با عرض پوزش از شهیار قنبری, ترانه سرا و داریوش اقبالی, خواننده بزرگ و محبوب ما و البته شادروان واروژان, آهنگ ساز که ترانه "بوی گندم" را بعنوان یک اثر هنری بزرگ آفریدند. بوی گندم یک اعتراض هنری بوده و هست لذا این یکی ترانه فقط الهام یک بسیجی جان برکف از بوی گندم در وصف و ثنای آقا است و اصلا آن را با بوی گندم اشتباه نگیرید. خانمها و آقایان این شما و این هم "بوی ساندیس" درراام درراام:
بوی ساندیس مال من هر چی که دارم مال تو
یک عدد کیک مال من غضنفرو میارم مال تو
اهل طاعونی این قبیله بسیجیم
توئی اون آقائی که خیلی اتوبوس داره
مغز من از کاهه مغز تو از پهن
الحق چیزی که عوض داره گله نداره
بوی ساندیس مال من هرچی که دارم مال تو
یک عدد کیک مال من مردمو می لت و پارم واسه تو
تو به فکر ولایت و درگیر این همه خواص
من بفکر یه سهمیه واسه این کنکور
زندگی من باتوم منه فیروز آبادی بادیگارد تو
ما ندا میکشیم واسه سر و وضع جفت و جور
بوی ساندیس مال من هرچی که دارم مال تو
یک عدد کیک مال من عبدالصمدو میارم مال تو
شهر تو شهر بلا همه نوشابه هاش پارسی کولا
شهر من شهر صداوسیما دست بچه هاش چماقه و عصا
اون دست سالمت نواره, کله من ضبط صوت
اگه تموم بشی از چی بخونم با این صدای کلفت؟
بوی ساندیس مال من هرچی که دارم مال تو
یک عدد کیک مال من ننه خودمو میارم مال تو
نباید مرثیه گو باشم توی این 22 بهمنم
تا سبزها فکر نکنن خیلی خاک بر سرم
تن من دوست نداره زخمی دست کسی بشه
اما خیلی دوست داره تن مردمو زخمی کنه
بوی ساندیس مال من هرچی که دارم مال من
یک عدد کیک مال من موتور هم بده آخه ندارم مال من

