند بهتر است یا خاتمی؟ و در صورت انتخاب هر یک از این دو نفر وضع کشور به چه صورت خواهد بود؟
متاسفانه امروزه شاهد شکاف بسیار عمیقی در بین اپوزیسیونی که من نام آن را مشروع میگذارم هستیم. برخی از دوستان داخل و البته خارج از کشور در کل حاکمیت نظام جمهوری اسلامی شک کرده و علاوه بر حمایت از جنبشهای درون میهن معتقد به رویگردانی کامل از حاکمیت و عدم مشارکت در محافل مختلف لایه ها و دسته بندیهای حاکمیت را دارند. این دوستان به کارنامه نچندان درخشان 8 ساله اصلاحطلبان اشاره کرده و عملکردهای آنان را مطابق با نیازهای جامعه ایران و چالشهای خطرناک در پیش روی آن نمیبینند. لذا این دوستان نظر بر ایجاد راه حل سریع دارند.
از طرفی دیگر دوستان در داخل و البته در این اواخر خارج از کشور نیز نظر بر این دارند که با حفظ بدنه نظام جمهوری اسلامی نیز میتوان آهسته آهسته بسمت اصلاحات پیش رفته و در میان گزینه هائی چون تندروی اصولگرایان و ایجاد انزوای جهانی در خارج و خفقان و بحران اقتصادی در داخل میتوان به گزینه های معتدلتری در میان اصلاحطلبان اعتماد کرده و فشار بر علیه مردم را اندکی کاهش داد. لذا این دوستان نظر بر ایجاد راه حلهای آرام و آهسته دارند.
جدا از اینکه هر دوگروه یکدیگر را رد کرده و گروه نخست گروه دوم را به سازش و همدستی با جمهوری اسلامی متهم کرده و گروه دوم گروه نخست را به دوری از واقعیتها متهم کرده و مرزبندیهایی را تا مرز انقلاب و ضد انقلاب در طرد آنها مطرح میکنند... من در خط اعتدال این دو میاستم و میگویم جریان اصلاح طلبی در ایران یک جریان اصیل است و میتوانیم در بین لایه های این جریان افرادی صادق و دلسوز برای منافع ملی و حرمت انسانی نیز بیابیم.
اما میرحسین موسوی بیاید یا خاتمی؟
اول اینکه
خاتمی آنقدر حکمت دارد که در این شرایط پیچیده خود را درگیر این انتخابات نکرده و از آنچه آبرو که در 8 سال دوره ریاست جمهوری برای خود اندوخته است, محافظت کند. دوم اینکه بنظر من تفاوتی نمیکند که خاتمی بیاید یا میرحسین موسوی!؟ از اینرو که هر دو گزینه اصلاح طلبی بشمار میروند و در صورتیکه مردم یکبار دیگر به انتخابات برگزار شده از سوی جمهوری اسلامی اعتماد کنند و رای داده و رئیس جمهوری اصلاح طلب انتخاب کنند, چندان تفاوتی بین میر حسین موسوی یا خاتمی یا دکتر معین ویا هر شخصیت اصلاح طلب دیگر وجود ندارد!
بنده ضمن اینکه انتخابات برگزار شده توسط جمهوری اسلامی را از همان مرحله اعطای صلاحیت در مجلس خبرگان تا تقلبات گسترده و شرکت نیروهای مسلح بشکلی سازماندهی شده در انتخابات را آزاد نمیدانم و معتقدم که آقای محمود احمدی نژاد با رای مردم رئیس جمهور نشدند, بر این باور هستم که نظر راس الهرم جمهوری اسلامی که همان آیت الله خامنه ای باشد در تعیین رئیس جمهور نیز نقشی اساسی ایفا میکند. همانطور که جلب اعتماد و نظر مردم مستقل از باندهای سازماندهی شده, برای رای دادن به یک نامزد اصلاح طلب حتی در این شرایط هم بسیار دشوار است!
از تمامی استدلالهای دوستان اصلاح طلب بیش از همه چیز این استدلال نظر مرا بخود جلب میکند که یک رئیس جمهور اصلاح طلب قطعا میتواند بهتر از احمدی نژاد عمل کند. و این استدلال کاملا صحیح است.
متاسفانه امروزه در شرایطی نیستیم که نامزد ریاست جمهوری در کشور خود را به رسم رایج در جهان ببینیم و یا بسنجیم, چرا که رئیس جمهور در کشور ما نه اختیارات یک رئیس جمهور متعارف در دنیا را خواهد داشت و نه میتوانیم او را بیش از آنچه که هست جدی بگیریم, بخصوص اگر اصلاح طلب باشد!
در جهان رسم است که نامزد ریاست جمهوری و یا حزب او ( که مساله احزاب در ایران باز جزو امور منتفی قلمداد میشود) برنامه ای را که برای دوران ریاست جمهوری خود دارد ارائه داده و در برابر انتقادها از آن دفاع کرده و اعتماد مردم را نسبت به برنامه های خویش جلب کند. لذا گفتن عبارتهائی چون ( اقتصاد اخلاقی) و (سیاست اخلاقی) از سوی آقای
میرحسین موسوی در این گیر و دار کاملا بی معناست. و اینکه گفته شود ایشان اجماع اصولگرایان و یا حتی برخی از آنان و اجماع اصلاح طلبان را بهمراه خواهد داشت, باز هم ادعای بی معنائی است چرا که همه ما میدانیم اگر هم اصلاح طلبان بر یک نامزد اصولگرا اجماع کنند, اصولگرایان به هیچوجه بر سر حتی قبول موجودیت اصلاح طلبی در ایران هم اجماع نمیکنند چه رسد به اجماع برای نامزد اصلاح طلبان!
برخی ها نیز بر این ادعا هستند که چون در زمان نخست وزیری میرحسین موسوی اقتصاد ایران بهتر از امروز بود پس میرحسین موسوی مسئول آن بهبودی اقتصادی بوده و همکنون نیز قادر است که همان شرایط را در قالب رئیس جمهور حاکم کند! و دوستان فراموش میکنند که در آن دوره ایران در ابتدای فرسایش خود از قویترین اقتصاد منطقه بسمت متزلزلترین اقتصاد بوده و هنوز در حال تغذیه از آن اعتبار سابق خود بود! همانطوریکه جهان خارج از ما نیز همان جهانی نیست که در آن دوره شاهد بودیم!
لذا با تمامی پیچیدگی ها, و اصرار کماکان
رهبر جمهوری اسلامی و برخی از ارکان قدرت در حمایت از احمدی نژاد و یا برخی خبرها که حاکی از انتخاب یک گزینه اصولگرای دیگر از سوی رهبر است, بهتر میبود که نظرات و برنامه های میر حسین موسوی را در تعامل با پرونده هسته ای میشنیدیم , یا اینکه ایشان چه برنامه ای برای مهار اقتصاد غوطه ور در دستهای مافیای قدرت دارند!؟ ایشان در تعامل با کیسهای خارجی از جمله حمایت از حزب الله و حماس و ناآرامیها در عراق چه موضعی دارند!؟ شاید اگر نظر ایشان را در این رابطه میشنیدیم بهتر از آن میبود که ایشان پنل انتخاباتی به رسانه ها عرضه دهند و با واژه هائی چون اقتصاد اخلاقی و سیاست اخلاقی در صدد طرح فلسفه ای جدید باشند!
اگر میرحسین موسوی بعنوان رئیس جمهور انتخاب شوند وضع کشور چگونه خواهد بود؟
بدون شک میرحسین موسوی همچون احمدی نژاد نخواهد بود. درست نمیدانم که با توجه به این همه فشارهای خارجی بر علیه جمهوری اسلامی و این اعتماد بنفس غیرواقعی که جمهوری اسلامی در صدد بیان و بروز آن بخصوص نسبت به مردم خود است و این همه شکنندگی در اوضاع داخلی کشور آیا راهی هست که هشت سال دوره ریاست جمهوری خاتمی دوباره تکرار شود یا خیر!
اما اگر با انتخاب میرحسین موسوی عقربه های زمان برای جمهوری اسلامی به عقب باز گردد و دوباره شاهد لغو سرکوبهای خیابانی و آزار و اذیت جوانان به داعیه پوشش آنها باشیم, شاهد اعدامهای خیابانی و احیانا دسته جمعی نباشیم, شاهد سنگسار نباشیم, شاهد بروز چند روزنامه و نشریه منتقد دیگر باشیم, در تعامل با جهان خارج محتاطتر و معتدلتر عمل کنیم... میرحسین موسوی میتواند بهترین گزینه در میان نامزدهای انتخاباتی آتی باشد.

0 سخن شما: