رامین جان دچار جنگ روانی شده اند

|

6hniv8

رامین میهمان پرست در اقدامی که کارشناسان کماکان بدنبال ربط و دلیل آن هستند تحریمات نفتی و بانکی اخیر اتحادیه اروپا و آمریکا را تنها "جنگ روانی" خواند. مقامات جمهوری اسلامی نیز در اقدام داهیانه مشابهی اظهار داشتند که "از تحریمات اخیر هیچگونه خسارتی متوجه ایران نخواهد شد".

یکی از کارشناسان سیاسی ضمن تاکید بر اینکه اظهارات دیپلماتیک در جمهوری اسلامی الزما مثل جاهای دیگر تابع قواعد و اصول خاصی نیستند ادامه داد که تحریمات نه تنها خسارتی متوجه ایران نکرده بلکه اوضاع آنقدر خوب است که ایران در این روزها از سر وفور نعمت دست به اختلاسهایی میزند که رقم آن به گوش انیشتین هم نخورده است. ایران قادر است در قلب کانادا ویلایی بخرد که مسجد سلیمانیهای مستکبر با خوابیدن و خواب دیدن دسته جمعی هم نمیتوانند باغچه آنرا در خواب ببینند. تازه همه اینها تنها گوشه ای از توانائی خرید انظار نزدیک به ایران هستند. مثلا آقا مجتبی, آن یکی فرزند ایران قادر به انجام همان اختلاس انیشتین کوب است اما اینبار نه به ریال و تومان بلکه به یورو.

دقیقا اشتباه دشمن در اینجاست که فکر میکند ایران با ریال و تومان تعامل میکند که با تحریمات خسارت هم ببیند! همین ایران میتواند بیخود و بی جهت  به نیویورک سفر کند, همسر, آبجی, طایفه, همسایه, حمید رسایی, زری دندون طلا, عباس چغندر و بقیه بچه ها را هم با خود ببرد و در هتل شیراتون آنقدر مصاحبه کند و دروغ بگوید که طنز پردازان جهان تا صد سال آینده هم برای کار کردن ملات داشته باشند.

شما اگر در حال حاضر به ایران نگاه کنید با ام العین که سهل است, با پدر العین خود هم می بینید که از شعرایی که برای ایران ک.. شعر می بافند تا حداد عادل تا نقدی که مجبور بود با سرگردنه گیری نان شب زن و بچه اش را دربیاورد, همه و همه یا صاحب خانه شده اند یا بلاخره به نان و نوایی رسیده اند. میگوئید نه؟ یه چشم خواهر و برادری نظری به رادان بیاندازید.

کجای ایران قرار است از تحریمات آسیب ببیند؟ مگر برای برخورداری از نعمت در دامان تا دسته پرعطوفت ایران نیاز به سواد, تخصص, حکمت و یا عقلی درست و حسابی است که آسیب هم ببیند؟ نخیر, فوق فوق اش آدم دو سه تا دانشگاه آتش میزند بعدش میشود استاندار و سپس شهردار و نظر نزدیک و بلاخره هم رئیس جمهور. آنان که از هنر کمتری برخوردارند کافی است باتومی در دست بگیرند و شیشه ای در جایی فرو کنند تا آسیب نبینند. بروبچه هایی هم که از هنر بازجویی سررشته دارند میتوانند سردبیر روزنامه بشوند.

حالا با این اوصاف می ماند عمه غیر ایرانی بنده که در تهران با ریال و تومان تعامل میکند. حالا بماند که این عمه بنده گوشت را فقط در فیلمها می بیند, برای خرید گوجه فرنگی یه دوهزار تومان برمی دارد میرود بیرون, تا بقالی سر کوچه نرسیده قیمت دلار دو برابر میشود و قیمت گوجه چهار هزار تومان. هی به خانه برمیگردد و چهار هزارتومان برمی دارد تا به بقالی برسد گوجه میشود کیلویی شیش هزار تومان و به همین منوال! بنده خدا برای خریدن یک کیلو گوجه فرنگی رماتیزم گرفت. جدای از اینکه چشمش کور و بجای متولد شدن جد اندر جدش در خرمشهر و آبادان و تهران و اینور و آنور میخواست در ایران متولد شود تا بقول رامین میهمان پرست از تحریمات آسیب نبیند… هر چه میگویم عمه برو از بقالی سر کوچه مموتی گوجه بخر, میگن اونجا گوجه کیلویی دویست تومنه, جواب میده که: عمه, کی این همه راه رو میره تا ایران!

یکی از مردم حلالیت طلبید و رفت, دیگری زانو زده بر کرسی به تماشای ناوهای آمریکا, بریتانیا و فرانسه است

|

120123023012-hormuz-ships-story-top

شاید اگر در بوحبوحه انقلاب مصر کسی میگفت حسنی مبارک یا همان بن علی دیکتاتورهای شریفی بودند که بعد از 18 یا 25 روز اریکه قدرت را برای آن همه معترض عصبانی رها کرده و رفتند پی کارشان, مخاطب (بخصوص اگر مخاطب عرب باشد) با زگیلهای درهم رفته کوته فکری آدم را به رخش میکشید. اما پس از آنچه که در لیبی گذشته و آنچه که در سوریه میگذرد, همینک پرواضح است که فرق بن علی و حسنی مبارک و همین علی عبدالله صالح که امروز از مردمش حلالیت طلبیده و کشور را رها کرد با اعجوبه هایی مثل صدام حسین, قذافی و بشار اسد فرق یک کشور ویران شده و هزاران قربانی است با کشوری که تنها با بحران سیاسی و اقتصادی دست و پنجه نرم میکند.

همه اینها را گفتم تا به تحفه خودمان یعنی سید علی خامنه ای و چهل دزد تهرانش برسم. هنوز مردم یکبار دیگر به خیابان نریخته و لباس شخصی ها از زیر بوته بیت سبز نشده اوضاع ایران به لطف پهنیزه شدن روز بروز ریال و تومان شبیه اوضاع سوریه است. مردم رو و زیر خط فقر را که طبق معمول بیخیال شده, طبقه متوسط مردم در اینروزها با شرایط قحطی دست و پنجه نرم میکنند. یک تماس تلفنی با یکی از اقوامی که در ایران زندگی می کنند کافی است تا به شما بگوید آنجای ملت پاره است.

این همه مانور کرده و اضافه بر مانور کلی هم هارت و پورت کردند که تنگه هرمز را می بندیم, فلان ناو آمریکایی برود و دیگر برنگردد و ما یک جمله را دوبار تکرار نمی کنیم و… حالا نشسته اند ناو آمریکایی که سهل است ناوهای بریتانیایی و فرانسویی که وارد خلیج فارس شده را هم با ما می شمارند! این چیزهای آمریکایی و استکبار جهانی هم که مثل مردم ایران نمیشود راحت زد توی سرشان یا اینکه آنها را کشت و گردن بی بی سی انداخت, خیر, شوخی که نیست, میزنند یا مثل قذافی چوب به ماتحت از سوراخ بیرون میکشند یا مثل صدام حسین با ریش غارنشینی از سوراخ بیرون میکشند.

اتحادیه اروپا هم امروز با رضایت تمامی اعضا با ایده تحریم نفت ایران موافقت کرد. یکی از بهترین راه حلهای برون رفت از بحران را هم به یونان عرضه کرد تا کیهان بیش از این بر گردش ماه و ستارگان و فلان بحران در یونان یا موزامبیک سرمایه گذاری نکند. بهرحال نه شانص داریم نه بصیرت, او که داشت امروز مثل علی عبدالله صالح از مردمش حلالیت طلبید و یمن را با آنهمه قبیله درگیر با هم رها کرد و رفت, اما ما ماندیم و سید علی و شمردن ناوهائیکه وارد خلیج فارس میشوند.

ولایت فقیه در نظامی که حتی نظر نزدیک به آقا هم اعتقادی به ولایت ندارد

|

agha

کلا و اصولا رهبر فقط رهبر خودمان. اصلا چه معنی می دهد رهبری مثل اوباما یک سخنرانی بکند همه دنیا از او حساب ببرند یا یک نامه برای بیت رهبری خودمان بفرستد پشت بندش کلی موشک شهاب در پادگانهایمان منفجر بشود و دانشمندان هسته ایمان ترور شوند. من کم کم ساندیس نخورده در حال اعتقاد به این شعار سیاسی عبادی هستم که حزب فقط حزب نقی رهبر فقط سید علی. رهبر داریم به این خوبی, همینکه یک جمله حرف بزند و بگوید در شرایط جنگ بدر و خیبر هستیم ملت با تمام بدبختی و گرانی و پهن شدن ریال در برابر دلار میزنند و تا یک هفته میخندند. ای کاش که فقط خود بخندند, آنقدر در فیس بوک و بالاترین و اینور و آنور درباره رهنمودهای رهبر فرزانه خود جوک میسازند که جهانیان را هم تا یک هفته کامل در این بحران اقتصاد جهانی به خنده وا می دارند. حالا باز قدر این رهبر فرزانه را کم بدانید.

همین رهبر داهیه که رهنمودهای جدی ایشان باعث ایجاد شادی و سرور در هر شرایطی میشود با زبان خود به کیهان گفته است که انتخابات پیش رو انتخاباتی پرشور و دشمن شکن خواهد بود. پر شور بودنش که از رد صلاحیت همان دو جناح تک حزبیش معلوم است اما از قضا این رهبر فرزانه هربار قصد دشمن شکنی داشته زده دست و پای ما را شکسته. یارو هم جریانش شده است مثل جریان بشار اسد. روبروی دوربینهای صدا و سیمای سوریه می ایستد و فرمان حمله به جلو میدهد. وقتی نگاه می کنی می بینی فرمان حمله رو به جلو را بر علیه حمص و درعا و بقیه بر و بچه ها که از جمله استانهای خود همین سوریه میباشند داده است.

در راستای همین پرشور بودن انتخابات و در تحلیلی از خبرنگار سابق العربیه در تهران شنیدم که دلیل رد صلاحیت گسترده کاندیداهای لیست مشایی و احمدی نژاد عدم اعتقاد تیم مشایی و احمدی نژاد به جمهوری اسلامی ولایت فقیهی بوده است. حالا نه اینکه ما بدمان بیاید, خیر, فوق فوق اش همین رد صلاحیت شده ها فردا پس فردا قطار حرکت کرده تازه میآیند بلیط اصلاح طلبی میخرند یا بلاخره اختلاسی چیزی لو میدهند و با آن اعداد و ارقامی که تا حالا توی عمرمان هم ندیده و نشنیده بودیم حرس خوردن ما را هی کش میدهند. اما من مانده ام که این رهبر فرزانه که احمدی نژاد بعنوان نزدیکترین نظر به نظر ایشان هم او را بعنوان رهبر و ولی فقیه قبول ندارد برای چه هی با اصرار روزی 24 بار در تلویزیون ظاهر میشود و ما را به یاد رهبر و ولی فقیه بودن خود می اندازد!

تکرار دروغ که باعث به حقیقت پیوستن آن دروغ نمیشود. نخیر, منجر به این میشود که کل جمهوری اسلامی که همین آقای فرزانه سعی در حفظ آن دارد از بنی صدر گرفته تا موسوی و رفسنجانی و کروبی و خاتمی و اخیرا احمدی نژاد به ضد انقلاب و فتنه گر و منحرف تبدیل شده و دست آخر نابود بشود برود پی کارش. از من میشنوید بهترین استراتژی برای سرنگونی این نظام استراتژی مردم سودان است. یعنی بیخیال شوید و بنشینید خانه, آخه این سید علی که من می بینم دست آخر یه حوض هم برای خود نگه نخواهد داشت. آنرا هم بجرم عدم اعتقاد به ولایت یا ساندیس خور کرده یا نابود میکند.

نه شرکت در انتخابات اهمیتی دارد و نه حتی تحریم آن

|

image_ac3_133

دلاری که نه کاهش نرخش به درد ما خورد نه افزایشش؛

در یکی از مقاله های جنجالی محسن مخملباف خوانده بودم که یکی از فرزندان آیت الله خامنه ای با اخذ انحصار شرکت پژو این شعار را داده بود که "هر ایرانی یک پژو". جدای از خنده دار بودن این شعار در مقایسه با واقعیت موجود در ایران, من در این مانده ام که ما وقتی نمی توانیم خودروهای تولیدی خود را به کسی بفروشیم یا در اصل رابطه ای با کشوری نداریم تا خودروهای خود را بفروشیم برای چه این همه خودرو تولید می کنیم!؟ خب دست آخر همین میشود که تراکتورهای خود را به ونزوئلا و یک شعبه از کارخانه سمند را به سوریه منتقل می کنیم و بالای آنها هم پول می دهیم. البته سوری ها نه تنها سمند و پراید, بلکه شیوه های سرکوب, لباس شخصی اسلحه بدست, راهپیمایی های ساندیسی و پخش اعتراف از صدا وسیما را هم از همین جمهوری اسلامی خودمان وارد کردند.

معمولا کشورهایی مثل ژاپن, چین و کره جنوبی که از قابلیت تولید بالایی برخوردارند, تعمدا ارزش واحد پولی خود را پایین می آورند تا صادرات آنها ارزان قیمت باشد. آنها با این شیوه هم کمر رقبای خود را می شکنند هم سود خود را بشکلی بلند مدت در صادرات تضمین می کنند. اما ما مانده ایم و این واحد پولیی که اگر به ارزش طلا هم باشد قدرت خرید شهرند ایرانی را افزایش نمی دهد و اگر مثل این روزها به ارزش پهن که باشد قادر به فروش کالاهای تولیدی ما که حداقل پنجاه سال از کیفیت و استاندارد جهانی عقب است را به کسی نمی باشد.

شرکت یا عدم شرکت در انتخابات هیچ اهمیتی ندارد, تحریم نفت مهمترین حادثه است؛

بر هیچ کس پوشیده نیست که تصمیم گیری ها و عملکردها در جمهوری اسلامی هیچ پایه و اساس منطقی ندارد. دقیقا اشتباه در این اینجاست که کسی بخواهد با معیارهای منطقی حمله به فلان سفارت یا اظهارات اخیر درباره تنگه هرمز و امور مشابه را بسنجد. این رژیم تنها چیزی که ندارد عقلانیت است. اما متاسقانه در اردوی مخالفان رژیم هم عقلانیت چندانی دیده نمی شود. یا حداقل من قادر به دیدن آن نیستم. راستش را بخواهید من یکی از تصمیم اخیر اتحادیه اروپا نسبت به تعویق شش ماهه تحریم بانک مرکزی و خرید نفت ایران خوشحال شدم. البته این شش ماه هم شش ماه کلنجار رفتن با افزایش تصاعدی قیمت دلار و چندین برابر شدن تورم و قیمت کالاها بر مردم ایران خواهد بود.

اپوزیسیون ما هنوز از شکست مفتضحانه جنبش درس و عبرت نگرفته کماکان اصرار دارد که به تحزب جنبشی که وجود ندارد بپردازد. یعنی هرکس با توجه به وزنه و دیدگاه گروه و حزب خود جنبش را احیا کند. یعنی درست همان چیزی که در هیچکدام از کشورهای شوریده عربی اتفاق نیافتاد. در هیچکدام از جنبشهای اخیر جهان که جملگی جنبشهای بدون رهبر بودند هم اتفاق نیافتاد. اپوزیسیون ما هنوز آماده نیست تا با فاجعه پس از تحریم نفت برخوردی منطقی کند و کماکان اصرار دارد تا مردم را به هزار و یک دسته تقسیم کند. یعنی درست همان چیزی که منجر به شکست جنبش سبز شد.

اپوزیسیون امروزه تنها برای جایگزینی نظام فاسد و قدیمی اهمیت و کارایی دارد اما جنبشهای نوین جنبشهایی هستند که باید آنها را به حال خود گذاشت. شورای هماهنگی راه سبز امید با تمامی اعتدال و حتی محدودیتهایش باز چیزی شبیه شورای ملی مقاومت رجوی است. کنگره ملی که پیشنهاد اخیر رضا پهلوی است باز چیزی خارج از این دو شوری نیست. ایران, منجمله رژیم حاکم بر ایران, تنها به صادرات نفت متکی است. با تحریم نفت میتوان وضعیتی مشابه وضعیت عراق در زمان تحریم فروش نفت متصور شد. بعقیده من اگر فشارهای اخیر در ایران منجر به حالت انفجاری شده و جنبشی احیا شود, احزاب و گروههای سیاسی می بایست که جنبش و مردم را به حال خود بگذارند تا آنها کار را تمام کنند. پس از آن اپوزیسیون میتواند بعنوان جایگزین و آلترناتیو وارد عمل شود. درست مثل همانچیزی که در تونس اتفاق افتاد.

تنگه هرمز بستن با دار بستن فرق میکند

|

436x328_50107_149076همه دیکتاتورها شبیه یکدیگرند؛

یکی از سخنرانی های تهوع آور اخیر قذافی را به یکی از دوستان نشان میدادم که قذافی در آن به هواداران خود میگفت “از بمبهای هواپیماهای ناتو نترسید, این بمبها برای کشتن شما نیست, این بمبها تنها بمبهای صدا است”. تصور کنید که شما یک شهروند لیبی باشید و با صدای مهیب هر انفجار خانه خود را در حال لرزش ببینید و با خروج از خانه ویرانه های بجا مانده از بمبها را ببینید و بعد سخنرانی قذافی را در این رابطه بشنوید!

دوست ما با شنیدن این سخنرانی کلی خندید و گفت این یکی دیکتاتور خیلی پرت است. اما در حقیقت همه دیکتاتور ها پرت هستند. بیاد دارم که قبل از سقوط صدام حسین در یکی از کشورهای عربی وارد کتابخانه ای شدم که تقریبا 30 جلد کتاب از یک موضوع در اختیار داشت که تمامی آنها تالیف صدام حسین بودند. راستش را بخواهید تعجب کردم و بخود گفتم اگر کسی قرار است 30 جلد کتاب بنویسد وقت نمی کند صدام حسین بشود. یکی از کتابها را برداشته و از سر کنجکاوی هم که شده چند برگه از آن را ورق زدم. نکته اولی که دستگیرم شد این بود که این 30 جلد کتاب تالیف صدام حسین نیست و مجموعه سخنرانی های او است که اطرافیانش هرجا که دهان باز کرده آن را بصورت یک فصل جداگانه نوشته اند. اما یکی از حکمتهای صدام حسین در کتاب این بود که اقتصاد عراق در فلان سال از اقتصاد سوئد پیشی گرفته است چراکه عراق در آن سال موفق شد چندین هزار گلوله خمپاره بیشتر از سوئد تولید کند. حالا جدا از اینکه کشورهای پیشرفته در حال حاضر از خمپاره و گلوله خمپاره استفاده هم می کنند تا آن را تولید کنند باز یک شهروند عراقی را متصور شوید که در زمان صدام حسین با شکم گرسنه و هزار تو سری از خدا و رهبر مقدس بر سر خورده از خانه بیرون بیاید و فلا سخنرانی رهبرش را بشنود و اوضاع پیشرفته تر خود را با سوئدی ها مقایسه کند!

اگر باور نمی کنید که همه دیکتاتورها به اندازه همان قذافی پرت هستند و یک عمر در حبابی شکننده زندگی کرده اند همین رهبر فرزانه خود را تصور کنید که راست راست در دوربینهای صدا و سیما نگاه می کند و می گوید نظام تحت رهبریش برای مردم شادابی آورده است. حالا شخص دیگری را متصور نشوید چون خودتان شهروند ایرانی هستید. اگر شادابی دیدید به ما هم نشان دهید و اگر ندیدید یقینا رهبر ما هم دست کمی از قذافی ندارد.

شادابیی که دست آخر ما را خواهد کشت؛

به اخبار نگاه می کنی می بینی چین که هیچ, هند دومین کشور جهان است که در این رکود اقتصادی به دیگر کشورها وام قرض می دهد. این هند همین امروز یک قرارداد چندین میلیارد دلاری با ژاپن بست که این کشور ساخت و ساز امور زیربنایی هند را بر عهده بگیرد. راستش را بخواهید با شنیدن واژه "امور زیربنایی" بیاد مقاله دانیل ایکنسون افتادم که لب کلامش این بود که: کشورهای توسعه نیافته می توانند با اصلاحات در امور اداری و بهبودی امور زیربنایی مثل جاده, امور حمل و نقل و وسایل ارتباطات و غیره بشکلی فعال در تجارت آزاد جهانی شرکت کرده و اقتصاد خود را رونق دهند.

حالا باور بفرمایید که نظریه های این صاحب نظران هم مثل باران یکجا نعمت است و جای دیگر سیل و بلا. در هند نعمت است اما در کشور ما چند نفر آدم نظریه ندیده آن بالا نشسته اند که تا هانتینگتون دهان باز کرد و چیزی گفت آنچنان بر علیه جنگ نرم سیاستگذاری بلند مدتی کنند و کشور را با مردمش پانصد سال به عقب بکشند و همه را یا زندانی یا فراری دهند که دو سال بعد که صحت نظریه های مذکور بکلی رد شد, آقایان جایی برای اصلاح شکر خورده اشان نداشته باشند. بلکه محمود را در حلق که خوب است تا معده مردم هم فرو کرده باشند.

بهرحال, ما که مثل چینی ها شانص حکومتی را نداشتیم که حداقل اگر توی سرمان بزند ما را در امور اقتصادی تنها بگذارد. خیر, دار و ندار مملکت یکجا دست سپاه است. آقایان هم که بر بحران اقتصادی اروپا و جهان سرمایه گذاری کرده اند. حالا انگار اروپاییها هم مثل مقام معظم خودمان دست به باج دادنشان باز است.

اینبار قرار است صادرات نفت ایران را تحریم کنند. عربستان هم تعهد داد که کمبود صادرات نفت ناشی از تحریم ایران را تک و تنها جبران کند. مقام معظم رهبری هم که نه در عربستان و نه در هیچ جای جهان یک تپه گلکاری نشده باقی نگذاشته است نه برای خود فروشی دختران ایرانی, نه برای کلیه فروشی شهروندان ایرانی, نه برای بیدادی فقر و نداری که اینها جملگی جزو شادابی نظام اسلامی است, بلکه حالا که قرار است صادرات نفت تحریم شود و سپاه در تنگدستی بیافتد میخواهد تنگه هرمز را با آن چهارتا قایق روسی ببندد. یکی نیست بگوید تا این تنگه هرمز ما هم تنگه عبدالجبار نشده جل و پلاس مبارک را جمع کن که دار بستن با تگه هرمز بستن فرق می کند.

نداشتن رهبر چندان هم بد نیست

|

r778639797

جامعه شناسان تفاوت بین جنبشهای نوین و جنبشهای پیشینی (کلاسیک) چون جنبش حقوق مدنی در دهه شصت آمریکا را عمدتا با درنظر گرفتن این ویژگیها ترسیم میکنند: جنبشهای نوین در تفاوت با جنبشهای قدیم فاقد مرکز تصمیم گیری, عدم وجود ساختاری هرمی در تقسیم مسئولیتها, استفاده از تکنولوژی (اینترنت, موبایل و ستلایت) در سازماندهی انبوه شرکت کنندگان, تنوع ایده و حتی مطالبات و اینکه جنبشهای نوین بر خلاف آنچه که در گذشته روی میداد فعالیتهای خود را منعطف به یک منطقه جغرافیایی خاصی نمی کنند. نمونه این جنبشها را میتوان در سازماندهی اعتراضات ضد جهانی شدن, جنبش مصر و یا تونس یافت.

با این توضیح کوتاه جنبش سبز هم میتواند جنبشی کلاسیک باشد و هم نوین. نوین است چون حداقل در سطح خاورمیانه هم که شده, برای نخستین بار از تکنولوژی اینترنت و موبایل در سازماندهی اعتراضات خود استفاده کرد. جنبشی کلاسیک و قدیمی است چرا که بدون رهبر نتوانست ادامه حیات داده و به اهداف خود برسد. کما اینکه وجود همین مرکز تصمیم گیری یا سیاست گذاری (اردوی اصلاح طلبان در جنبش) باعث ایجاد چند دستگی در جنبش شده, اهداف آن را بغرنج و نامعلوم جلوه داده و در نهایت دستگیری رهبران ضربه سختی به کل جنبش وارد کرد.

این جنبش نتوانست تمامی طیفهای جامعه را به خود جلب کند و گفتمان جنبش جذابیت خاصی برای اقوام ایرانی, کارگران, بخش عمده ای از سکولارها و یا رویگردانان از کلیت نظام نداشت. کما اینکه جنبشهای نوین از آنجائیکه فاقد رهبر بوده و توسط معترضین اداره میشوند ظرفیت بیشتری برای جذب اکثریت معترض دارند.

جمهوری اسلامی در حال حاضر بر این مقوله سرمایه گذاری کرده است که با تحت کنترل قرار دادن اصلاح طلبان عملا احتمال بروز اعتراضات را نیز تحت کنترل خود قرار داده است. از این رو پیدایش یک جنبش تماما نوین در ایران میتواند راه گشای بسیاری از مشکلات حال حاضر معترضان سرخورده از شکست جنبش اخیر باشد.

چه باید کردهایی برای رژیم خامنه ای

|

امروز همینکه از خواب بیدار شدم به خودم گفتم پیشنهاد آقای نوریزاد برای نوشتن نامه به خامنه ای چندان هم پیشنهاد بدی نیست. این همه آدم نامه نوشتند, خب ما هم بنویسیم شاید خواند!

جناب آقای خامنه ای

همانطور که مستحضر هستید و یا شاید هم نیستید بکار بردم لفظ {رژیم خامنه ای} بخودی خود نادرست است. چرا که نه آن رژیم رژیم شماست و نه آن مملکت, مملکت صاحبداری می نماید. خدا گردن این دشمن را بشکند که میکروفون را اختراع کرد. شما پشت سر آن چیزهایی می گویید که رئیس دفترتان چیز دیگری اجرا می کند. وزارت امور خارجه سابق به کارگزارانش نفری دویست هزارتومان اضافه میدهد تا در خارج به خارجی ها لبحند بزنند و بگویند شما آدم خوبی هستید, از آنسمت یک گله آدم که نه شکل و شمایلشان شبیه مردم ایران است و نه کار و بارشان, به اسم مردم ایران به سفارت انگلستان حمله ور میشوند. این چیزها را خدای ناکرده برای این نگفتم که شما خوب و بد را تشخیص بدهید. خیر, بخاطر این گفتم که بگویم رژیم هم چندان رژیم خامنه ای نیست.

آیت الله خامنه ای

نه تنها مشکل ایران بلکه مشکل تمامی کشورهای خاورمیانه, به استثنای ترکیه و اسرائیل, همواره این بوده که یک مشت آدم کودن بر قدرت مسلط میشوند و تا روز آخری که به زور از قدرت رانده میشوند جلوی استعدادهای یک جامعه را میگیرند. این را هم باز بخاطر این نگفتم تا خدای ناکرده شما بروید و در خلوت سراغ بصیرت خود را بگیرید, خیر, برای این گفتم تا تعریفی از شغل شریف رهبری در ایران داده باشم.

مقام معظم رهبری

از آن زمان که خاتمی یک اشتباهی کرد و خود را اصلاح طلب نامید دور و بریهایتان رفتند و پول بیت المال را حیف و مال یک مشت آدم بی مروت تر از خود کردند تا مقاله و نظریه هایی برایتان بیاورند که عاقبت بغیر از شما و عیال و بیت محترمه آحاد ملت ایران را به دشمن تبدیل کند. در آن زمان از نماینده شما در فلان پادگان علیگودرز تا صدا و سیما و مجلس و قوه قضائیه و دیگر ارکان بیت محقرتان هشدار از جنگی نرم دادند. در این راستا نه آن چند نفر آدم درست و حسابی که زیر سایه استکبار جهانی دکتر و مهندس شده بوده و بقصد خدمت چند ماهی به کشور می آمدند جان سالم بدر بردند و نه آن دو سه تا سازمان نیمه جان غیر دولتی. مثلا نمونه ای از نظریه هائیکه برایتان خواندند این بود که باز شدن درهای کشورها به سیستم جهانی شدن منجر به رشد اقتصادی, رفاه و عاقبت رشد فکری شهروندان دموکراسی طلب میشود. این باعث میشود شما کنترل اطلاعاتی و حتی کنترل اقتصادی را از دست بدهید و سازمانهای بین المللی در این راستا به مردم کمک میکنند تا به دموکراسی برسند “Development Theory” .

سید علی خامنه ای

شما در این راستا دیوانه ترین و بی سوادترین آدم ممکن را که نه تنها با تمام دنیا بلکه با خود شما هم مشکل داشت را بعنوان رئیس جمهور و بهمراه بصیرت خودتان به حلقوم مردم چپاندید. بار دوم هم که رای آنها دزدیده و خشک خشک و بدون حتی یک لیوان آب این کار را تکرار کردید. اقتصاد عهد رضا شاهی مملکت را دربست به سپاه دادید و دقیقا سیاست عهد قاجاری را بکار گرفتید که “مردم را گرسنه نگاه دار و بر آنها حکومت کن”. الان هم که کف گیر به ته دیگ خورده و حالیتان هم نیست بیت محترم را تبدیل به چراغ راهنما کرده و گهی به این اصلاح طلبان چراغ سبز میدهد و گهی قرمز. اما به پیر و پیغمبر, اصلا به همان خدایی که سر جایش چهارزانو نشسته اید هر آنچه که برایتان آورده اند مثل روی ماهتان متعلق به زمان خدابیامرز مادربزرگ بنده است.

علی جان

نظریه های اینکه رشد اقتصادی و رفاه و گسترش اطلاعات منجر به دموکراسی میشود خیلی وقت است که رد شده و جای آنها نظریه ها و راهکارهای دیگری آمده. اگر اینگونه بود که الان می بایست تمامی کشورهای حوزه خلیج فارس که هم اینترنتشان از ایران سریعتر و آزادتر است و هم شهروندانشان برای خریدن آی فون و لپ تاپ و دیشهای ماهواره ای مشکلی ندارند میبایست هرکدامشان یک نروژ و فنلاندی برای خود می بودند! رشد اقتصادی در کشورهایی مثل چین, روسیه و سنگاپور نه تنها باعث تضعیف استبدادهای زرنگتر از شما نشده بلکه باعث تثبیت آنها هم شده است. همین استاد پوتینتان دیروز پریروز مثل شما انتخابات دزدید و از شما پرروتر گفت معترضان را آمریکا فرستاده. خب یاد بگیر.

لذا علی جان

می دانم که بقول ابراهیم نبوی چند سال طول میکشد تا یک تصمیم ساده بگیری. پروفسورهای دور و بر شما هم که یا نظر نمی دهند یا اگر بدهند شما را بسمت راه بمب اتم هدایت می کنند تا انشاءالله همانند کره شمالی تمام ایران را تبدیل به کویر لوت کنی اما در عوض بمب اتم داشته باشی و مستکبرین بجای تهدید با تو مذاکره کنند. از من میشنوی اینها را بینداز دور. اینگونه نمیشود که شما از یک طرف مثل چین اینترنت و ماهواره و علوم انسانی و دیگر ادوات لهو لعب را بر مردم بسته باشی و مثل سوریه اقتصاد را بر مردم بسته و آن را دربست به اطرافیان داده باشی. اینگونه پیش برود طراوت نظام اسلامیتان مردم را از آنچه که هستند افسرده تر کرده و همانطور که میدانی اروپا و جهان با رکود اقتصادی روبرو است و روز به روز حقوق پناهنگان هی کمتر میشود. خب این مردم کجا بروند؟ دست آخر باز به سیم آخر میزنند و مثل مردم مزدور سوریه باز بر سر جنابعالی خراب میشوند. از همین چین یاد بگیر که یک رموت کنترل به شما فروخت تا هواپیمای اسباب بازی آمریکای جهانخوار را بر زمین بنشانی. علی جان, تو که بر سر مردم میزنی و آزادی هایشان را گرفته ای. اقلا آنها را در امور اقتصادی راحت بگذار که اگر به نان و نوایی رسیدند در آینده فاتحه ای هم بر سر قبرت بخوانند. ما که دو سال پیش نتوانستیم و هم تو زدی لت و پارمان کردی و هم ما خومان هنوز از مرحله تو نگذشته با خودمان دعوایمان شد. حالا تو بیا و با این مستکبرین دوست شو, درهای کشور را باز کن علی جان. بخدا خطرناکه!